برای پاسخ به این سوال، باید بیتهایی را که به عدم نسبت صفات انسانی و مخلوق به خدا اشاره دارند، بررسی کنیم.
تحلیل گزینهها:
بیت 1: “نَبد این خلق و تو بودی، نبوَد خلق و تو باشی / نه بجنبی نه بگردی، نه بکاهی نه فزایی”
این بیت درباره عظمت خداوند است و میگوید که خلقت او بینهایت است و صفات محدود ندارند. اما به صورت مشخص اشاره نمیکند که نمیتوان هر صفتی را نسبت داد.
بیت 2: “همه عزی و جلالی، همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری، همه جودی و سخایی”
این بیت ویژگیهای خدا را فهرست میکند و نشان میدهد که صفات خداوند چون عِزّت، جلال، علم، نور، جود، سخا، همگی به او اختصاص دارند. اما بیشتر تأکید بر عظمت است تا نفی نسبت صفات است.
بیت 3: “نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو جستن، که تو در وهم نیایی”
این بیت به صفت نامتعین و تجاوز ناپذیری خدا اشاره میکند، یعنی نمیتوان صفات توصیفی برای خدا گفت، چون او با فهم بشری قابل درک نیست. این بیت به طور مستقیم بر ناپذیری نسبت صفات انسانی و محدود به خداوندمیافزاید.
بیت 4: “ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راهنمایی”
این بیت بیشتر به ستایش و راهنمایی خدا اشاره دارد، اما ناظر بر نسبت دادن صفات انسانی نیست.
نتیجهگیری: بیت 3 بهترین جواب است، چون صراحتاً میگوید که نمیتوان وصف خدا داد و او در فهم بشری نمیگنجد، که نشاندهنده این است که هر پیام یا وصفی که به خدا نسبت دهیم، محدود و نادرست است.
پاسخ نهایی: 3) نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو جستن، که تو در وهم نیایی