خانه
گاما

نگین: در این شعر مجاز از انگشتر است.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/07/30
تعداد بازدید39
نگین: در این شعر مجاز از انگشتر است.

مجاز در زبان فارسی؛ آنجا که واژه‌ها فراتر از ظاهر خود معنا می‌دهند

از رابطهٔ نگین و انگشتر تا تشخیص مجاز از حقیقت و کنایه در شعر و گفتار روزمره
مجاز یکی از مهم‌ترین آرایه‌های معنایی در زبان فارسی است که در آن واژه‌ای به جای واژهٔ دیگر می‌نشیند، به شرط آن‌که میان آن دو پیوندی روشن وجود داشته باشد؛ مانند کاربرد «نگین» به جای «انگشتر» در شعر. شناخت مجاز به ما کمک می‌کند پیام دقیق شعر و متن را بهتر دریابیم، مرز آن را با حقیقت و کنایه بشناسیم و در نوشتن و خواندن، ظرافت‌های زبانی را از دست ندهیم. این مقاله می‌کوشد با مثال‌هایی ملموس، مفهوم مجاز، انواع آن، تفاوتش با کنایه و اشتباهات رایج در فهم آن را برای دانش‌آموزان دورهٔ متوسطه روشن کند.

مجاز چیست و چگونه ساخته می‌شود؟

در زبان روزمره، ما معمولاً هر واژه را برای معنای اصلی خودش به کار می‌بریم؛ به این کاربرد «حقیقت» می‌گوییم. اما گاهی واژه‌ای را به جای واژهٔ دیگر می‌آوریم، چون میان آن دو رابطه‌ای واقعی وجود دارد. به این کاربرد «مجاز» می‌گویند. در مصراع «نگین درخشید»، منظور شاعر تنها سنگ کوچک روی انگشتر نیست؛ بلکه کل انگشتر و حتی دست صاحب آن مورد نظر است. رابطهٔ میان نگین و انگشتر، رابطهٔ «جزء و کل» است و شاعر با آوردن جزء، کل را به ذهن می‌آورد.

مجاز بر پایهٔ «علاقه» ساخته می‌شود؛ یعنی همان پیوندی که میان دو واژه وجود دارد. این پیوند می‌تواند چند گونه باشد: رابطهٔ جزء و کل، رابطهٔ کل و جزء، رابطهٔ مکان و ساکن آن، رابطهٔ سبب و نتیجه، و رابطهٔ ظرف و مظروف. برای نمونه، وقتی می‌گوییم «سرش درد می‌کند»، «سر» به جای «شخص» آمده است و رابطهٔ جزء و کل برقرار است. یا وقتی می‌گوییم «تمام شهر به تماشا آمدند»، «شهر» به جای «مردم شهر» نشسته است و رابطهٔ مکان و ساکن برقرار است. شناخت این رابطه‌ها به ما کمک می‌کند مجاز را از حقیقت جدا کنیم و در خواندن متن دچار اشتباه نشویم.

نکته: مجاز همیشه با قرینه همراه است. اگر در جمله نشانه‌ای باشد که واژه را از معنای اصلی‌اش دور کند، خواننده می‌فهمد با مجاز روبه‌روست. برای نمونه، در «نگین را در جیبش گذاشت»، چون نگین را نمی‌توان به‌تنهایی در جیب گذاشت، می‌فهمیم منظور انگشتر است.

مجاز، کنایه و حقیقت؛ مرزهای نزدیک

بسیاری از دانش‌آموزان مجاز را با کنایه اشتباه می‌گیرند، در حالی که این دو با هم تفاوت دارند. در مجاز، واژه‌ای جای واژهٔ دیگر می‌نشیند و معنای ظاهری آن کنار گذاشته می‌شود؛ اما در کنایه، جمله یا ترکیبی به کار می‌رود که معنای ظاهری‌اش ممکن است درست باشد، ولی مقصود اصلی گوینده معنایی غیرمستقیم است. برای نمونه، در «دستش را بالا برد»، اگر منظور «تسلیم شد» باشد، کنایه داریم؛ اما در «نگین» به جای «انگشتر»، تنها یک واژه جانشین شده است و مجاز داریم.

جدول زیر می‌تواند تفاوت این سه مفهوم را روشن‌تر کند:

مفهوم ویژگی اصلی نمونه
حقیقت واژه در معنای اصلی خود به کار می‌رود «کتاب روی میز است»
مجاز واژه‌ای جای واژهٔ دیگر می‌نشیند و میان آن دو پیوند است «نگین» به جای «انگشتر»
کنایه جمله معنای ظاهری دارد، اما مقصود معنای دور است «دستش را بالا برد» به معنای تسلیم شد

نکتهٔ مهم این است که مجاز و کنایه هر دو از راه قرینه شناخته می‌شوند؛ یعنی نشانه‌ای در متن که خواننده را از معنای ظاهری دور می‌کند. بدون قرینه، تشخیص مجاز دشوار و گاه ناممکن است. همچنین مجاز در شعر بیشتر برای فشرده‌سازی و زیبایی زبان به کار می‌رود و در گفتار روزمره نیز فراوان است؛ برای نمونه، وقتی می‌گوییم «با قلمم حرف زدم»، «قلم» مجاز از نوشتن است.

پرسش‌هایی برای سنجش فهم

پرسش یکم: آیا در جملهٔ «همهٔ شهر از او تعریف می‌کردند»، «شهر» مجاز است یا حقیقت؟

پاسخ: مجاز است؛ زیرا «شهر» به جای «مردم شهر» آمده و رابطهٔ مکان و ساکن برقرار است. شهر به‌تنهایی نمی‌تواند تعریف کند.

پرسش دوم: اگر بگوییم «او دو کتاب خوانده است»، «کتاب» مجاز است یا حقیقت؟

پاسخ: حقیقت است؛ زیرا کتاب در معنای اصلی خود به کار رفته و فرد واقعاً کتاب‌ها را خوانده است. در مجاز، واژه باید جانشین واژهٔ دیگری شده باشد.

پرسش سوم: چگونه مجاز را از کنایه تشخیص می‌دهیم، در حالی که هر دو قرینه دارند؟

پاسخ: در مجاز تنها یک واژه جانشین می‌شود و بقیهٔ جمله در جای خود می‌ماند؛ اما در کنایه کل جمله یا ترکیب است که معنای دور می‌گیرد. برای نمونه، «نگین» تنها یک واژه است، اما «آب در دهانش جمع شد» ترکیبی کنایی است.

پرسش چهارم: آیا هر واژه‌ای که در معنای غیراصلی به کار رود مجاز است؟

پاسخ: نه؛ باید میان دو واژه پیوندی روشن و قابل توضیح وجود داشته باشد و خواننده با قرینه آن را بپذیرد. اگر پیوند روشن نباشد، کاربرد واژه ممکن است استعاره یا حتی خطا باشد، نه مجاز.

مجاز یکی از ابزارهای مهم فشرده‌سازی و زیبایی زبان فارسی است که با جانشینی واژه‌ها بر پایهٔ پیوندهای روشن ساخته می‌شود. برای شناخت آن باید به رابطهٔ میان واژه‌ها و قرینه‌های جمله توجه کرد و آن را از حقیقت و کنایه جدا دانست. با تمرین در خواندن شعر و متن و جست‌وجوی نمونه‌های روزمره، می‌توان این مهارت را تقویت کرد و از ظرافت‌های زبان فارسی بیشتر بهره برد.
تناور: تنومند، قوی‌جثه و نیرومند.
کپسول آموزشی

تناور: تنومند، قوی‌جثه و نیرومند.

معیار: وسیله یا ملاکی برای سنجش و تشخیص ارزش یا کیفیت چیزی.
کپسول آموزشی

معیار: وسیله یا ملاکی برای سنجش و تشخیص ارزش یا کیفیت چیزی.

تراز: حالت برابری، تعادل و هم‌پایگی.
کپسول آموزشی

تراز: حالت برابری، تعادل و هم‌پایگی.

عزم: قصد و ارادهٔ استوار برای انجام کاری.
کپسول آموزشی

عزم: قصد و ارادهٔ استوار برای انجام کاری.

غبطه: آرزو کردن وضعیت یا ویژگی مطلوب دیگری، بدون خواستن زوال یا از دست رفتن آن برای او.
کپسول آموزشی

غبطه: آرزو کردن وضعیت یا ویژگی مطلوب دیگری، بدون خواستن زوال یا از دست رفتن آن برای او.

کاینات: همهٔ موجودات و پدیده‌های جهان هستی.
کپسول آموزشی

کاینات: همهٔ موجودات و پدیده‌های جهان هستی.

شرف: آبرو، بزرگواری و ارزش و اعتبار.
کپسول آموزشی

شرف: آبرو، بزرگواری و ارزش و اعتبار.

نجابت: اصالت، پاک‌منشی و بزرگواری.
کپسول آموزشی

نجابت: اصالت، پاک‌منشی و بزرگواری.

فلق: سپیدهٔ صبح و هنگام طلوع روشنایی.
کپسول آموزشی

فلق: سپیدهٔ صبح و هنگام طلوع روشنایی.

گروه اسمی، هسته و وابسته: گروه اسمی مجموعه‌ای از واژه‌هاست که هستهٔ آن اسم است و ممکن است وابسته‌هایی برای توضیح، تعیین یا تکمیل معنای هسته داشته باشد
کپسول آموزشی

گروه اسمی، هسته و وابسته: گروه اسمی مجموعه‌ای از واژه‌هاست که هستهٔ آن اسم است و ممکن است وابسته‌هایی برای توضیح، تعیین یا تکمیل معنای هسته داشته باشد

صفت مبهم: صفتی که مقدار یا هویت نامعین اسم را بیان می‌کند؛ مانند «هیچ» و «آن».
کپسول آموزشی

صفت مبهم: صفتی که مقدار یا هویت نامعین اسم را بیان می‌کند؛ مانند «هیچ» و «آن».

مضاف‌الیه: واژه‌ای که پس از اسم دیگری می‌آید و به‌وسیلهٔ اضافه به آن وابسته می‌شود.
کپسول آموزشی

مضاف‌الیه: واژه‌ای که پس از اسم دیگری می‌آید و به‌وسیلهٔ اضافه به آن وابسته می‌شود.