کلیشهسازی در رسانه: از تصویر ساده تا ذهن پیچیده
کلیشه چیست و چرا به وجود میآید؟
کلیشه[1] مانند یک میانبر ذهنی عمل میکند. مغز ما برای پردازش سریعتر اطلاعات پیچیدهی دنیای اطراف، تمایل دارد افراد و پدیدهها را در دستههای سادهشده قرار دهد. رسانهها با تکرار یک ویژگی خاص برای یک گروه، این دستهبندیها را تقویت میکنند. برای مثال، اگر در ده فیلم پیاپی، شخصیت دانشمند، فردی حواسپرت و عینکی نشان داده شود، ذهن ما بهتدریج این را به عنوان «ویژگی تمام دانشمندان» ثبت میکند.
کلیشهسازی در چه حوزههایی دیده میشود؟
کلیشهها محدود به قومیت یا ملیت نیستند. آنها در نمایش بسیاری از گروههای اجتماعی در رسانهها رخنه کردهاند. در جدول زیر، نمونههای ملموسی از این پدیده را مشاهده میکنید:
| حوزه | کلیشهٔ رایج در رسانه | واقعیت پیچیدهتر | مثال ملموس |
|---|---|---|---|
| جنسیت | تمام پسرها ورزشی و بیعلاقه به درس؛ تمام دخترها احساساتی و علاقهمند به خرید. | علایق و شخصیت افراد، مستقل از جنسیت آنها، بسیار متنوع است. | تبلیغات اسباببازی: ماشین برای پسران، عروسک برای دختران. |
| شغل | دانشآموزان زرنگ همیشه عینکی و خجالتی هستند. | دانشآموزان موفق، در سایز، شکل، علایق و شخصیتهای مختلفی وجود دارند. | شخصیتهای «نِرد»[2] در فیلمها و سریالهای نوجوانانه. |
| منطقه جغرافیایی | ساکنان یک شهر خاص، همه خسیس یا همه روستاییان، ساده و بیآلایش هستند. | هر جامعهای از افراد گوناگون با ویژگیهای اخلاقی متنوع تشکیل شده است. | جوکها و طنزهای منطقهای که در فضای مجازی پخش میشوند. |
کلیشهسازی چگونه روی ما تأثیر میگذارد؟
تأثیر کلیشهها فراتر از یک تصویر ذهنی ساده است. آنها میتوانند:
۱. قضاوت ناعادلانه ایجاد کنند: اگر فقط اخبار مربوط به یک محله، دربارهٔ جرائم باشد، ممکن است بدون اینکه فردی از آنجا را بشناسیم، فرض کنیم همهٔ ساکنان آنجا مشکلدار هستند. این یک تعمیم نادرست است.
۲. فرصتها را محدود کنند: کلیشه «دختران در ریاضی ضعیفترند» ممکن است باعث شود یک دختر با استعداد، از انتخاب رشتهی ریاضی منصرف شود یا مورد تشویق کمتری قرار گیرد.
۳. عزتنفس را تحت تأثیر قرار دهند: اگر نوجوانی دائماً در رسانه ببیند که معیار زیبایی، یک ویژگی خاص فیزیکی است که او ندارد، ممکن است نسبت به بدن خود احساس نارضایتی کند.
مقابله هوشمندانه: چطور در دام کلیشه نیفتیم؟
ما میتوانیم با آگاهی، گیرندهٔ منفعل پیامهای رسانهای نباشیم. این مراحل ساده را تمرین کنید:
| مرحله | کار عملی | مثال |
|---|---|---|
| 1. شناسایی | هنگام دیدن فیلم یا تبلیغ، از خود بپرس: «آیا این نمایش، همهٔ اعضای یک گروه را شبیه هم نشان میدهد؟» | در یک سریال، آیا همهٔ افراد مسن فراموشکار و کمحوصله هستند؟ |
| 2. جستوجوی ضد مثال | در زندگی واقعی یا رسانه، به دنبال افرادی بگرد که در همان گروه هستند اما با آن کلیشه همخوانی ندارند. | یک ورزشکار حرفهای که عاشق شعر و ادبیات است؛ یک دانشمند معروف که ظاهر بسیار معمولی دارد. |
| 3. پرسشگری | منبع خبر یا محتوا را بررسی کن. آیا این رسانه برای جلب توجه بیشتر، در حال بزرگنمایی یک ویژگی است؟ | یک تیتر خبری میگوید: «دانشآموزان امروزی تنبلتر شدهاند.» آیا این براساس یک تحقیق معتبر است یا یک نظر شخصی؟ |
اشتباهات رایج و پرسشهای مهم
پاسخ: بله، این هم یک کلیشه است. حتی کلیشههای به ظاهر مثبت (مانند منظم بودن، باهوش بودن) میتوانند مضر باشند. اولاً، فشار غیرواقعی بر افراد آن گروه وارد میکنند (همهٔ ژاپنیها باید منظم باشند). ثانیاً، اگر فردی از آن گروه این ویژگی را نداشته باشد، ممکن است طرد شود یا احساس نقص کند. بهعلاوه، این کلیشهها تنوع درون یک جامعه را نادیده میگیرند.
پاسخ: چون ساختن و انتقال کلیشه، برای رسانهها آسانتر و سریعتر است. توضیح پیچیدگیهای یک فرهنگ یا شخصیت، زمان زیادی میبرد. اما با نشان دادن یک نماد آشنا (مثلاً یک شخصیت با لهجهی خاص برای نشان دادن یک قومیت)، مخاطب بلافاصله «متوجه» میشود. متأسفانه این راهحل آسان، به قیمت تحریف واقعیت تمام میشود.
پاسخ: بله، کاملاً طبیعی است زیرا مغز ما طوری طراحی شده که اطلاعات را دستهبندی کند. نکتهٔ مهم، آگاهی از این فرآیند است. اگر متوجه شدیم براساس یک کلیشه در حال قضاوت هستیم، باید مکث کنیم و از خود بپرسیم: «آیا این فرد واقعاً اینطور است یا من دارم تصویر رسانهای را به او تحمیل میکنم؟» همین آگاهی و مکث، اولین قدم برای مقابله است.
پاورقی
[1] کلیشه (Stereotype): یک باور سادهشده، کلی و غالباً افراطی دربارهٔ یک گروه از افراد که ویژگیهای فردی اعضای آن گروه را نادیده میگیرد.
[2] نِرد (Nerd): یک کلیشهٔ رایج برای توصیف فردی که بهویژه در مباحث علمی یا فنی بسیار علاقهمند و ماهر است اما در مهارتهای اجتماعی ضعیف فرض میشود.
بازنمایی (Representation): شیوهای که رسانهها از طریق آن افراد، مکانها، رویدادها یا ایدهها را به مخاطب نشان میدهند.
ادراک اجتماعی (Social Perception): شیوهای که ما براساس آن افراد و گروههای اجتماعی را درک کرده و درباره آنها قضاوت میکنیم.
