Loading [MathJax]/extensions/TeX/color.js

گاما رو نصب کن!

اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

میتونی لایو بذاری!
درحال دریافت اطلاعات ...

درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس هفتم با پاسخ درس 9: نصیحت امام (ره)، شوق خواندن

آخرین ویرایش: 17:54   1401/01/15 116301 گزارش خطا

نصیحت امام (ره)

دانش‌آموزان یک مدرسهٔ دخترانه برای امام خمینی (ره) نامه می‌نویسند. آنها در نامه‌شان به کتاب درسی خود اشاره می‌کنند که در آن نوشته شده است، امام محمّدتقی، علیه السّلام، نامه‌ای نصیحت‌آمیز به یکی از یاران خود نوشته است. دانش آموزان می‌نویسند: «ولی اماما، ما شما را نمی‌توانیم نصیحت کنیم، زیرا شما بزرگوارید و از همهٔ گناهان به دورید. شما آن امام بت‌شکنی هستید که مدّت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده».

امام خمینی در پاسخ نامهٔ دانش آموزان که خواسته بودند آنها را نصیحت کنند، نوشتند:

باسمه تعالی

«فرزندان عزیزم، نامهٔ محبّت‌آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می‌کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرّمی درس‌هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامی که انسان‌ها را می‌سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضی کنید و به معلّم‌هایتان احترام زیاد بگذارید. سعی کنید برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشورتان مفید باشید. از خداوند، تعالی، سلامت و سعادت و ترقّی در علم و عمل برای شما نور چشمان، آرزو می‌کنم. سلام بر همهٔ شماها».

29 شهر صفر 1403 - روح الله الموسوی الخمینی

شوق خواندن

علّامه محمّدتقی جعفری، از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود. همراه دایی و برادرش به دامن طبیعت می‌رفت. طبیعت را دوست داشت و می‌کوشید از زیبایی‌های آن لذّت ببرد. او، گاه دقایقی طولانی به یک گل خیره می‌شد و نشاط عجیبی احساس می‌کرد. گاهی وقت‌ها برای شنیدن صدای پرندگان، روی تخته سنگی دراز می‌کشید و چشم‌هایش را می‌بست و به آواز آنها که با صدای رودخانه در هم می‌آمیخت، گوش می‌سپرد. از تلخ‌ترین خاطرات روزهای کودکی او، دیدن کسانی بود که با تیرکمان به صید پرنده‌ها می‌پرداختند. او از صید گنجشکی کوچک با تیرکمان، احساس بیزاری و تنفّر می‌کرد. وقتی در حیاط مدرسه می‌شنید که هم‌کلاسی‌هایش با هیجان از شکار پرنده‌ای حرف می‌زنند، با ناراحتی از آنها دور می‌شد. او شیفتهٔ طبیعت بود و از اینکه کسانی با خشونت سعی می‌کردند طبیعت زیبا و آرام را بر هم بزنند، رنج می‌برد.

از روزی که وارد مدرسه شده بود، کلاس درس را نیز مثل گشت و گذار در صحراها و باغ‌ها دوست می‌داشت. همان‌قدر که از بازی کردن لذّت می‌برد، از حلّ مسائل ریاضی، خواندن جغرافیا و علوم به وجد می‌آمد. او تعجّب می‌کرد که چرا بعضی از بچّه‌ها درس را به اندازهٔ بازی کردن دوست ندارند و موقع شنیدن و خواندن شعر، احساس شادی نمی‌کنند.

در اوّلین ساعات حضورش در قم به حرم حضرت معصومه (س) پناه برد. سر بر ضریح آن حضرت گذاشت و آرام اشک ریخت. از خداوند خواست به او در راهی که انتخاب کرده است؛ اخلاص و همّت بلند، عطا کند و به قلب نگران مادر نیز آرامش و نشاط بخشد و بیماری و کسالت او را شفا دهد.

زیارت حضرت معصومه (س) به او آرامش بخشید. باز هم شوق خواندن و عطش مطالعه در وجودش زنده شد. مشتاقانه به سوی «مدرسهٔ دارالشّفای» قم به راه افتاد. از حرم تا مدرسه راهی نبود، تنها چند قدم.

حرم، دل او را آرام می‌کرد و مدرسه، اندیشه‌اش را.

حجره‌ای ساده و کوچک نصیب او شد. حجره‌ای که فضای آن بیش از شش متر مربّع نبود و گلیم کهنه و ساده‌ای کف آن را پوشانده بود. حجره‌ای که برای محمّدتقی از همهٔ دنیا بزرگ‌تر بود. حالا می‌توانست در کلاس درس استادان مختلف، شرکت کند و هر روز تا نیمه‌های شب به مطالعه و اندیشیدن بپردازد.

علّامه جعفری، محمّد ناصری، با کاهش و اندک تغییر

خودارزیابی (صفحهٔ 84 کتاب درسی)

 

1- چرا دانش آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند؟ زیرا معتقد بودند که امام خیلی بزرگوارند و از همه‌ی گناهان به دورند.

2- چگونه می‌توان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود؟  با خواندن درس، عمل به وظایف انسانی و اسلامی، نیکو کردن اخلاق، اطاعت از پدر و مادر و احترام به معلم‌ها

3- دربارهٔ عبارت «حرم، دل او را آرام می‌کرد و مدرسه، اندیشه‌اش را» توضیح دهید. با رفتن به حرم روح او آرام می‌شد و به آسایش حقیقی می‌رسید و ذهن و فکرش را آرام می‌کرد و توانایی ذهنی‌اش را تقویت می‌کرد. خواسته‌های مذهبی‌اش را پاسخ می‌داد و راضی‌اش می‌کرد و مدرسه سوالات علمی‌اش را پاسخ‌گو بود.

دانش زبانی

نکته

- هوا روشن است.
- زهرا شاد بود.
- چای سرد شد.

چنان که می‌بینید فعل جمله‌های بالا اسنادی است. در جملهٔ اوّل روشن به هوا، در جملهٔ دوم شاد به زهرا و در جملهٔ سوم، سرد به چای نسبت داده شده است. به کلمه‌های «روشن»، «شاد» و «سرد» که به نهاد نسبت داده می‌شود، «مُسنَد» می‌گویند

کار گروهی (صفحهٔ 84 کتاب درسی)

 

1- دربارهٔ یکی از بزرگان محلّهٔ زندگی خودتان گفت‌وگو کنید.

2- قسمت‌هایی از کتابی را که دربارهٔ زندگی یکی از دانشمندان یا شهیدان است، در کلاس بخوانید و دربارهٔ آن گفت‌وگو کنید.

نوشتن (صفحهٔ 85 کتاب درسی)

 

1- در جمله‌های زیر مسند را مشخّص کرده، مُسند مناسب دیگری جایگزین آن کنید.
- علّامه جعفری کنجکاو بود. مسند (کنجکاو) = علامه جعفری فعال بود. یا علامه جعفری دقیق بود.
- او شیفتهٔ طبیعت است. مسند (شیفته) = او علاقه مند طبیعت است. او عاشق طبیعت است.

2- برای هریک از واژه‌های زیر دو کلمهٔ هم خانواده بنویسید.
درس: تدریس، مدرس، دروس، مدرسه
سعادت: سعید، مسعود
راضی: راضیه، مرضیه
طبیعت: طبیعی، طبع

3- با حروف درهم ریختهٔ زیر واژه‌هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشند و در متن درس به کار رفته باشند.
(ج - ح - م - ر - ه - ض - ی - ت)
حجره، حضرت، ضریح، حرم، محضر

4- با توجّه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید.
الف) (نصیب - نسیب): قسمت
ب) (گشت و گزار - گشت و گذار): گردش