درسنامه آموزشی تفکر و سواد رسانهای کلاس دهم
درس 6: فنون اقناع (1)
اقناع چیست؟
زندگی بدون ارتباط و تفهیم و تفاهم با دیگران امکان ندارد و لازمۀ آن نیز تبادل پیام است؛ امّا آیا فرستادن پیام بدون هدف مشخّص معنا دارد؟ روشن است که فرستادن پیام از سوی فرستنده و سازندۀ آن برای دیگران با یک هدف صورت میگیرد. بیشترین هدف از ارتباط با دیگران و فرستادن پیام، تشویق گیرنده به تغییر رفتار، نگرش، باور، ارزش یا دیدگاه، مطابق نظر فرستنده است که به آن «اقناع» میگویند.
رسانهها نیز با استفاده از شیوههای اقناعی سعی میکنند از طریق عقل (منطق) یا احساس یا هر دوی آنها بر ما تأثیر بگذارند. تأثیرات رسانهها بر ذهن و قلب مخاطب، دقیق، ماهرانه و پیچیده است. این مهم توسط فنون و روشهایی برای:
- جلب توجّه و نظر ما
- پدید آوردن اعتبار و اعتماد برای خودشان
- شبیهسازی آمال و آرزوهای خودشان در وجود ما
- تحریک ما برای انجام دادن کاری مانند خرید، رأی دادن، سرمایهگذاری و...
و در مجموع قانع کردن ما انجام میشود. این روشها و فنون «زبان اقناع» نامیده میشود. یاد گرفتن زبان اقناع از مهمترین مهارتهای سواد رسانهای است. اگر شما بفهمید که رسانه چطور و به چه روشی سعی میکند پیام خود را بفرستد تا بتواند شما را قانع کند که به چیزی اعتقاد پیدا کنید یا کاری را انجام دهید، آن وقت شما بهتر و با چشمان بازتر میتوانید تصمیم بگیرید. همچنین شما میتوانید با استفادۀ صحیح از این روشها و فنون، پیامهای مؤثرتری تولید و دیگران را قانع کنید. توجه داشته باشید که فنون اقناع به خودی خود مثبت یا منفی نیستند بلکه هدف از به کارگیری آنها می تواند مثبت یا منفی باشد؛ تشخیص این نکته با شماست.
فعالیت گروهی (صحه 46 کتاب درسی)
آیا پیامی رسانهای را به یاد میآورید که تأثیر بسیاری بر شما گذاشته باشد تا جایی که آن را هیچ وقت یا تا مدّتها فراموش نکرده باشید؟
- این پیام توسط چه رسانهای به شما منتقل شده است؟ علّت اثرگذاری آن چه بود؟
- متن صفحات بعد را با روش «تدریس اعضای تیم (گروه)» به هم آموزش دهید. یعنی:
- به گروههای پنج یا شش نفره تقسیم شوید، به هر یک از اعضای گروه شمارهای اختصاص دهید.
- هر عضو گروه دو یا سه عنوان از فنون اقناع را بررسی و تحلیل کند. در این تحلیل سعی کنید ویژگیهای هر فن و مثالهای ذکر شده در متن را استخراج کنید و مثالهایی نیز به آن بیفزایید.
- سپس افراد هم شماره از همۀ گروهها در جایی از کلاس یک گروه تشکیل دهند، شمارههای یک در یک گروه، شمارههای دو در یک گروه و ... .
- اعضای گروه جدید، آموختههای خود دربارۀ فنون مورد بررسی را برای یکدیگر توضیح میدهند؛ مثالهای اضافه شده را با یکدیگر تبادل میکنند و یادگیری خود را تعمیق میبخشند.
- هر دانش آموز به گروه اولیۀ خود باز میگردد و فن موردنظر را به هم گروهیهایش تدریس میکند و به این طریق ضمن یادگیری فنون، مهارتهای ارائه را نیز تمرین میکند.
- پس از پایان این مرحله معلم بهطور تصادفی از تعدادی از دانش آموزان میخواهد هر یک فنی را تعریف کنند، در صورت نقص یا کمبود، تعاریف با هدایت معلم محترم توسط دانش آموزان اصلاح و تکمیل میشود.

فنون اقناع
گواهیدادن ستارهها، نخبگان و مردم عادی
پیامهای رسانهای اغلب کسانی را نشان میدهند که دربارۀ یک محصول، فکر، عقیده، قانون، یا هر چیزی دیگر نظر میدهند و آن را تأیید و گاهی هم رد میکنند. افرادی که به منظور این فن از آنان استفاده میشود، گاهی چهرهها (ستارهها) هستند و گاهی هم نخبگان یا حتّی مردم عادی. این فن پای فرد سومی (ستارهها، نخبگان، مردم عادی) را به میان میکشد تا گیرندۀ پیام آنچه را هدف فرستنده بوده است، راحتتر بپذیرد؛ چرا که اگر سازندۀ پیام، چنین نظری را مستقیم به ما منتقل میکرد در پذیرش آن تردید میکردیم. چهرههایی که شما را به استفاده از فلان نام تجاری (برند) پوشاک یا یک عمل اجتماعی پسندیده تشویق میکنند، چنین نقشی دارند.
ترس
این فن برای ترساندن گیرندۀ پیام با استفاده از چیزهای نا خوشایند و در بعضی مواقع ترسناک مثل بوی بد دهان، شکست و ناکامی، عدم رعایت حقوق بشر، تروریسم و ... به کار گرفته میشود. هشدارهای سیاستمداران و یا گروههای حامی آنها و ترسیم هراسآور وضعیت موجود در اخبار، سخنرانیها و گزارش آنها هم نمونهای دیگر برای استفاده از این فن است تا خود و برنامههای خود را نجات بخشِ وضعیتِ ترسیم شده معرّفی کنند. در خبرها و برنامههای گفتوگو محور شبکههای خارجی دربارۀ ایران، نمونههای آن را زیاد میتوان یافت.
طنز
روشی قدرتمند برای قانع کردن مخاطب بهشمار میرود. بسیاری از پیامهای رسانهای از این شیوه استفاده میکنند تا توجّه ما را بیشتر به خود جلب کنند، و از این راه موجب شوند پیام آنها با احساسی خوب و مفرّح در ذهن ما همراه شود. هنگامی که میخندیم، احساس خوبی داریم. بنابراین، اگر آگهی تبلیغاتی بتواند ما را بخنداند، میتواند این احساس خوب را به محصول مورد نظرش در ذهن ما پیوند بزند. در نتیجه، هنگامی که ما در فروشگاهی به محصول موردنظر آن پیام برخورد میکنیم، همان احساس نشاط، به خرید محصول آنها منجر میشود.
تکرار
پیامهای رسانهای هر چقدر بیشتر تکرار شوند، بیشتر در ذهن ما تثبیت، و همین امر موجب اعتماد بیشتر ما به آنها میشود. این تکرار به دو روش انجام میشود: یکی از روشها تکرار تصاویر، صداها یا کلماتی خاص در درون پیام است برای اینکه معنای اصلی پیام در ذهن ما مستحکم شود. دیگری تکرار کامل و چندبارۀ پیام مانند آگهیهای بازرگانی تلویزیونی، تابلوهای تبلیغاتی کوچک، تارنماها (سایتها)، تابلوهای تبلیغاتی محیطی (بیلبورد)، و... است تا بیشتر در ذهن ما تثبیت شود. گاهی هم در کمپینهای تبلیغاتی تجاری و سیاسی، یک شعار واحد به شیوههای مختلف و در پیامهای رسانهای متفاوت تکرار میشود تا بیشتر ملکۀ ذهن و زبان ما شود. تکرار یک پیام، به مانند ضربات چکشی است که کم کم یک میخ را به داخل چوب میراند. تکرار یک مطلب، احتمال پذیرش آن را نزد مخاطب بالا میبرد. فن «تکرار»، گاهی توسط یک رسانه شکل میگیرد و گاهی توسط چند رسانه همسو اجرا میشود. طبیعی است تأثیر روش دوم در اقناع مخاطبان، به مراتب بیشتر است. مخاطب در چنین مواردی احساس میکند همه دارند یک مطلب را میگویند، پس حتماً درست است!
ادعای آشکار
بعضی وقتها پیامهای رسانهای مستقیم و با سند و مدرک آشکار، ادعاهایی قابل آزمایش را مطرح میکنند برای اینکه توجّه شما را به خود جلب کنند؛ بهطور مثال سازندۀ یک قوطی محتوی مادّهای غذایی وقتی که اجزا و عناصر سازنده آن را با میزان دقیق کالری و درصد روی محصول خود مشخّص میکند، به واقع دارد با این روش شما را قانع میکند؛ امّا آیا این برای شما امکانپذیر است که آن محصول را به آزمایشگاه مخصوصی ببرید و درستی و نادرستی آن اجزا و درصدها را مشخّص کنید؟
شدّت
برخی ساختارهای زبانی باعث میشود ما شدّت چیزی را بیشتر احساس کنیم و همین مسئله باعث میشود تا برای کاری خاص قانع شویم. به کارگیری صفات عالی (ترین) در تبلیغات، از این دسته است. وقتی فروشگاهی، محصول خود را ارزانترین، بهترین، پرفروشترین، اوّلین و... بیان میکند، شما برای خرید از آن بیشتر ترغیب میشوید. ایجاد مقایسه با استفاده از صفت برتر (تر) هم نمونهای دیگر از این ساختارها است؛ بهطور مثال این نوشابه قند کمتری به نسبت نوشابههای دیگر دارد.
نمادها
کلمات یا تصاویری هستند که مفاهیمی بزرگتر را به ذهن ما میآورند. این مفاهیم بهطور معمول، محتوایی احساسی و قوی دارند؛ مانند خانه، خانواده، ملّت، مذهب، جنسیت، سبک زندگی و چیزهایی از این قبیل. پیامهای رسانهای بهطور معمول از قدرت و شدّت نمادها برای پذیرش و مقبولیت بیشتر نزد مخاطبان استفاده میکنند؛ به طور مثال پرچم سه رنگ و سرود جمهوری اسلامی ایران نماد وطن و ملّیت ما است و در هر پیام رسانهای میتواند اثربخشی آن پیام را افزایش دهد. قلۀ دماوند در پوسترها نماد صلابت و پایداری ملت ایران است.
مقایسه
روشی مطلوب برای قانع کردن است. بسیاری از پیامهای رسانهای سعی میکنند تا با این روش، محصول، آرا یا نظریاتی را در ذهن مخاطب جا بیندازند. البتّه مقایسۀ درست و خوب، مقایسهای است که در آن قیاسشوندگان با همدیگر مشابه باشند و شرایطی یکسان برای مقایسه داشته باشند. مقایسۀ ضعیف و نابرابر بهطور حتم نمیتواند چندان اقناع کننده به شمار رود؛ با این همه گاهی پیامهای رسانهای با استفاده از فنها و روشهایی دیگر، اوضاع را یکسان جلوه میدهند و به شکلی غیرمنطقی و غیرمنصفانه به گونهای دو چیز را با هم مقایسه میکنند که مخاطب سردرگم میشود و در دام آنها میافتد.
کلمات پر زرق و برق
برخی از کلمات و اصطلاحات هستند که تقریبا راجع به پذیرش آنها در جامعه اتفاقنظر وجود دارد. اینگونه کلمات به اصطلاح پر فضیلت مثل تمدن، مردمسالاری، حقوق بشر، آزادی، زیبایی، عشق و ... معمولاً در بسیاری از پیامهای رسانهای مورد استفاده قرار میگیرند تا مخاطب نسبت به پذیرش آن پیام بیشتر قانع شود. قانعکنندگان از اینگونه کلمات به این امید استفاده میکنند که ما پیامهای آنها را بپذیریم بدون آنکه ادعای آنها را برای دستیابی به معانی آن کلمات مورد آزمایش قرار دهیم. آنها حتی میدانند که بسیاری از مردم حتی بهطور دقیق و اصولی معنای واقعی این کلمات و اصطلاحات را نمیدانند ولی آنها را مثبت و مفید ارزیابی میکنند.
نام گذاری (برچسب زدن)
این فن برخلاف فن کلمات پر زرق و برق، یک شخص، یک موضوع یا یک ایده را به نامهایی با ویژگی منفی (مثل دروغگو، سخنچین، تروریست، خرابکار و ...) پیوند میزند. قانعکنندگان از این فن استفاده میکنند تا ما یک شخص، یک موضوع یا یک ایده را بر اساس همان نمادهای منفی بدون بررسی مستندات و دلایل آن رد کنیم. در این فن در حالتی زیرکانهتر، از واژههای نرمتری (مثل منفعل، تنبل و ...) برای برچسبزنی استفاده میشود.
تازگی
ما چیزهای تازه و جدید را دوست داریم، چون به باور بسیاری از ما، چیزها، ایدهها، محصولات و موضوعات جدید بهتر از قدیمیها است. شاید سرعت بالای تغییرات فناوری در عصر حاضر یکی از دلایل این موضوع باشد. مدام محصولات و ایدههای نو و بهروز جای قدیمی را میگیرند و ما را به مصرف چیزهای جدید ترغیب میکنند.
استفاده از سه تیترهای «تازهترین اخبار»، «خبر فوری» و «پخش زنده» در بسیاری از بخشهای خبری مطبوعات، تلویزیون و وبگاهها قادر است نگاه ما را به خود جلب کند. استفاده از عباراتی چون جدیدترین محصول، جدیدترین روشهای آموزش و ... نیز مثالهایی از بهکارگیری این فن است.
شواهد علمی
در این روش از خروجیها و نتایج علمی کار پژوهشگران و دانشمندان مثل نمودارها، آمارها، نتایج آزمایشگاهی و ... برای اثبات موضوعی استفاده میشود. از آنجا که ما به نتایج کار علمی آنها اعتماد داریم و امکان دستیابی به این نتایج از طرف خود ما مهیا نیست، معمولاً این شواهد علمی و نتایج حاصل از آنها را راحتتر میپذیریم. این در حالی است که بسیاری از این شواهد و مستندات علمی میتوانند گمراهکننده باشند. گاهی وقتها هم این مستندات درست هستند، اما نتایجی که بر مبنای آنها در پیامهای رسانهای گرفته میشود، درست نیستند؛ به عنوان مثال «نتایج پژوهشها نشان داده که 90 درصد استفادهکنندگان از محصولی خاص نتیجۀ رضایتبخشی گرفتهاند» یا «پژوهشها نشان دادهاند که مصرف مادۀ ... در افزایش قد، نقش مؤثری دارد و در تولید قرصهای... از این ماده استفاده شده است؛ این قرصها تا 10 سانتیمتر قد شما را افزایش میدهند.
دروغ بزرگ
آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی که خود یکی از بزرگترین مبلغان سیاسی قرن بود، اعتقاد داشت که مردم به دروغهای کوچک بیشتر از دروغهای بزرگ مشکوک میشوند و احتمالاً با فنونی شبیه همین بود که توانست جان و روح مردم آلمان را اسیر اندیشههای بلندپروازانه و نژادپرستانۀ خود کند. دروغ بزرگ در واقع چیزی بیشتر از اغراق، بزرگنمایی و مبالغه است که با آنچنان اعتماد یا کاریزمایی گفته میشود که مخاطب، بدون تعقل آن را میپذیرد. گاهی وقتها مجموعه جوسازیهای روانی متعددی توسط پیامهای رسانهای گوناگون ساخته میشود تا فضای ذهنی جامعه برای ارائۀ یک دروغ بزرگ آماده شود و مردم بهراحتی آن را بپذیرند. راه رهایی از این فن هم، گاهی کنار گذاشتن فهم متعارف و خارج شدن از جو روانی و فضای رسانهای موجود است. تا وقتی از محیطی که همه آن دروغ را پذیرفتهاند خارج نشوید امکان عدم پذیرش آن برای شما فراهم نمیشود. در این شرایط یکی از راههای درست، اندیشیدن خارج از محیط و پرسیدن سؤالهایی است که بسیاری از مردم نمیپرسند و به آن توجهی نمیکنند. با این حال معمولاً دروغهای بزرگ وقتی برملا میشوند که سازندگان به اهداف خود دست یافتهاند و البته خیلی از دروغها هم در میان راستی و ناراستی پا در هوا باقی میمانند.
گفتوگوی کلاسی (صفحه 51 کتاب درسی)
اکنون تعدادی فیلم، دیوارکوب (پوستر)، خبر و شعر به شما ارائه میشود. در هر یک از آنها فن یا فنونی از اقناع بهکار گرفته شده است. با استفاده از متن صفحات قبل، این رسانهها را تحلیل و فنون به کار گرفته شده در هر یک را شناسایی کنید. توجه کنید که در نمونههای ارائه شده تعدادی از آنها بهکار گرفته شده است.


![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
|
|
|
|
|
|
فعالیت در خانه (صفحه 56 کتاب درسی)
محیط اطرافتان (تلویزیون، تارنماها/ وب سایتها، شبکههای اجتماعی، تابلوهای تبلیغاتی و...) را با دقّت مورد مشاهده قرار دهید. دربارۀ فنون و شیوههای اقناع که خواندید به ویژه آنهایی که در این درس نمونهای برایشان ارائه نشد، حداقل سه نمونۀ قابل نمایش بیابید و جلسۀ آینده به کلاس ارائه کنید. در جلسۀ بعد، هیئتی از داوران به شما امتیاز خواهند داد؛ خودتان را آماده کنید.
معیارهای امتیازدهی شامل موارد زیر است:
- انتخاب نمونههای گوناگون از انواع رسانهها (3 امتیاز)
- تشخیص فنون اقناع در نمونه ها (3 امتیاز)
- تسلّط در ارائه به کلاس (3 امتیاز)











