درسنامه آموزشی علوم و فنون ادبی (2) کلاس یازدهم رشته انسانی و معارف
درس 1: تاریخ ادبیات فارسی در قرنهای هفتم، هشتم و نهم
قرن هفتم
سال گذشته با تاریخ ادبیات ایران در قرنهای اولیهٔ هجری تا قرن ششم آشنا شدیم و دریافتیم که برخی از عوامل سیاسی و اجتماعی مثل روی کار آمدن حکومتهای غزنوی و سلجوقی و تغییر مرکز ادبی و سیاسی از خراسان به عراق عجم، زمینههای تغییر سبک را در متون زبان فارسی پدید آورد و خواندیم که سبکهای «بینابین» و «آذربایجانی» از «سبک خراسانی» فاصله گرفتند و کمکم «سبک عراقی» پدید آمد.
سبک عراقی از اوایل قرن هفتم تا اوایل قرن دهم به مدت 300 سال، سبک غالب متون ادب فارسی بود. مغولان در اوایل قرن هفتم (616 ه.ق.) به نواحی مرزی ایران حمله کردند و بعد به تدریج بر نواحی دیگر هم چیرگی یافتند و به نظام اقتصادی، کشاورزی و فرهنگی ایران آسیبهای عمدهای رساندند. خراسان که کانون فرهنگی ایران بود، ویران شد و بسیاری از مدارس، که مهد علم و فرهنگ بودند، از بین رفتند و بزرگانی چون نجم الدّین کُبری و فریدالدّین عطاّر نیشابوری در یورش ویرانگر مغول، کشته شدند. کمالالدّین اسماعیل، مدّاح جلال الدّین خوارزمشاه که خود در سال 635 ه.ق. بهدست مغولان در اصفهان کشته شد، دربارهٔ قتل عام سال 633 ه.ق. مغولان در اصفهان میگوید:
کس نیست که تا بر وطن خود گرید
بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مردهای دو صد شیون بود
امروز یکی نیست که بر صد گرید
با حملهٔ ویرانگر مغولان و بعد از آن، هجوم وحشیانهٔ تیمور و حکومت ظالمانهٔ این دو، نه تنها بناها و آبادانیها، بلکه بنیان فرهنگ و اخلاق نیز تباه و ویران گردید و دوستداران فرهنگ و اخلاق که سرخورده و مأیوس شده بودند، اغلب منزوی شدند و به تصوّف پناه بردند تا به آرامش برسند و برای تسکین خود به ادبیاتی روی آوردند که بر عواطف انسانی، ترویج روحیهٔ تسامح و تساهل، خدمت به خلق، آزادگی و اعتقاد به بیثباتی دنیا تکیه داشت.
در اواخر دورهٔ مغول، بساط حکومت آخرین خلیفهٔ عباسی، المستعصم بالله، برچیده شد و با توجّه به پایان یافتن خلافت، زبان رسمی و رایج عربی از رواج افتاد و توجّه به زبان فارسی که زبان تودهٔ مردم بود، رونق بیشتری گرفت.
دلیل نامگذاری سبک این دوره به «عراقی» این است که بعد از حملهٔ مغول کانونهای فرهنگی از خراسان به عراق عجم منتقل شد (اولین نشانههای تغییر سبک از زمان سلجوقیان آغاز شده، اما خراسان هنوز بهطور کامل ویران نشده بود) و شاعران و نویسندگان بزرگ در این دوره غالباً از اهالی شهرهای عراق عجم (اصفهان، همدان، ری، اراک کنونی و...) بودند.
وضعیت زبان و ادبیات فارسی در این دوره، مثل بسیاری از دانشهای دیگر، با دورههای پیش از خود متفاوت شد و به نوعی دچار سستی و نابسامانی گردید؛ چرا که بسیاری از دانشمندان و ادیبان کشته و یا متواری شدند و دیگر از دربارهای ادبدوست و خاندانهای فرهنگپرور خبری نبود؛ امّا در کنار این عوامل مخرب و منفی، در این دوره عوامل مثبتی نیز وجود داشت که رشد زبان و ادبیات و اعتبار ادیبان و اندیشمندان را موجب شد. با انتقال قدرت از خراسان به مرکز ایران، زبان و ادبیات فارسی در ناحیهٔ عراق عجم گسترش یافت و در حوزههای ری، فارس، همدان و اطراف آنها آثار ارزشمندی پدید آمد و زمینههایی برای تغییر سبک از خراسانی به عراقی ایجاد شد. در این زمان قالبهای جدیدی نیز در شعر و نثر پدید آمد.
شعر این عصر نرم و دلنشین و برخوردار از معانی عمیق انسانی و آسمانی شد و اکثر شاعران از حاکمان روی برتافتند. در نتیجه قصیده که پیش از این در خدمت ستایش فرمانروایان بود، کمرنگ شد و غزل که زبان دل و عشق بود، گسترش یافت؛ البته قالب مثنوی نیز برای ظهور عاطفه، اخلاق و عرفان میدان فراخی پدید آورد و در نمونههای ارزشمندی مانند مثنوی مولوی، حماسهای عرفانی سروده شد که قهرمانش، انسان پاکنهاد و خداجویی است که به نبرد با هوای نفس میپردازد.
نثر در این دوره بیشتر به دو جریان گرایش پیدا کرد: یکی: «سادهنویسی» در آثاری مثل طبقات ناصری و مرصادالعباد و دیگر: «پیچیدهنویسی»، با محتوای عمدتاً تاریخ حاکمان وقت که در آثاری همچون تاریخ وصّاف و تاریخ جهانگشای جوینی دیده میشود.
معروفترین شاعران و نویسندگان این دوره:
مولانا جلال الدّین بلخی معروف به مولوی
از شاخصترین شاعران عارف است، که در دو محور اندیشه و احساس آثار جاودانهای پدید آورد. او در مثنوی معنوی و دیوان شمس، بسیاری از معارف بشری و مسایل عرفانی را بیان کرده است. از میان آثار منثور مولانا، فیه ما فیه و مجالس سبعه را مولانا گفته و شاگردان نوشتهاند و مکاتیب، مجموعه نامههای مولانا به قلم خود اوست. اثر اخیر سبک نثر وی را بیشتر و بهتر نمودار میسازد.
سعدی
فرمانروای ملک سخن، سیوپنج سال گرد جهان گشت، تجربه اندوخت و از هر خرمنی خوشهای چید و گلستان را به نثر مسجّع و بوستان را در قالب مثنوی پدید آورد؛ دو اثر ارزشمندی که به ما درس اخلاق و حکمت را میآموزد. استاد سخن نه تنها در ادبیات تعلیمی سخنگوی ضمیر خودآگاه ایرانی است، در سرودن غزلهای عاشقانه نیز سرآمد شاعران و نویسندگان فارسی زبان است. وی در بیشتر قالبهای ادبی طبعآزمایی کرده و شاهکارهای ماندگاری در ادب فارسی به یادگار گذاشته است.
فخرالدّین عراقی
از دیگر شاعران نامآور این دوره و صاحب غزلهای عرفانی زیبا است. مثنوی عشاقنامهٔ او مشهور است او در هر فصل این مثنوی به یکی از مباحث عرفانی پرداخته و سخن را با تمثیل و حکایت به پایان رسانده است. همچنین در کتاب لمعات خود سیر و سلوک عارفانه را در قالب نظم و نثر بیان کرده است.
نجمالدّین رازی (معروف به نجم دایه)
از منشیان و نویسندگان توانا و از عارفان وارستهٔ این دوره است. او کتاب مرصادالعباد منالمبدأ الی المعاد را در بیان سلوک دین و تربیت نفس انسانی نوشت. نثر کتاب گاهی ساده و گاه دارای سجع و موازنه است. علاوه بر این نویسنده در خلال موضوعات کتاب، احادیث، آیات و اشعاری از خود و شاعران دیگر نقل میکند. این اثر که نثری شیوا، آراسته و دلانگیز دارد، در بین متون عارفانه از مرتبهای والا بر خوردار است.
عطاملک جوینی
از نثرنویسان این دوره است. خاندان او از افراد بانفوذ حکومت مغولان بود. وی از نوجوانی به کارهای دیوانی پرداخت و در سفرهای متعدّدی حضور داشت و اطلاعات فراوانی دربارهٔ تاریخ مغولان کسب کرد، که موجب تألیف کتاب تاریخ جهانگشا شد. این کتاب در شرح ظهور چنگیز، احوال و فتوحات او، تاریخ خوارزمشاهیان، فتح قلعههای اسماعیلیه و حکومت جانشینان حسن صباح نوشته شده است. نثر این کتاب مصنوع و دشوار است.
خواجه رشیدالدّین فضلالله همدانی
یکی دیگر از چهرههای علمی و سیاسی در عصر ایلخانان به شمار میرود. وی وزیر مقتدر غازانخان و اولجایتو بود. مهمترین کتاب او جامعالتواریخ نام دارد که به نثری عالمانه و پخته نوشته شده است. اقدام مهم فرهنگی او تأسیس عمارت ربع رشیدی در تبریز است که در حکم دانشگاه آن زمان بوده است.
شمس قیس رازی
از نویسندگان زبردست این دوره است و اثر معروفش، المعجم فی معاییر اشعار العجم، از نخستین و مهمترین آثار در علم عروض، قافیه، بدیع و نقد شعر به شمار میرود که نثر او در مقدمه مصنوع و در اصل کتاب، ساده و عالمانه است.
قرن هشتم
در این دوران بهدلیل بیاعتقادی برخی از ایلخانان مغول و بیتعصّبی برخی دیگر نسبت به مذاهب رایج، فرصتی پدید آمد تا صاحبان مذهبهای مختلف عقاید خود را ابراز کنند. قلمرو بالندگی زبان و فرهنگ فارسی نیز عرصهٔ وسیعی یافت، بهطوری که از شبهقارهٔ هند تا آسیای صغیر، بسیاری به این زبان سخن میگفتند، ضمن این که عراق عجم و مهمتر از آن شهر شیراز همچنان در حکم مرکز ادبی این عصر به شمار میرفت.
از بین رفتن دربارهای ادب دوست ایرانیتبار، از رونق افتادن قصیده سرایی را در پی داشت و زبان شعر جز در سرودههای شاعران شاخص، مانند خواجو و حافظ، به سستی گرایید.
خواجوی کرمانی
از غزلپردازان برجستهٔ این دوره است؛ شاعری که غزلهای او بر حافظ نیز تأثیرگذار بوده است.
خواجو چند مثنوی به پیروی از پنج گنج نظامی سروده که نشان دهندهٔ استادی او در شاعری است. شعر او در مجموع، کمال یافته و پخته است.
ابنیمین
شاعر عصر سربداران، مردی دهقانپیشه بود که قدرت شاعری خود را در قطعات اخلاقی آشکار کردهاست. وی در شعر خود قناعتپیشگی و بیاعتباری دنیا را مورد تأکید قرار میدهد:
مرد آزاده در میان گروه
گر چه خوشخو و عاقل و داناست،
محترم آنگهی تواند بود
که از ایشان به مالش استغناست
وان که محتاج خلق شد، خوار است
گر چه در علم، بوعلی سیناست
حافظ
از شاعران سرآمد این قرن است. او با تلفیق عشق و عرفان، غزل فارسی را به کمال رسانید. لحن سخن او گزنده، طنزآمیز و سرشار از خیرخواهی و اصلاحطلبی است. در غزل او، فرهنگ گذشتهٔ ایران با همهٔ کمال ایرانی - اسلامی خود رخ مینماید و شعرش به قول خود او «همه بیتالغزل معرفت» است:
شعر حافظ همه بیتالغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
سلمان ساوجی
از دیگر شاعران این قرن است که در غزل توجّه خاصی به سعدی و مولوی داشته و دارای قصایدی نیز در سبک عراقی است. مثنوی جمشید و خورشید او به شیوهٔ داستانهای نظامی سروده شده است.
عبید زاکانی
شاعر خوشذوق و آگاهی است که نکتهیابی و انتقادهای ظریف اجتماعی او معروف است. شاعری که ناملایمات اوضاع آشفتهٔ روزگار خود را بر نمیتافت و تزویر و ریاکاری حاکمان را در آثارش به تصویر میکشید.
او در منظومهٔ موش و گربه ناهنجاریهای اجتماعی را بهشیوهٔ طنز و تمثیل بیان کرده است. این شوخطبع آگاه نه تنها در شعر، که در نثر نیز دارای طنزهای ماندگاری است و رسالهٔ دلگشا، اخلاقالاشراف و صدپند از آن جملهاند.
حمدالله مستوفی
از مورّخان مشهور ایران و نویسندهٔ کتاب تاریخ گزیده است. این کتاب تاریخ پیامبران، خلفای چهارگانه، خلفای بنیعباس و تاریخ ایران را تا سال 730 ه.ق. در بر میگیرد.
قرن نهم
بعد از غارتها و ویرانگریهای مغولان، ایران دستخوش حملهٔ بنیان برانداز دیگری شد و بر اثر آن ابنیهٔ فرهنگی، ادبی و اجتماعی کشور یکسره نابود گردید. این حادثه به وسیلهٔ تیمور گورکانی صورت گرفت و آنچه را که پس از حملهٔ مغول سالم یا نیمه سالم مانده بود، مثل فارس و یا در زمان ایلخانان مغول (جانشینان چنگیز) مختصر تجدید حیاتی یافته بود، همه از میان رفت.
تیموریان تقریباً از نیمهٔ دوم قرن هشتم تا اوایل قرن دهم در ایران حکومت کردند و ویرانگریهای آنها ادامه داشت. البته بازماندگان تیمور، همچون بازماندگان چنگیز، کموبیش از فرهنگ ایرانی تأثیر پذیرفتند و بعد از مدتی در ایران متمدن شدند. در عهد آنان، علاوه بر گسترش هنرهایی چون مینیاتور، معماری و تذهیب، تاریخنویسی نیز ادامه یافت و ادبیات رونقی تازه گرفت و کسانی مانند جامی و دولتشاه کتابهای ارزشمندی نوشتند؛ هر چند این رونق، بنیادی نبود و کتابهای تحقیقی این دوره عمدتاً سطحی و ادبیات دوره نیز تقلیدی و فاقد نوآوری بود.
پس از مرگ تیمور، شاهرخ توانست شهر هرات را مرکز فرمانروایی خود قرار دهد. او با علاقهای که به هنر و فرهنگ اسلامی پیدا کرده بود، از هنرمندان خوشنویس، نقّاش و شاعر حمایت نمود. بایسنقر میرزا پسر او نیز هنرمند و هنردوست بود و در زمان او هنرمندان، قرآن کریم و شاهنامهٔ فردوسی را به خطخوش نگاشتند و با تصاویری زیبا آراستند و آثاری ماندگار از هنر اسلامی عرضه کردند.
از شاعران و نویسندگان معروف این دوره افراد زیر را میتوان نام برد:
جامی
معروفترین شاعر این قرن، کتاب بهارستان را به تقلید از گلستان سعدی نوشت و در کتاب نفحاتالانس خود نیز شیوهٔ تذکرةالاولیای عطار را در بیان حقایق عرفانی و ذکر احوال عارفان بهکار برد. او همچنین مثنویهایی به پیروی از نظامی سرود که تحفةالاحرار یکی از آنهاست:
گفت به مجنون صنمی در دمشق
کای شده مستغرق دریای عشق
عشق چه و مرتبهٔ عشق چیست؟
عاشق و معشوق در این پرده کیست؟
عاشق یکرنگ و حقیقتشناس
گفت که ای محو امید و هراس
نیست بهجز عشق در این پرده کس
اوّل و آخر همه عشق است و بس
شاه نعمتالله ولی
از دیگر شاعران قرن نهم است که در تصوّف و طریقت مقامی بلند داشته و سرسلسلهٔ صوفیان نعمتاللهی به شمار میرود. دیوان شعرش مضامین عرفانی دارد.
دولتشاه سمرقندی
از نویسندگان این قرن است که تذکرة دولتشاه را به تشویق امیر علیشیر نوایی نوشته است. این کتاب شرح احوال بیش از صد تن از شاعران ایرانی از آغاز تا زمان مؤلف است.
خود ارزیابی (صفحه 19 کتاب درسی)
1- حملهٔ مغول بر محتوای شعر و نثر قرن هفتم چه تأثیراتی گذاشت؟
با حملهٔ مغول، بنیان فرهنگ و اخلاق تباه و ویران گردید. دوستداران فرهنگ و اخلاق، سرخورده و مأیوس به تصوّف پناه بردند تا آرامش یابند. شعر عرفانی با تکیه بر عواطف انسانی و ترویج روحیهٔ تسماح و تساهل، خدمت به خلق، آزادگی و اعتقاد بیثباتی دنیا، انسان نومید روزگار را تسکین بخشید و نثر به دو جریان سادهنویسی و پیچیدهنویسی تاریخی گرایش پیدا کرد.
2- دو جریان نثر قرن هفتم را از نظر ویژگیهای زبانی بررسی کنید.
الف) جریان سادهنویسی در آثاری مثل طبقات ناصری و مرصادالعباد.
ب) جریان پیچیدهنویسی تاریخی مثل تاریخ وصّاف و تاریخ جهانگشا
3- شعر سبک عراقی را با شعر سبک خراسانی از نظر قالب مقایسه کنید.
| خراسانی | عراقی |
| قالب عمدهٔ شعر قصیده قافیه و ردیف بسیار ساده استفاده از آرایههای ساده و طبیعی توصیفات ساده و حسّی زبان شعر ساده |
قالب عمدهٔ شعر غزل و مثنوی قافیه و ردیف دشوار توجه بیشتر به آرایههای ادبی (مجاز - کنایه - تمثیل ...) توصیفات ذهنی و دشوار زبان شعر به دور از روشنی و سادگی |
4- فکر و اندیشهٔ غالب بر آثار مولانا جلال الدّین را بیان کنید.
مثنوی معنوی او مسائل مهم انسانی را به ظرافت و زیبایی بیان کرده و به شرح سختیهای انسان در راه رسیدن به خدا میپردازد. وی در دیوان شمس با غزلهای شورانگیز، جدایی انسان را از عالم معنا بسیار عمیق شرح داده است. مولانا همواره در یک هیجان بالای عرفانی قرار داشته است. زمانی که از شراب عشق ابدی سرمست میشود و در سماع قرار میگیرد، اشعارش را با آیات و کلمات عرفانی مزیّن میکند و از سوی دیگر به آثار عرفانی افرادی همچون سنایی و عطّار نیز نظر دارد.
5- چه عواملی سبک ادبیات فارسی را از خراسانی به عراقی تغییر داد؟ آنها را بررسی کنید.
عوامل سیاسی و اجتماعی مثل روی کار آمدن حکومتهای غزنوی و سلجوقی و تغییر جغرافیایی مرکزیت ادبی و سیاسی از خراسان به عراق عجم، زمینههای تغییر سبک را پدید آورد و دو جریان شعری «بینابین» و «آذربایجانی» از سبک خراسانی فاصله گرفتند و کمکم جریان سبکی ادبیات بهسویی گرایش یافت که آن را «سبک عراقی» نامیدند.
6- کدامیک از ویژگیهای فکری سبک عراقی موجب پیدایش عرفان در قرن هفتم شد؟
ترویج روحیهٔ تسماح و تساهل، خدمت به خلق، آزادی و اعتقاد بیثباتی دنیا و اعتقاد به عشق الهی و قضا و قدر، منجر به پیدایش عرفان در قرن هفتم شد.
7- جدول زیر را تکمیل کنید:
| نام نویسنده | نوع نثر کتاب | موضوع و محتوا | |
| گلستان | |||
| مرصادالعباد | |||
| تاریخ جهانگشا |