چرا رویکرد تفسیری، ملاک و معیاری برای داوری علمی دربارهٔ همهٔ لایههای قدرت، سیاست و ارزشهای سیاسی به دست نمیدهد؟
1 )
وقتی علوم اجتماعی برای مطالعهٔ هر فرهنگ مجبور باشد آن فرهنگ را فقط از منظر مردمی که آن را پذیرفتهاند ببیند، امکان مقایسه فرهنگ از دست میرود. همچنین با معنازدایی و ارزش زدایی از سیاست و قدرت و فروکاستن آنها به پدیدههای مادی، از شناخت واقعی آنها باز میماند.
2 )
زیرا با معنی زدایی و ارزش زدایی از سیاست و قدرت و فروکاستن آنها به پدیدههای مادی و فاقد معنا، از شناخت واقعی آنها باز میماند. همچنین صرفاً به توصیف ارزشهای سیاسی مختلف بسنده میکند و نمیتواند برای مقایسه آنها ملاک و معیاری به دست آورد.
3 )
با منحصر کردن علم به علوم تجربی که صرفاً موضوعات مادی و محسوس را مطالعه میکند، ارزشهای انسانی از جمله ارزشهای سیاسی را که تماماً مادی و محسوس نیستند قابل مطالعهٔ علمی نمیداند. علاوه بر این، سیاست و قدرت، خارج از ذهن مردم، وجوهی محسوس دارد که رویکرد تفسیری، توان مطالعه و بررسی آن را ندارد.
زیرا صرفاً به توصیف ارزشهای سیاسی مختلف بسنده میکند و نمیتواند برای مقایسهٔ آنها با یکدیگر ملاک و معیاری به دست آورد. علاوه بر این، سیاست و قدرت، خارج از ذهن مردم و مستقل از ادراک آنها، وجوهی محسوس و واقعی دارد که رویکرد تفسیری به علت تمرکز بر ذهنیتها، توان مطالعه و بررسی آن را ندارد.
پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!