نوروز به «جمشید پادشاه افسانهای» نسبت داده میشود و گاهنبارها به شکرگزاری از آفرینش. اگر مورخی بخواهد خاستگاه واقعی این جشنها را بررسی کند، کدام رویکرد معتبرتر است؟
1 )
روایت اساطیری خاستگاه جشنها را دقیقاً منعکس میکند، پس باید آن را مبنای تحلیل تاریخی قرار داد
2 )
روایت اساطیری باید کنار گذاشته شود چون علمی نیست و هیچ اطلاعات تاریخی قابل استفادهای ندارد
روایت اساطیری نشاندهندۀ معنایی است که جامعه به جشن میداد، نه لزوماً خاستگاه تاریخی آن؛ هر دو لایه باید جداگانه تحلیل شوند
4 )
چون جمشید افسانهای است، نوروز هم افسانه است و برگزاری آن در دوران باستان قابل اثبات نیست
پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!