مجاز؛ واژهای که راهش را کج میکند
مجاز چگونه ساخته میشود
در مجاز، ذهن گوینده یا نویسنده از معنای اصلی واژه فاصله میگیرد، اما این فاصله بیدلیل نیست؛ میان دو معنا پیوندی روشن وجود دارد. به این پیوند «علاقه» میگویند. برای نمونه، وقتی میگوییم «کلاس ساکت شد»، منظور این است که دانشآموزان کلاس ساکت شدند؛ در اینجا «کلاس» که نام مکان است، به جای اهل آن به کار رفته است. علاقهٔ چنین کاربردی، رابطهٔ مکان و ساکنان آن است.
گاهی این رابطه بر پایهٔ جزء و کل است. اگر بگوییم «چشمم به در بود»، منظورمان انتظار کشیدن با تمام وجود است، نه فقط عضو بینایی. در اینجا «چشم» که جزئی از بدن است، به جای کل شخص یا حالت انتظار او نشسته است. گاهی نیز رابطه بر پایهٔ سبب و مسبب است؛ مثلاً «زندگیاش را با عرق پیشانی ساخت» یعنی با تلاش و کار سخت، نه فقط با مایع بدن. همچنین ممکن است رابطه بر پایهٔ حال و محل باشد؛ مانند «جامهاش را درآورد» که گاهی کنایه از کنار گذاشتن وقار یا مقام است.
نکتهٔ مهم این است که مجاز همیشه یک ارتباط بیرونی و قابل توضیح دارد. به همین دلیل میتوان علاقهٔ آن را در جمله نشان داد و گفت چرا این واژه به جای آن معنا به کار رفته است. این ویژگی، مجاز را از استعاره جدا میکند؛ در استعاره پیوند بر پایهٔ شباهت خیالی است، اما در مجاز پیوند بر پایهٔ واقعیتهای بیرونی مانند مکان، جزء، سبب و حال است.
مجاز در گفتار روزمره و متون درسی
مجاز فقط در شعر و نثر ادبی نیست؛ در گفتار روزمرهٔ ما هم فراوان است. وقتی میگوییم «همهٔ مدرسه آمدند»، «قلمش خوب مینویسد» یا «این خانه اهل صفا است»، در هر سه جمله مجاز به کار رفته است: مدرسه به جای دانشآموزان، قلم به جای نویسنده و خانه به جای ساکنان آن. این کاربردها آنقدر طبیعیاند که کمتر به مجاز بودنشان توجه میکنیم.
در متون درسی نیز شاعران و نویسندگان از مجاز برای فشردهسازی معنا و زیبایی سخن بهره میبرند. بیت «دست در حلقهٔ آن زلف دوتا نتوان کرد» نمونهای آشناست؛ در اینجا «دست» و «زلف» تنها اعضای ظاهری نیستند و به مفاهیمی مانند دلبستگی و دشواری راه عشق اشاره دارند. درک این نکته که واژه میتواند هم معنای لغوی و هم معنای مجازی داشته باشد، به دانشآموز کمک میکند در تحلیل متن، به جای اکتفا به ظاهر واژهها، به رابطهٔ آنها با بافت جمله بیندیشد.
| ویژگی | مجاز | استعاره |
|---|---|---|
| پیوند دو معنا | رابطهٔ واقعی و بیرونی | شباهت خیالی |
| نقش واژه | جانشین معنای اصلی میشود | در معنای غیراصلی به کار میرود |
| نمونه | «سر» به جای «فکر» | «ماه» برای «زیبا» |
پرسشهایی برای سنجش فهم
پرسش: آیا هر کاربرد غیرلغوی یک واژه را میتوان مجاز دانست؟
پاسخ: نه. در مجاز باید میان معنای اصلی و معنای بهکاررفته رابطهای قابل توضیح وجود داشته باشد. اگر این رابطه بر پایهٔ شباهت خیالی باشد، با استعاره روبهرو هستیم، نه مجاز. پس تنها غیرلغوی بودن کافی نیست.
پرسش: چرا مجاز را «آرایه» مینامند و چه سودی برای متن دارد؟
پاسخ: آرایه به این معناست که سخن را آراسته و مؤثرتر میکند. مجاز با فشردهکردن معنا، از تکرار پرهیز میدهد و به خواننده امکان میدهد رابطهای عمیقتر را درک کند؛ مثلاً «همهٔ شهر میدانند» کوتاهتر و گویاتر از «همهٔ مردم شهر میدانند» است.
پرسش: در «این خانه اهل صفا است»، مجاز کدام است و علاقهٔ آن چیست؟
پاسخ: واژهٔ «خانه» به جای ساکنان آن به کار رفته و علاقهٔ آن، رابطهٔ مکان و ساکنان است. «اهل صفا» نیز به معنای صمیمی و خوشرفتار است که در بافت جمله روشن میشود.
پرسش: چه تفاوتی میان «دست به کار شد» و «دستش را به من داد» از نظر مجاز وجود دارد؟
پاسخ: در جملهٔ اول «دست» به معنای شروع کردن و تلاش است و مجاز به کار رفته؛ اما در جملهٔ دوم «دست» همان معنای حقیقی عضو بدن را دارد. پس بافت جمله تعیین میکند واژه مجازی است یا حقیقی.
