در نگاه هیوم، «امکان» رویدادهایی که در تجربه با هم دیده شدهاند، چگونه فهم میشود و این نگاه چه تفاوتی با «امکان ذاتی» در فلسفهٔ اسلامی دارد؟
1 )
در هر دو، امکان یک وصف صرفاً منطقی و زبانی است و هیچ ارتباطی با ساختار واقعی ماهیتها و جهان خارج ندارد
در نگاه هیوم، امکان به «تصورپذیری» و نبود تناقض در تخیل برمیگردد؛ در فلسفهٔ اسلامی، امکان ذاتی وصف ساختار ماهیت است، مستقل از صرف تخیل ذهنی
3 )
در هر دو رویکرد، امکان نهایتاً به «عادت ذهنی» و تکرار تجربه فروکاسته میشود، ولی در فلسفهٔ اسلامی قدرت این عادت بیشتر و مؤکدتر است
4 )
در نگاه هیوم، اساساً مفهومی به نام امکان پذیرفته نمیشود؛ در فلسفهٔ اسلامی، امکان بهعنوان اصلی بدیهی و عمومی اثبات و تحلیل میشود
پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!