اسناد میگویند خداینامهها «آمیخته با افسانه و قصههای کهن بوده» اما «مطالب راجع به دورۀ ساسانی با واقعیات تاریخی انطباق دارد». این تفاوت در قابلیت اعتماد بخشهای مختلف خداینامهها چه اصل روششناختی را نشان میدهد؟
هر چه منبع تاریخی به زمان نگارش نزدیکتر باشد، دقت آن بیشتر است؛ و هر چه از زمان نگارش دورتر باشد، افسانه بیشتر جای واقعیت را میگیرد
2 )
خداینامهها منابع غیرقابل اعتمادی هستند و نباید در تحقیقات تاریخی استفاده شوند، چون بخشی از آنها افسانهای است و نمیتوان تشخیص داد کدام بخش درست است
3 )
ساسانیان تاریخنگاری بهتری داشتند و دورههای قبل اصلاً تاریخنگاری نداشتند، پس تفاوت در دقت طبیعی است و نشاندهندۀ پیشرفت تاریخنگاری در دورۀ ساسانی است
4 )
افسانهها در خداینامهها عمداً اضافه شدهاند تا تاریخ را زیباتر کنند، اما بخش ساسانی چون اخیر بود نیازی به زیباسازی نداشت و واقعی نوشته شد
پاسخ تشریحی :
تحلیل ویدئویی تست
منتظریم اولین نفر تحلیلش کنه!