خانه
گاما

درسنامه آموزشی تفکر و سواد رسانه‌ای کلاس دهم

درس 16: بازی، جدی است

بازدید51/0 K
تاریخ بروزرسانی1405/07/9

خبرهای زیر را بخوانید:
- جوان 23 ساله‌ای پس از 72 ساعت بازی مداوم در کافه اینترنتی، بر اثر نارسایی قلبی جان باخت.
- نوجوانی بیش از 8 هزار دلار از حساب بانکی والدینش را پنهانی صرف خرید «صندوقچه‌های شانس» در بازی دیجیتال کرد.
- سازمان جهانی بهداشت رسما «اختلال بازی» را در فهرست بیماری‌های روانی و رفتاری خود قرار داد.
- سازمان غذا و داروی آمریکا یکی از بازی‌های ویدئویی را «داروی رسمی و تجویزی» برای درمان کودکان مبتلا به بیش‌فعالی تأیید کرد.
- درآمد صنعت بازی‌های ویدئویی، از مجموع درآمد کل صنعت سینما و موسیقی در سراسر جهان پیشی گرفت.
- کمیته بین‌المللی المپیک برگزاری اولین دوره رسمی «المپیک ورزش‌های الکترونیک» را برای سال 2025 تصویب کرد.
- نیروی دریایی ارتش آمریکا، هدایت پریسکوپ‌های زیردریایی‌های هسته‌ای خود را به دسته‌های بازی ایکس‌باکس سپرد.
- اجرای زنده یکی از خوانندگان در دنیای بازی برخط، بیش از 27 میلیون تماشاگر زنده داشت؛ جمعیتی که در هیچ استادیومی در واقعیت جا نمی‌شود.

گفت‌وگوی کلاسی (صفحه 131 کتاب درسی)

 

- از بین 1 تا 10 به جالب‌ترین خبرهایی که در بالا ذکر شد، نمره دهید.
- چه رازی در این تصاویر متحرک نهفته است که یک نفر حاضر است ساعت‌ها، چشم از صفحه نمایش برندارد؟
- این بازی‌ها با مغز و روان ما چه می‌کنند که تا این حد روی اقتصاد دنیا، رفتار آدم‌ها و حتی ارتش کشورها تأثیر می‌گذارند؟

این عناوین خبری یک پیام روشن برای ما دارند: بازی‌های رایانه‌ای، دیگر فقط یک بازی ساده نیستند، بلکه بسیار جدی هستند.

راز قدرت بازی‌های رایانه‌ای

وقتی یک فیلم ترسناک می‌بینید، هرقدر هم که وحشتناک باشد، در نهایت شما روی مبل نشسته‌اید و فقط «تماشاگر» هستید. اگر قهرمان فیلم اشتباه کند و در اتاق تاریک را باز کند، مقصر شما نیستید و می‌توانید به حماقت او بخندید! اما در بازی چطور؟ در بازی، شما خودتان کنشگرید و اگر دری را به اشتباه باز کنید، هیولا به شما حمله می‌کند.

در دنیای واقعی، اگر هنگام رانندگی اشتباه و تصادف کنید، ممکن است پیامد جبران‌ناپذیر داشته باشد. اما در بازی پیامدها جبران‌پذیر است. بارها شکست می‌خورید، تصادف می‌کنید یا کشته می‌شوید اما هر بار با هیجان بیشتر دوباره شروع می‌کنید.

بازی اکثر حواس ما را به خود درگیر می‌کند. این درگیری هم زمان حواس فیزیکی در کنار ترکیب داستان، تصویر، صدا و قوانین پاداش و چالش، تجربه غوطه‌وری را ایجاد می‌کند؛ به نحوی که ذهن ما فرصتی برای توجه به دنیای بیرون پیدا نمی‌کند.

یکی از دلایلی که بازی‌های ویدئویی امروزی را جذاب‌تر کرده، ترکیب بازی با هوش‌ مصنوعی است. هوش مصنوعی مدام رفتار ما را بررسی می‌کند. اگر بازی زیادی سخت شود، آن را کمی راحت‌تر می‌کند و اگر خسته‌کننده شود، چالش‌های تازه‌ای جلوی ما می‌گذارد. به این ترتیب، تجربه بازی برای هر بازیکن، شخصی‌تر می‌شود.

فعالیت گروهی (صفحه 133 کتاب درسی)

 

واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی (بلاک چین) چه تغییراتی در بازی‌های رایانه‌ای ایجاد کرده است؟

گفت‌وگوی کلاسی (صفحه 133 کتاب درسی)

 

جای خالی زندگی در بازی
سه موقعیت زیر را در کلاس بخوانید. به نظر شما، هر کدام از این افراد دقیقا چه نیاز یا کمبودی در دنیای واقعی داشته‌اند که سعی می‌کنند آن را در دنیای بازی جبران کنند؟

موقعیت اول: سارا احساس می‌کند هیچ‌چیز در زندگی‌اش سر جای خودش نیست و کنترلی روی اتفاقات ندارد. او به خانه می‌آید، یک بازی شبیه‌ساز مزرعه‌داری نصب می‌کند و دو ساعت با آرامش محصولاتش را می‌کارد و حصارها را مرتب می‌کند.
سارا در این بازی به دنبال چیست؟

موقعیت دوم: مهرداد تمام روز در مدرسه مشغول درس و تابع مقررات مدرسه است. او به محض رسیدن به خانه، یک بازی جهانباز را اجرا می‌کند. سوار یک ماشین می‌شود، به دل کوه و دشت می‌زند و هیچ‌کدام از مأموریت‌های اصلی بازی را هم انجام نمی‌دهد!
مهرداد در این بازی چه چیزی را تجربه می‌کند؟

موقعیت سوم: فرشاد در بازی فوتبال مدرسه شکست سنگینی می‌خورد و حس بدی پیدا می‌کند. وقتی به خانه می‌آید، بازی فیفا را روی رایانه قابل حملش باز می‌کند. یک تیم ضعیف برمی‌دارد و با نتیجه 0-24 بازی را می‌برد.
فرشاد از این بازی چه استفاده‌ای می‌کند؟

انواع بازیکنان

یکی از پژوهشگران بازیکنان را براساس انگیزه‌های روانشناختی‌شان به چهار گونه اصلی تقسیم کرده است:

1- موفقیت طلب‌ها: کسانی که مغزشان با تکمیل کردن کارها پاداش می‌گیرد. آنها عاشق ارتقای سطح، گرفتن تمام مدال‌ها و تمام کردن صددرصدی بازی هستند. بازی برای آنها یعنی دستاورد و پیشرفت.

2- کاوشگرها: کسانی که حس کنجکاوی بالایی دارند. آنها کاری به مأموریت اصلی بازی ندارند بلکه دوست دارند در گوشه و کنار نقشه بچرخند، ضعف‌ها و رازهای مخفی را پیدا کنند.

3- اجتماعی‌ها: کسانی که نیاز شدیدی به تعلق و ارتباط دارند. هدف اصلی آنها گفتگو، پیداکردن دوستان جدید، ساختن گروه و کار تیمی است.

4- رقابت‌جوها: هدف آنها فقط یک چیز است: صدرنشینی در جدول امتیازات و شکست‌دادن بقیه! آنها می‌خواهند مهارت خود را به رخ دیگران بکشند.

گفت‌وگوی کلاسی (صفحه 134 کتاب درسی)

 

به بازی مورد علاقه‌تان فکر کنید.
- براساس داده نگاشت بالا، شما بیشتر در کدام دسته قرار می‌گیرید؟
- به جز دسته‌بندی چهارگانه بالا، فکر کنید و یک گروه دیگر از بازیکنان با انگیزه‌های دیگر را شناسایی کنید.

تله‌های توجه

طراحان بازی برای اینکه شما را در دنیای خود نگه دارند، چند تلۀ روانی بسیار هوشمندانه در بازی کار می‌گذارند:

1- پاداش‌های تصادفی و صندوقچه‌های شانس: مغز انسان عاشق غافلگیری است. وقتی نمی‌دانید دقیقا چه چیزی برنده می‌شوید، در چرخه امید می‌مانید و به بردی که نمی‌دانید چه موقع پیش می‌آید گرفتار می‌شوید.

2- ترس از دست دادن: بازی به شما می‌گوید یک اسلحه خاص فقط تا 24 ساعت آینده در دسترس است. این پیام، اضطراب روانی ایجاد می‌کند! مبادا از بقیه عقب بمانید.

3- فشار هم‌تیمی‌ها و تعهد گروهی: وقتی عضو گروه یا قبیله در بازی می‌شوید، اگر یک روز برخط نشوید، کل گروه امتیاز از دست می‌دهد و هم‌تیمی‌ها از دست شما شاکی می‌شوند!

4- تله زنجیره روزانه: هر روز برخط شدن، برای شما پاداش دارد. قطع‌کردن این زنجیره مساوی با از دست‌دادن امتیاز است. برای همین حتی در روزهایی که خسته‌اید، برای چند دقیقه هم شده وارد بازی می‌شوید.

5- تله سرمایه‌گذاری: وقتی صدها ساعت برای ارتقای یک شخصیت یا ساختن یک امپراتوری در بازی وقت گذاشته‌اید، رهاکردن آن بسیار سخت می‌شود. با خود می‌گویید این همه زحمت کشیدم، حیف است الان کنار بکشم.

6- توهم پیشرفت سریع: در ابتدای بازی، شما خیلی سریع سطح خود را بالا می‌برید و مدال می‌گیرید. این کار به شما حس قدرت می‌دهد. هرچه جلوتر می‌روید، پیشرفت سخت‌تر می‌شود و شما مجبورید، ساعت‌های بسیار بیشتری را صرف کنید.

گفت‌وگوی کلاسی (صفحه 136 کتاب درسی)

 

شکارچیان تله‌ها
محبوب‌ترین بازی این روزهای خودتان یا دوستانتان را در نظر بگیرید.
- به‌عنوان تحلیل‌گر، بازی را کالبدشکافی کنید. ببینید طراحان از کدامیک از این شش تله استفاده کرده‌‌اند؟
- به نظر شما کدام تله در این بازی از همه قوی‌تر عمل می‌کند؟

چگونه کنترل را پس بگیریم؟

با وجود تله‌های توجه، آیا راه‌حل این است که بازی کردن را کاملاً کنار بگذاریم؟ قطعا نه! رسانه بازی در جای خود می‌تواند مفید باشد. ما باید «هوشمندانه» بازی کنیم تا دنیای دیجیتال به جایگزینی برای زندگی واقعی تبدیل نشود. برای داشتن یک تجربه متعادل، می‌توانید از این راهکارها استفاده کنید:

1- کشف هیجان و نیاز پنهان: قبل از اینکه ناخودآگاه سراغ دستگاه بازی یا تلفن همراه بروید، یک لحظه مکث کنید و از خودتان بپرسید «من الان دقیقا چه حسی دارم؟». آیا خشمگین هستید؟ احساس تنهایی می‌کنید؟ یا از یک روز شلوغ مضطربید؟

2- تأمین شایستگی در دنیای واقعی: بازی‌ها به سرعت به ما حس «من توانمندم» و قدرت انتخاب می‌دهند. اما اجازه ندهید بازی، تنها منبع احساس موفقیت در زندگیتان باشد. سعی کنید در دنیای واقعی مهارت‌های جدیدی یاد بگیرید یا مسئولیت‌های واقعی را بپذیرید.

3- قانون‌گذاری شخصی: پیش از شروع بازی، زمان پایان آن را قطعی مشخص کنید. برای فرار از «تله غوطه‌وری» و از دست رفتن زمان، فقط به اراده ذهنی خود تکیه نکنید. از یک ساعت زنگ‌دار که دور از دسترستان باشد استفاده کنید تا مجبور شوید از جای خود بلند شوید.

 

 

 

 

 

 

درس 16: بازی، جدی است