Loading [MathJax]/extensions/TeX/color.js

گاما رو نصب کن!

اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

میتونی لایو بذاری!
درحال دریافت اطلاعات ...

درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی با پاسخ بخش اول- فصل 2: تولید

آخرین ویرایش: 21:31   1396/09/2 56344 گزارش خطا

آیا منابع و امکانات طبیعت به طور مستقیم مورد استفاده قرار می‌گیرد؟

انسان قدرت خلق اشیا را ندارد؛ اما می‌تواند آگا‌هانه و با برنامه‌ریزی و تلاش خود در مواد، و محیط پیرامون خود تغییر ایجاد و تولید کند. در نتیجه برخلاف حیوانات، انسان‌ها در طول تاریخ به طور روز افزونی مصنوعات و محصولات مختلفی تولید کرده و تمدن‌ها ساخته‌اند.
انسان برای تهیهٔ کالا و خدمات مورد نیاز خود با استفاده از منابع و امکانات، به کار و تلاش نیاز دارد؛ به عبارت دیگر، این منابع به گونه‌ای که هست نمی‌تواند مورد استفادهٔ ما قرار گیرد و نیاز‌هایمان را برطرف کند؛ بلکه باید با برخی اقدامات و ایجاد ارزش مصرفی و مبادلاتی، به کالا‌ها و خدماتی تبدیل شود که می‌تواند نیاز‌های ما را برآورده کند.این سلسله اقدامات همان «تولید» است.
از طریق فعالیت‌های تولیدی، کالا‌ها و خدمات مورد نیاز افراد و جوامع تهیه می‌شود. محصولات کشاورزی، محصولات صنعتی و فناوری‌ها و محصولات دانش‌بنیان، حتی ایده و نوآوری‌ها، همه و همه حاصل فعالیت‌های تولیدی است.

فعالیت 1-2 (صفحه 23 کتاب درسی)

 
برای اینکه هر کالایی آمادهٔ مصرف شود، چه مراحلی را باید طی کند؟ این مراحل را فهرست کنید.

مثلاً برای تولید اتومبیل، مراحل مختلفی طی می‌شود:
الف) بهره‌برداری از معادن سنگ‌آهن  ب) حمل سنگ آهن از معادن به مجتمع فولادسازی، ج) تبدیل سنگ آهن به ورق‌های فولادی، د) حمل ورقه‌های فولادی به کارخانه اتومبیل‌سازی و تبدیل آن به قطعات مختلف بدنه اتومبیل
مثلا دیگر: برای تولید یک نوع پارچه، مراحل زیر طی می‌گردد:
مرحله‌ی اول) کشت پنبه خام، مرحله‌ی دوم) تولید پنبه پاک شده، مرحله‌ی سوم) تولید نخ، مرحله‌ی چهارم) تولید پارچه.
مثال دیگر: برای تولید کتاب:
الف) مرحله‌ی تولید چوب از جنگل، ب) مرحله‌ی چوب‌بری و تصفیه، ج) مرحله‌ی تهیه خمیر، د) مرحله‌ی تهیه‌ی کاغذ، هـ) مرحله‌ی چاپ و صفحه‌بندی.

تولید‌‌کنندگان

همه فعالان اقتصادی به نوعی تولید کنننده محصول (کالا یا خدمات) هستند؛ به عنوان مثال کشاورزان و صنعتگران، کالا تولید می‌کنند. تعمیر‌کاران، رانندگان، کارکنان دولت، مشاوران و متخصصان، بانک‌ها، بیمه‌ها و زنان خانه‌دار خدمات تولید می‌کنند. تولید کنندگان با فعالیت خود، ارزش افزوده ایجاد می‌کنند.
تولید و رسیدن به محصول چند گونه است.
انسان محصول آماده طبیعت را مستقیما برداشت می‌کند بدون اینکه کاری روی آن انجام دهد؛ مثل بهره‌برداری از علف مراتع، چوب جنگل‌ها، معادن و یا ماهی دریا‌ها. این اقدام را، که موجب مالکیت فرد می‌شود، «حیازت» می‌نامند. بدون این، اولین تولید انسان ممکن نبوده است؛ به طور مثال اولین انسانی که گندم کاشت، بذر گندم را از گندم‌های خودروی وحشی به دست آورده بود. در نوع اول تولید، انسان با در اختیار داشتن منابع و محصولات طبیعی، و همچنین با کار خود و استفاده از ابزار، منابع طبیعی را به تولید می‌رساند؛ مثل زراعت، باغبانی و پرورش ماهی. به این نوع از تولید «احیا» می‌گویند.
نوع دوم از تولید، که «صنعت» نام دارد از طبیعت و تبدیل مواد حیازت شده و یا محصولات به دست آمده از احیای منابع طبیعی و ایجاد ارزش مصرفی یا مبادلاتی در آنها به دست می‌آید؛ مثل صنایع غذایی، پوشاک، پتروشیمی و ...
نوع سوم تولید، تولید محصولاتی است که محسوس و ملموس نیست و به عبارت امروزین «محصولات نرم» به شمار می‌رود. به این دسته از تولیدات هم، که قبلا توضیح داده شد، «خدمات» می‌گویند.
برای روشن شدن موضوع و چگونگی این ارتباط به این مثال توجه کنید:
یک موسسه تولیدی به بهره‌برداری از معادن آهن اقدام می‌کند (استخراج سنگ آهن). موسسه دوم سنگ آهن را در مرحله اولیه فراوری به نرمه سنگ آهن و سپس به گندله (آهن اسفنجی) تبدیل، و آن را به مجتمع فولاد سازی عرضه می‌کند. موسسه سوم گندله‌ها را به محصولات فولادی از جمله ورق فولادی، تبدیل می‌کند. ورق‌های فولادی را کارخانه اتومبیل سازی خریداری می‌کند و با استفاده از آنها قطعات مختلف بدنه اتومبیل را تهیه می‌کند. در نهایت، اتومبیل به بازار عرضه می‌شود و در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌گیرد.
در مثال فوق مراحل تولید را می‌بینید. در هر مرحله بر ارزش محصول، افزوده می‌شود. هر موسسه‌ای بر روی محصول موسسه قبلی کار، و «ارزش افزوده» ایجاد می‌کند.

انگیزۀ تولیدکنندگان

نانوایان، خواربارفروشان، رانندگان تاکسی و صنعتگران، روزانه به کار و تولید مشغول هستند و نیاز‌های مشتریان خود را تأمین می‌کنند. انگیزه آنان از تولید چیست؟
بی تردید انگیزهٔ بسیاری از تولیدکنندگان کالا‌ها و خدمات، برطرف کردن نیاز‌های خود و خانواده و تأمین منافع شخصی است. با رشد بیشتر عقلی، افراد به منافع ملی و اجتماعی نیز می‌اندیشند و اهداف والاتری را نیز دنبال می‌کنند. بنابراین انگیزه بیشتر انسان‌ها در فعالیت‌های روزمرهٔ خود، کسب روزی حلال، خدمت به همنوعان و آبادانی و موفقیت کشور است که «عبادت» تلقی می‌شود و  ارزش بسیاری دارد؛ بدین ترتیب، رانندهٔ تاکسی در پایان یک روز تلاش می تواند با رضایت خاطر ناشی از یک روز خدمت به همشهریان و همنوعان خود به خانه برود یا خواربارفروش از اینکه کالای مورد نیاز مردم را تهیه کرده و در اختیارشان قرار داده است، احساس رضایت خاطر خواهد کرد.
در نتیجه، مجموعه‌ای از انگیزه‌های شخصی و خانوادگی مثل کسب درآمد و انگیزه‌های انسانی و ملی در تداوم و توسعه تولید دخیل است.
تولیدکنندگان و مؤسسات اقتصادی براساس انگیزه‌های خود به دو دستهٔ عمده «انتفاعی» و «غیرانتفاعی» تقسیم می شوند.

فعالیت 2-2 (صفحه 25 کتاب درسی)

 
در مورد انگیزه های تولیدکنندگانی که می شناسید (مدرسه سازان و نانوای محله و …) بحث کنید.

انگیزه و هدف تولیدکنندگان از تولید و عرضه‌ی کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، معمولاً برای کسب سود و منفعت است. البته نباید از نظر دور داشت که بسیاری از تولیدکنندگان کالاها و خدمات، علاوه بر کسب سود، اهداف مهم‌تر و با ارزش‌تری را که جنبه معنوی دارد، دنبال می‌کنند؛ مثل خدمت به همنوعان که به نوعی عبادت تلقی می‌شود و کسب رضای خداوند و رسیدن به آرامش روحی.
از مشاغل مهم، یکی نانوایی می‌باشد. صاحبان این حرفه به سود کسب شده از طریق ارائه‌ی خدمات خود چندان اعتنا نکرده و بی‌تردید انگیزه‌ی خدمت به همنوع در انتخاب این شغل بسیار مهم‌تر است.
در توضیحات داده شده، عامل اولیه‌ی انگیزه در تولیدکنندگان را انگیزه‌ی مادی و کسب سود معرفی کردیم، اما این بدان معنی نیست که تولیدکنندگان برای اقدام خویش، هیچ محرک و مشوقی دیگر نداشته‌اند، بلکه عده‌ی زیادی هستند که تحت تأثیر انگیزه‌های غیرمادی و فقط به خاطر انگیزه‌های معنوی و ارزشی دست به کار تولید و ارائه‌ی خدمات می‌زنند؛ مانند مدرسه‌سازان که این شغل به هیچ وجه سود و درآمدی ندارد و افرادی که در این راه قدم گذاشته‌اند، خدمت به همنوعان و آبادانی و موفقیت کشور را سرلوحه‌ی این عمل خود قرار داده‌اند که این عمل چیزی جز عبادت خداوند نمی‌باشد.

عوامل تولید

تولیدکنندگان برای انجام فعالیت‌های تولیدی خویش به ورودی‌های مختلفی نظیر نیروی کار، مواد اولیه، تجهیزات و سایر ملزومات نیازمندند که به آنها «نهاد‌های تولید» یا «عوامل تولید» می‌گویند. بدیهی است که تولیدکنندگان کالا‌های مختلف به نهاده‌های متفاوتی نیاز دارند؛ برای مثال، یک مؤسسهٔ تولید محصولات کشاورزی، به زمین کشاورزی، نیروی کار، آب، کود، انبار و سردخانه نیاز دارد؛ در حالی که یک مؤسسهٔ تولید محصولات صنعتی به نیروی کار، ماشین آلات، مواد اولیه و نظایر آن نیازمند است.
به طورکلی، عوامل تولید را می‌توان به سه دستهٔ اصلی منابع طبیعی، عوامل انسانی و سرمایه تقسیم کرد.
1- منابع طبیعی: در جریان تولید کالا‌ها و خدمات از امکانات و منابعی استفاده می‌کنیم که خداوند از طریق طبیعت در اختیار ما قرار داده است. در فعالیت‌های کشاورزی، زمین و در فعالیت‌های صیادی، دریا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. در فعالیت‌های صنعتی نیز از مواد خامی استفاده می‌شود که از معادن استخراج می‌شود. همهٔ این عناصر جزء منابع طبیعی شناخته می‌شود. اقتصاددانان این مجموعه را با عنوان «زمین» معرفی می‌کنند.
2- سرمایه: انسان برای بهره‌برداری از منابع طبیعی علاوه بر کار به سرمایه نیز نیازمند است. سرمایه به دو دسته «سرمایه فیزیکی» (ابزار، تجهیزات و ماشین آلات تولید) و «سرمایهٔ مالی» (پولی که به صورت منابع مالی وارد تولید شده است) تقسیم می‌شود.
به کالا‌های بادوام سرمایه‌ای که در جریان تولید به کار گرفته می‌شود، «سرمایه فیزیکی» می‌گویند.
تراکتور برای کشاورز و کامیون برای شرکت‌های حمل و نقل، سرمایه فیزیکی است. کالا‌های سرمایه‌ای در طول زمان بادوام است و خدمات آنها در جریان تولید مورد استفاده قرار می‌گیرد و تولیدکننده با آنها ارزش افزوده ایجاد می‌کند. سرمایه مالی صرف خرید یا اجارهٔ سرمایه‌های فیزیکی، زمین و یا پرداخت دستمزد به عوامل انسانی می‌شود. دقت کنید سرمایهٔ مالی مستقیماً در تولید نقش ندارد بلکه با تبدیل به عوامل تولید دیگر به تولید کمک می‌کند.
3- عوامل انسانی: تولید و فراهم آوردن محصولات مورد نیاز با استفاده از منابع طبیعی، نیازمند کار و تلاش انسان است؛ به عبارت دیگر تا تلاش انسان نباشد، منابع بیکران و با ارزش طبیعت امکان استفاده پیدا نمی‌کند؛ به همین دلیل، نقش عوامل انسانی در جریان تولید بی‌بدیل و بسیار مهم است.
عوامل مولد انسانی شامل نیروی کار (کارگر ساده)، کارفرما (صاحب کسب و کار و محصول)، مدیر، متخصص و کارآفرین1  است. گاهی از متخصصان به عنوان «سرمایه انسانی» یاد می‌شود. اگر چه هر یک از عوامل تولید در جای خود دارای اهمیت است و نقش و تأثیر هیچ یک را نمی‌توان انکار کرد، اما انسان نسبت به سایر عوامل تولید از اهمیت خاصی برخوردار است و به عنوان برترین عامل تولید به شمار می‌رود؛ زیرا وظیفهٔ ترکیب سایر عوامل تولید را نیز برعهده دارد. همچنین سرمایه فیزیکی (یا ابزار و تولید) در واقع حاصل کار گذشته انسان‌ها است.2

سازمان تولید

«سازمان تولید» جایگاه و نقش هر یک از عوامل تولید را تعیین می‌کند. بحث سازمان تولید در واقع پاسخ به این سؤال است که تولیدکننده و صاحب اصلی محصول تولیدی کیست. در این زمینه دو حالت را می‌توان در نظر گرفت:
گاهی سازمان تولید، مشارکتی است و همه عوامل تولید صاحب محصول هستند. در این صورت همه با هم در فرایند تولید مشارکت می‌کنند و محصول یا ارزش محصول به طور مساوی و یا با نسبتی تقسیم می‌شود که به توافق رسیده‌اند؛ برای مثال صاحبان زمین، بذر، تراکتور و نیروی کار همه با هم، یک واحد تعاونی کشت و صنعت راه اندازی می‌کنند و به تولید گندم می‌پردازند و عواید را نیز بین خود تقسیم می‌کنند. گاهی هم مالکیت کسب و کار تولیدی متعلق به یکی یا به صورت مشترک به برخی از عوامل تولید است؛ مثلاً صاحب سرمایه یا زمین به تنهایی مسئولیت تولید را برعهده می‌گیرد و یا مشترکاً باصاحب تراکتور «صاحب تولید» می‌شوند. در این صورت تمام منافع، خطر (ریسک) و هزینه‌های تولید بر عهده صاحب تولید است و سایر عوامل تولید، دستمزد یا اجاره می‌گیرند.

نیروی انسانی ساده نیروی انسانی نیمه ماهر نیروی انسانی ماهر (سرمایه انسانی)
نیروی انسانی ساده نیروی انسانی نیمه ماهر نیروی انسانی ماهر (سرمایه انسانی)

 

بدین ترتیب، انواع سازمان‌های تولیدی به سازمان‌های تعاونی، خصوصی، سهامی خاص و سهامی عام تقسیم می‌شود. بدیهی است توزیع درآمد بین عوامل تولید در هرصورت باید عادلانه و بر اساس میزان مشارکت آنها در تولید و قبول خطر باشد.

هزینه تولید

تولیدکنندگان برای تولید محصولات خود  اعم از کالا‌ها یا خدمات به ناچار باید هزینه کنند. آنها باید محلی را به عنوان کارگاه، مغازه یا دفترکار و همچنین ماشین آلات و سایر ابزار‌ها و سرمایه‌های فیزیکی را خریداری یا اجاره کنند و نیز مواد اولیه را بخرند و تعدادی کارگر و کارمند را نیز به استخدام خود در آورند. مبالغی را که تولید کنندگان برای تولید، صرف می‌کنند، «هزینه‌های مستقیم تولید» می‌نامند؛ برای مثال تولیدکننده گندم تا قبل از رسیدن به عایدی و خرمن، هزینه‌هایی را متقبّل می‌شود. این هزینه‌ها در واقع همان پول‌هایی است که برای خرید یا اجاره عوامل تولید به صاحبان آنها می‌پردازد؛ زمین را در اختیار می‌گیرد تا در آن به فعالیت کشاورزی بپردازد. در مقابل به صاحب زمین، که ممکن است یک شخص خاص یا دولت- به عنوان نماینده کل جامعه- باشد، «اجاره» می‌پردازد و یا نیروی انسانی را به کار می‌گیرد و در مقابل به کارگران و کارمندان خود «مزد» یا «حقوق» می‌پردازد.همچنین از سرمایه فیزیکی (تراکتور یا گاوآهن و گاو) برای فعایت تولیدی خود استفاده می‌کند و قیمت یا اجاره ابزار تولید را نیز به صاحبان آن می‌پردازند؛ بدین ترتیب در پایان تولید، همهٔ محصول و سود و زیان هر چه باشد به صاحب کار (یا صاحب کاران) می‌رسد. دقت کنید در اقتصاد اسلامی عوامل انسانی هم می‌تواند «صاحب تولید» شودو هم می‌تواند دستمزد بگیرد و در سود و زیان شریک نشود. در واقع به دلیل اهمیت انسان، دو انتخاب به وی داده شده است؛ اما صاحب سرمایه مالی یا به صورت قرض‌الحسنه در تولید مشارکت می‌کند و اجر الهی و اجتماعی می‌برد و یا به عنوان صاحب کار در سود و زیان شریک می‌شود؛ به عبارت دیگر سرمایه مالی (پول) نمی‌‌تواند مانند سرمایه فیزیکی (تراکتور) اجاره بگیرد؛ چرا که ربا در اسلام حرام است.

فعالیت 3-2 (صفحه 28 کتاب درسی)

 
فعالیت اول: به رساله عملیه مرجع تقلید خود مراجعه، و تحقیق کنید آیا

الف) عامل انسانی می‌تواند در زیان شریک شود. در رساله‌ی عملیه‌ی کلیه‌ی مراجع تقلید آمده که عوامل انسانی هم می‌تواند «صاحب تولید» شود هم می-تواند دستمزد بگیرد و در سود و زیان شریک نشود.
ب)  ابزار تولید می‌تواند در محصول و عایدی نهایی شریک شود؟ ابزار تولید مانند تراکتور می‌تواند مانند عوامل انسانی در محصول یا عایدی نهایی شریک شود.
فعالیت دوم: به سیاست اول از سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی مراجعه کنید و بر اساس مطالب این درس راهکار هایی را پیشنهاد دهید.
اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است پیشرفته، مردمی و دانش‌بنیان که در برابر تهدیدات و تکانه‌های داخلی و خارجی آسیب‌ناپذیر است و با اتکا به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های داخلی و استفاده از فرصت‌های بیرونی، نیازها و مشکلات اقتصادی را رفع می‌کند و با تحریم‌ها و تهدیدات متوقف نمی‌شود. بعضی از راهکارها شامل:
1) توجه به تولید داخلی توسط عوامل داخلی و عدم وابستگی به منابع خارجی
2) آموزش نیروهای متخصص جهت تأمین نیروی انسانی لازم برای تولید
3) توزیع عادلانه‌ی ثروت جهت توازی اقتصادی
4) مدیریت مصرف و بهره‌وری حداکثری
والبته موارد دیگر که در بخش آخر این کتاب به تفصیل بیان شده است.

درآمد و سود

تولیدکنندگان با فروش محصولات خود درآمد به دست می‌آورند. اگر میزان درآمد از هزینه بیشتر باشد، می‌گوییم تولیدکننده از فعالیت خود سود برده است. بدیهی است میزان سود برابر است با تفاوت درآمد و هزینه:

کل محصول × قیمت = درآمد

هزینه‌های مستقیم - درآمد = سود حسابداری

برای مثال، اگر تولیدکننده‌ای در طول یک دورهٔ زمانی معین  مثلاً یک سال  برای فعالیت‌های تولیدی خود ده میلیون ریال هزینه کرده باشد و کالا‌های تولید شده را دوازده میلیون ریال بفروشد، می‌گوییم دو میلیون ریال سود برده است. اگر تولیدکننده، خودش مغازه یا ابزار تولید داشته باشد و یا خودش کار کند به این عوامل تولید هزینه‌ای در ظاهر پرداخت نمی‌کند. هرچند تولیدکننده برای زمین یا تراکتور خود به ظاهر هزینه‌ای نپرداخته در واقع هزینه‌ای کرده است؛ چرا که می‌توانست آنها را به دیگری اجاره دهد و کسب درآمد کند؛ بنابراین نمی‌توان هزینه کل را بدون اینها محاسبه کرد. اقتصاددانان این هزینه غیرمستقیم را «هزینه فرصت»3 می‌نامند و هزینه‌های تولید را شامل هزینه‌های مستقیم و هزینه‌های فرصت می‌دانند.

هزینه های مستقیم و غیرمستقیم - درآمد = سود اقتصادی (سود ویژه) 4

فعالیت 4-2 (صفحه 29 کتاب درسی)

 
فعالیت: یک فرم اظهارنامهٔ مالیاتی را بررسی، و به طور فرضی تکمیل کنید.

در اظهار نامۀ مالیاتی اطلاعات گوناگونی در موارد زیر خواسته می‌شود:
اطلاعات فرد مالیات دهنده، نام شخص حقوقی، محل و تاریخ ثبت شرکت، محل اقامت قانونی، مشخصات محل فعالیت (دفتر مرکزی، شعبه، کارخانه، نمایندگی و...)، اطلاعات هویتی مدیرعامل، مجوزهای تأسیس، استهلاک، اطلاعات مربوط به سرمایه سهامداران و شرکا، سرمایه‌گذار خارجی و...

اگر درآمد‌های به دست آمده از هزینه‌های تولید کمتر باشد، تولید کننده دچار ضرر و زیان می‌شود. بنابراین تلاش می‌کند با افزایش درآمد و کاهش هزینه‌ها از وضعیت زیان، دوری کند. تولیدکننده‌ای که در مثال قبل از او یاد شد، ممکن است بتواند با صرفه جویی و افزایش بهره‌وری 5 (مثل پرهیز از استخدام نیروی کار غیرلازم یا صرفه جویی در مصرف مواد اولیه و انرژی و یا جلوگیری از ریخت و پاش‌ها)، هزینه‌های تولید را از سطح ده میلیون ریال به نه میلیون ریال کاهش دهد؛ بدون اینکه از میزان تولید بکاهد؛ به این ترتیب، او، یک میلیون ریال به سود خود اضافه کرده است.
از سوی دیگر، می‌تواند با بازاریابی برای محصولات خود، بازار خوبی فراهم کند و کالا‌هایش را با قیمت مناسب بفروشد. دراین صورت تولیدکننده مورد نظر ما با تلاش خود می‌تواند میزان درآمد حاصل از فروش را از دوازده میلیون ریال در سال به دوازده و نیم میلیون ریال افزایش دهد و بدین ترتیب، نیم میلیون ریال به سود خود اضافه کند.

 

فعالیت 5-2 (صفحه 30 کتاب درسی)

 
یک واحد تولیدی را در نظر بگیرید:

الف)  تحقیق کنید این واحد تولیدی چه هزینه هایی دارد.
یک واحد تولید کفش را در نظر می‌گیریم. این واحد تولیدی هزینه‌های مختلفی دارد که عبارت‌اند از هزینه‌ی خرید یا اجاره‌ی کارگاه- هزینه‌ی خرید ماشین-آلات- هزینه‌ی خرید مواد اولیه از قبیل چرم و نخ و...- هزینه‌ی دستمزد و حقوق و پاداش کارگران و کارمندان- هزینه‌ی آب و برق و تلفن- هزینه‌ی حمل و نقل- عوارض و مالیات‌ها- هزینه‌ی استهلاک سرمایه- که بعضی از هزینه‌های یادشده در اقتصاد تحت عنوان هزینه‌های ثابت و بعضی دیگر نیز به عنوان هزینه‌های متغیر نامیده می‌شوند.
ب)  به نظر شما، چگونه می توان سود این واحد تولیدی را افزایش داد؟
این واحد تولیدی، می‌تواند با توجه به موارد زیر سود خود را افزایش دهد:
1) عدم استخدام نیروی کار غیر لازم
2) استفاده از روش‌های بهتر و تکنولوژی پیشرفته در تولید
3) توجه به تخصص و مهارت‌های نیروی کار
4) جلوگیری از ریخت و پاش و صرفه‌جویی در مصرف مواد اولیه
5) نظارت دقیق و مستمر بر کار نیروی انسانی و افزایش کمی و کیفی تولید
6) بازاریابی (پیدا کردن بازار خوب برای فروش هرچه بیشتر کالاهای تولیدی)
7) توجه به مسائل و مشکلات نیروی انسانی شاغل در کارگاه و کوشش در جهت رفع مشکلات و نیازهای آن
8) ایجاد علاقه و انگیزه‌ی بیشتر در نیروی کار
9) افزایش سطح دانش و مهارت‌های شغلی نیروی کار از طریق آموزش‌های ضمن کار و ...

پرسش (صفحه 30 کتاب درسی)

 

1-  تولید چیست ؟
به سلسله اقداماتی که برای تبدیل منابع به کالاهای مورد نیاز صورت می‌گیرد، تولید می‌گویند.
2- آیا همهٔ محصولات تولید شده به صورت مستقیم به مصرف می رسد؟ چرا؟
خیر؛ محصولات برخی مؤسسات به صورت مستقیم به مصرف مردم می‌رسد، اما محصولات سایر مؤسسات این‌گونه نیست. چون این محصولات توسط مؤسساتی که کالاها و خدمات مورد نیاز مردم را تهیه می‌کنند، خریداری شده و در جریان تولید کالاها و خدمات مصرفی مردم مورد استفاده قرار می‌گیرند. در واقع، این محصولات به صورت غیر مستقیم بر مصرف مردم اثر می‌گذارند. مثلاً محصول مؤسسات تولیدکننده‌ی پوشاک مستقیماً به مصرف می‌رسند، اما محصول کارخانه‌ی پارچه‌بافی یا چوب‌بری و یا مجتمع فولادسازی این چنین نیست.
3- سود چیست و چگونه محاسبه می شود؟
هرچه تولیدکننده‌ای برای تولیدکالاها و خدمات مختلف، باید مقداری پول هزینه کند که به آن هزینه‌ای تولید گفته می‌شود. در مقابل چنین هزینه‌هایی، تولیدکنندگان با فروش محصولات خود مقداری پول به دست می‌آورند که به آن، درآمد گفته می‌شود. حال اگر میزان درآمد از هزینه بیشتر باشد، می‌گوییم که تولیدکننده از فعالیت خود سود برده است که به این صورت محاسبه می‌شود:       سود=هزینه-درآمد
4- تولیدکنندگان برای جلوگیری از ضرر های کوتاه مدت یا بلند مدت خود چه اقداماتی انجام می دهند؟
اگر هزینه‌ی تولید از درآمد به دست آمده بیشتر باشد، تولیدکننده متحمل ضرر و زیان می‌شود. بنابراین تلاش می‌کند با افزایش درآمد و کاهش هزینه‌ها از وضع زیان دوری کند. تولیدکننده می‌تواند با صرفه‌جویی و افزایش بهره‌وری (مثل پرهیز از استخدام و جلوگیری از ریخت و پاش) ئو همچنین بازاریابی برای محصولات بتواند از جلوگیری کند.
5-  عوامل تولید را نام ببرید.
1) منابع طبیعی 2) نیروی انسانی 3) سرمایه
6-  آیا می توان یکی از عوامل تولید را از دیگر عوامل مهم تر دانست؟ چرا؟
بله؛ نقش نیروی انسانی نسبت به سایر عوامل تولید، مهم‌تر است؛ چون تا تلاش و کار انسان نباشد، منابع بی‌کران و با ارزش طبیعت قابلیت استفاده پیدا نمی‌کنند و سرمایه‌ای حاصل نمی‌شود.
7-  پولی که تولیدکنندگان برای خرید عوامل تولید می پردازند با چه عنوان هایی نصیب خانواده ها می شود؟
اجاره، مزد یا حقوق، سود
اجاره به منابع طبیعی (مثلاً زمین) پرداخت می‌شود.
مزد یا حقوق به کارگران و کارمندان (نیروی انسانی) پرداخت می‌شود.
سود که به صاحب سرمایه تعلق می‌گیرد (که البته گاهی هم به جای سود، زیان به صاحب سرمایه تعلق می‌گیرد.)

8-  هر کسب و کاری به چند صورت می تواند سازماندهی شود؟ توضیح دهید.
به دو صورت؛ گاهی سازمان تولید مشارکتی است و همه‌ی عوامل تولید صاحب محصول هستند،  مثلاً چند نفر کمه در یک زمین کار می‌کنند، صاحبان زمین، بذر، تراکتور و نیروی کار همه با هم، یک واحد تعاونی کشت و صنعت راه‌اندازی می‌کنند و به تولید گندم می‌پردازند و عواید را بین خود تقسیم می‌کنند.
گاهی هم مالکیت کسب و کار تولیدی متعلق به یک یا چند نفر است و تمام منافع، خطر (ریسک) و هزینه‌های تولید بر عهده‌ی صاحب تولید است و سایر عوامل تولید، دستمزد یا اجاره می‌گیرند.

 


1- کار‌آفرین، نوآور و خطر‌پذیر است. در هر کسب و کاری نوآوری ضرب در خطر‌پذیری، میزان کارآفرینی را نشان می‌دهد.

2- سرمایه‌های اجتماعی (شامل اخلاق، وفای به عهد، صداقت، احترام به قانون و ...) و سرمایه معنوی هم از دیگر انواع سرمایه به شمار می‌رود که مورد توجه اقتصاد دانان است.

3- در مورد چگونگی محاسبه هزینه فرصت مثال می‌زنیم. اگر صاحب زمین در استفاده از زمین خود پنج انتخاب داشته باشد که هریک میزانی از عایدی را به وی می‌رساند قطعاً وی بیشترین عایدی را اتنخاب می‌کند و زمین خود را به آن کار تخصیص می دهد. با این انتخاب وی دومین عایدی را از دست داده است. به میزان عایدی انتخاب دوم، «هزینه فرصت» می گویند. شخصی که تصمیم گرفته با تراکتور خود کار کند، دومین انتخاب (مثل اجاره دادن آن) را از دست داده است؛ بنابراین مبلغ اجاره تراکتور، هزینه فرصت وی محسوب می‌شود.
4- در تکمیل فرم اظهار نامه مالیاتی، تولید‌ کنندگان سود ویژه خود را درج می‌کنند.
5- بهره‌وری یعنی به دست آوردن بیشترین خروجی با کمترین ورودی. دو تولید کننده که عوامل تولید یکسانی دارند، آنکه محصول بیشتری داشته باشد، بهره‌وری بیشتری داشته است.