مرد قبل از برخورد گردو، در این فکر بود که چرا خداوند:
خربزهای به آن بزرگی را روی بوتهای کوچک آفریده است.
گردویی به آن کوچکی را روی درختی بزرگ (گردو) آفریده است.
این دو مورد، نشاندهندهٔ تصور اشتباه او نسبت به «نظم و ترتیب» خلقت است. او نمیتوانست درک کند که چرا میوههای بزرگ روی گیاهان کوچک و میوههای کوچک روی درختان بزرگ قرار دارند. در واقع، او به جای درک حکمت خداوند، بر اساس ظاهر و بزرگی اجسام قضاوت میکرد و این تصور اشتباه، علت اصلی نارضایتی او از آفرینش بود.
پس از برخورد گردو، او متوجه شد که اگر خربزه روی درخت بود، میتوانست چه بلاهایی بیاورد و این باعث شد که از تصور اشتباه خود فاصله بگیرد و به حکمت خداوند پی ببرد.