خانه
گاما

رمه: گله؛ در شعر، استعاره از مردم زیر فرمان حکومت.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/07/30
تعداد بازدید39
رمه: گله؛ در شعر، استعاره از مردم زیر فرمان حکومت.

رمه؛ استعاره‌ای برای مردم زیر فرمان حکومت

از معنای واژه‌شناختی «گله» تا کارکرد تمثیلی آن در شعر سیاسی فارسی
واژهٔ «رمه» در اصل به معنای گله و گروهی از دام‌هاست، اما در شعر فارسی این واژه بار معنایی تازه‌ای می‌گیرد و به تمثیلی برای مردمی تبدیل می‌شود که زیر فرمان حکومت زندگی می‌کنند. این استعاره از آن رو ساخته می‌شود که میان گله و جامعهٔ تحت فرمان، شباهت‌هایی دیده می‌شود: هر دو در یک محدوده گرد هم می‌آیند، کسی آن‌ها را می‌راند و مسیرشان را تعیین می‌کند، و سرنوشتشان به تصمیم نیرویی بالاتر وابسته است. در شعر فارسی، شاعر با تکیه بر همین تصویر آشنا، از رابطهٔ حکومت و مردم سخن می‌گوید و بی‌آنکه واژه‌های سیاسی صریح به کار ببرد، نقد اجتماعی خود را در قالب تمثیل بیان می‌کند. شناخت این استعاره به دانش‌آموز کمک می‌کند لایه‌های پنهان شعر فارسی را بهتر بفهمد و ببیند چگونه یک واژهٔ سادهٔ روزمره می‌تواند حامل معنایی ژرف شود.

رمه در زبان و در شعر

در زبان روزمره، رمه همان گله است؛ گروهی از گوسفند یا بز که چوپان آن‌ها را می‌چراند. این واژه در فرهنگ‌های فارسی نیز با همین معنا ثبت شده و کاربردی ساده و روشن دارد. اما وقتی همین واژه به شعر راه می‌یابد، از معنای لغوی خود فراتر می‌رود. شاعر رمه را نه به عنوان گله‌ای واقعی، بلکه به عنوان تصویری از جامعه به کار می‌گیرد. در این نگاه، چوپان نماد فرمانروا و رمه نماد مردم است. آنچه این استعاره را برای مخاطب نوجوان ملموس می‌کند، تجربه‌های آشنای زندگی است: صف‌بندی دانش‌آموزان در مدرسه، حرکت جمعی تماشاگران در ورزشگاه، یا گروهی که بدون پرسش از مسیر، پشت سر یک نفر راه می‌افتند. همهٔ این نمونه‌ها به ذهن نزدیک‌اند و نشان می‌دهند چرا شاعران این تصویر را برای بیان رابطهٔ مردم و قدرت برگزیده‌اند.

چرا این استعاره کارآمد است؟

کارآمدی استعارهٔ رمه در این است که هم نقد را ممکن می‌کند و هم از برخورد مستقیم می‌پرهیزد. شاعری که می‌خواهد از سکوت و اطاعت بی‌چون‌وچرای مردم بگوید، اگر آشکارا از «مردم مطیع» سخن بگوید، ممکن است سخنش خطرناک یا تند تلقی شود؛ اما وقتی از رمه می‌گوید، همان معنا را می‌رساند و در همان حال راهی برای تفسیر باز می‌گذارد. این ویژگی در شعر سیاسی فارسی بسیار مهم است، زیرا شاعران در دوره‌های گوناگون ناچار بوده‌اند اندیشهٔ خود را در پردهٔ تمثیل بیان کنند. نکتهٔ دیگر آن است که استعارهٔ رمه هم‌زمان دو سوی رابطه را نشان می‌دهد: هم فرمان‌بردار را و هم فرمان‌روا را. از این رو شاعر می‌تواند هم از مردم بپرسد چرا چنین‌اند و هم از قدرت بپرسد چرا چنین می‌کند. جدول زیر این دو سوی رابطه را ساده‌تر نشان می‌دهد.

عنصر در تصویر رمه معنای تمثیلی در شعر نمونهٔ ملموس برای دانش‌آموز
رمه مردم زیر فرمان صف دانش‌آموزان که پشت سر هم حرکت می‌کنند
چوپان فرمانروا و صاحب قدرت سرگروهی که مسیر گردش را تعیین می‌کند
مسیر و چراگاه قانون و محدودهٔ زندگی اجتماعی قواعد مدرسه که همه ناچار به رعایت آن‌اند
آواز و حرکت جمعی هم‌صدایی و همراهی بدون اندیشهٔ فردی هم‌خوانی تماشاگران در ورزشگاه

پرسش‌هایی برای فهم دقیق‌تر

آیا هر کاربرد واژهٔ رمه در شعر، معنای سیاسی دارد؟

نه، همیشه این‌گونه نیست. در شعرهایی که از طبیعت و زندگی چوپان سخن می‌گویند، رمه همان گلهٔ واقعی است. تشخیص معنای تمثیلی به بافت شعر بستگی دارد: اگر در کنار رمه از چوپان، راندن، اطاعت و بی‌ارادگی سخن باشد، احتمال معنای سیاسی بالا می‌رود؛ اما اگر فضا طبیعت‌گرایانه و بی‌ اشاره به قدرت باشد، رمه را باید در معنای لغوی خواند.

آیا استعارهٔ رمه همیشه تحقیرآمیز است؟

لزوماً نه. این استعاره می‌تواند تحقیرآمیز باشد، آنجا که بر بی‌ارادگی و ناآگاهی مردم تأکید می‌کند؛ اما می‌تواند همدلانه هم باشد، آنجا که شاعر مردم را قربانی نیرویی می‌بیند که آن‌ها را می‌راند. بنابراین پیش از داوری، باید دید شاعر با این تصویر چه نیتی دارد و چه احساسی را به مخاطب منتقل می‌کند.

چرا شاعران به جای سخن گفتن مستقیم از تمثیل بهره می‌برند؟

تمثیل دو فایده دارد: نخست آنکه سخن را از خطر برخورد مستقیم با قدرت دور می‌کند و راه تفسیر را باز می‌گذارد؛ دوم آنکه معنا را ماندگارتر می‌کند، زیرا تصویر در ذهن مخاطب می‌ماند. مخاطب نوجوان هم بهتر می‌تواند با تصویری ملموس ارتباط برقرار کند تا با جمله‌ای انتزاعی دربارهٔ سیاست.

آیا می‌توان این استعاره را در نوشتهٔ امروزی هم به کار برد؟

بله، اما با احتیاط. اگر نویسنده در متنی اجتماعی از رمه سخن بگوید، خواننده بی‌درنگ معنای تمثیلی را می‌فهمد؛ به شرط آنکه بافت متن این معنا را تقویت کند. نکتهٔ مهم آن است که کاربرد این استعاره نباید به توهین به مردم تبدیل شود؛ زیرا در آن صورت به جای نقد، به تحقیر رسیده‌ایم و پیام اصلی از دست می‌رود.

رمه در اصل گله است، اما در شعر فارسی به استعاره‌ای برای مردم زیر فرمان حکومت تبدیل می‌شود. این استعاره از یک سو رابطهٔ چوپان و گله، یعنی فرمان‌روا و مردم، را به تصویر می‌کشد و از سوی دیگر به شاعر امکان می‌دهد نقد اجتماعی خود را در پردهٔ تمثیل بیان کند. فهم درست آن به شناخت بافت شعر وابسته است: بدون بافت، رمه همان گله است؛ با بافت مناسب، به تصویری از جامعه بدل می‌شود. برای دانش‌آموز، مهم آن است که پیش از هر داوری، تصویر را در کنار نشانه‌های دیگر متن بخواند و ببیند شاعر با این واژه چه احساسی را به خواننده منتقل می‌کند.
تناور: تنومند، قوی‌جثه و نیرومند.
کپسول آموزشی

تناور: تنومند، قوی‌جثه و نیرومند.

معیار: وسیله یا ملاکی برای سنجش و تشخیص ارزش یا کیفیت چیزی.
کپسول آموزشی

معیار: وسیله یا ملاکی برای سنجش و تشخیص ارزش یا کیفیت چیزی.

تراز: حالت برابری، تعادل و هم‌پایگی.
کپسول آموزشی

تراز: حالت برابری، تعادل و هم‌پایگی.

عزم: قصد و ارادهٔ استوار برای انجام کاری.
کپسول آموزشی

عزم: قصد و ارادهٔ استوار برای انجام کاری.

غبطه: آرزو کردن وضعیت یا ویژگی مطلوب دیگری، بدون خواستن زوال یا از دست رفتن آن برای او.
کپسول آموزشی

غبطه: آرزو کردن وضعیت یا ویژگی مطلوب دیگری، بدون خواستن زوال یا از دست رفتن آن برای او.

کاینات: همهٔ موجودات و پدیده‌های جهان هستی.
کپسول آموزشی

کاینات: همهٔ موجودات و پدیده‌های جهان هستی.

شرف: آبرو، بزرگواری و ارزش و اعتبار.
کپسول آموزشی

شرف: آبرو، بزرگواری و ارزش و اعتبار.

نجابت: اصالت، پاک‌منشی و بزرگواری.
کپسول آموزشی

نجابت: اصالت، پاک‌منشی و بزرگواری.

فلق: سپیدهٔ صبح و هنگام طلوع روشنایی.
کپسول آموزشی

فلق: سپیدهٔ صبح و هنگام طلوع روشنایی.

گروه اسمی، هسته و وابسته: گروه اسمی مجموعه‌ای از واژه‌هاست که هستهٔ آن اسم است و ممکن است وابسته‌هایی برای توضیح، تعیین یا تکمیل معنای هسته داشته باشد
کپسول آموزشی

گروه اسمی، هسته و وابسته: گروه اسمی مجموعه‌ای از واژه‌هاست که هستهٔ آن اسم است و ممکن است وابسته‌هایی برای توضیح، تعیین یا تکمیل معنای هسته داشته باشد

صفت مبهم: صفتی که مقدار یا هویت نامعین اسم را بیان می‌کند؛ مانند «هیچ» و «آن».
کپسول آموزشی

صفت مبهم: صفتی که مقدار یا هویت نامعین اسم را بیان می‌کند؛ مانند «هیچ» و «آن».

مضاف‌الیه: واژه‌ای که پس از اسم دیگری می‌آید و به‌وسیلهٔ اضافه به آن وابسته می‌شود.
کپسول آموزشی

مضاف‌الیه: واژه‌ای که پس از اسم دیگری می‌آید و به‌وسیلهٔ اضافه به آن وابسته می‌شود.