بازنمایی ایران و ایرانیان: تصویری که رسانهها میسازند
بازنمایی دوگانه: تصویر «ما» در مقابل تصویر «آنها»
به نظر تو، رسانههای داخلی (مثل صداوسیما) و خارجی (مثل شبکههای ماهوارهای یا خبری بینالمللی)، یک ایرانی را چطور نشان میدهند؟ آیا تصویر یکسانی ارائه میدهند؟ جواب این سؤال معمولاً «نه» است. رسانهها اغلب در حال ساختن یک مرزبندی بین «ما» (خودی) و «آنها» (غریبه) هستند.
رسانههای داخلی اغلب بر انسجام ملی، افتخارات تاریخی، فرهنگی و مذهبی تأکید میکنند. برای مثال، پوشش موفقیتهای ورزشکاران ایرانی در مسابقات بینالمللی، گاهی فراتر از یک پیروزی ورزشی نمایش داده میشود و به نمادی از مقاومت و غلبه بر مشکلات در برابر جهانیان تبدیل میشود. در این روایت، هویت ایرانی-اسلامی بهصورت یک کل به هم پیوسته و همافزا نشان داده میشود.
در مقابل، بخشی از رسانههای خارجی، بهویژه غربی، ممکن است تصویری متفاوت ارائه دهند. تمرکز این رسانهها ممکن است بیشتر بر مسائل سیاسی، تنشها یا کلیشههای از پیش تعریفشده باشد. مثلاً در پوشش اخبار ورزشی، به جای تمرکز صرف بر عملکرد ورزشی، ممکن است بر گرایشهای سیاسی ورزشکاران یا شرایط اجتماعی خاص در ایران تأکید کنند که این رویکرد به فرآیند «غیریتسازی»[2] کمک میکند. البته، این به معنای بد یا خوب بودن یک طرف نیست؛ بلکه نشان میدهد که هر رسانهای از زاویه دید و اهداف خاص خود به واقعیت نگاه میکند.
| ویژگی | رسانههای داخلی (نمونه: تلویزیون ملی) | رسانههای خارجی (نمونه: برخی شبکههای خبری بینالمللی) |
|---|---|---|
| کانون توجه اصلی | انسجام، مقاومت و افتخارات ملی-فرهنگی | سیاست، تنشها و تفاوتها |
| نمادهای پرکاربرد | پیروزی ورزشی به مثابه نماد مقاومت، میراث تاریخی، هنر ایرانی-اسلامی | اعتراضات، ورزشکاران پناهنده، چالشهای اجتماعی |
| هدف کلی روایت | تقویت حس تعلق و هویت جمعی «ما» | برجستهسازی تمایز «آنها» (ایران) از «ما» (جهان غرب) |
| تأثیر مصرف بر جوانان (بر اساس یک پژوهش) | رابطه مثبت ضریب تأثیر: 0.16+ |
رابطه منفی ضریب تأثیر: 0.23- |
رسانهها چگونه هویت ما را تحت تأثیر قرار میدهند؟
فرض کن دائماً در شبکههای اجتماعی خارجی، ویدیوهایی ببینی که فقط مشکلات اقتصادی یا محدودیتهای اجتماعی در ایران را بزرگنمایی میکنند و هیچ خبری از پیشرفتهای علمی، زندگی عادی مردم یا جشنهای شاد آنان نیست. به تدریج، ذهن تو ممکن است با این تصویر تکبعدی خو بگیرد. این یک مثال از تأثیر رسانه بر هویتسازی یا حتی بیهویتسازی است.
رسانههای جهانی (ماهواره، اینترنت) با ارائه الگوهای زندگی، ارزشها و هنجارهای متفاوت، میتوانند بر هویت فرهنگی جوانان تأثیر بگذارند. آنها ممکن است احساس تعلق به سنتها، زبان یا آداب و رسوم ملی را تحت الشعاع قرار دهند. از طرف دیگر، رسانههای داخلی سعی در تقویت همین مولفههای هویتی دارند. یک پژوهش روی جوانان تهرانی نشان داد که بین مصرف تلویزیون داخلی و سطح هویت ملی رابطه مثبت، و بین مصرف ماهواره و هویت ملی رابطه منفی وجود دارد. البته این رابطهها ساده و قطعی نیستند و عوامل زیادی مثل خانواده و آموزش نیز نقش دارند.
از صفحه نمایش تا زندگی واقعی: سینما و هویت پیچیده ایرانی
برای درک ملموستر این موضوع، بیا سراغ سینما که خود یک رسانه قدرتمند است. سینمای ایران پس از انقلاب، هم ابزاری برای ترویج ارزشهای رسمی بوده و هم فضایی برای به تصویر کشیدن پیچیدگیهای زندگی واقعی ایرانیان.
فیلمهای جنگی اولیه اغلب بر تقابل قهرمانانه «خوب» و «بد» تأکید داشتند. اما فیلمهای متأخرتری مانند «آژانس شیشهای» یا «اخراجیها»، با اینکه موضوع جنگ را پیش میگیرند، اما کلیشهها را به چالش میکشند و شخصیتهایی با دغدغهها و تضادهای درونی نشان میدهند. فیلمهای اجتماعی موفقی مثل «جدایی نادر از سیمین» نیز به دلیل به تصویر کشیدن روایتهای چندلایه و شخصیتهای چندبعدی از زندگی روزمره ایرانیان، هم در داخل و هم در خارج مورد استقبال قرار گرفتند. این فیلمها نشان میدهند که هویت ایرانی را نمیتوان در یک قالب ساده «قهرمان محض» یا «معترض محض» گنجاند. این نگاه چندوجهی، پاسخی هنرمندانه به تصاویر سادهشدهای است که گاهی از ایران ارائه میشود.
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
خیر. این نگاه، خودش یک اشتباه رایج دوقطبی است. هدف مقاله این نیست که یک طرف را کاملاً درست و طرف دیگر را کاملاً غلط معرفی کند. نکته اصلی این است که هر رسانهای، بسته به مالکیت، اهداف، ایدئولوژی و مخاطبش، بخشی از واقعیت را برجسته و بخشی دیگر را کمرنگ میکند. وظیفه ما به عنوان مخاطب هوشیار، فهمیدن این «زوایه دید»ها و تلاش برای دیدن تصویر کاملتر است.
هویت، چیزی نیست که فقط توسط رسانه به شما «داده» شود. هویت یک فرآیند فعال و پویاست. شما با مطالعه تاریخ از منابع معتبر، گفتوگو با نسلهای قبل، سفر در داخل کشور و دیدن تنوع فرهنگی آن، و مهمتر از همه، تفکر انتقادی درباره آنچه در رسانهها میبینید، هویت خود را میسازید. رسانه فقط یکی از منابع تأثیرگذار است، نه تمام آن.
این نکته بسیار مهمی است. هویت فقط در اخبار و فیلمها نیست. هویت بصری شامل الگوهای معماری شهرها، طراحی داخلی، تابلوهای مغازهها، و حتی فونتهای فارسی است که هر روز میبینیم. جهانی شدن گاهی این نشانههای بصری خاص ما را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث میشود شهرهای ما شبیه به هم شوند. توجه و حفظ این عناصر بصری منحصربهفرد، بخشی از حفظ هویت در عصر رسانه است.
رسانههای داخلی و خارجی، اغلب در یک «جنگ روایتها» برای تعریف هویت ایرانی قرار دارند. یکی بر انسجام و مقاومت تأکید میکند و دیگری ممکن است بر تفاوت و تنش. هیچکدام تصویر کاملی ارائه نمیدهند. آنچه برای نسل جوان اهمیت دارد، خروج از حالت انفعال و تبدیل شدن به یک مخاطب فعال و نقاد است. هویت واقعی، نه در پذیرش کورکورانه یک روایت رسانهای، که در گشتن به دنبال حقایق چندگانه، شناخت عمیق ریشههای تاریخی و فرهنگی خود، و در نهایت، ساخت ترکیبی هوشمندانه و انسانی از همه این تأثیرات شکل میگیرد.
پاورقی
[1]بازنمایی (Representation): به فرآیند ساخت معنا و مفهوم درباره جهان از طریق زبان، نشانهها و تصاویر گفته میشود. رسانهها با بازنمایی، واقعیت را نه منعکس، که میسازند.
[2]غیریتسازی (Othering): یک فرآیند اجتماعی است که در آن یک گروه (ما) خود را مرکز و استاندارد تعریف میکند و گروه دیگر (آنها) را متفاوت، عجیب و معمولاً پایینتر قرار میدهد. این مفهوم در نظریه پسااستعماری مورد بحث است.
[3]هویت بصری (Visual Identity): آن جنبه از هویت که از طریق عناصر دیداری مانند نشانهها، رنگها، الگوهای معماری و طراحی گرافیک بیان و شناخته میشود.
