درسنامه آموزشی زیست شناسی (1) کلاس دهم رشته تجربی با پاسخ فصل 5- گفتار 1: هم ایستایی و کلیهها
اگر در یک روز گرم تابستانی ورزش کنید عرق میکنید. احتمالاً متوجه خواهید شد که از مقدار ادرار شما کاسته خواهد شد. میدانید چرا؟ چون بدن شما در نتیجهٔ عرق کردن، آب از دست میدهد و بنابراین مقدار ادرار را کاهش میدهد تا آب از دست رفته را جبران کند.
کمبود آب، اکسیژن و مواد مغذی یا انباشته شدن مواد دفعی یاختهها مثل کربن دی اکسید و مواد دفعی نیتروژندار از جمله مواردیاند که ادامهٔ حیات را تهدید میکنند. حفظ وضعیت درونی بدن در محدودهای ثابت (همایستایی)، برای تداوم حیات، ضرورت دارد.
اگر وضعیت درونی بدن از تعادل خارج شود، بعضی مواد، بیش از حدِ لازم یا کمتر از حدِ لازم به یاختهها میرسند. بسیاری از بیماریها درنتیجۀ برهم خوردن همایستایی پدید میآیند.
کلیهها در همایستایی نقش اساسی دارند. حفظ تعادل آب، اسید - باز، یونها و نیز دفع مواد سمی و مواد زائد نیتروژندار، از جمله وظایف کلیهاند.
کلیهها
ساختار بیرونی کلیه و حفاظت از آن: کلیهها، اندامهایی لوبیایی شکلاند و به تعداد دو عدد در طرفین ستون مهرهها و پشت محوطهٔ شکمی قرار دارند. اندازۀ کلیه در فرد بالغ، تقریباً به اندازۀ مشت بستۀ اوست. به علت موقعیت قرارگیری و شکل کبد، کلیۀ راست قدری پایینتر از کلیه چپ واقع است (شکل 1).

دندهها از بخشی از کلیه محافظت میکنند. علاوه بر این، پردهای از جنس بافت پیوندی به نام کپسول کلیه، هر کلیه را در بر گرفته است (شکل 2). چربی اطراف کلیه، علاوه بر اینکه کلیه را از ضربه محافظت میکند در حفظ موقعیت کلیه نقش مهمی دارد. تحلیل بیش از حد این چربی در افرادی که برنامه کاهش وزن سریع و شدید به کار میگیرند ممکن است سبب افتادگی کلیه و تاخوردگی میزنای شود. در این صورت، فرد با خطر بسته شدن میزنای و عدم تخلیۀ مناسب ادرار از کلیه روبهرو میشود که در نهایت به نارسایی کلیه خواهد انجامید.

ساختار درونی کلیه: در برش طولی کلیه، سه ناحیۀ مشخص دیده میشود که از بیرون به درون عبارتاند از بخش قشری، بخش مرکزی و لگنچه (شکل 3).

در بخش مرکزی، تعدادی ساختار هرمی شکل دیده میشود که هرمهای کلیه نام دارند. قاعدۀ هرمها به سمت بخش قشری و رأس آنها به سمت لگنچه است. هر هرم و ناحیۀ قشری مربوط به آن را، یک لَپ کلیه مینامند.
لگنچه، ساختاری شبیه به قیف دارد. ادرار تولید شده، به آن وارد و به میزنای هدایت میشود تا کلیه را ترک کند.
فعّالیت (صفحهٔ 82 کتاب درسی)
تشریح کلیۀ گوسفند
وسایل لازم: کلیۀ گوسفند، قیچی، چاقوی جراحی، گمانه
1- یک عدد کلیۀ گوسفند تهیه کنید. اگر چربیهای اطراف آن کنده نشده باشد بهتر است.
2- در بین چربیها میزنای، سرخرگ و سیاهرگ کلیه را تشخیص دهید.
3- کپسول کلیه با بریدن قسمتی از آن، به راحتی جدا میشود.
4- با یک برش طولی در سطح محدّب کلیه، آن را باز کنید و مطابق شکل 4، بخشهای مختلف آن را تشخیص دهید.
5- در وسط لگنچه، منفذ میزنای مشخص است. با وارد کردن گمانه و جلو بردن آن درون میزنای، میتوانید اطمینان پیدا کنید که میزنای را درست تشخیص دادهاید.
در بیشتر کلیهها که چربیها اطراف آن جدا شده است. میزنای کنده شده و فقط سرخرگ از کلیه آویزان است. اگر چربیهای اطراف کلیه کنده نشده باشد با احتیاط آنها را جدا کنید و در بین آنها میزنای، سرخرگ و سیاهرگ کلیوی مانند شکل داده شده دیده میشوند. میزنای از بقیه ضخیمتر است و حالت توپری را از بیرون نشان میدهد و بافتهای تشکیل دهنده آن نرم هستند. سرخرگ دیواره ضخیمی دارد که با فشار دادن آن دوباره به حالت اول بر میگردد. سیاهرگ دیواره نازکتر و روی هم افتادهای دارند و درون آن گاهی خون دیده میشود. بعد از برش طولی و تشخیص بخش قشری و مرکزی ستونهای کلیوی را مشاهده کنید در زیر آنها رگهای بین هرمی در کنار هم قرار گرفتهاند که از روی ضخامت دیواره میتوان سرخرگ یا سیاهرگ بودن آنها را تشخیص داد. این رگها به رگهای قوسی و سپس شعاعی متصل میشوند. با قرار دادن قیچی روی این رگها و بردین ستونهای کلیوی هرمهای کلیوی مشخص و قابل شمارش میشوند. تعداد هرمها متفاوت و از 12 تا 18 عدد در دو قسمت کلیه دیده میشوند.
گُردیزه (نفرون)ها
هر کلیه از حدود یک میلیون گُردیزه تشکیل شده است که فرایند تشکیل ادرار در آنها آغاز میشود. ابتدای گُردیزه شبیه قیف است و کپسول بومن نام دارد. ادامۀ گُردیزه، لولهای شکل است و در قسمتهایی از طول خود، پیچ خوردگیهایی دارد و بر این اساس، به قسمتهای مختلفی نامگذاری میشود (شکل 4). این قسمتها به ترتیب عبارتاند از لولۀ پیچ خوردۀ نزدیک، قوس هنله که U شکل است و لولۀ پیچ خوردۀ دور که گُردیزه را به مجرای جمعکننده متصل میکند.

گردش خون در کلیه
منشأ ادرار از خون است و بنابراین بین گُردیزه و رگهای خونی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. با توجه به اینکه تبادل مواد از طریق مویرگها رخ میدهد در اینجا نیز شبکههای مویرگی را میبینیم. دو شبکۀ مویرگی در ارتباط با گُردیزه مشاهده میشود. اوّلی به نام کلافک (گلومرول) که درون کپسول بومن قرار دارد و دومی به نام دورِِ لولهای که اطراف قسمتهای دیگر گُردیزه را فراگرفته است.
به هر کلیه، یک سرخرگ وارد میشود. انشعابات این سرخرگ از فواصل بین هرمها عبور میکند و در بخش قشری به سرخرگهای کوچکتری تقسیم میشود. انشعاب انتهایی این سرخرگها، سرخرگ آوران نامیده میشود. خون از طریق سرخرگآوران به کلافک وارد میشود و از طریق سرخرگ وابران آن را ترک میکند. سرخرگ وابران در اطراف لولههای پیچخورده و قوس هنله، شبکۀ مویرگی دورِلولهای را میسازد. این مویرگها به یکدیگر میپیوندند و سیاهرگهای کوچکی بهوجود میآورند که پس از عبور از فواصل بین هرمها سرانجام سیاهرگ کلیه را میسازند. این سیاهرگ، خون را از کلیه بیرون میبرد (شکل 5).
