درسنامه آموزشی هدیههای آسمانی کلاس چهارم
درس 8: دیدار دوست
صدای زنگ شترها را که شنید، دلش تپید!
روزها منتظر بود تا کاروانی از مدینه به سوی خراسان حرکت کند.
تصمیم داشت با کاروان هم سفر شود و به دیدار بهترین دوست خود در خراسان برود.
به سرعت دفتر شعر و وسایل سفرش را برداشت و خود را به کاروان رساند.
در مسیر کاروان، نگاهش به کوچههای پر از جمعیت افتاد.
روزهایی را به خاطر آورد که در مسجدها، کلاسهای آموزش قرآن برپا میشد.
مردمی که تشنهی دانش بودند، درسها را یاد میگرفتند؛ مینوشتند و میرفتند تا آنها را به دیگران یاد دهند، امّا با رفتن او، مسجدهای شهر خالی و خلوت شدند.
غمگین شد و آهی کشید. نگاهی به آسمان کرد و شعری را که به تازگی سروده بود، زیر لب زمزمه کرد.

چند ماه بعد کاروان به خراسان رسید.
شوق زیارت امام، وجود دِعبِل را پر کرده بود.
آفتاب به شدّت میتابید. بسیار خسته بود و عرق از سر و رویش میریخت امّا با اشتیاق فراوان کوچههای شهر را پشت سر میگذاشت.
انگار پرندهی کوچکی در گوشهی قلبش بال و پر میزد.

دعبل از در وارد شد و سلام کرد.
امام با شوق فراوان پاسخ سلامش را داد و به احترام او از جا برخاست.
دعبل از خوشحالی نمیدانست چه بگوید؛ به سوی امام دوید و در آغوش او آرام گرفت.
در آن لحظه، تمام خستگی راه را فراموش کرد و به چهرهی زیبای امام خیره شد؛ حرفهای زیادی با امامش داشت.
مأمون، حاکم عبّاسی، امام رضا (علیه السّالم) را به اجبار از زادگاهش مدینه به خراسان آورده بود تا در آنجا کارهایش را زیر نظر بگیرد و امام نتواند مردم را به راه درست هدایت کند.
بعد از مدّتی، دعبل با اشتیاق فراوان گفت: «برایتان هدیهای آوردهام. اجازه میدهید تقدیم کنم؟»
امام اجازه داد.
و این شعر را به زبان عربی خواند:
درس قرآن، درس دین
آه رفت از یادها
کو معلمهای آن؟
داد از بیدادها
پس چه شد آن خانهها؟
خانهی مردان دین؟
صاحبانش زیر خاک
مثل گلها در زمین
هر گلی از باغشان
دست طوفان یک طرف
لالهای در کربلا
لالهای هم در نجف
دعبل با شور و هیجان شعر خود را به پایان رساند.
امام رضا لبخند زد و گفت: «آیا دوست داری دو بیت به شعرت اضافه کنم؟»
دعبل با خوشحالی گفت: «بله».
امام رضا (علیهالسّلام) ادامه داد:
مرقدی در شهر توس
یک مزار جاودان
تا رسد وقت ظهور
مهدی صاحب زمان
دعبل با تعجّب پرسید: «مرقدی که در شهر توس است، مال کیست؟»
امام رضا (علیهالسّلام) پاسخ داد: «مرقد من است. به زودی شهر توس زیارتگاه دوستان و شیعیان من خواهد شد».
کامل کنید (صفحه 59 کتاب درسی)
واژههای مناسب را در گلبرگها بنویسید.
نام فرزند: امام جواد
نام خواهر: معصومه
محل تولد: مدینه
نام برادر: شاه چراغ
حرم: مشهد
نام پدر: امام کاظم
چندمین امام: هشتم

ایستگاه فکر (صفحه 60 کتاب درسی)
نقطه چینها را به هم وصل کنید تا مسیر حرکت امام رضا (علیهالسّلام) از مدینه تا خراسان آشکار شود.

اگر در آن زمان در یکی از شهرهای مسیر حرکت امام رضا (علیهالسّلام) زندگی میکردی، چه احساسی داشتی و چه میکردی؟ وقتی برای اوّلین بار امام را از نزدیک میدیدی به او چه میگفتی؟ حرفهایت را در چند جمله بنویس.
احساس خوب و خاصی داشتم که امام از شهرمان عبور میکند. وقتی که امام را از نزدیک می دیدم، به ایشان سلام و احترام میکردم و درخواست میکردم که به خانه ما بیاید و ومهمان ما باشد و به گفتوگو در مورد خدا و نعمتهای دنیا میپرداختیم.
بگرد و پیدا کن (صفحه 61 کتاب درسی)
پاسخها را در جدول پیدا کنید و دور آنها خط بکشید. با حروف باقی مانده، جملهی امام کامل میشود:
1- هشتمین امام مسلمانان را به این نام میشناسیم. رضا
2- دشمن برای اینکه امام رئوف را از مردم دور کند، او را از این شهر به خراسان آورد. مدینه
3- دشمن امام رضا (علیهالسّلام) که او را به ایران آورد و به شهادت رساند. مامون
4- حرم امام رضا (علیهالسّلام) در این شهر قرار دارد. مشهد
5- امام اوّل که همنام سه تن دیگر از امامان بزرگوار است. علی
6- کشوری که مرقد امام هشتم در آن قرار دارد. ایران
7- رفتن به مرقد امامان و ادای احترام به ایشان. زیارت
8- به مرقد و محلّ دفن امامان گفته میشود. حرم
9- مرقد خواهر امام رضا (علیهالسّلام) در این شهر قرار دارد. قم

امام رضا (علیه السّلام) فرمود: هر کس به زیارت من بیاید (و نیکوکار باشد) در بهشت همنشین من است.
ایستگاه خلاقیت (صفحه 63 کتاب درسی)
پس از شنیدن داستان «نماز باران» آن را نقّاشی کنید. این داستان در پایه دوم در درس مربوط به امام حسین (ع) ذکر شده است. شما میتوانید یک بیابان و امام رضا (ع) را در حال دعا کردن و ابرهای در حال بارش باران را نقاشی کنید.