آزمون شبیهساز استعداد تحصیلی و تحلیلی پایه نهم | شماره 5
یاد دارم شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشهای خفته. شوریدهای که در آن سفر همراه ما بود، نعرهای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس، آرام نیافت. ......... روز شد، گفتمش: «........ چه حالت بود؟» گفت: «بلبلان را دیدم که به نالش درآمده بودند از درخت و کبکها از کوه و ماهیان از آب؛ اندیشه کردم که مروّت نباشد همه ............ تسبیح و من .......... غفلت خفته».
