درسنامه آموزشی مطالعات فرهنگی کلاس دوازدهم انسانی
فصل اول- درس 1: چیستی فرهنگ
تعریف فرهنگ
ما بارها، واژه «فرهنگ» را شنیده و آن را بهکار بردهایم. فرهنگ خانواده، فرهنگ آپارتماننشینی، فرهنگ روستایی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اروپایی؛ جهان فرهنگی، انقلاب فرهنگی، مهندسی فرهنگی، تحولات فرهنگی و...؛ این واژهها، از جمله واژگانی است که از طریق کتابهای درسی، رسانهها و گفتگوهای روزانه با آنها آشنا شدهایم.
به راستی معنای «فرهنگ» چیست و شما چه تصوری از مفهوم فرهنگ و مصادیق آن دارید؟
معنا و ریشهٔ لغوی فرهنگ
فرهنگ واژهای فارسی و مرکب است که از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل شده است.
«فر» پیشوندی است که در معنای جلو، بالا و پیش، بهکار میرود و «هنگ» به معنی کشیدن، سنگینی و وزن میباشد و فرهنگ به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، هنر، آداب و رسوم است.
تعریف اصطلاحی فرهنگ
برای «فرهنگ»، تعاریف متعدد و مختلف بیان شده و مصادیق گوناگون و متنوع دربارهٔ آن ذکر کردهاند.
ادیبان، فیلسوفان، جامعهشناسان، روانشناسان و انسانشناسان هریک، بهگونهای خاص «فرهنگ» را تعریف کرده و به آن نگریستهاند.
برخی از این تعاریف عبارتاند از:
- فرهنگ، مجموعه پیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، آداب و رسوم است که هر فرد از جامعه خویش فرا میگیرد.
- فرهنگ حیات معنوی انسانها و شامل علوم و فنون و فلسفه و قانونگذاری و ادبیات و هنر است.
- فرهنگ، نظاموارهای از باورها و مفروضات اساسی، ارزشها، آداب و الگوهای رفتاری ریشهدار و دیرپا، نمادها و مصنوعات است که ادراکات، رفتارها و مناسبات جامعه را جهت و شکل میدهد و هویت آن را میسازد.
ریموند ویلیامز (1988-1921) منتقد فرهنگی و از پیشگامان اصلی «مطالعات فرهنگی» با بررسی تعاریف مختلف؛ و مطالعه تحولات تاریخی «مفهوم فرهنگ»، تعاریف فرهنگ را در سه گروه طبقهبندی میکند:
1- تعاریفی که به رشد فکری، روحی و زیبایی شناختی فرد، گروه یا جامعه اشاره دارد.
2- تعاریفی که دربرگیرندهی تعدادی از فعالیتهای ذهنی و هنری مردم و محصولات آنها در جامعه است؛ مثل فیلم، تئاتر، داستان، معماری و غیره.
3- تعاریفی که به کل راه و رسم زندگی، کنشها، باورها و آداب و رسوم تعدادی از مردم یک گروه یا یک جامعه اشاره دارد.
نکته قابل تأمل در علت تفاوت و تعدد تعاریف فرهنگ، تفاوت مبانی فکری و فلسفی صاحبنظران و مکاتب مختلف در زمینههای گوناگون، از جمله درباره انسان، میباشدو به همین دلیل «مسئله فرهنگ» به صورت یک مشکل و چالش، در برابر صاحبنظران و اندیشمندان قرار دارد.
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 13 کتاب درسی)
به نظر شما حکیم ابوالقاسم فردوسی، در ابیات زیر، چه اهمیت و نقشی را برای فرهنگ در نظر دارد؟
ز دانا بپرسید پس دادگر
که فرهنگ بهتر بود یا گهر
چنین داد پاسخ بدو رهنمون
که فرهنگ باشد ز گوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بود
سخن گفتن از گوهر آسان بود
گهر بیهنر زار و خوار است و سست
به فرهنگ باشد روان، تندرست
ویژگیهای فرهنگ
به نظر شما فرهنگ چه ویژگیها و خصوصیاتی دارد؟
با دقت در تعاریف مختلف، برخی از ویژگیهای مشترک که برای فرهنگ بیان شده، عبارتاند از:
1- معنابخشی و ارزش آفرینی: فرهنگ، بیانگر معنا و مفهوم، ارزشها و آگاهیها، روشها و سبک زندگی انسانهاست. فرهنگ، همانند روح در کالبد پدیدهها و عناصر جهان فرهنگی، جاری است و به آنها معنا و جهت میدهد. روح سرزنده و متعالی، نشاط و شادابی را در بدن ایجاد میکند.
2- زمانمندی و مکانمندی: فرهنگ، پدیدهای «زمانمند و مکانمند» است و سبک و روش زندگی مردم هر جامعه، در هر زمان و هر مکان، با شیوه زندگی مردمان دیگر در مکانها و زمانهای دیگر، شباهتها و تفاوتهای قابل توجه دارد. بنابراین فرهنگ هر ملت، خاص خود آنهاست.
3- میراث جمعی بودن: فرهنگ، «میراث اجتماعی» است که توسط افراد یک گروه یا جامعه و کنشها و تعاملات آنها با هم بهوجود میآید و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.

4- تاریخی بودن: فرهنگ، پدیدهای «تاریخی» است که از انباشت تدریجی تجربههای افراد یک گروه در طول زمان، شکل گرفته است. فرهنگ هر جامعه، ریشه در تاریخ آن جامعه دارد و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. بنابراین کنشهای موردی و زودگذر، کنشهای فرهنگی نیست.
5- اکتسابی بودن: فرهنگ، پدیدهای «آموختنی و اکتسابی» است که در طول زندگی، از بدو تولد تا پایان عمر، از طریق نهادهای رسمی و غیررسمی آموزشی و تربیتی از منابع بشری و وحیانی توسط افراد کسب میشود. در عصر حاضر، علاوه بر نهادهای مذکور، رسانهها و شبکههای مجازی نیز، در تولید و انتقال فرهنگ، نقش اساسی ایفا میکنند.
6- تحولپذیر بودن: فرهنگ، امری «تحولپذیر» است و همانند هر موجود زنده و بهعنوان یک پدیده انسانی، دچار تغییر و تحول میشود. بدین دلیل، فرهنگ، رشد و تعالی، فراز و فرود دارد و پویایی و زوال در حوزه فرهنگ و جهان فرهنگی اتفاق میافتد.
7- نظامبند بودن: فرهنگ، یک کل به هم پیوسته و منسجم است و عناصر و اجزای آن برهم تأثیر گذاشته و از هم تأثیر میپذیرند.
بررسی و تحلیل کنید (صفحهٔ 14 کتاب درسی)
تصویر زیر، یک پدیده فرهنگی است که در برخی از مناطق کشور ما تولید میشود. به نظر شما کدامیک از ویژگیهای فرهنگ در این محصول، وجود دارد؟

ابعاد و وجوه فرهنگ
فرهنگ دارای چه ابعادی است؟ چگونه میتوان آنها را از هم تشخیص داده و طبقهبندی کرد؟
دانستیم که فرهنگ، بهعنوان روح جمعی زندگی انسان، عاملی است که به تمام پدیدههای انسانی، معنا میبخشد؛ لذا وسعت و قلمرو فرهنگ، به وسعت حیات اجتماعی انسان و جهانهای اجتماعی اوست و تمام ذخائر و میراث اندیشه و کنش انسان از آغاز تا امروز را شامل میشود. انسانشمول بودن فرهنگ، باعث ایجاد خصوصیات مشترک میان جهانهای اجتماعی و جهانهای فرهنگی شده است.
با توجه به گستردگی مفهوم فرهنگ، میتوان هر جهان فرهنگی را، به دو فرهنگ محسوس و فرهنگ غیرمحسوس تقسیم کرد.
1- فرهنگ محسوس، به مجموعه پدیدههای عینی و ملموس گفته میشود. این بُعد از فرهنگ، شامل اشیای قابل حس، وسایل و ابزارهایی است که از زمان گذشته تا حال، به ما ارث رسیده است. مانند آثار باستانی، صنایع دستی، ابزار کار، وسایل کشاورزی، لباس، لوازم خانه، داروهای شیمیایی، وسایل تولیدی، ساختمان و دستساختههای دیگرِ انسان. به عبارت دیگر، فرهنگ محسوس، شامل همه دستاوردهای مادی و فناورانهٔ زندگی بشر است که در جامعه وجود دارد.
2- فرهنگ غیرمحسوس، ابعاد کیفی و ناملموس زندگی انسان را شامل میشود مانند: اعتقادات، اخلاقیات، باورها، ارزش آثار فکری، ادبی و هنری، فنون، آداب و فولکلور (قصهها، مثلها، داستانها و...). این بخش از فرهنگ، بیشتر بهوسیله زبان و خط فراگرفته میشوند.
«فرهنگ دارای دو بعد یا دو وجه است: این دو بعد، در یک کلیت منسجم به هم مرتبط هستند و در تحلیل نهایی، باید تأثیرات متقابل آنها را در بستر کلی هر جامعه معین، مورد بررسی و توجه قرار داد.»
فرهنگ محسوس و غیرمحسوس به هم پیوستهاند. این پیوستگی و پیوند، هر چند در ظاهر مشخص نیست، اما با دقت و شناخت علمی، ارتباط بین آنها مشخص میشود. این ارتباط، یک رابطه دو سویه است؛ از یکسو فرهنگ محسوس، ریشه در فرهنگ غیرمحسوس دارد و بر آن، استوار است و از آن سرچشمه میگیرد و از سوی دیگر، فرهنگ غیرمحسوس، از تغییرات و تحولات فرهنگ محسوس، تأثیر میپذیرد.
فرهنگ غیرمحسوس، بدنه اصلی فرهنگ یک جامعه است این بدنه، قدرت روحی و نیروی حیاتی یک ملت را مشخص میکند و تمام ابعاد، تولیدات و مصنوعات زندگی فردی و اجتماعی انسانها، ریشه در فرهنگ غیرمحسوس و ذهنی جامعه دارد.
این دو بعد فرهنگ، «هویت فرهنگی» هر جامعه را تشکیل میدهند و تضعیف آن، بهویژه در لایههای غیرمحسوس، ضایعهای است که هویت یک گروه اجتماعی را تهدید میکند. فرهنگ محسوس را میتوان از دیگران به عاریه گرفت، توسعه داد و غنی ساخت، اما کسب فرهنگ غیرمحسوس، بهآسانی امکانپذیر نیست و آثار مثبت یا منفی آن میتواند بسیار عمیق و گسترده باشد.
بررسی و گفتگو کنید (صفحهٔ 16 کتاب درسی)
اگر فردی، لباس یا پیراهنی بپوشد که بر روی آن، تصویری از نمادهای ملی باشد، این نوع پوشش، چه پیامی از فرهنگ محسوس و فرهنگ غیرمحسوس را به دیگران منتقل میکند؟ اگر این لباس، حاوی تصاویری از نمادهای بیگانه باشد، دیگران، چه پیامی از آن دریافت خواهند کرد؟

همانگونه که آموختهاید اجزای مختلف یک جهان اجتماعی را میتوان براساس اهمیت و نقشی که ایفا میکنند، تقسیمبندی نمود. از آنجا که ارتباط تنگاتنگی بین فرهنگ و اجتماع وجود دارد، فرهنگ را نیز میتوان در چهار سطح به شرح زیر طبقهبندی کرد:
1- عقاید و باورها: مجموعه جهانبینی و اعتقاداتی که در یک فرهنگ وجود دارد؛ مانند اعتقاد به خداوند و روز قیامت و کرامت انسان.
2- ارزشها: بار معنایی خاص که انسان برای برخی از اعمال و کنشها، حالتها و پدیدهها قائل است و حکایت از مطلوبیت و مفید بودن پارهای از امور در زندگی انسان دارند؛ مانند عدالت، ظلمستیزی، آزادی و کمک به محرومین، علم و آگاهی.
3- هنجارها: کنشهایی که برای تحقق ارزشها توسط افراد انجام میشود و همگان به رعایت آنها ملزم و وفادارند؛ مانند رعایت قانون، نوع پوشش در جامعه و عبور نکردن از چراغ قرمز.
4- نمادها: نشانهها و امور قراردادی که معرف معنایی خاص است و پیامی خاص را القا یا تداعی میکند؛ مانند پرچم، صدای زنگ مدرسه، علائم تابلوهای راهنمایی، مناره و گنبد.
سطوح فرهنگ
چه رابطهای میان سطوح و ابعاد فرهنگ برقرار است؟ شناخت و درک این ارتباطات، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
مناسبات این چهار سطح با ابعاد و وجوه فرهنگ، در نمودار نمایش داده شده است:
همچنان که مشاهده میکنید، عقاید و ارزشها در لایههای عمیق و زیرین فرهنگ و هنجارها و نمادها در لایههای سطحی قرار دارند و از عقاید و ارزشها سرچشمه میگیرند. این چهار لایه با هم دادوستد داشته، بر هم تأثیر میگذارند و از هم تأثیر میپذیرند. همچنین تغییر هر لایه، بر روی سایر لایهها اثر گذاشته و میتواند باعث تغییر آنها شود. تفاوت فرهنگها، به نوع عناصر فرهنگی، چگونگی چینش و وزندهی به این عناصر و مناسبات و روابط بین آنها باز میگردد و هویتهای فرهنگی متفاوتی میسازد.
بررسی و گفتوگو (صفحهٔ 17 کتاب درسی)
موضوعات زیر را از منظر سطوح و ابعاد فرهنگ، بررسی کرده و درباره آنها در کلاس گفتگو کنید:
- آیا در محل سکونت شما بناهای قدیمی وجود دارد؟ چرا سبک معماری و نحوه ساختوساز خانههای مسکونی امروز با گذشته متفاوت است؟
- دو ژاپنی چگونه به هم احترام میگذارند؟ چرا روش آنها با روش احترام گذاشتن ما به یکدیگر، متفاوت است؟