درسنامه آموزشی دین و زندگی (3) کلاس دوازدهم تجربی و ریاضی و هنرستان
درس 9: پایههای استوار
گذر از عصر جاهلیت به عصر اسلام نیازمند تغییر در نگرش انسانها و تحولی بنیادین در شیوهٔ زندگی فردی و اجتماعی مردم بود. رسول خدا (ص) این رسالت بزرگ را از شهر مکه آغاز کرد و سپس با هجرت به مدینه و با کمک یاران خود پایههای یک جامعهٔ دینی را بنا نهاد و حرکت به سوی تمدن اسلامی را آغاز کرد. مطالعهٔ قرآن کریم و سیره و روش آن بزرگوار، ما را به برخی از معیارهای تمدن موردنظر اسلام می رساند. در اینجا برخی از این معیارها و میزان توجه به آنها را بعد از پیامبر اکرم و در تمدنی که به نام اسلام باقی مانده بررسی مینماییم.
معیارهای تمدن اسلامی
1- رسول اکرم (ص) از همان ابتدای دعوت، مردم را به یکتاپرستی دعوت کرد و فرمود:
ای مردم بگویید «معبودی جز اللّٰه نیست» تا رستگار شوید.
2- رسول خدا در کنار دعوت به توحید، افق نگاه انسانها را از محدودهٔ زندگی دنیایی فراتر برد و آنان را با زندگی در آخرت آشنا کرد.
تدبّر در قرآن (1) (صفحهٔ 109 کتاب درسی)
... مَن آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الیَومِ الاۤخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنونَ [سورهٔ بقره / 62]
در این آیه به دو اصل اساسی اعتقادی که دو معیار تمدن اسلامی نیز به حساب میآیند، اشاره شده است. آن دو معیار کداماند؟
معیار اوّل: اصل توحید
معیار دوم: اصل معاد
3- رسول خدا (ص) به رسالت برانگیخته شده بود تا جامعهای بنا نهد که در آن جامعه، به جای حکومت ستمگران و طاغوتیان، ولایت الهی حاکمیت داشته باشد و نظام اجتماعی بر پایهٔ قوانین و دستورات الهی استوار گردد.
تدبّر در قرآن (2) (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اَطیعُوا اللّٰهَ وَ اَطیعُوا الرَّسولَ وَ اُولِی الاَمرِ مِنکُم... [سورهٔ نسا / 59]
با توجه به آیهٔ شریفه و عبارتهای درس، معیار سوم تمدن اسلامی کدام است؟
معیار سوم: اصل پذیرش ولایت الهی و نفی ولایت طاغوت
این معیار، یکی از دلایل تشکیل حکومت اسلامی است که در سال گذشته، توضیح داده شد. همچنین گزارشی از خلفای بنیامیه و بنیعباس ارائه و مشخص شد که آنان از دایرهٔ ولایت الهی خارج شدند و آنان نه براساس دستورات الهی، بلکه براساس امیال خود حکومت میکردند.
4- یکی از مهمترین اهداف پیامبر اکرم (ص) برپایی جامعهای عدالت محور بود به طوری که در آن مظلوم بتواند به آسانی حق خود را از ظالم بستاند و امکان رشد برای همهٔ انسانها فراهم باشد، نه اینکه نعمتها و ثروتهای زمین در انحصار گروهی محدود باشد. پیامبر از هر فرصتی برای رفع تبعیضهای طبقاتیِ حاکم بر نظام جاهلی و برقراری فرهنگ برابری و مساوات در جامعه، کمال استفاده را مینمود و از هیچ تلاشی در این راه فروگذار نمیکرد.
به طور مثال، به مردم میفرمود:
«برترین جهاد، سخن حقی است که انسان در مقابل سلطانی ستمگر بر زبان آورد.»
قرآن کریم، در آنجا که اوصاف نمازگزاران را بیان میکند، یکی از ویژگیهای آنها را این گونه ذکر میکند که آنان در مال خود برای محرومان و فقیران نیز حق معینی قرار دادهاند و آنجا که میخواهد تکذیب کنندگان دین را معرفی کند، از کسانی یاد میکند که یتیمان را از خود میرانند و دیگران را به اطعام مساکین تشویق نمینمایند.
رفتار پیامبر اکرم (ص) و بیانات قرآن کریم فضایی به وجود آورد که در آن، فاصلهٔ طبقاتی، فقر و بی توجهی به محرومان زشت شمرده میشد و مساوات و قسط، ارزشی والا تلقی میگردید.
تدبّر در قرآن (3) (صفحهٔ 111 کتاب درسی)
لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ... [سورهٔ حدید / 25]
با توجه به این آیهٔ شریفه و عبارات قبل، معیار دیگری از معیارهای موردنظر پیامبر اسلام برای تشکیل تمدن اسلامی را ذکر کنید.
معیار چهارم: اصل عدالت خواهی
وضعیت عدالتخواهی در دورۀ تمدن اسلامی
با توجه به پیامهای مکرّر قرآن کریم و سیره و روش رسول خدا، تا مدتی پس از ایشان توجهی به این معیار وجود داشت؛ مثلاً در هنگام مواجههٔ سپاه مسلمانان با سپاه ساسانیان، گفتوگویی میان رستم فرخ زاد، فرمانده سپاه یزدگرد سوم با فرماندهٔ سپاه مسلمانان رخ داد که میتواند نشان دهنده توجه به این معیار باشد:
رستم فرخ زاد، که مردی جهان دیده و با تجربه بود، وقتی با سپاه مسلمانان برخورد کرد، شب هنگام، سوار بر اسب، روی تپهای رفت و به ارزیابی آن لشکر پرداخت. با وجود اینکه لشکر مسلمانان را از نظر عده و تجهیزات اندک دید، اما دچار اضطراب عجیبی شد. از تپه فرود آمد و پیکی سوی زَهرة بن عبداللّه -فرمانده لشکر مسلمانان- فرستاد و وی را به مذاکره دعوت کرد. فرمانده آمد و سخنانی میانشان رد و بدل شد.
رستم به زَهره گفت: دربارهٔ دین خود سخن بگو.
زَهره پاسخ داد: پایهٔ آن دو چیز است: گواهی به یگانگی خدا و رسالت محمد (ص).
رستم گفت: اینکه عیبی ندارد؛ خوب است، دیگر چه؟
زَهره ادامه داد: آزاد ساختن بندگان خدا از بندگی انسانها به سوی بندگی خداوند.
رستم گفت: این هم خوب است، دیگر چه چیزی؟
زَهره گفت: مردم همه از یک پدر و یک مادر زاده شدهاند و همه برادر و خواهر یکدیگرند.
رستم گفت: این نیز خیلی خوب است. اگر ما اینها را بپذیریم شما باز خواهید گشت؟
پاسخ داد: آری، قسم به خدا به سرزمینهای شما دیگر قدم نخواهیم گذاشت، مگر برای تجارت.
رستم گفت: راست میگویی، امّا در میان ما مردم ایران، سنّتی از زمان اردشیر رایج شده که با دین شما سازگار نیست. کشاورز و پیشهور حق ندارند به طبقهٔ بالاتر روند و از امتیازات آن برخوردار شوند. اگر این طبقات در ردیف اشراف قرار گیرند، پا از گلیم خود درازتر خواهند کرد و با اعیان و اشراف به ستیز برخواهند خواست.
زَهره گفت: پس ما برای مردم بهتر از دیگر حکومت ها هستیم. ما نمیتوانیم مثل شما باشیم. ما عقیده داریم که باید امر خداوند را در مورد همهٔ طبقات رعایت کنیم. همهٔ مردم از یک پدر و مادر آفریده شدهاند و همه با هم برادر و برابرند.
5- یکی از اهداف مهم پیامبر اکرم (ص)، ارتقای جایگاه خانواده، به عنوان کانون رشد و تربیت انسانها و مانع اصلی فساد و تباهی بود. احیای منزلت زن و ارزشهای اصیل او از عناصر اصلی این برنامه به شمار میرفت. در آن عصر، زن همچون کالا تلقی میشد و از کمترین حقوق فردی و اجتماعی، حتی حق مالکیت برخوردار نبود. تولد دختر در خانواده سرافکندگی آن خانواده را به دنبال داشت. در چنین شرایطی که زن، از هرگونه احترام و جایگاه محروم شده بود، رسول خدا (ص) با گفتار و رفتار خویش انقلابی عظیم در جایگاه خانواده و زن پدید آورد.
آن حضرت به یاران خود میفرمود:
هیچ مردی نیست که زنی از محارم خود را شاد کند، مگر آنکه خداوند، روز قیامت او را شاد خواهد کرد.
وقتی به ایشان میگفتند کسی دختردار شده است، میفرمود:
دختران چه فرزندان خوبی هستند، سرشار از لطف، آماده کمک به پدر و مادر، اُنس گیرنده، باعث برکت، ریزبین، هنرمند و ظریف کار.
رفتار ایشان با دخترشان، حضرت فاطمه برای جامعهٔ آن روز و نیز امروز بسیار آموزنده است. به طور مثال، خانهٔ حضرت فاطمه و خانهٔ پدر کنار یکدیگر بود. بین این دو خانه یک حیاط خلوت کوچک قرار داشت که در آن دو پنجرهٔ روبه روی هم، خانهٔ پدر و دختر را به یکدیگر مرتبط میساخت. هر صبح پدر دریچهٔ پنجره را میگشود و به دخترش سلام میکرد. هرگاه قصد سفر داشت، درِ منزل فاطمه (س) را میزد و با او خداحافظی میکرد. هرگاه نیز که از سفر برمیگشت، فاطمه (س) اولین کسی بود که پیامبر به سراغش میآمد و حال او را میپرسید.
پیامبر همواره دست دخترش را میبوسید و دربارهٔ او میفرمود:
- بهترین زنان جهان چهار تناند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه
- خداوند از خشنودی فاطمه خشنود و از خشمش به خشم میآید.
- فاطمه پارهای از تن من است، هرکه او را بیازارد مرا آزرده است و هرکس مرا بیازارد، خدا را آزرده است.
به طور کلی، در خانوادهٔ پیامبر، زنان، پا به پای مردان، تاریخ را رقم زدهاند:
خدیجه (س) حامی بزرگ پیامبر (ص) در دوران اولیه و بسیار سخت بعثت؛ فاطمه (س) همراه پدر و حامی بزرگ همسرش علی (ع)؛ و زینب (س) در کنار برادر و پیام رسان نهضت عاشورا.
در عین حال، این خانواده الگوی تمام عیار عفاف، حیا و پوشش اسلامی بودند تا به دیگر مؤمنین بیاموزند که توجه به مقام و منزلت زن به معنی بی بند و باری، نگاه ابزاری به او و متزلزل ساختن بنیان خانواده نیست.
تدبّر در قرآن (4) (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
با تفکر در این آیه معیار پنجم تمدن اسلامی را ذکر کنید.
وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجًا لِتَسکُنوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحمَةً، اِنَّ فی ذٰلِکَ لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ [سورهٔ روم / 21]
معیار پنجم: تحکیم بنیان خانواده و احیای مقام و منزلت زن
وضعیت منزلت زن در دورۀ تمدن اسلامی
با توسعهٔ سرزمینهای اسلامی و شکلگیری حکومتهایی که پیامبر و یارانش را اسوه و سرمشق خود قرار نمیدادند، بار دیگر برخی از رفتارهای جاهلی نسبت به زن پدیدار شد. حاکمان بنیامیه و بنیعباس و بسیاری دیگر از حاکمانی که در سرزمینهای اسلامی بودند، حرمسرا تشکیل دادند و زنان زیادی را به دربار خود آوردند و حقوق الهی آنان را نادیده گرفتند. با وجود این، موقعیت زن و خانواده در تمدن اسلامی بسیار برتر از موقعیت زن در اروپا و سایر مناطق جهان بود.
زنان حق مالکیت و کار داشتند، دسترنج آنها به خودشان تعلق داشت و در اختیار همسر یا پدر قرار نمیگرفت، به همین جهت میتوانستند ثروت خود را وقف امور عام المنفعه کنند. بسیاری از موقوفههای قدیمی کشور ما مربوط به زنان خیّری است که ثروت خود را وقف امور خیریه کردهاند.
تحصیل برای زنان آزاد بود و اندیشمندان بزرگی از زنان در جهان اسلام پیدا شدند که قبلاً سابقه نداشت. قرآن کریم، اصولاً تلقیِ درجه دوم بودن زن را به شدت نفی کرد و با اینکه در آن عصر و حتی تا همین دورههای اخیر، در اروپا زن را براساس تورات، موجود درجه دوم تلقی میکردند، آیات قرآنی با این نگاه مبارزه کرد.
6- رسول خدا (ص) دعوت خود را در جامعهای جاهلی آغاز کرد که نشانههایی بسیار اندک از تعقل و تفکر و دانایی داشت. آن جامعه سرشار از خرافات و مظاهر جهل بود. شعر میسرودند، امّا برای شراب، شکار، غارت، عشق حیوانی و بت پرستی. برای آمدن باران آتش میافروختند. شتر سالم را با آهن حرارت دیده داغ میزدند تا شتر دیگری که مریض است بهبود یابد. گفتهاند در میان مردم فقط هفده نفر بودند که خواندن و نوشتن میدانستند.
پیامبر اکرم (ص) آمد تا این جامعه را متحول کند و مردم را به سوی زندگی مبتنی بر تفکر و علم سوق دهد. اولین آیاتی که بر رسول خدا (ص) نازل شد و آغازگر رسالت وی بود، دربارهٔ دانش و آموختن بود.
دعوت به تفکر، تعقل، تدبر و خردورزی در جای جای این کتاب آسمانی مشاهده میشود. نزول تدریجی آیات قرآن کریم و دعوت مکرر این کتاب به خردورزی و دانش از یک طرف و تشویقهای دائمی رسول خدا (ص) از طرف دیگر، سدّ جاهلیت و خرافهگرایی را شکست و یکی از جاهلترین جوامع آن روز را مشتاق علم ساخت. رسول خدا (ص) نه تنها همه را دعوت به علم آموزی کرد، بلکه آموختن علم را برای مردم واجب دانست و فرمود:
«طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.»
آن حضرت روزی به یارانش فرمود:
«کسی که دوست میدارد نگاهش به چهرهٔ کسانی افتد که از آتش دوزخ در اماناند، به جویندگان علم بنگرد. سوگند به کسی که جان من در دست قدرت اوست، هر شاگردی که برای تحصیل علم [نه به قصد شهرت و نه برای تظاهر و تفاخر]، به خانهٔ عالمی رفت و آمد کند، در هر گامی، ثواب و پاداش عبادت یک سالهٔ عابد برای او منظور میگردد و برای هر قدمی که در این مسیر مینهد، شهر آبادی در بهشت برای او آماده میسازند. بر روی زمین که راه میرود، زمین نیز برای او طلب آمرزش میکند ...»
به این واقعه توجه کنید که هم بیانگر منزلت علمی و بینش روشن حضرت فاطمه زهرا (س) است و هم توجه به معرفت و تفکر را نشان میدهد:
زنی نزد فاطمه زهرا (س) آمد و گفت مادری دارم که در باب نماز سؤالهایی دارد، امّا چون بیمار است مرا نزد شما فرستاد تا آن سؤالها را مطرح سازم. حضرت فاطمه (س) به پرسشهای آن زن پاسخ داد. زن از این فرصت مناسب استفاده کرد و سؤال دیگری را مطرح ساخت. آن حضرت پاسخِ آن را نیز بیان فرمود. همین گونه، آن زن پرسشهای متعددی را در میان میگذاشت و حضرت زهرا (س)، به تمام سؤالات جوابهای لازم را میداد تا تعداد سؤالها به 10 رسید. زن از کثرت سؤالها احساس شرمندگی کرد و گفت: بیش از این مزاحم شما نمیشوم.
صدیقه کبری (س)، در حالتی که نشان میداد هیچ منتی بر او ندارد، فرمود:
«هر سؤالی که به نظرت میآید، بپرس.»
و مسیر برای تشویق وی فرمود:
«اگر فردی در مدت یک روز باری سنگین را به دوش کشیده، آن را به بالای بام حمل کند و در ازای آن حق الزحمهای معادل هزار سکه طلا دریافت کند، با توجه به این مزد، آیا آن کار برای او سخت خواهد بود؟»
زن پاسخ داد: خیر.
حضرت فاطمه (س) فرمود:
«من هم کارگزارم و خود را خادم خداوند قرار دادهام. مزد من در برابر هر سؤالی که پاسخ دهم، از مجموع مرواریدهایی که فاصلهٔ میان زمین و آسمان را پر کند بیشتر است. پس سزاوار است که از پرسشهای تو احساس رنج و زحمت نکنم.»
تدبّر در قرآن (5) (صفحهٔ 116 کتاب درسی)
قُل هَل یَستَوِی الَّذینَ یَعلَمونَ وَ الَّذینَ لا یَعلَمونَ اِنَّما یَتَذَکَّرُ اُولُوا الاَلبابِ [سورهٔ رمز / 9]
با توجه به این آیهٔ شریفه و عبارات قبل، معیار دیگری از تمدن موردنظر پیامبر اسلام را ذکر کنید:
معیار ششم: اصل تفکر و تعقل
وضعیت تفکر و تعقل در دورۀ تمدن اسلامی
تلاش پیامبر اکرم (ص) و پیشوایان ما سبب علاقهٔ مسلمانان به علم و دانش شد، به طوری که توجه نیاکان ما به اندیشه و تفکر و ارزشمندی علم روزافزون شد و ثمرات آن در تمدن اسلامی مشاهده گردید.
مثلاً نیاکان ما در جهان اسلام توانستند علوم و دانش بشری را از چند شاخهٔ محدود به پانصد شاخه برسانند و این، به معنای توسعه زیاد علم بود که ناچار بودند آن را شاخه شاخه کنند و به صورت تخصصی بدان بپردازند. شوق و علاقهٔ آنان به دانش سبب شد که در بسیاری شهرها در کنار هر مسجد، مدرسه ای نیز بنا کنند.
یکی از بزرگترین دانشمندان در تمدن اسلامی ابنسینا بود که به حق، آثار وی یکی از عوامل اصلی تحول اندیشه در اروپا و توجه بیشتر اروپاییان به تفکر فلسفی و دانش طبیعی محسوب میشود.
کتاب «شفا»ی بوعلی یک دایرةالمعارف در منطق، ریاضیات، علوم طبیعی و فلسفه است و بخش فلسفی آن هنوز هم از مهمترین کتابهای فلسفی جهان محسوب میشود.
ملاصدرا، فیلسوف بزرگ اسلامی دربارهٔ هماهنگی میان دین و تفکر عقلی میگویند: «نمیشود قوانین این دینِ بر حقّ الهی، که چون خورشید روشن و درخشان است، با دانش استدلالی یقینی مخالفت داشته باشد. نیست باد آن فلسفهای که قوانینش با کتاب قرآن و سنت رسول خدا (ص) و ائمهٔ اطهار (ع) مطابقت نداشته باشد.»
در تمدن اسلامی، در قرون اولیه، در امور مربوط به بهداشت و سلامتی، وضع مسلمانان بسیار درخشان بود؛ اگر شرایط قبل از اسلام را درنظر بگیریم، یا اوضاع دوره شکوفایی تمدن اسلامی را با اروپا، که هنوز حتی با حمام آشنا نبودند مورد توجه قرار دهیم، درمییابیم که چگونه دستورات سادهای مانند وضو و غسل و دیگر آموزههای بهداشتی اسلام مانند طهارت و نجاست و نیز دستورات پیشوایان دین در مورد سلامتی و درمان، دنیای اسلام را متحول کرد.
یکی از ویژگیهای فرهنگ علمی دورهٔ اسلامی منحصر نبودن تحصیل علم به طبقه یا قشری خاص بود. در همان زمانِ رسول خدا (ص) زنان به حضور ایشان میرسیدند و سؤالهای علمی خود را طرح میکردند. حضرت فاطمه یک کلاس علمی تشکیل داده بود و زنان مدینه برای علم آموزی در آن شرکت میکردند. برخی از همسران رسول خدا (ص) نیز جزو راویان حدیث به شمار میروند.
تکمیل (صفحهٔ 117 کتاب درسی)
اکنون که معیارها را استخراج کردهاید، به ترتیب اولویتی که خودتان تشخیص میدهید، آنها را از شمارهٔ یک تا شش رتبه بندی کنید.
1- اصل توحید 2- اصل معاد 3- پذیرش ولایت الهی و نفی ولایت طاغوت 4- عدالت خواهی 5- تحکیم بنیان خانواده و احیای مقام و منزلت زن 6- تفکر و تعقل
هماندیشی (صفحهٔ 122 کتاب درسی)
| معیارهای تمدن اسلامی | اقدامات لازم |
|---|---|
| 1- اصل توحید | اجرای درست فرمانهای خداوند درجامعه |
| 2- اصل معاد | توجه بیشتر به آخرت |
| 3- پذیرش ولایت الهی و نفی ولایت طاغوت | ایستادگی در برابر ظالمان و سرسپردگی به ولایت خدا |
| 4- عدالت خواهی | رفع اختلاف طبقاتی و حمایت از اقشار محروم |
| 5- تحکیم ینیان خانواده و احیای مقام و منزلت زن | حراست بیشتر از حریم خانواده و توجه به حجاب |
| 6- تفکر و تعقل | ترویج عقلانیت و ارتقای سطح علم و دانش |