درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی
درس 7: تجارت بین الملل
موقعیت
شعار همیشگی آقای محمدی این بود که «اگه بخوای و تلاش کنی هیچدری بسته نمیمونه». از هرکسی بپرسید که آقای محمدی را در یک جمله توصیف کن، خواهد گفت: «آدم سختکوشیه». این دو مقدمه را هنگامی که باهم جمع کنیم نتیجهاش میشود: «اوضاع فعلی کارگاه». سرانجام و بعد از ماهها سختی، روی خوش تولید داشت نمایان میشد. یک پیشنهاد خوب از عمان و یکی هم از عراق برای خرید سموم زیستی به دست آقای محمدی رسیده بود. جریان ورود منابعمالی جدید به کارگاه میتوانست جان تازهای به رگهای خسته کارگاه بدهد و همین اتفاق کمکم داشت میافتاد. همه چیز خوب بود تا اینکه اتفاق جدیدی درحدود 12 هزار کیلومتری مرزهای کشورمان رخ داد. رئیس جمهور ایالاتمتحده آمریکا، تمام بانکهای ایرانی و فرایندهای نقل و انتقال مالی با ایران را تحریم کرد. طبق این تحریم صادرکنندگان ایرانی نمیتوانند هیچ پولی را از هیچکجای دنیا دریافت کنند. آقای محمدی هم، تمام محصولات سفارشی خود را تحویل داده بود و تنها بخش اندکی از پول آن را دریافت کرده بود. هیچ اتفاقی بدتر از این نمیشد. به قول قدیمیها، آب رفته را به جوی نمیتوان باز گرداند. جنس رفته بود؛ اما پولی نیامده بود! آن شب آقای محمدی پریشان تر از همیشه به خانه برگشت. هنوز چند جملهای از سلام و احوالپرسیهای معمول نگذشته بود که رو به همه گفت:
پدر (با حالت درخواست و التماس): بچهها از همتون خواهش میکنم برای کارگاه دعا کنین لطفاً.
ستایش: مگه چی شده بابا؟ انگار اوضاع خوب شده بود که؟
امیرعلی قبل از اینکه پدر حرفی بزند سریع گفت: به تحریمهای امروز ربطی داره حرفتون؟
پدر با تأسف سری به نشانه تأیید تکان داد.
ستایش: حالا چیزی نشده که! به خارجیها نفروشین! مگه مشتری کم داریم که شما این طوری غصه میخورین؟
پدر: مشکل اینجاست که فروختم؛ ولی دیگه نمیتونم پولشو زنده کنم؟
مادر: ای وای! حالا میخواین چیکار کنین؟
پدر: واقعا نمیدونم. دیگه حتی نمیتونم به قیمت قبل، مواد اولیه بخرم!
ستایش: دیگه تحریم بانک به قیمت مواد اولیه چه ربطی داره؟
امیرعلی: حتما مواد اولیهتون خارجیه، بله؟
پدر: آره باباجون، وقتی از اون طرف میاد، طرف چون داره خطر میکنه باهامون چند برابر حساب میکنه.
مادر: خب این طوری که قیمت اجناس شما هم بالا میره! اون وقت بعدش کسی ازتون میخره؟
پدر: معلومه که نه!
امیرعلی: خب خودتون مواد اولیه رو تولید کنین.
پدر: دانشش رو نداریم.
ستایش: چه کلاف سردرگمی درست کرده این تحریم!!
گفتوگو در کلاس (صفحه 70 کتاب درسی)
1- آیا اگر سفارش خارجی برای سموم زیستی نبود، آقای محمدی زودتر شکست نمیخورد؟
2- به نظر شما چه عللی باعث میشود طرف عراقی به فکر واردکردن محصول از یک کشور دیگر بیفتد؟
3- به نظر شما وجود تقاضای خارجی برای کالای تولیدی آقای محمدی چه منافعی برای او و کارگاهش به همراه داشت؟
نقشهراه
ما در این درس میخواهیم به بررسی انگیزههای تجارت میان کشورها بپردازیم و در پایان درس نیز خواهیم توانست:
- اطلاع درستی از موانع امروزی تجارت کسب کنیم.
- به الگویی مطلوب برای رفع موانع تجارت بیندیشیم.
کالاها و شرکتهای چند ملیّتی
نگاهی به اطراف خود بیندازید و با دقت بیشتری به محصولات و کالاهایی که پیرامونتان وجود دارد، نگاه کنید. آنها از کجا آمدهاند؟ چه تعدادی از آنها را شرکتهای تولیدی داخل کشور درست کردهاند و چه تعدادی از آنها، محصول کشورهای دیگرند؟ اگر قرار بود کالاها سخن بگویند و خودشان را معرفی کنند، چه میگفتند؟ شاید برخی از آنها میگفتند ما ساخته دست کارگران چینی هستیم. برخی دیگر میگفتند، ما به واسطه سرمایهگذاری سرمایهگذاران آلمانی متولد شدهایم و برخی دیگر میگفتند ما را کارگران و سرمایهگذاران ایرانی تولید کردهاند. همان طور که ما انسانها ملیت داریم، کالاها هم ملیت دارند.
بااین حال جالب است بدانید که برخی محصولات، بهویژه محصولاتی که از فناوریهای پیشرفتهتری بهرهمیبرند، ممکن است چندملیتی باشند. مثلاً سرمایهگذار آن یک شرکت آلمانی باشد ولی ساخته شده دست کارگران چینی! در این درس درباره بازیگر دیگری در میدان بازی اقتصاد سخن میگوییم. آن بازیگر، شرکتها و دولتهایی هستند که خارج از مرزهای ما زندگی میکنند، اما در زندگی اقتصادی ما اثر گذارند.
چرا تجارت با دیگر کشورها مهم است؟
فرض کنید صاحب یک شرکت بزرگ تولید پوشاک هستید و در کشور شما امکان تولید پنبه وجود ندارد یا تولید آن هزینۀ بسیار بالایی دارد. اما در عوض، کشور همسایۀ شما، زمین حاصلخیزی برای کشت پنبه دارد. شما برای اینکه هزینه تولیدتان را کاهش دهید و بتوانید با قیمت مناسبتری پوشاک خود را به بازار روانه کنید، پنبه را از کشور همسایه وارد میکنید. دراین صورت هم شما به خاطر کاهش هزینههای تولید، سود بیشتری میبرید و هم کشور همسایه شما، بابت فروش پنبههایش سود میبرد. اگر کار شما توسعه پیدا کرد، میتوانید پوشاک تولیدی خودتان را به همان کشوری که از آن پنبه وارد میکردید یا کشور دیگری صادر کنید و از این بابت نیز، کسبوکار شما رونقی خواهد گرفت.
بهطور کلی، یکسان نبودن منابع و عوامل تولید در کشورها و نیز یکسان نبودن کشورها از نظر دسترسی به فناوری یا تفاوتهای اقلیمی و آب و هوایی، از دلایلی است که باعث میشود کشورها با یکدیگر وارد مبادله شوند. همین عوامل باعث میشود تا تولید یک محصول در کشوری به صرفه باشد و در کشور دیگر، صرفه اقتصادی نداشته باشد و همین اختلاف، پایه بده-بستان دو کشور یا صادرات و واردات را تشکیل میدهد. تجارت موفق میتواند دسترسی به بازارهای وسیعتر را افزایش داده و با سودآوری بیشتر و کاهش هزینهها به افزایش رفاه کمک نماید.
اصل مزیت مطلق و نسبی در تجارت
عواملی که پیش از این مطرح شد، توان تولیدی منطقه یا کشوری را در مقایسه با منطقه یا کشور دیگر، تغییر میدهد و موجب میشود تولید یک محصول نسبت به محصولی دیگر «مقرون به صرفهتر» شود؛ به عبارت دیگر مزیت اقتصادی ایجاد کند.
دو کشور ایران و برزیل را درنظر بگیرید. برای سادگی فرض کنید:
الف) هر دو کشور به یک اندازه از نیرویکار، سرمایه و دانش فنی برخوردارند. در هر دو کشور فقط غذا و پوشاک با قیمتهای یکسان تولید میشوند.
ب) هر دو کشور اگر همه عوامل تولیدشان را با اشتغال کامل، برای تولید غذا به کار گیرند، ایران 60 واحد و برزیل 40 واحد تولید میکند.
ج) هر دو کشور اگر همه عوامل تولیدشان را با اشتغال کامل، برای تولید پوشاک به کار گیرند، ایران 30 واحد و برزیل 70 واحد تولید میکند.
در این صورت میگوییم برزیل در تولید پوشاک و ایران در تولید غذا «مزیت مطلق» (absolute advantage) دارند. در نتیجه بهتر است در محصولی که مزیت دارند، تخصص و تمرکز یابند و محصولات خود را با یکدیگر مبادله کنند.
اکنون کشور دیگری مثل کنیا را در نظر بگیرید که از نظر عوامل تولید با دو کشور ایران و برزیل یکسان است. اگر کنیا همه امکانات خود را بر تولید غذا متمرکز کند، میتواند 20 واحد غذا، و اگر به پوشاک تخصیص دهد 10 واحد پوشاک تولید کند. همانطور که میبینید کنیا در تولید غذا و پوشاک نسبت به ایران و برزیل مزیت مطلق اقتصادی ندارد؛ یعنی هیچ کدام از آن دو کالا را به صرفه تولید نمیکند؛ یا به عبارت دیگر، هزینه تمام شده هر دو کالا در کنیا از دو کشور دیگر بیشتر است و این کشور مجبور است برای تولید مقدار مشخصی از کالا، منابع بیشتری را صرف کند. آیا به نظر شما کشور کنیا به هیچ وجه امکان تخصصیشدن و حضور در تجارت جهانی را ندارد؟
اقتصاددانان در این حالت، مفهوم «مزیت نسبی» (comparative advantage) را به کار میبرند و میگویند هرچند کنیا در غذا و پوشاک، نسبت به دیگر کشورها مزیت مطلق ندارد، در کشور خود در تولید غذا نسبت به پوشاک مزیت نسبی دارد. بنابراین باید در صنعت غذا متمرکز شود و پوشاک موردنیاز خود را از برزیل وارد کند. به عبارت دیگر، هزینه فرصت تولید غذا در کشور کنیا، کمتر از هزینه فرصت تولید پوشاک است و همین امر باعث میشود تا کنیا منابع کمیاب خود را بیشتر به تولید غذا، اختصاص دهد.
اگر اصل مزیتهای مطلق و نسبی رعایت نشود؛ اولاً از منابع و سرمایهها به بهترین نحو ممکن استفاده نمیشود که به نوعی هدر رفت آنها محسوب میشود (چرا که منابع کمیاب هستند) ثانیاً با تولید محصولات کمتر و بیکیفیتتر، رفاه جامعه کاهش مییابد. صادرات کالاها به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا محصولات خود را در بازارهای بزرگتری به فروش برسانند و همچنین به منظور رقابت با تولیدکنندگان دیگر، به تلاش بیشتر برای تولید بهتر و کارآمدتر وادار شوند.
مزیت نسبی و هزینه فرصت
برای اینکه با مفهوم مزیت نسبی بهتر آشنا شوید، به مفهوم هزینه فرصت و تخصیص بهینۀ منابع کمیاب، که پیش از این آموختیم، فکر کنید. فرض کنید در رشته حقوق تحصیل کردهاید و اکنون یک وکیل ماهر، متخصص و مشهور هستید و در دفتر وکالت خود مشاوره حقوقی میدهید. شما برای مشاوره حقوقی، هر ساعت مبلغ 200 هزار تومان از مشتریان دریافت میکنید. اکنون چند روزی است که به فکر استخدام یک منشی هستید که کارهایی همچون جوابدادن به تلفن یا حروفچینی برخی از نامهها را انجام دهد. این منشی برای انجام امور اداری، ساعتی 50 هزار تومان، دستمزد میگیرد. با این حال ممکن است با خودتان چنین بیندیشید که من خودم این اموراداری ساده را میتوانم انجام دهم و نیازی به استخدام منشی نیست. دراین صورت ساعتی 50 هزار تومان در هزینهها صرفهجویی میکنم. آیا این انتخاب شما منطقی است؟ برای پاسخ، این نکته را درنظر بگیرید که هر یک ساعتی که میخواهید به امور اداری اختصاص دهید، برای شما 200 هزار تومان ارزش دارد. در این صورت شما بهجای سود، 150 هزار تومان ضرر کردهاید! شما در انجام امور ساده اداری دارای مزیتنسبی نیستید؛ چون یک وکیل ماهر و متخصصاید!

دولتها و تجارت بینالملل
با وجود منافع قابل توجهی که تجارت بینالملل برای کشورها دارد؛ اما در عمل دولتهای گوناگون با روند تجارت بینالملل یکسان برخورد نکردهاند. یک کشور ممکن است با مشکلات خاص خود مواجه باشد و کشور همسایهاش، مشکلات و مسائل متفاوتی داشته باشد. همچنین آرمانها و چشم اندازهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشورها ممکن است تفاوتهای قابل توجهی داشته باشد. همین امور موجب میشود تا دولتها در طول تاریخ و در شرایط گوناگون، برخوردهای گوناگون و گاه متعارضی با مسئلۀ تجارت بینالملل داشته باشند.
گاهی دولتها برای حمایت از صنایع داخلی خود و کاهش وابستگی اقتصادی به کشورهای دیگر، تعرفههای گوناگونی بر واردات برخی از کالاها وضع میکنند و گاهی در جهت گسترش روابط اقتصادیشان با کشورهایی که دیدگاههای نزدیک سیاسی با یکدیگر دارند، پیمانهای تجاری وضع میکنند و تعرفهها را کاهش میدهند. مجددا ممکن است با بروز اختلافات سیاسی یا اقتصادی، تعرفهها را برقرار کنند و پیمانهای قبلی را نقض کنند. کشور انگلستان در سال 1701، قانونی را در مجلس خود تصویب کرد که براساس آن واردات هر نوع پوشاک با ابریشم ایرانی یا هندی یا چینی به کشور را ممنوع اعلام میکرد. این قانون در حمایت از صنعت منسوجات داخلی انگلستان صورت گرفته بود. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم، کشورهای آلمان و اروپای شرقی و ایالاتمتحده درجهت تقویت و حمایت از صنایع داخلی خود، تعرفههای حمایتی متعددی بر کالاهای وارداتی وضع کردند. در دوره بین دو جنگجهانی، کارگران و تولیدکنندگان، کنگره آمریکا را متقاعد کردند که تعرفههای گمرکی را تا 52 درصد افزایش دهد. البته سایر کشورها نیز به تلافی این اقدام، تجارت خود را با آمریکا کاهش دادند. ایالاتمتحده در دهه 70 قرن بیستم نیز مجدداً به سیاستهای حمایتگرایانه در مقابل تجارت آزاد روی آورد.
سازمانهای بینالمللی که در قرن بیستم شکل گرفت، مجموعهای از این پیمانهای تجاری بود که با فراز و نشیبهای گوناگونی همراه بود. مثلاً سیاستهای حمایتگرایانه ایالاتمتحده و برخی کشورهای اروپایی باعث به وجود آمدن مشکلاتی شده بود. کنفرانس پولی و مالی سازمان ملل (برتنوودز) (Bretton woods) در سال 1944 تشکیل شد و نتیجه آن تشکیل بانک جهانی توسعه و صندوق بینالمللی پول بود. همچنین در سال 1947، 23 کشور برای جلوگیری از اقدامات حمایتگرایانۀ کشورها علیه یکدیگر و حفظ روابط تجاری بین خودشان قراردادی غیررسمی را امضا کردند که به نام قرارداد «گات» (GATT: General Agreement Tariffs and Trade)، مشهور شد و بعدها به سازمان دائمی تجارت جهانی تبدیل شد. آمریکا، کانادا و مکزیک در سال 1992، پیمان تجارت آزاد، مشهور به پیمان نفتا (NAFTA: North American Free Trade Agreement) را امضا کردند.
آنچه پشت سر امضای این پیمانهای تجاری و یا نقض آن بوده است، همان منافع ملی کشورهاست. بیلکلینتون رئیسجمهور وقت ایالاتمتحده آمریکا در طول مراحل امضای پیمان نفتا بیان کرد: «نفتا به معنای شغل و درآمد مناسب برای آمریکاییهاست. اگر من به این امر باور نداشتم، هرگز این معاهده را حمایت نمیکردم». همین عامل، یعنی حفاظت از منافع ملی، عامل گسستن از پیمانهای تجاری نیز به شمار میرود. عدم پایبندی به پیمانهای بینالمللی، سابقه بلندی در سنت آمریکایی دارد و دولتهای این کشور، بارها پیمانهای بینالمللی را نقض کردهاند. در دوران اخیر، خروج آمریکا از توافق آب و هوایی پاریس، توافقنامه آسیا-پاسفیک، توافق برجام و پیمان جهانی سازمانملل برای بهبود وضعیت مهاجران و پناهندگان، مهمترین موارد نقض پیمانهای تجاری است که در کارنامۀ دولتهای ایالاتمتحدۀ آمریکا ثبت شده است.
جنگهای تجاری و تحریمهای اقتصادی
هر چند تجارت خارجی و تمرکز بر مزیتهای مطلق یا نسبی دارای مزایای فراوانی است؛ اما باید در نظر داشته باشیم که این فعالیت گروهی، به قدرت و استقلال اقتصادی کشور، آسیبی نزند. در غیر این صورت تمام مشکلاتی که کشورهای وابسته دارند، کشور ما را نیز دربر میگیرد. جنگها و تحریمهای اقتصادی (economic sanction) قرنهای اخیر و رفتار خودخواهانه برخی کشورها موجب شده است تا اقتصاددانان به اهمیت خودکفایی در برخی از تولیدات داخلی و عدم وابستگی برای تأمین آنها از خارج تأکید کنند. وابستگی در تأمین کالاهای راهبردی و ضروری مثل دارو، غذا و محصولات کشاورزی، حوزۀ انرژی (مثل نفت و انرژی هستهای و انرژیهای نو) و صنایع نظامی و دفاعی میتواند موجب بهانهجویی و سلطه رقیب یا دشمن و نهایتاً ضعف و وابستگی کشور شود.
هر چند زندگی عموم انسانها در جامعۀ شهری به خاطر تخصصگرایی و تولید براساس مزیت، اقتصادی تکمحصولی است اما در فضای جهانی، اقتصاد تکمحصولی، اقتصادی شکننده و آسیبپذیر است؛ زیرا اقتصاد تک محصولی در مواقع بحرانی، امکان تابآوری و انعطافپذیری مقابل تکانهها، مشکلات و تحریمها را ندارد.
در صورتی یک کشور میتواند به وضعیت استقلال و استحکام اقتصادی نزدیک شود که:
الف) راههای تأمین کالاهای وارداتی یا بازارهای فروش کالاهای صادراتی خود را گوناگون کند.
ب) از وضعیت تک محصولی فاصله بگیرد.
ج) با خلق مزیتهای جدید اقتصادی امکان تأمین برخی نیازهای مهم و اساسی را در داخل کشور فراهم کند.
د) به علم و فناوری و اقتصاد دانش بنیان توجه بیشتری داشته باشد.
برای تعامل قدرتمند با دیگران، کشورها ناگزیرند میان بهرهبرداری از مزیتهای موجود از سویی و خلق مزیتهای جدید، در جهت افزایش استقلال و اقتدار اقتصادی دست به انتخاب بهینه بزنند. این انتخاب به عواملی مانند موقعیت رقبا و میزان اعتمادی که به آنها داریم، موقعیت صنایع داخلی، منابع و امکانات طبیعی و انسانی و نیز وضعیت بازار و قیمتها بستگی دارد.
فعالیت گروهی در کلاس (صفحه 79 کتاب درسی)
ابتدا موقعیت درس را بخوانید و سپس فرض کنید که شما به عنوان نمایندۀ تولیدکنندگان کشور، در دولت هستید و دستتان برای حمایت از تولیدکنندگان باز است. فرض دیگر اینکه شما هیچ کمکمالیای به تولیدکننده نمیتوانید بکنید، حال با توجه به این شرایط و آنچه در این درس خواندهاید به آقای محمدی کمک کنید. لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
- دو اصل مزیت مطلق و مزیت نسبی و منافع آن را در نظر بگیرید.
- آسیبپذیری شرکتهای تولیدی در صورت کاهش تعرفههای وارداتی و آزادشدن واردات کالاهایی را که آنها تولید میکنند، در نظر بگیرید.
- منافعی را که از صادرات کالاهای تولیدشده، نصیب شرکتهای داخلی میشود در نظر بگیرید.
- منافعی را که از واردات کالاهای اولیه نصیب شرکتهای داخلی میشود در نظر بگیرید.
- آسیبهایی را که ممکن است از ناحیه وابستگی تأمین نهادههای تولید به کشور وارد شود در نظر بگیرید.
- به مدلهای تبادل غیرپولی بیندیشید.
- از دانش و فناوری بومی غافل نشوید.
- به سازمانهای تولید که درس دوم گفته شد فکر کنید.
فعالیت فردی در کلاس (صفحه 79 کتاب درسی)
هنگامی که درباره الگوی مناسب تجارت خارجی فکر میکنیم، در واقع در حال یک انتخاب هستیم. چگونه میتوانیم از منافع تجارت خارجی (اصل مزیّت مطلق و مزیّت نسبی) بهرهمند شویم، اما در تأمین نیازهای اساسیمان به دیگران وابسته نشویم؟
برای تفکر و تمرین (صفحه 80 کتاب درسی)
با توجه به اطلاعات هریک از موارد زیر، مشخص کنید که کشور الف) دارای کدام یک از مزیت هاست: 1- مزیت مطلق در تولید موز؛ 2- مزیت نسبی در تولید موز؛ 3- مزیت مطلق در تولید آناناس؛ 4- مزیت نسبی در تولید آناناس.
- کشور الف به ازای هر آناناسی که تولید میکند، از تولید 10 موز صرف نظر میکند؛ کشور ب به ازای هر آناناسی که تولید میکند، از تولید 12 موز صرف نظر میکند.
- براساس مقادیر یکسانی از منابع تولید، کشور الف میتواند سه تن موز و کشور ب میتواند دو تن موز تولید کند.
- کشور الف میتواند موزهایی با هزینه فرصت کمتری نسبت به کشور ب تولید کند.
- بر اساس مقادیر یکسانی از منابع تولید، کشور ب نمیتواند به زیادی کشور الف، آناناس تولید کند.
تحقیق کنید (صفحه 80 کتاب درسی)
کشور ما در گذشته به خاطر وابستگی به درآمدهای نفتی، کشوری تک محصولی به شمار میرفت. در دهههای اخیر با گسترش دانشهای فنی و شرکتهای دانش بنیان، تنوع محصولات در صنایع پیشرفته چون زیست فناوری، نانوفناوری، انرژی هستهای، یاختههای بنیادین، صنایع موشکی و... رو به گسترش است و در حال حاضر در برخی از این صنایع امکان صادرات محصولات به کشورهای دیگر نیز فراهم شده است. نقش شرکتهای دانش بنیان را در ایجاد و خلق مزیتهای جدید در کشور و فاصله گرفتن از اقتصاد تک محصولی بررسی کرده و گزارش آن را در کلاس ارائه دهید.
تحلیل کنید (صفحه 80 کتاب درسی)
- از نظر شما، با وجود موانع تجاری، بهترین الگوی تجارتاقتصادی با دنیا، دارای چه ویژگیهایی است؟

