خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم

درس 24: جنگ تحمیلى رژیم بعثی حاکم بر عراق علیه ایران

بازدید30/1 K
تاریخ بروزرسانی1405/06/23

سی و یکم شهریور 1359، در حالی که مردم ایران به زندگی عادّی خود مشغول بودند، یک‌باره هواپیماهای نظامی ارتش بعثی عراق در آسمان چند شهر ایران از جمله تهران ظاهر شدند و به بمباران مناطقی از آنها پرداختند. بدین ترتیب جنگ عراق علیه ایران به‌طور رسمی شروع شد. طولی نکشید که نیروهای زمینی عراق نیز مرزهای غربی و جنوبی ایران را مورد حملهٔ همه‌جانبه قرار دادند. این در حالی بود که مردم و مسئولان ایران، به‌دلیل اشتغالات داخلی پس از انقلاب، برای مواجهه با لشکرکشی عراق، از آمادگی کافی برخوردار نبودند. با این حال، امام خمینی با صدور اعلامیه‌ای شجاعانه، تکلیف همگان را در برابر تجاوز دشمنان روشن ساختند. اکنون می‌خواهیم بدانیم، چرا صدام دست به تجاوز علیه ایران زده، و جنگ چه روندی را طی کرد و سرانجام چگونه پایان یافت.

سابقهٔ دشمنی دولتمردان عراق با ایران، به سال‌ها قبل از انقلاب باز می‌گردد. در دوران صفویان، دولت عثمانی به قصد کشورگشایی، ایران را آماج حمله‌های خود قرار داد. صفویان برای حفظ تمامیت ارضی ایران تا حدّ زیادی کوشیدند و مانع تجاوز دولت عثمانی به خاک ایران شدند.

پس از جنگ جهانی اوّل، امپراتوری عثمانی تجزیه شد و در سال 1298 ش، از ترکیب سه استان بغداد، موصل و بصره، کشوری به نام «عراق» تأسیس شد که زیر سلطهٔ مستقیم انگلستان قرار گرفت. سردمداران عراق نیز مثل پیشینیان خود، همواره نسبت به بخش‌های غربی ایران ادّعاهای واهی داشتند. تا آنجا که در سال 1338 ش عبدالکریم قاسم، رئیس جمهور عراق، ادّعا کرد خرمشهر قسمتی از خاک عراق است. حتّی پس از آن، ارتش بعثی عراق در قسمت‌های مرزی، به تجاوز به خاک ایران دست زد. در پی آن، موضوع در سازمان ملل مطرح شد و در نهایت با وساطت رئیس جمهور وقت الجزایر، «عهدنامهٔ الجزایر» در سال 1354 ش بین ایران و عراق به امضا رسید.

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تضعیف ارتش و نیروهای مسلّح و بروز بحران‌های داخلی، رژیم بعثی عراق تصور کرد که زمینهٔ خوبی برای تجاوز به میهن ما فراهم شده است و به‌دلیل وقوع انقلاب، کشور آمادگی رویارویی با جنگ خارجی را ندارد. همانند تمام انقلاب‌های جهان، شرایط ویژهٔ پس از انقلاب، حکومت اسلامی را با مسائل و مشکلات زیادی مواجه ساخته بود. به همین دلیل سردمداران رژیم بعثی عراق گمان می‌کردند با حملهٔ همه‌جانبه به ایران می‌توانند، در کمترین زمان ممکن، به اهداف از پیش تعیین شدهٔ خود برسند. آنها در حمله علیه ایران، از حمایت مادّی و معنوی برخی کشورهای عربی و نیز قدرت‌های بزرگ نظیر آمریکا، فرانسه، انگلیس و شوروی سابق برخوردار بودند. در تمام طول سال‌های جنگ نیز میزان حمایت‌هایی که از صدام می‌شد، رو به افزایش گذاشت؛ چنانکه صدّام از پیشرفته‌ترین سلاح‌های جنگی روز دنیا، حتّی سلاح‌های ممنوعهٔ شیمیایی نیز برخوردار شد و همهٔ آنها را علیه ملّت ایران به کار برد.

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 211 کتاب درسی)

 

چرا قدرت‌های بزرگ و برخی از کشورهای منطقه، در جنگ تحمیلی، به شدّت از رژیم متجاوز صدام حمایت می‌کردند؟

بنابراین رژیم متجاوز بعثی عراق با پشت‌گرمی و حمایت کشورهای دیگر، به تهاجمی همه‌جانبه علیه ایران دست زد. از آنجا که ایران هنوز آمادگی کافی برای مواجهه با جنگی بزرگ را نداشت، نیروهای زمینی صدام موفّق شدند به سرعت از مرزها بگذرند و با کشتار مردم بی‌گناه و اسارت آنها، بخش‌هایی از مناطق غربی و جنوبی کشور را اشغال کنند. ارتش بعثی صدّام قسمت‌هایی از استان‌های کرمانشاه، ایلام، کردستان و خوزستان را به اشغال خود درآورد؛ خرمشهر به اشغال آنها درآمد و شهر آبادان نیز محاصره شد. صدام به علّت نداشتن درک صحیح از میهن دوستی ایرانیان و علاقهٔ مردم به انقلاب و کشور، اعلام کرده بود که طیّ شش روز جمهوری اسلامی را نابود خواهد کرد!

ایرانیان بسیج می‌شوند

در چنین اوضاعی، امام خمینی با اعتماد به نفسی که از ایمان و شجاعت او ناشی بود، از مردم خواست تا در برابر دشمن متجاوز ایستادگی کنند و فرمان داد مردم به خصوص جوانان، آمادهٔ رویارویی با دشمن شوند. به فاصله‌ای کوتاه و به شکلی خودجوش، پیر و جوان به مراکز سپاه پاسداران روی آوردند و داوطلبانه به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. مساجد نیز به مراکز مهمّ جمع‌آوری لوازم و کمک‌های مردمی تبدیل شدند. زنان شیردل ایرانی نیز از هیچ کوششی برای کمک به دفاع ملیّ دریغ نورزیدند. پس از چند هفته، دشمن متجاوز دریافت که خیال تصرّف ایران، خام و ناپخته بوده است. پیروزی‌های پی‌درپی ایران در جبهه‌های جنگ، به تقویت وحدت ملّی در کشور انجامید. با همّت غیورمردان ایران، آبادان از محاصره خارج و خرمشهر آزاد شد. دیری نگذشت که دشمن متجاوز در بقیهٔ نقاط مرزی نیز تن به شکست‌های بزرگی داد. با شکست‌های پی‌درپی نیروهای متجاوز عراقی در صحنه‌های جنگ، برخی دولت‌های عربی و غربی، به میزان کمک‌های آشکار و پنهان خود به عراق، افزودند.

ورودی شهر خرمشهر در زمان جنگ تحمیلی

صدّام و حامیانش در جست‌وجوی چاره

در حالی که نیروهای ایرانی، پی‌درپی متجاوزان بعثی را عقب می‌راندند، صدّام ندای صلح‌خواهی و مظلوم‌نمایی سر داد. او اعلام کرد که آمادهٔ صلح با ایران است. سازمان ملل متحد نیز که باید از همان آغاز حملهٔ صدام، اقدام او را محکوم می‌کرد، امّا تحت نفوذ قدرت‌های بزرگ شرق و غرب، از این کار طفره می‌رفت، اکنون با او هم‌صدا شده بود و طرفین را به آتش‌بس - و نه عقب‌نشینی عراقی‌ها به مرزها - دعوت می‌کرد. دولتمردان ایران نمی‌توانستند چنین پیشنهادی را بپذیرند، زیرا هنوز بخش‌های زیادی از خاک ایران در تصرّف متجاوزان بعثی بود و قبول آتش‌بس موجب تثبیت حضور آنان در خاک ایران می‌شد. به‌علاوه، آنان می‌دانستند که صدام درصدد است طیّ آتش‌بس، فرصتی به‌دست آورد تا به تجدید قوا و بازسازی نیروهای خود بپردازد. از طرف دیگر، صدّام طیّ حمله به ایران، هزاران نفر از ایرانیان را قتل عام و خانواده‌های زیادی را داغ دار کرده بود. پس باید به‌عنوان آغازگر جنگ، محکوم و تنبیه می‌شد. در غیر این صورت ممکن بود، با تحریک سلطه‌جویان غربی نظیر آمریکا که به خاطر انقلاب، منافع نامشروع خویش را در ایران از دست داده بودند، از مرز دیگری ایران را مورد تجاوز قرار دهند. در آن صورت ممکن بود، مانند سال‌های جنگ‌های اوّل و دوم جهانی که به بهانهٔ هجوم نیروهای انگلیسی از جنوب، روس‌ها هم از شمال حمله می‌کردند، شوروی‌ها هم به بهانهٔ حفظ امنیت مرزهای جنوبی خود، شمال ایران را تصرّف کنند. بر اساس بعضی گزارش‌ها، پس از حملهٔ صدام به ایران، یکی از اعضای کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست شوروی پیشنهاد کرده بود که شوروی نیز آذربایجان و کردستان ایران را تصرف کند.

حملهٔ موشکی عراق به شهرهای ایران

هنگامی که صدّام با مقاومت مردم ایران مواجه شد و پیروزی‌های ایران در جبهه‌های جنگ، روزبه‌روز او را نگران‌تر ساخت، به جنایت‌های تازه‌ای دست زد. او شهرهای بی‌دفاع را مورد هجوم قرار داد. حملهٔ موشکی به شهرها با هدف شکستن روحیهٔ مقاومت مردم ایران آغاز شد. برخورد نخستین موشک دشمن به تهران در 9 اسفند 1366 به منزلهٔ آغاز مرحلهٔ جدیدی از حملات نیروهای صدام به مردم بی‌دفاع و اماکن غیرنظامی ایران بود. شهر دزفول بیش از 200 بار مورد اصابت موشک‌های غول‌پیکر قرار گرفت. علاوه بر این، دزفول بیش از 5000 بار توسّط هواپیما، راکت و توپخانهٔ دشمن بمباران شد. با وجود این، مردم مقاوم دزفول دلیرانه در برابر تجاوز دشمن ایستادگی کردند. مردم استان خوزستان و استان‌های مرزی ایلام، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان‌های غربی و شرقی و سایر استان‌ها، در طول هشت سال دفاع مقدّس، با رشادت و ایثار از خاک میهن اسلامی حفاظت کردند.

علاوه بر این، رژیم بعثی عراق در جنگ روانی، با طرح شایعهٔ استفاده از سلاح‌های شیمیایی در شهرهای بزرگ ایران، می‌کوشید تا هستهٔ مرکزی دفاعی و قدرت جمهوری اسلامی ایران را که حمایت‌های مردمی بود، کاهش دهد.

در طول مدّت جنگ شهرها، ارتش عراق موشک‌های دوربرد بسیاری به شهرهای ایران پرتاب کرد. به‌علاوه، استفاده از گازهای شیمیایی در جبهه‌های جنگ را در پیش گرفت. در چنین شرایطی، آمریکا رسماً به کمک نیروهای صدّام آمد. اعزام ناوگان جنگی به خلیج‌فارس و هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران در تیرماه 1367، از جمله اقدامات ناجوانمردانهٔ آمریکایی‌ها بود.

دزفول در پی یکی از حملات موشکی

قطعنامهٔ 598

در عرصهٔ سیاسی و بین‌المللی، وزارت خارجهٔ نوپای جمهوری اسلامی با اقدام‌های روشنگرانهٔ خود، به تدریج متجاوز بودن دولت حاکم بر عراق را به دنیا قبولاند. در قطعنامهٔ 598  شورای امنیت سازمان ملل متّحد که در تابستان 1366 ش/ 1987 م، به تصویب رسیده بود، برای نخستین‌بار پس از 7 سال از شروع جنگ، دو خواستهٔ ایران مورد توجه قرار گرفت: عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی پس از آتش‌بس و تعیین متجاوز. در نتیجه، ایران قطعنامه را پذیرفت.

مذاکرات ایران و عراق بین وزرای خارجهٔ دو کشور شروع شد و قریب دو سال به درازا کشید. سرانجام در پی ایستادگی هیئت مذاکره کنندهٔ ایرانی در حفظ حقوق ایران در اروندرود، و پافشاری بر اجرای قرارداد مرزی سال 1975 م، مذاکرات با پیروزی ایران به پایان رسید. رئیس جمهور رژیم بعثی عراق طی نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور وقت ایران حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، به اعتبار قرارداد سال 1975 م (الجزایر) صحّه گذاشت و خطِ تالوِگ در اروندرود، به‌عنوان مرز آبی دو کشور تثبیت شد؛ درحالی که هدف اصلی صدام در حمله به ایران، به‌هم زدن این قرارداد و تصرّف کلّ اروندرود بود. و این اولین بار در تاریخ 200 سالهٔ اخیر ایران بود که به‌دنبال جنگ با کشوری خارجی، حتّی یک وجب از خاک ایران جدا نشد..

ارتحال امام خمینی و رهبری آیت‌اللّه خامنه‌ای

روح بلند بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی، در شب چهاردهم خرداد 1368 به ملکوت اعلا پیوست. امام خمینی (رحمة اللّٰه علیه) که رهبری انقلاب اسلامی و تأسیس جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت، در حالی چشم از جهان فروبست که نظام جدید سیاسی کشور شکل گرفته بود، قانون اساسی به تصویب رسیده و نهادهای اصلی جمهوری اسلامی استقرار یافته بودند. حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع و سوگواری ایشان، نشان دهنده جایگاه ویژه امام در میان مردم ایران و دوستداران انقلاب اسلامی در دیگر کشورها بود.

خرداد 1368 - محل کنونی مصلای تهران؛ نمایی از مراسم تشییع ّ امام خمینی (رحمة اللٰه علیه)

بلافاصله پس از عروج ملکوتی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، مجلس خبرگان رهبری تشکیل جلسه داده و با اکثریت آرا حضرت آیت‌اللّٰه العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای را به دلیل داشتن شرایط و ویژگی‌های مندرج در اصل یکصد و نهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اجتهاد، عدالت، تقوا، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، درایت، تدبیر، شجاعت و توانمندی‌های مدیریتی لازم برای هدایت امت اسلام) به مقام رهبری برگزید. ایشان از آغاز مبارزه تا پیروزی انقلاب اسلامی، پیرو، همراه و همرزم امام‌خمینی (رحمة اللّٰه علیه) بودند و در صحنه‌های مختلف مقابله با رژیم پهلوی حضور تأثیرگذاری داشتند؛ به همین سبب مکرر دستگیر، زندانی و تبعید شدند. حضرت آیت‌اللّٰه العظمی خامنه‌ای در دوران جمهوری اسلامی و در شرایطی که کشور گرفتار توطئه‌های پیچیده دشمنان خارجی و ضدانقلاب داخلی و نیز جنگ تحمیلی بود، همواره یاوری بصیر و ثابت‌قدم برای انقلاب و حضرت امام (رحمة اللّٰه علیه) بودند و مسئولیت‌های خطیری را از جمله دو دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران بر عهده گرفتند. خبرگان ملت بر اساس چنین ویژگی‌ها و سوابقی، ایشان را برای رهبری انقلاب اسلامی، صالح، شایسته و لایق تشخیص دادند.

این انتخاب سریع و قاطع با توجه به شناخت عمومی مردم ایران از کفایت و شایستگی ایشان، هم چنین باعث شد که نگرانی مردم ایران و سایر علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی در سراسر جهان از فقدان امام خمینی، برطرف شود و نسبت به استمرار قدرت مندانهٔ نظام جمهوری اسلامی، آرامش و اعتماد عمومی حاصل گردد.

حضرت آیت اللّٰه سیدعلی خامنه‌ای نزدیک به سی‌ و هفت سال رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشتند. این سال‌ها با تحولات مهم داخلی، منطقه‌ای و جهانی همراه بود که در مقاطع مختلف، ایران را با خطرها و بحران‌های بزرگی روبه‌رو کرد. در چنین شرایطی، درایت، شجاعت و ایستادگی ایشان بر حفظ استقلال، اقتدار و تمامیت ارضی کشور، در عبور جمهوری اسلامی ایران از بسیاری از این بحران‌ها نقش مهمی داشت.در درس‌های آینده با مهم‌ترین تحولات و دستاوردهای این سال‌ها آشنا خواهید شد.

شهادت  حضرت  آیت  الله  خامنه ای

در 9 اسفند 1404، در جریان حملات گسترده آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، مجموعه‌ای که محل اقامت و فعالیت حضرت آیت‌ اللّٰه خامنه‌ای در تهران بود، هدف حمله مشترک آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و ایشان در این حمله به همراه شماری از مسئولان و فرماندهان و تعدادی از اعضای خانواده خود به شهادت رسیدند. شهادت ایشان در همان محل اقامت و در شرایطی رخ داد که ایران وارد یکی از گسترده‌ترین رویارویی‌های نظامی تاریخ جمهوری اسلامی شده بود. رهبر شهید انقلاب اسلامی تا آخرین روزهای زندگی بر همان اصولی تأکید می‌کرد که در طول دوران رهبری خود دنبال کرده بود: استقلال ایران، حفظ اقتدار ملی و ایستادگی در برابر فشار و مداخله قدرت‌های خارجی.

در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید جمهوری اسلامی در تهران، میلیون‌ها نفر از مردم ایران شرکت کردند، 15 تیر 1405

چند ماه بعد، مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در شهرهای مختلف برگزار شد. در تیرماه 1405، پیکر ایشان، با حضور ده‌ها میلیون نفر از مردم عزادار، ابتدا در تهران و قم و پس از آن در شهرهای نجف و کربلا تشییع و در 18 تیر 1405 به مشهد منتقل شده و در جوار بارگاه امام رضا (علیه السلام) به خاک سپرده شد.

نمایی از مراسم تشییع پیکر رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران در تهران، 15 تیر 1405
نمایی از مراسم تشییع پیکر رهبر جمهوری اسلامی ایران در نجف و کربلا، 17 تیر 1405

پرسش‌های نمونه (صفحه 222 کتاب درسی)

 

1- چرا در ابتدای جنگ، ارتش صدّام به پیشرفت‌های سریع در خاک ایران موفق شد؟
از آنجا که ایران هنوز آمادگی کافی برای مواجهه با جنگی بزرگ را نداشت، نیروهای زمینی صدام موفّق شدند به سرعت از مرزها بگذرند.

2- نتیجهٔ پیروزی‌های پی‌درپی ایران در جبهه‌های جنگ چه بود؟
منجربه تقویت وحدت ملی شد.

3- صدّام چه موقع ندای صلح خواهی سرداد؟
درحالی که نیروهای ایرانی، پی‌درپی متجاوزان بعثی را عقب می‌راندند، صدّام ندای صلح خواهی و مظلوم نمایی سر داد.

4- چرا در ابتدا ایران آتش‌بس را نمی‌پذیرفت؟
- زیرا هنوز بخش‌های زیادی از خاک ایران در تصرّف متجاوزان بعثی بود و قبول آتش‌بس موجب تثبیت حضور آنان در خاک ایران می‌شد؛
- آنان می‌دانستند که صدام درصدد است طی آتش‌بس، فرصتی به‌دست آورد تا به تجدید قوا و بازسازی نیروهای خود بپردازد؛
- صدّام طی حمله به ایران، هزاران نفر از ایرانیان را قتل عام و خانواده‌های زیادی را داغ‌دار کرده بود. پس باید به‌عنوان آغازگر جنگ، محکوم و تنبیه می‌شد.

اندیشه و جست‌وجو (صفحه ی 222 کتاب درسی)

 

1- در مورد قرارداد الجزایر مطلبی تهیّه کنید.

2- خاطراتی از رشادت‌های رزمندگان در جبهه‌های جنگ گردآوری و در کلاس بیان کنید.

درس 24: جنگ تحمیلی رژیم بعثی حاکم بر عراق علیه ایران