[درک مطلب: معمار مسجد]
حكايت زير را با دقّت بخوانيد و به سؤالها پاسخ دهيد.
در حدود ۷۰۰ سال پيش، در اصفهان، مسجد بزرگی میساختند. چند روز قبل از افتتاح مسجد، كارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرين خردهكاریها را انجام میدادند. پيرزنی از آنجا رد میشد. وقتی مسجد را ديد، به يكی از كارگران گفت: «فکر کنم يكی از منارههای مسجد كمی كج است». كارگرها خنديدند، امّا معمار كه اين حرف را شنيد، سريع گفت: «چوب بیاورید. کارگر بياوريد. چوب را به مناره تكيه بدهيد و فشار دهيد.» و مدام از پيرزن می پرسيد: «مادر، درست شد؟!» مدّتی طول كشيد تا پیرزن گفت: «بله درست شد». تشكّر كرد و دعايی كرد و رفت. كارگرها حكمت اين كار بيهوده و فشار دادن منارهها را از معمار باتجربه پرسیدند... .
بهترين عنوان برای اين داستان كدام است؟ دليل كار معمار باتجربه، در كدام گزينه آمده است؟
1 )
منارهی كج مسجد - معمار قصد داشت مسجدی بدون عيب و نقص بسازد و شهرت بيابد.
2 )
منارهی كج مسجد - معمار میخواست جلوی شايعه پراكنی پيرزن را بگيرد.
معمار و پيرزن در اصفهان - معمار میخواست جلوی شايعه پراكنی پيرزن را بگيرد.
4 )
معمار و پيرزن در اصفهان - معمار میخواست مسجدی بدون عيب و نقص بسازد و شهرت بيابد.
پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!