مفهوم کدام جمله با شعر فارسی روبروی آن تناسب ندارد؟
الْوَحْدَةُ خَیْرٌ مِنْ جَلیسِ السُّوءَ: تا توانی می گریز از یار بد یار بد بدتر بوَد از مار بد.
یَومٌ لَنا و یَومٌ عَلَینا: چنین است رسم سرای درشت گهی پشت به زین و گهی زین به پشت.
مَنْ کَثْرَ کَلامُهُ کَثُرَ خَطَؤُهُ: سخن کم گوی تا در کار گیرند که در بسیار، بد بسیار گیرند.
سُکوتُ اللَّسانِ سَلامَةُ الإنسانِ: زیر زبان نهفته بوَد قدر آدمی مقدار هر کسی ز کلامش معین است.
برای دیدن پاسخ تشریحی یک گزینه را انتخاب کن یا بزن رو