گاما رو نصب کن!

{{ number }}
اعلان ها
اعلان جدیدی وجود ندارد!
کاربر جدید

جستجو

پربازدیدها: #{{ tag.title }}

میتونی لایو بذاری!
نمونه سوال محتوای آموزشی آزمون آنلاین پرسش و پاسخ درسنامه آموزشی مدرسه‌یاب معلم‌ها
  تعداد مشاهده رایگان باقی مانده: 4 صفحه

 روزی مسافری خسته به شهری رسید که دروازه‌ای نداشت. هرچه گشت، نه نگهبانی دید و نه دیواری. با تعجب از رهگذری پرسید: «چگونه از خود در برابر دشمنان دفاع می‌کنید؟» مرد خندید و گفت: «ما دیواری نداریم، چون دشمنی نداریم. این‌جا هر کس دلش را چون آیینه نگاه می‌دارد؛ اگر چهره‌ای خشمگین ببیند، می‌فهمد غبار بر دل خودش نشسته است، نه بر دیگری.»  

 مسافر اندیشید و گفت: «پس این شهر دروازه‌ ندارد چون همگان نگهبان دل خویش‌اند.»

از گفت‌وگوی میان مسافر و مرد شهر، می‌توان کدام نتیجه را گرفت؟ 

1 ) 

مردم شهر برای دفاع از خود به نیروی جادویی تکیه می‌کنند.

2 )  دشمن واقعی انسان، ترس و خشم درونی اوست.

3 ) 

شهرها برای صلح پایدار باید دیوار نداشته باشند.

4 ) 

مسافر به اشتباه تصور کرده است که شهر بدون نظم است.

پاسخ تشریحی :
نمایش پاسخ

پاسخ صحیح: گزینه 2 

در متن، نبود دیوار و نگهبان نماد نبود دشمن بیرونی است. مرد شهر توضیح می‌دهد که آنان چون دلشان مثل آیینه پاک است، دشمنی ندارند. وقتی «چهره‌ای خشمگین» می‌بینند، آن را نشانه‌ی آلودگی دل خود می‌دانند یعنی منشأ دشمنی را درون خود می‌جویند نه بیرون.  
پس مفهوم پنهان متن این است که:  
 بزرگ‌ترین دشمن انسان، احساسات و تاریکی‌های درون خودش است، نه دشمن برونی.  

تحلیل ویدئویی تست

منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!

اشکان آتش پیکر