منظور از درماندگی آموخته شده چیست و یک مثال بزنید.
پاسخ تشریحی :
وقتی فرد به این باور میرسد که هیچ کاری از دستش برنمیآید تا موقعیت ناگوارش را تغییر دهد، حالت او را درماندگی آموخته شده مینامند. مانند؛ وقتی بین کار خود و نتایج آن رابطه ای نبینیم دچار درماندگی آموخته شده میشویم.
مثلاً: دارو میخوریم اما سردرد ما خوب نمیشود. در این حالت میگوییم چه دارو بخوریم چه نخوریم فرقی ندارد و تلاش نمیکنیم. یعنی آموختهایم و به این باور رسیدهایم که هیچ کاری از دستمان برنمیآید تا سردرد خود را خوب کنیم. یا مثلاً تلاش میکنیم و درس میخوانیم اما نمره نمیگیریم. در این حالت میگوییم چه درس بخوانیم و چه نخوانیم فرقی ندارد و به موجودی بی تحرک و خنثی تبدیل میشویم یعنی آموختهایم و به این باور رسیدهایم که هیچ کاری از دستمان برنمیآید تا نمره بگیریم و دست از تلاش میکشیم.
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!