خانه
گاما

درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی

درس 10: مقاوم سازی اقتصاد

بازدید49/7 K
تاریخ بروزرسانی1401/05/18

موقعیت

هر ساله معمولاً دو ماه پایانی سال، برای بسیاری از کسب‌ و کارها، پرکار و پررونق است؛ اما امسال ظاهراً مثل هیچ سالی نیست. همه چیز دست به دست هم داده تا بیشتر شرکت‌های کسب و کار خصوصی و حتی قسمت‌هایی از بخش‌های عمومی و دولتی را آن چنان زمین بزند که دیگر توانی برای برخاستن مجدد برایشان نماند. همه اعضای خانواده محمدی به خوبی این شرایط عجیب و بی‌سابقه را حس می‌کنند. تحریم، تورم، قاچاق گسترده، رکود در بخش کشاورزی و البته ناتوانی سیستم اقتصادی کشور به خاطر وابستگی به نفت و ارز خارجی، کمر تولیدکنندگان را خرد می‌کند. وقتی که شرایط بسیار سخت می‌شود و هیچ راه خروجی باقی نمی‌ماند، یا باید منتظر بمانیم تا ذره‌ذره فشار محیط‌ ما را نابود کند یا به این فکر کنیم که تسلیم نشویم و تا آخرین لحظه تلاش کنیم. شاید همه ما یک بار این تجربه را کسب کرده باشیم که در چنین شرایطی و هنگامی که واقعا اراده می‌کنیم که با تمام توان شرایط را عوض کنیم، ناگهان دری به رویمان باز می‌شود و ورق به کلی بر می‌گردد. جالب اینجا است که این مسئله آن‌قدر برای بشر اجتناب‌ناپذیر و البته جذاب است که درون‌مایه بسیاری از کتاب‌های پرفروش جهان نیز هست. امیرعلی هم یکی از طرف‌داران جدی این دست کتاب‌هاست. برای همین حوالی یک شب دلگیر زمستانی وقتی همه توی حال نشسته بودند و سرشان را به کاری مشغول کرده بودند، امیرعلی با این جملات سکوت را شکست و سرها را از توی کتاب و گوشی و تلویزیون بالا آورد:

امیرعلی: بابا می‌شه چند کلمه باهم حرف بزنیم.
پدر (با لبخندی از روی رضایت و نهایت خستگی): چه فکر خوبی، من سراپا گوشم بابا!
امیرعلی: شما همیشه می‌گفتین نباید تسلیم بشیم! هنوزم سر حرفتون هستین؟
پدر (با ناامیدی): نمی‌دونم. شاید! چطور؟
امیرعلی: این یعنی تسلیم شدین! درسته؟
پدر فقط سری به چپ و راست تکان داد که اجازه هر برداشتی را می‌داد!
امیرعلی: ولی من یه فکری به سرم زده!
پدر (با ابروهای بالا انداخته پرسشگر): مطمئنی نتیجه می‌ده؟
امیرعلی: خب یه احتماله؛ ولی هرچی هست بهتر از تسلیم شدن و پذیرش شکسته.
پدر: موافقم، منطقیه!
امیرعلی: چرا مواد اولیه رو خودتون تولید نمی‌کنین؟
پدر: خب چون نمی‌تونیم!
امیرعلی: شما نمی‌تونین! از کجا معلوم بچه‌های دانشگاه‌های صنعتی نتونن؟ شاید به اونا بگین براتون تولید کنن.
ستایش: راست می‌گه‌ها! مگه همین موشک نبود؟ یا هسته‌ای یا لیزر. همشو خودمون تولید کردیم!
مادر: زنده باد مرد جوان من! اصلاً برای اینکه بدونین معمولاً بچه‌های دانشگاه‌های صنعتی شرکت تأسیس می‌کنن برای همین کارا، اسمش رو هم می‌گذارن شرکت‌های دانش بنیان. کارشون حل مشکلات تولید با روش‌های علمیه.
ستایش: اگر کیفیت محصول بالا باشه، هیچ تحریمی جلودارش نیست و خریدار به هر قیمتی متقاضی اون محصوله.
پدر: (که حالا دیگر داشت کم کم روحیه می‌گرفت): چقدر شماها خوب فکر می‌کنین!
امیرعلی: به جان خودم اگه به ما جوون‌ترا میدون بدین، کشورو براتون آباد می‌کنیم. فقط همه باید مثل شما به حرفمون گوش بدن همین!

گفت‌وگو در کلاس (صفحه 106 کتاب درسی)

 

1- به‌نظر شما چگونه می‌توان شرکت‌های کسب و کار را در برابر مشکلاتی نظیر رکود، بیکاری، تورم و تحریم یاری کرد؟
2- چه الگویی در تجارت ‌خارجی، اقتصاد کشور ما را قوی می‌کند و به رونق و پیشرفت می‌رساند؟

نقشه‌ راه

در این درس می‌خواهیم درباره راه‌حل خروج از شرایط پیچیده فعلی اقتصاد ایران گفت‌وگو کنیم و البته این شمایید که این درس را می‌سازید. همچنین می‌خواهیم بدانیم چه اصولی واقعا می‌تواند نجات‌بخش اقتصاد باشد. در پایان این درس خواهیم توانست:

- اصول یک اقتصاد مقاوم را درک کنیم.
- با توجه به اصل مزیت اقتصادی بیابیم که در چه حوزه‌هایی باید توانمند شویم.
- راه‌های مقابله با تحریم‌ها را بررسی کنیم.
- درباره توان داخلی برای حل مشکلات بحث کنیم.

اقتصاد و جهان پیچیده

با وجود ارتباطات گسترده‌ای که میان کشورهای جهان وجود دارد، چرا همچنان اختلاف‌ها، تهدیدها، تحریم‌ها و دشمنی‌ها پا برجاست؟ چرا برخی کشورها زیر ستم کشورهای دیگرند و چرا اقتصاد آن‌ها با مشکلات فراوانی روبه‌روست؟ واقعیت آن است که کشورهای مختلف جهان و دولت‌های آن‌ها، با وجود روابط اقتصادی پیچیده‌ای که با هم دارند، هنگام حضور در روابط جهانی، نگران منافع ملی خود نیز هستند. برخی کشورها خواهان پیشرفت دیگر کشورها نیستند و تمایل دارند، خودشان تنها کشور قدرتمند جهان باشند. کشورهای دیگر نیز یا باید در مقابل خواسته آن‌ها سر تسلیم فرود آورند و به مزرعه‌ای از گاوهای شیرده تبدیل شوند یا باید از شرافت و استقلال ملی و دینی خود دفاع کنند و در برابر زیاده‌خواهی‌ها بایستند. البته نگه داشتن این استقلال ملی و دینی بدون هزینه نیست. انواع تحریم‌های اقتصادی، سنگ‌اندازی‌ها و دشمنی‌ها، بیشتر و بیشتر خواهد شد. با این حال کشوری که نخواهد زیر بار بیگانگان برود، راه‌های قوی شدن را نیز فرا خواهد گرفت.

مسیر تاریخی اقتصاد ایران

ایران به دلیل وسعت و پهناوری جغرافیایی، برخورداری از منابع طبیعی و قرارگرفتن در چهار راه بین‌المللی، از دوران باستان جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد جهان داشته است. وجود حکومت‌ها و سلسله‌های بزرگ، لشکرکشی‌ها و جنگ‌ها، پهناوری مرزهای ایران‌باستان، جاده ابریشم و تجارت با چین و امپراتوری‌روم، از اهمیت و بزرگی اقتصاد ایران در آن دوران حکایت می‌کند. طی هفت قرن دوران شکوفایی تمدن‌اسلامی، جلوه‌هایی از پیشرفت اندیشه اقتصادی، تامین‌مالی مراکز علمی، عمران و آبادانی، تجهیز زیرساخت‌ها و موقوفات را می‌توان در اقتصاد ایران و جهان اسلام مشاهده کرد. احکام اقتصادی اسلام پایه قواعد و مقررات اقتصادهای موفق آسیای میانه، آسیای غربی و جنوب غربی، شمال آفریقا و حتی جنوب اروپا قرار گرفت. به عنوان مثال، در موقعیتی که در اروپا، بربریت حاکم بود و زنان حتی حق مالکیت نیز نداشتند، وقف نامه‌های باقی‌مانده از زنان مسلمان ایرانی، حجم عظیمی از مالکیت و سرمایه‌گذاری و مشارکت آن‌ها را در تولید نشان می‌دهد.

رونق و آبادانی اقتصاد ایران را تا اواسط حکومت صفویه می‌توان از زیربناها و عمران بندرها، بازارها، مدارس علمی، کاروانسراها، مساجد باقی‌مانده و فعالیت‌های خیریه‌ها درک کرد. در نیمه اول حکومت صفویه، علاوه بر یکپارچگی سیاسی، اقتصاد یکپارچه و مستقلی شکل گرفت که با سایر لایه‌های دینی، اجتماعی و فرهنگی کشور هماهنگی داشت؛ اما در دوره پایانی حکومت صفویه، اقتصاد ایران به تدریج رو به ضعف نهاد. حاکمان وقت از موقعیت جهان و وظایف خطیر تاریخی خود تصور درستی نداشتند و به همین دلیل نتوانستند با انتخاب روش درست و بهره‌برداری از اوضاع خاص آن زمان، جریان پیشرفت و نوسازی را آغاز کنند.

این وضعیت با تغییر و تحول سریع در اروپا و شکل‌گیری قدرت‌های بزرگ در آن قاره مصادف بود. دولت‌های اروپایی با تجهیز ناوگان خود به رقابت شدید نظامی و تجاری با یکدیگر و استعمار کشورهای دیگر پرداختند. این رقابت و همچنین استعمار کشورهای دیگر، موجب تسریع جریان توسعه این کشورها شد. آن‌ها از یک‌سو با چنگ‌انداختن بر دارایی‌های سایر ملت‌های جهان به ثروت‌اندوزی پرداختند و از سوی دیگر در رقابت با یکدیگر به نوسازی سریع صنایع و تولیدات خود اقدام کردند.

در دوران قاجار، ایران فرصت‌ طلایی خود را برای جبران کاستی‌ها، از دست داد. تلاش حاکمان صرف تحکیم پایه‌های حکومت خود، افزودن بر خزانه از طریق غارت دسترنج مردم، اعطای امتیازات به وابستگان و خادمان خود، تأمین هزینه‌های گزاف دربار، سفرهای خارجی و تجملات می‌شد. ازدست‌دادن بخش‌های مهمی‌ از سرزمین و منابع ایران، هزینه‌های شکست در جنگ، عهدنامه‌های ننگین و مبالغ جریمه‌های گزاف آن‌ها، بی‌توجهی به سرمایه‌های انسانی و اجتماعی، سیاست‌های رکودی و انقباضی، نبودن برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری اقتصادی، اعطای امتیازها به شرکت‌ها و کشورهای استعماری، تأسیس بانک‌های روسی و انگلیسی و سیل ورود کالاهای خارجی، آسیب‌های توان‌فرسایی بر اقتصاد ایران وارد کرد. اقدامات محدود مذهبی و ملی، مثل تأسیس دارالفنون و برقراری نظم مالی و اداری توسط امیرکبیر، تأسیس شرکت اسلامیه و تحریم کالاهای خارجی توسط علمای اصفهان، تحریم تنباکو و لغو قرارداد رژی و بیانیه‌هایی در حمایت از تولید ملی، متأسفانه چندان اثر بخش نبود.

عیسوی، نویسنده کتاب تاریخ اقتصادی ایران، ضعف نیروهای نظامی، ناکارآمدی تشکیلات اداری، فرسودگی نظام مالی و افول نهادهای تربیتی و آموزشی را از مشخّصات این دوره می‌داند. با این حال در برخی سال‌ها و به دنبال رشد تجارت خارجی، علائمی از پیشرفت و سازندگی مثل تأسیس جاده‌ها، بهبود خدمات پستی و خدمات انتقال وجوه بین شهرها ظاهر شد. همچنین راه‌های ارتباطی ایران با برقراری خطوط تلگراف به اروپا و راه‌افتادن کشتی‌های تجاری در دریای خزر و خلیج فارس، تا حدی رو به بهبود گذاشت.

ویژگی عمدۀ دورۀ پهلوی، جداشدن اقتصاد ایران از ابعاد هویتی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و دینی خود بود. نظم جهانی آن روز، اقتصاد ایران را به سمت وابستگی به قدرت‌های جهانی سوق داد، با این حال ضعف‌های ساختاری اقتصاد ایران همچنان پابرجا بود. حتی ایجاد زمین‌های قانونی (مثل قانون تجارت و تعاونی‌ها) و زیرساخت‌های مواصلاتی (مانند راه آهن)، گسترش مدارس و دانشگاه‌ها و بهبود نسبی بهداشت هم نتوانست اقتصاد ایران را از ضعف ساختاری و هویتی برهاند. تعدی حکومت پهلوی بر موقوفات و مالکیت‌های خصوصی و عمومی، واگذاری منابع نفتی و معدنی به بیگانگان و اجرای برنامه‌هایی موسوم به انقلاب سفید، که آخرین صدمه را به کشاورزی و اقتصاد روستایی زد، بر بیماری‌های اقتصاد ایران افزود. نوسازی و توسعۀ ایران در این زمان به صورتی سطحی و با صنایع مونتاژ انجام می‌شد و درآمدهای نفتی هم با تبدیل ایران به بازار مصرفی کالاهای کشورهای صنعتی و غفلت از اقتصاد مردمی، بر مشکلات اقتصاد ایران افزود. در این دوران، دولت حضوری گسترده در عرصه اقتصاد کشور داشت و توانست سازمان و تشکیلات خود را نوسازی کند و شکل جدیدتری به خود بگیرد؛ در عین حال، نظام نوینی در مالیات ستانی و بودجه‌بندی کشور پدید آمد و برخی شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی و انسانی بهبود یافت. از سوی دیگر در نتیجۀ افزایش درآمدهای نفتی، قدرت اقتصادی دولت افزایش یافت. در این زمان، دولت با هدف ایجاد توسعه در کشور به اجرای طرح‌های عمرانی متعدد پرداخت و به این ترتیب، بخشی از درآمدهای نفتی کشور، صرف ساخت‌ و ساز شد. بسیاری از کارخانجات بزرگ و زیرساخت‌های صنعتی در این دوران ساخته شد؛ با این حال ساختارهای اساسی اقتصاد کشور نیز زیر سلطه و برنامه‌ریزی بیگانگان قرار گرفت.

بیشتر بدانیم: غارت و قحطی

یکی از ابزارهای دولت‌های غربی برای این استثمار و غارت، تأسیس و تقویت شرکت‌های بزرگ چند ملیتی است. یکی از این نمونه‌ها، شرکت انگلیسی - هلندی هند شرقی است. گزارش زیر از کتاب نگاهی به تاریخ جهان، اثر جواهر لعل نهرو انتخاب شده است:

موقعیت انگلیسیان در شمال هند به صورتی بود که قدرت و ثروت را در دست داشتند، بدون آنکه هیچ مسئولیتی را قبول کنند. بازرگانان ماجراجوی کمپانی هندشرقی هیچ حد و فاصله‌ای میان بازرگانی قانونی و بازرگانی غیرمجاز غارت و چپاول واقعی قائل نمی‌شدند. عدم امنیت‌سیاسی و آشوب‌ها و آشفتگی‌ها و کمی باران و سیاست غارتگرانۀ انگلستان همه باهم سبب شدند که در سال 1770 قحطی عظیمی در بنگال و بیهار روی داد. گفته می‌شود که بیش از یک سوم اهالی این نواحی نابود و تلف شدند. این منظره رقت‌انگیز و مهیب را درنظر مجسم کنید که چگونه میلیون‌ها نفر از مردم آرام آرام و بر اثر گرسنگی می‌مردند. تمامی این منطقه وسیع از مردم خالی شد؛ جنگل‌ها روییدند و دهکده‌های مزروعی و مزارع کشاورزی را در خود بلعیدند. هیچ‌کس، هیچ‌کاری برای کمک به گرسنگان و قحطی‌زدگان نمی‌کرد. کمپانی‌ هندشرقی قدرت و امکان داشت؛ اما آن‌ها هیچ مسئولیت و تمایلی در خود احساس نمی‌کردند. وظیفۀ اصلی آن‌ها به‌دست آوردن پول و جمع‌آوری درآمد بود و این کار را که به نفع جیب خودشان بود، با دقت و مراقبت بسیار انجام می‌دادند. بسیار جالب است که در گزارش رسمی کمپانی گفته می‌شود با وجود قحطی شدید و با وجود آنکه بیش از یک‌سوم مردم تلف شدند، آن‌ها رقم درآمد و عایدات معمولی را از آنان که زنده بودند، گرفتند. غیرممکن است که بتوان تصور و درک کرد که این جمع‌آوری اجباری پول و درآمد از مردم قحطی‌زده و مصیبت کشیده‌ای که از چنگال قحطی جسته بودند، چقدر ظالمانه و غیرانسانی بوده است.

مشابه همین شرایط در زمان جنگ‌جهانی اول برای کشور خودمان نیز روی داده بود. نویسنده کتاب قحطی بزرگ (نسل‌کشی ایرانیان در جنگ‌جهانی اول)، در ضمن پژوهش خود اخبار و گزارش‌های دست اول و رقت‌انگیزی از نتایج حضور نیروهای نظامی بیگانه و عملیات و اقدامات آنان در ایران ارائه داده است؛ اقداماتی که با «جنایت‌ جنگی علیه غیرنظامیان» همسان و برابر بوده است. او نشان داده است که چگونه نیروهای انگلستان، در حالی که مردم یک شهر از گرسنگی به‌جان آمده بودند، آذوقه‌ای را که از شکم گرسنه همان مردم زده بودند، به هنگام عقب‌نشینی از برابر نیروهای عثمانی برای آنکه به دست حریف نیفتد، یک‌جا از میان بردند؛ و نیز چگونه ارتش انگلستان برای تدارک آذوقه مورد نیاز نفرات خود در ایران، به جای واردکردن آذوقه از هندوستان، به لطایف‌الحیل اقدام به جمع‌آوری و خرید گندم و جو و سایر مایحتاج مردم گرسنه و قحطی‌زده ایران می‌کند تا در ناوگان دریایی انگلستان جای‌خالی بیشتری برای ترابری نظامی ارتش انگلستان باقی بماند؛ زیرا واردکردن گندم از هندوستان، مستلزم حمل آن با کشتی است؛ و نیز چگونه ژنرال انگلیسی مسئول تدارک آذوقه در گفت‌وگو با دیپلمات آمریکایی از این «زرنگی» به خود می‌بالد (نگاه کنید به کتاب قحطی بزرگ (نسل‌کشی ایرانیان در جنگ‌جهانی اول)؛ محمدقلی مجد، ترجمه محمد کریمی؛ مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی).

با پیروزی انقلاب اسلامی، مردم ما به توانمندی‌های خود برای ایجاد تحول و تغییر در شیوه حکمرانی سیاسی و زندگی جمعی پی‌بردند. مردمی که تا آن روز خود را در برابر زورگویی کشورهای غربی در تعیین حاکمان و تعیین سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی‌شان، ناتوان می‌دیدند، روی پای خودشان ایستادند و خواستار استقلال و آزادی کشورشان شدند. بعد از شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی، آنچه موردنظر امام خمینی، رهبر ایران و خواسته ملت بود در قانون اساسی کشور تجلی یافت و تصویری از خطوط کلی اقتصاد مطلوب نیز در آن درج شد. در بخش اقتصادی قانون اساسی، بر آموزه‌هایی همچون اقتصاد مردمی، نفی سلطۀ بیگانگان و استقلال اقتصادی، حقوق اقتصادی شهروندان و عدالت اقتصادی تأکید شده است.

دستیابی به اهداف اقتصادی و سیاسی ملت ایران که در قانون اساسی بازتاب دارد، مستلزم غلبه بر ضعف‌ها و بیماری‌های ساختاری اقتصاد ایران است. بیماری‌هایی همچون وابستگی به درآمدهای نفتی، مصرف‌گرایی، واردات بی رویه، بهره‌وری و کارایی اندک شرکت‌های تولیدی، تورم، بیکاری و… همه و همه نیازمند تفکّر راهبردی و ارائه طرح‌های سنجیده برای اقدام و عمل است.

فعالیت فردی خارج از کلاس (صفحه 111 کتاب درسی)

 

مستند «پرزیدنت آکتور سینما» را مشاهده کنید و بخش‌های اقتصادی آن را به کلاس ارائه دهید.

اقتصاد مقاومتی و استقلال اقتصادی

اینکه کشورها در شرایط سخت پیش‌بینی نشده، چه واکنشی نشان می‌دهند، به قدرتمند بودن آن‌ها بستگی دارد. آیا ساختارهای اقتصادی یک کشور پرقدرت است؟ آیا شرکت‌های تولیدی در شرایط سخت می‌توانند نیاز کشور را برآورده کنند؟ آیا اقتصاد کشور وابسته است یا مستقل؟ پاسخ به این پرسش‌ها و پرسش‌های مشابه، در روبه‌رو شدن کشورها با شرایط سخت تحریم و تهاجم تعیین‌کننده است.

برای عبور از مشکلات اقتصادی و آسیب‌هایی که در دوران کنونی، اقتصاد ملی ما را تهدید می‌کند، مقاوم‌سازی اقتصاد و مصونیت بخشی به آن در برابر فشارها و تکانه‌های خارجی، ضروری است. اقتصاددانان با اصطلاحاتی مانند «ثبات اقتصادی» (economic stability)، «استحکام اقتصادی» (economic strenght)، «تاب‌آوری اقتصادی» (economic resilience) و «پایداری» (resistance)، بر مقاوم‌سازی اقتصادی تأکید می‌کنند. مقاوم‌سازی اقتصادی به معنای آن است که مجموع نیروهای‌مولد، شرکت‌ها، مؤسسات تولیدی و خدماتی یک کشور، روی پای خود بایستند تا بتوانند در صورت به وجود آمدن بحران، تمامی نیازهای اساسی و حیاتی‌شان را خودشان تولید و تأمین کنند و وابسته به بیگانگان نباشند. اقتصاد مقاوم، محصول خودباوری، تلاش و مجاهدت همه جانبه و فراگیر مردمان سخت‌کوشی است که حاضر نیستند زیر سایه بیگانگان زندگی کنند و به آنان وابسته باشند. رشادت‌ها و دلاوری‌های مردم ایران در طول تاریخ ثابت کرده است که ایرانیان مسلمان، از چنین قدرتی برخوردارند و هرکجا از این قدرت خود استفاده کرده‌اند، به پیشرفت‌های بزرگی دست یافته‌اند.

فعالیت گروهی در کلاس (صفحه 112 کتاب درسی)

 

لطفا کلاس را به گروه‌های چهار نفره تقسیم کنید و سپس بریده صفحاتی که در ذیل آمده و «متن مربوط به موقعیت» این درس را به دقت مطالعه کنید. سپس فرض کنید که گروه شما هیئت مدیره شرکت ایران سبز است که با مشکلات گفته شده روبه‌روست و در آستانه فروپاشی است. حال باتوجه به آنچه تاکنون آموختید، برای برون رفت از مشکلات اقتصادی شش اصل در گروه خود تدوین کنید. پس از پایان تدوین شش اصل، هر گروه نتیجه کار خود را روی تخته کلاس بنویسد و از اصول خود در برابر بقیه گروه‌ها دفاع کند. (تذکر: اصل به موضوعات کلی‌ای گفته می‌شود که مصادیق مختلفی را شامل می‌شود).

فعالیت فردی در کلاس (صفحه 115 کتاب درسی)

 

با توجه به فعالیت فوق آنچه را بین همه گروه‌ها مشترک است، در جدول زیر بنویسید.

ردیف نام اصل (به دلخواه خودتان) مفهوم و کاربرد آن
1    
2    
3    
4    
5    
6    
7    
8    
9    
10    

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است پیشرفته، مردمی و دانش‌بنیان که در برابر تهدیدات و تکانه‌های داخلی و خارجی، آسیب‌ناپذیر است و با اتکای به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های داخلی و استفاده از فرصت‌های بیرونی، نیازها و مشکلات اقتصادی را رفع می‌کند و با تحریم‌ها و تهدیدات دشمنان، به زانو در نمی‌آید. وابسته نبودن اقتصاد ملی به اقتصادهای بیگانه را می‌توان با نام استقلال اقتصادی شناخت. با این حال استقلال اقتصادی به معنای قطع ارتباط با کشورهای دیگر نیست و هر کشوری برای پیشرفت، به تعامل منطقی با کشورهای دیگر نیاز دارد. مهم آن است که این تعامل، مقتدرانه و از روی تدبیر باشد.

فعالیت فردی خارج از کلاس (صفحه 115 کتاب درسی)

 

با مراجعه به بخش‌های اقتصادی قانون اساسی و به‌ویژه اصل 43، 44 و 45، اصول کلی و ویژگی‌های اصلی قوانین اقتصادی کشورمان را شناسایی و آن را در کلاس ارائه کنید.

همچنین با مراجعه به متن اصول کلی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، عناصر و مؤلفه‌های اصلی این سیاست را فهرست کنید و آن را با آنچه در فعالیت فردی در کلاس به‌دست آورده‌اید، مقایسه کنید.

تحلیل کنید (صفحه 115 کتاب درسی)

 

از نظر شما مهم‌ترین راه‌های مقابله با تحریم‌های اقتصادی و زمینه‌سازی برای رونق کسب‌وکارهای اقتصادی کشور چیست؟

درس 10: مقاوم سازی اقتصاد