متن کامل درس 9 تفکر و سواد رسانهای
بازیگردانان بزرگ

در درس قبل آموختید، پیامهای رسانهای ساخته میشوند و در ساختن آنها مشاغل و فناوریهای گوناگونی دخالت دارند.
این فرایند با در نظر گرفتن محدودیتها، امکانات، ویژگیهای مخاطبان و فنون جذب مخاطب انجام میشود. سؤال اساسی این است:
- مالک اصلی تولیدات رسانهای کیست؟
جواب: مالک میتواند دولت، شرکت خصوصی، مؤسسه، فرد یا مجموعهای از سهامداران باشد؛ برای شناخت مالک اصلی باید ساختار حقوقی، منبع سرمایه و حامیان مالی رسانه را بررسی کرد.
- هدف از تولید پیام چیست؟
جواب: پیام ممکن است برای اطلاعرسانی، آموزش، سرگرمی یا اقناع تولید شود و در کنار آن، منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی سازنده را نیز دنبال کند.
جواب فعالیت گروهی صفحه 73 کتاب تفکر و سواد رسانهای | تحلیل منافع پیامهای رسانهای
به پنج گروه تقسیم شوید. هر گروه یک نمونه از مطالعات موردی را انتخاب و آن را براساس پرسشهای زیر تحلیل و نتیجه را به کلاس ارائه کند.
- این پیام را برای چه کسی میفرستند؟ از کجا میدانید؟
- چه کسی از این پیام سود میبرد؟ عموم مردم؟ سرمایهداران خصوصی؟ دولتها؟
- چه کسی از این پیام ضرر میکند؟
- در ساختن و فرستادن این پیام، چه کسی تصمیمگیرندۀ اصلی است؟
- چه منافع اقتصادی و سیاسی بر انتقال این پیام تأثیر داشته است؟
جواب: تحلیل هر پنج مطالعۀ موردی، بلافاصله پس از متن همان مورد درج شده است.
مطالعۀ موردی
1- در سال 2007 آشکار شد که روپرت مرداک، مالک شرکت رسانهای نیوز کورپوریشن، که نشریۀ نیویورک پست نیز زیرمجموعۀ آن است با خط دادن به نویسندگان صفحۀ شایعۀ نشریه یعنی «صفحۀ ششم» از درج مطالب انتقادی دربارۀ چین جلوگیری کرد؛ چرا که قرار بود وی در این کشور فعالیتهای تجاری انجام دهد. یکی از مهمترین نقدهایی که بر آقای مرداک وارد شده این است که وی حاضر است در راستای تأمین خواستههای تجاری خود، پوشش خبری را تحریف کند. بهویژه اینکه وی اعلام گزارشهای ناخوشایند دربارۀ دولت چین را ممنوع کرده است. وی در آنجا سرمایهگذاری هنگفتی در زمینۀ تلویزیون ماهوارهای انجام داده است و ازاینرو، میخواهد به نفع دولت پکن کار کند.
جواب مطالعۀ موردی 1: فرستندۀ مؤثر پیام، روپرت مرداک و شرکت نیوز کورپوریشن است. هدف، جلوگیری از انتشار مطالبی بود که میتوانست روابط تجاری او با دولت چین را آسیب بزند. مخاطبان، خوانندگان نشریه و بهطور غیرمستقیم مقامهای چینی بودند. شرکت مرداک و دولت چین سود میبردند؛ اما مخاطبان، منتقدان و حق دسترسی به اطلاعات دقیق زیان میدیدند. تصمیمگیرندۀ اصلی مالک رسانه بود و سرمایهگذاری تلویزیون ماهوارهای و حفظ بازار چین، مهمترین منفعت اقتصادی و سیاسی بهشمار میرفت.
2- در سپتامبر سال 2006، روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد که دفتر پخش برنامۀ کوبا در دولت بوش با پرداخت پول به ده خبرنگار از آنها خواسته است تا در رادیو و تلویزیون مارتی از دولت فیدل کاسترو انتقاد کنند. رادیو و تلویزیون مارتی، در سال 1980، توسط دولت امریکا برای تضعیف دولت انقلابی فیدل کاسترو در کوبا و جلب حمایت کوباییهای مخالف کاسترو ایجاد شد.
جواب مطالعۀ موردی 2: دفتر پخش برنامۀ کوبا در دولت آمریکا با پرداخت پول به خبرنگاران، پیامهای انتقادی علیه دولت فیدل کاسترو تولید میکرد. مخاطب اصلی، مردم کوبا و مخالفان کاسترو بودند. دولت آمریکا، مخالفان دولت کوبا و خبرنگارانِ دریافتکنندۀ پول سود میبردند؛ در مقابل، دولت کوبا، اعتبار روزنامهنگاری مستقل و مخاطبانی که از منبع مالی پیام آگاه نبودند زیان میدیدند. تصمیمگیرندگان اصلی، مسئولان دولتی و مدیران رادیو و تلویزیون مارتی بودند و هدف سیاسی، تضعیف دولت کوبا و جلب حمایت مخالفان بود.
3- در سال 2003، نامههایی برای روزنامههای سرتاسر ایالات متحده امریکا فرستاده شد. نویسندگان این نامهها در ظاهر، مردان و زنانی بودند که در عراق در حال خدمت بودند. تمام آنها بر پیشرفت موفقیتآمیز عملیات آمریکا در خاک عراق تأکید داشتند. بعدها فاش شد که این نامهها بخشی از یک برنامه تبلیغاتی بوده و دفتر ریاست جمهوری بوش، مسئول نگارش آنها بوده است.
جواب مطالعۀ موردی 3: دفتر ریاستجمهوری بوش نامهها را نوشت و آنها را بهنام نیروهای حاضر در عراق منتشر کرد تا عملیات نظامی موفق و مورد حمایت سربازان نشان داده شود. مخاطب، خوانندگان روزنامهها و افکار عمومی آمریکا بود. دولت بوش و حامیان جنگ سود میبردند؛ اما مخاطبان، روزنامهها و مخالفان جنگ از پنهانبودن منبع واقعی پیام زیان میدیدند. تصمیمگیرندۀ اصلی، دفتر ریاستجمهوری و تیم تبلیغاتی آن بود و منفعت سیاسی، مشروعیتبخشی به جنگ و حفظ حمایت عمومی بود.
4- در سال 2005 آشکار شد که ارتش امریکا، 30 ایستگاه رادیویی را در افغانستان اداره میکند که روابط خود را با ایالات متحده آشکار نمیسازند. افزون بر این، دولت ایالات متحده با پرداخت پول به برخی صاحبنظران افغان از آنها به عنوان منابع «کارشناسانه» در مقالههای تبلیغاتی خود بهره میگرفت.
جواب مطالعۀ موردی 4: ارتش آمریکا با ادارۀ پنهانی ایستگاههای رادیویی و پرداخت پول به صاحبنظران افغان، روایت مطلوب خود را منتشر میکرد. مخاطب اصلی، مردم افغانستان بودند. ارتش آمریکا، سیاستهای آن کشور و کارشناسان دریافتکنندۀ پول سود میبردند؛ درحالیکه مخاطبان، رسانههای مستقل و دیدگاههای رقیب زیان میدیدند. تصمیمگیرندۀ اصلی، ارتش و مدیران طرح رسانهای بودند و منافع سیاسی و امنیتی، همراه با تأمین مالی رسانهها، بر پیام اثر داشت.
5- در سال 2005، سازمان روابط عمومی، لینکلن گروپ، بیش از 1000 مقاله در مطبوعات عراقی و عربزبان و همچنین مقالههایی در یک تارنمای (وبسایت) عراقی منتشر ساخت. این سازمان از 40 تا 2000 دلار به این مطبوعات پرداخت میکرد تا مقالههای ارسالی را به عنوان مقالههای خبری یا آگهی تبلیغاتی منتشر سازند. نویسندگان سازمان لینکلن عناوین زیر را برای مطالب خود برمیگزیدند:
- «وزش شنها به سمت عراق دموکراتیک».
- «نیروهای عراقی، جنگجویان القاعده را در حالی دستگیر کردند که مانند سگ میخزیدند».
- «سربازان عراقی مهارتهای رهبری را ارتقا میبخشند».
- «بازسازی امکانات به تأمین امنیت شهر موصل کمک میکند».
- «عراقیها آینده را برمیگزینند».
- «امنیت مرزها در تمام سطوح به اوج رسیده است».
جواب مطالعۀ موردی 5: لینکلن گروپ و سفارشدهندگان آن با پرداخت پول به رسانههای عراقی و عربزبان، مطالب تبلیغاتی را در قالب خبر منتشر میکردند. مخاطب، خوانندگان عراقی و عربزبان بودند. سفارشدهندگان سیاسی، لینکلن گروپ و رسانههای دریافتکنندۀ پول سود میبردند؛ اما مخاطبان، روزنامهنگاری مستقل و گروههایی که تصویر منفی از آنها ساخته میشد زیان میدیدند. تصمیمگیری در اختیار شرکت و حامی مالی آن بود و پرداخت 40 تا 2000 دلار نشان میدهد منافع اقتصادی با هدف سیاسیِ ساختن روایتی مثبت از اوضاع عراق پیوند خورده بود.
جواب گفتوگوی کلاسی صفحه 75 کتاب تفکر و سواد رسانهای | تحلیل تبلیغ دیرین دیرین و هوندا
فیلمهای «دیرین دیرین و هوندا» را مشاهده کنید. دربارۀ جواب پرسشهای زیر گفتوگو کنید.
- چه کسی این پیام را ساخته است؟
گروه سازندۀ پویانمایی «دیرین دیرین» با حمایت یا سفارش تجاری برند هوندا این پیام را ساخته است.
- چرا این پیام را فرستاده است؟ چه دلایلی برای جواب خود دارید؟
هدف، معرفی و تبلیغ برند و محصولات هوندا و ایجاد تصویری مثبت و بهیادماندنی از آن است. حضور نام یا نشان تجاری در کنار روایت طنز و پویانمایی، تجاریبودن پیام را نشان میدهد.
- این پیام را برای چه کسی میفرستند؟ از کجا میدانید؟
مخاطب اصلی، کاربران فارسیزبان شبکههای اجتماعی، بهویژه جوانان، خانوادهها و خریداران احتمالی محصولات هوندا هستند؛ زبان فارسی، طنز و قالب کوتاه اینترنتی این موضوع را نشان میدهد.
- چه کسی از این پیام سود میبرد؟ عموم مردم؟ سرمایهداران خصوصی؟ افراد؟ مؤسسات؟ دولتها؟
بیشترین سود اقتصادی به شرکت هوندا، تولیدکنندۀ محتوا و پلتفرم منتشرکننده میرسد؛ مخاطب نیز سرگرمی و اطلاعات محدودی درباره برند دریافت میکند.
- چه کسی از این پیام ضرر میکند؟
رقیبان تجاری ممکن است بخشی از بازار را از دست بدهند و اگر ماهیت تبلیغاتی پیام روشن نباشد، مخاطب نیز ممکن است تصمیم خرید خود را بر پایۀ تصویرسازی احساسی بگیرد.
- در ساختن و فرستادن این پیام، چه کسی تصمیمگیرندۀ اصلی است؟
سفارشدهنده و مدیران بازاریابی هوندا دربارۀ هدف و پیام اصلی تصمیم میگیرند و گروه دیرین دیرین شیوۀ خلاقانۀ اجرا را طراحی میکند.

همانطور که از فعالیتهای این درس و درس قبل آموختید پیامهای رسانهای با اهداف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... تولید میشوند. این اهداف گاهی به نفع عموم مردم، ولی بیشتر به نفع سرمایهداران، بخش خصوصی، مؤسسات و دولتها است. بنابراین مخاطب فعال باید منابع مالی و وابستگیهای رسانهها را بشناسد تا دلایل جهتگیریهای آن رسانهها را درک کند.
صنعت رسانه
در جوامع امروزی مردم بدون استفاده از رسانهها نمیتوانند به زندگی عادی خود ادامه دهند و رسانهها در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسانها رخنه کردهاند. تولید و مصرف رسانهای (روزنامهها، مجلات، برنامههای رادیو و تلویزیون، سینما و...)، مانند هر کالای دیگری با پیروی از قوانین اقتصادی انجام میگیرد و صنعت رسانه نیز بخشی از فعالیت اقتصادی جوامع را شامل میشود.

بیشتر پیامهای رسانهای برای کسب قدرت و ثروت ساخته و فرستاده میشود. اغلب رسانههای دنیا امروزه به محل عرضۀ تبلیغات تجاری تبدیل شدهاند. تبلیغات تجاری بخش زیادی از برنامههای تلویزیونی را تشکیل میدهد. همچنین صفحاتی از روزنامهها و دیگر نشریهها، تبلیغاتی است و بقیه آنها به اخبار اختصاص دارد. آنچه بیشتر مردم از آن بیاطلاع هستند این است که کاری که بهواقع از طریق رسانهها انجام میشود، تنها تبلیغ کالا نیست؛ بلکه جذب مخاطب و عرضۀ آنها به تبلیغکنندگان است.
بنابراین مدیران شبکههای تلویزیونی، زمانی خاص و ناشران، فضایی معین را در اختیار حامی مالی (اسپانسر) قرار میدهند تا کالاهای تجاری خود را تبلیغ کنند. این کار با استفاده از شیوههای اقناعی بهگونهای انجام میشود که ما را وسوسه کند آنچه را نیاز نداریم، بخواهیم و بخریم!

حامیان مالی تبلیغات، پول خود را بر مبنای زمانی میپردازند که پیشبینی شده بیشترین افراد، برنامه را تماشا میکنند یا نشریه را میخرند. اگر تعداد تماشاگران و یا خریداران از تعداد تخمینزدهشده کمتر شود، حامیان مالی میتوانند وجه پرداختی خود را پس بگیرند.

با ظهور اینترنت، استفاده از شیوههای اقناعی بهطور چشمگیری تغییر یافته است. از آن زمان گروهها، سازمانها و حتی افراد میتوانند سعی کنند دیگران را قانع کنند تا عقیدهای خاص را بپذیرند. اینترنت زمینۀ این امر را برای کاربران مهیا کرده است. البته مخاطبان نیز با استفاده از سواد رسانهای در تمامی ردههای سنی میتوانند محتواهای اینترنتی را مانند دیگر رسانهها تعبیر و منابع مورد استفادۀ خود را انتخاب کنند و سایتهای قانونی و معتبر را از سایتهای ساختگی و فریبکارانه و حتی منزجرکننده تمیز دهند. این امر موجب میشود که مردم کشورها سوءاستفادههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... را در رسانه و در پس آن در جامعه تشخیص دهند.
جواب فعالیت گروهی صفحه 77 کتاب تفکر و سواد رسانهای | شرکتهای رسانهای پردرآمد جهان
صنایع رسانهای صنایع پولساز هستند. جدول زیر ده شرکت رسانهای پردرآمد جهان را نشان میدهد. آن را بررسی کنید و به پرسشهای مطرحشده درباره آن جواب دهید.
- نام کدامیک از این شرکتها برای شما آشناست؟
جواب: نام شرکتهای Alphabet (گوگل و یوتیوب)، Meta (اینستاگرام و واتساپ)، ByteDance (تیکتاک)، Amazon، Apple، Disney و Microsoft آشناست.
- مرکز مدیریت این شرکتها بیشتر در کدام کشور است؟
جواب: مرکز مدیریت 8 شرکت از 10 شرکت جدول در ایالات متحدۀ آمریکا و مرکز دو شرکت ByteDance و Tencent در چین است؛ بنابراین بیشتر آنها در آمریکا قرار دارند.
- شما مصرفکنندۀ تولیدات (کتاب، موسیقی، فیلم، تلویزیون، رایانه، گوشی تلفن همراه و...) کدامیک از این شرکتها هستید؟
نمونه جواب دانشآموز: از جستوجوی گوگل و یوتیوب، واتساپ و اینستاگرام، ویندوز و برخی فیلمهای دیزنی استفاده میکنم؛ بنابراین مصرفکنندۀ محصولات Alphabet، Meta، Microsoft و Disney هستم.
- درآمد این شرکتها از طریق مصرف رسانهای همۀ مردم جهان به دست میآید، عادات مصرف رسانهای شما و خانوادهتان چه اندازه در کسب این درآمد نقش دارد؟
نمونه جواب دانشآموز: هر جستوجو، تماشای ویدئو، دیدن تبلیغ، خرید اشتراک یا استفاده از خدمات، داده و درآمد تبلیغاتی یا فروش ایجاد میکند؛ پس مصرف روزانۀ ما، هرچند بهتنهایی اندک است، در مقیاس میلیونها کاربر سهم زیادی در درآمد این شرکتها دارد.
- شما و خانوادهتان در کسب درآمد شرکتهای رسانهای داخلی چقدر نقش دارید؟
نمونه جواب دانشآموز: با تماشای شبکۀ نمایش خانگی، خرید کتاب و بازی ایرانی، استفاده از پیامرسانها و دیدن تبلیغات داخلی در درآمد این شرکتها نقش داریم؛ میزان این نقش به زمان مصرف و مبلغ خرید یا اشتراک بستگی دارد.
- با توجه به پنجمین ستون جدول مذکور، فکر میکنید عادات مصرف رسانهای شما و خانوادهتان چه نقشی در ایجاد اشتغال در داخل و خارج از کشور دارد؟
جواب: مصرف خدمات خارجی، درآمد و اشتغال شرکتهای بیرون از کشور را تقویت میکند؛ در مقابل، خرید و استفاده آگاهانه از محصولات باکیفیت داخلی میتواند به اشتغال نویسندگان، برنامهنویسان، تولیدکنندگان محتوا، ناشران و دیگر مشاغل رسانهای داخل کشور کمک کند.
- با راهنمایی دبیر خود یکی از شرکتها را انتخاب و بررسی کنید که مالکیت آن با چه کسی یا کسانی است و شرکتهای زیرمجموعۀ آن کداماند؟ برای اطلاعات بیشتر به این نشانی اینترنتی مراجعه کنید: www.mediadb.eu
جواب: شرکت Alphabet یک شرکت سهامی عام و شرکت مادر Google است. سهام آن میان سهامداران عمومی و نهادی توزیع شده، اما لری پیج و سرگئی برین بهدلیل سهام دارای حق رأی بیشتر، نفوذ قابلتوجهی در تصمیمهای شرکت دارند. کسبوکارها و مجموعههای مهم آن شاملGoogle ،YouTube ، Google Cloud ،Waymo و Google DeepMind است.
نقشۀ امپراتوری غولهای رسانهای
روپرت مرداک این روزها تیتر اصلی اخبار دنیاست اما دلیل این مسئله چیست؟ او بنیانگذار شرکت رسانهای نیوز کورپوریشن است. طبق آمار سال 2009 این شرکت از نظر درآمد سومین شرکت سرگرمیسازی دنیاست. مرداک این شرکت را در سال 1979 تأسیس کرد و از آن زمان کمکم گسترۀ فعالیتهای خود را از روزنامه و روزنامهنگاری به انتشار کتاب، شبکههای تلویزیونی و کمپانیهای فیلمسازی رساند.

اقتصاد توجه
امروزه حجم اطلاعات تولیدشده بیشتر از توان و ظرفیت مغز انسان برای انتخاب و پردازش و پالایش آن اطلاعات است. دیگر فقط تولید و توزیع گسترده اطلاعات کافی نیست، بلکه جلب توجه مخاطب در دریای اطلاعات اهمیت مییابد. اگر مخاطب توجه نکند و یا توجهی سطحی نشان دهد، تمام تلاشها بر باد رفته است. در گذشته سرمایهداران با در اختیار گرفتن زمینهای کشاورزی خلق ثروت میکردند، اما اکنون صنعت رسانه (مالکان رسانه) برای تسخیر بخشی از توجه شما در رقابت هستند. آنها میدانند تا توجه مخاطب جلب نشود امکان برقراری ارتباط و اقناع فراهم نخواهد شد.
رسانه با مخاطب زنده است و مهمترین نکته درباره مخاطب؛ نوع، میزان و تداوم توجه او به رسانه است. مغز انسان بهگونهای است که توجه بیشتر به یک موضوع منجر به کاهش توجهاش به سایر موضوعات میشود و این به معنی کمیاب بودن توجه در عصر انفجار اطلاعات است.
همانطور که رسانهها برای جلب توجه ما با یکدیگر رقابت میکنند ما نیز باید نسبت به ایجاد تمرکز بیشتر برای فعالیتهای مهم زندگیمان تلاش کنیم. در روزگاری زندگی میکنیم که به دشواری میتوانیم لحظاتی را برای خودمان خلوت کنیم، بیآنکه صدای زنگ تلفن، پیامک موبایل یا یک پیام در سایت شبکههای اجتماعی و… تمرکز ذهنی ما را بههم بزند.
جواب فعالیت در خانه صفحه 79 کتاب تفکر و سواد رسانهای | جلب توجه و خلوت در عصر پریشانی
- مشهور است که هنگام تولید یک فیلم برای شبکههای اجتماعی فقط چند ثانیۀ اول آن فرصت دارید تا مخاطب را با خود همراه کنید. به نظر شما چرا چند ثانیۀ اول این مقدار مهم است؟
جواب: کاربران در میان انبوه محتوا بسیار سریع تصمیم میگیرند که ویدئو را ادامه دهند یا رد کنند. آغاز جذاب، کنجکاوی و هیجان ایجاد میکند و ماندن مخاطب نیز به الگوریتم نشان میدهد که محتوا ارزش نمایش بیشتر دارد.
- افراد برای جلب توجه مخاطبان خود در شبکههای اجتماعی از چه فنونی استفاده میکنند؟
جواب: تیتر و تصویر آغازین جذاب، پرسش یا جملۀ غافلگیرکننده، تدوین سریع، موسیقی، زیرنویس، داستانگویی، طنز، تعلیق، تحریک احساسات، استفاده از چهرههای مشهور، شخصیسازی پیام و دعوت به نظر دادن یا بازنشر از مهمترین فنوناند.
- چه روشهایی برای تجربۀ خلوت در «عصر پریشانی» اطلاعاتی پیشنهاد میکنید؟
جواب: خاموشکردن اعلانهای غیرضروری، تعیین زمانهای بدون تلفن همراه، دورگذاشتن گوشی هنگام مطالعه و خواب، استفاده از حالت تمرکز، تکوظیفگی، پیادهروی یا مطالعۀ بدون صفحهنمایش و تعیین برنامۀ مشخص برای مصرف رسانهای میتواند خلوت و تمرکز را تقویت کند.