«ما فهمتُ لماذا هَجرني أحبّتي و فرَّحوا عُداتي، و أنا کنتُ أحبُّهم دائماً و أرجوهم في حیاتي!»:
نفهمیدم چرا دوستانم از من جدا شدند و دشمنانم را شاد کردند، در حالی که من همیشه آنها را دوست میداشتم و در زندگیام به آنها امیدوار میبودم!
2 )
چیزی که نفهمیدم این است که چرا دوستانم رهایم کردند و دشمنانم شاد شدند، حال آن که همیشه دوستشان میدارم و در زندگی به آنها امیدوارم!
3 )
آنچه نفهمیدم این بود که چرا دوستانم از من جدا شده دشمنانم را شاد کردند، و من دائماً آنها را دوست داشته و به آنها در زندگی امید دارم!
4 )
نمیفهمم چهطور دوستانم از من جدا شدند و دشمنانم را شاد کردند، وقتی که همیشه دوستشان داشته و در زندگیام به آنها امید داشتم!