خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و فنون ادبی (1) کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی و معارف

درس 2: سازه‌ها و عوامل تأثیر گذار شعر فارسی

بازدید44/5 K
تاریخ بروزرسانی1400/11/22

شعر و موسیقی هر دو برای برانگیختن حس و حال عاطفی به کار می‌روند. حالت‌هایی چون اندوه، شادی، امید و یأس، حیرت و تعجّب، نمودهای عاطفه‌اند که شاعر می‌کوشد آنها را به دیگران انتقال دهد. اساسی‌ترین عامل پیدایی شعر، عاطفه است.

شاعر برای انتقال عاطفۀ خود به دیگران از زبان کمک می‌گیرد و واژه‌هایی را بر می‌گزیند که با قرار گرفتن در کنار هم، آهنگی خاص را پدید آورند؛ بنابراین، وزن و آهنگ، به انتقال بهتر احساس و عاطفه کمک می‌کند.

در نمونۀ زیر، وزن و آهنگ کوبنده و کوتاه، بار حماسی فضای شعر را غنی‌تر می‌سازد؛ یعنی وزن و آهنگ با محتوا هماهنگی کامل دارند:

خروش آمد و نالۀ کرّنای

دم نای رویین و هندی دَرای

زمین آمد از سُمِ اسپان به جوش

به ابر اندر آمد فغان و خروش

چو برخاست از دشت گَردِ سپاه

کس آمد بَرِ رستم از دیدگاه

که آمد سپاهی چو کوهِ گران

همه رزمجویانِ کُندآوران

ز تیغ دلیران هوا شد بنفش

برفتند با کاویانی درفش

برآمد خروشِ سپاه از دو روی

جهان شد پر از مردم جنگجوی

شاهنامه، فردوسی

دربارۀ تأثیر وزن در شعر، می‌توان گفت پس از عاطفه مهم‌ترین و مؤثرترین عامل، «وزن» است. بدون وزن، کمتر می‌توان عواطف را برانگیخت؛ اصولاً انتظاری که آدمی از شعر دارد، این است که بتواند آن را زمزمه کند و علّت اینکه شعر را بیشتر از نثر می‌خواند، همین شوق به زمزمه و آوازخوانی است. وزن در شعر، جنبۀ تزیینی ندارد؛ بلکه جزءِ طبیعت شعر است و برای نشان دادن عواطف، نمی‌توان از آن چشم پوشید.

چنان که گفتیم، وزن یکی از مهم‌ترین ارکان شعر است و این موضوع به‌خوبی نشان می‌دهد که گوش‌نوازی و خوش‌آهنگی چه تأثیری بر انسان دارد؛ حتّی بیشتر کتاب‌های مقدّس نیز از کشش و جاذبۀ آهنگ و کلام موزون، بهره گرفته‌اند.

در نمونۀ زیر، سعدی سخنِ خود را با وزن و آهنگی درآمیخته است که به آسانی، حالت شادی و نشاط درونی او را به خواننده منتقل می‌کند.

ما همه چشمیم و تو نور ای صنم

چشم بد از روی تو دور ای صنم

روی مپوشان که بهشتی بود

هر که ببیند چه تو حور ای صنم

حور خطا گفتم اگر خواندَمَت

ترک ادب رفت و قصور ای صنم

تا به کرم خرده نگیری؛ که من

غایبم از ذوق حضور ای صنم

سعدی از این چشمهٔ حیوان که خورد

سیر نگردد به مرور ای صنم

سعدی

وزن، ادراکی است که از احساسِ نظم حاصل می‌شود. وزن، امری حسّی است و بیرون از ذهن کسی که آن را در می‌یابد، وجود ندارد؛ وسیلۀ ادراک وزن، حواس ما است؛ مثلاً چرخی که می‌گردد، حرکتی مداوم دارد، امّا وزن ندارد. حال اگر نشان‌های در یک نقطۀ چرخ باشد که هنگام حرکت آن دیده شود، از دیدن بازگشت‌های پیاپی آن، ادراک وزن حاصل می‌شود. همچنین گردش چرخ‌های دوچرخه هیچ نوع وزنی ندارد؛ امّا از توجّه به حرکت پای دوچرخه سوار و بازگشت متوالی آن به نقطۀ پایین، وزنی ادراک می‌کنیم.

مولوی هم در نمونۀ زیر، از این ویژگی آوایی و تکرار منظّم موسیقی به‌خوبی بهره گرفته است. تناسب و همسویی وزن و عاطفه، بر قدرت اثرگذاری این سروده، افزوده است:

مرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم

دولت عشق آمد و من، دولت پاینده شدم

دیدۀ سیر است مرا، جان دلیر است مرا

زَهرۀ شیر است مرا، زُهرۀ تابنده شدم

گفت که سرمست نه‌ای، رو که‌از این دست نه‌ای

رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی

جمع نیم، شمع نیم، دودِ پراکنده شدم

گفت که شیخی و سری، پیشرو و راهبری

شیخ نیم، پیش نیم، امرِ تو را بنده شدم

شُکر کند چرخ فلک، از مَلِک و مُلک و مَلَک

کز کرم و بخشش او روشن و بخشنده شدم

غزلیات شمس، مولوی

توجّه به فضای عاطفی و آهنگ متن، سبب کشف لحن می‌شود. تشخیص لحن مناسب هر متن، خواندن را دلنشین‌تر و درک محتوا را آسان‌تر می‌سازد.

خودارزیابی (صفحهٔ 23 تا 25 کتاب درسی)

 

1) نمونه‌های زیر را بخوانید؛ آنها را از دید آهنگ و موسیقی با هم مقایسه کنید و تفاوت آنها را بیان کنید.

الف)

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می‌رود

وان دل که با خود داشتیم با دلستانم می‌رود

محمل بدار ای ساربان، تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می‌رود

سعدی

وزن شعر تند، طرب انگیز و کشش‌های آوایی آن بلند و کشیده است، استفاده مکرر از مصوت «ا» ضمن ایجاد واج آرایی ضرب آهنگ شعر را کند کرده است هم چنین کاربرد قافیه در  میانه مصراع اول موسیقی شعر در کنار ردیف و قافیه پایانی غنی‌تر شده است.

ب)

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

حافظ

ضرب آهنگ شعر تند وهیجان آورست خواننده را هنگام خوانش شعر به وجد می‌آورد . پاره‌های آوایی یکسان، پی در پی و تقارن مصراع‌ها را دقیق‌تر نمایان می‌کنند.

پ)

بیا تا همه دستِ نیکی بریم

جهانِ جهان را به بد نسپریم

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

فردوسی

وزن تند، ضربی، و کوبنده است بیشتر هجاها از ترکیب صامت ومصوت‌های کوتاه پدید آمده‌اند که عاملی برای ایجاد وزن ضربی هست.

ت)

ای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌ها

وی شور تو در سرها، وی سرّ تو در جان‌ها

تا خار غم عشقت، آویخته در دامن

کوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها

گر در طلبت رنجی ما را برسد شاید

چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان‌ها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش

می‌گویم و بعد از من، گویند به دوران‌ها

سعدی

وزن شعر، تند، ضربی وشاد هست، پاره‌های آوایی شعر در پایان هر نیم مصراع یک در میان تکرار می‌شوند که سبب می‌شود تا نظم میان هجاهای موجود درشعربهتر درک شود.

2) نمونه‌های زیر را بخوانید و دربارۀ تفاوت عواطف و حسّ و حال حاکم بر فضای شعر، گفت‌وگو کنید.

الف)

ای نفَسِ خرّم باد صبا

از برِ یار آمده‌ای، مَرحبا

قافلۀ شب، چه شنیدی ز صبح

 مرغ سلیمان، چه خبر از سبا؟

بر سرِ خشم است هنوز آن حریف

یا سخنی می‌رود اندر رضا؟

غزلیات، سعدی

وزن شعر تند، و پراز امیدو شادی است استفاده از واژه‌های مثبت تاثیر زیادی در انتقال شادی می‌نماید  خرم، صبا، مرحبا و....

ب)

زین درد، خون گریست سپهر و ستاره هم

خون گشت، قلبِ لعل و دلِ سنگ خاره هم

بر سر زدند از اَلَم زادۀ بتول

تنها همین نه مریم و هاجر، که ساره هم

بستند راه مهلت او از چهار سو

تنها نه راه مهلت او، راه چاره هم

کردند قتل عام به نوعی که شد قتیل

از کودکان آل نبی، شیرخواره هم

بر قتل شیرخواره نکردند اکتفا

تاراج برده‌اند ز کین، گاهواره هم

بر خور نشست از اثر نعل میخ کوب

تنها نه نقش ماه، که نقش ستاره هم

آن پیکر شریف چو بر روی خاک ماند

بر روی او پیاده گذشت و سواره هم

زین نظم، شد گشوده به رویم درِ اَلَم

بر قلب من نشست، ز مَرْهَم، هزار هم

فدایی مازندرانی

شعر در بیان غم و اندوه و احساسات مذهبی شاعر در باره‌ی رخداد کربلا و عاشورا است این اندوه با استفاده از وزن کند و آهسته به‌کارگیری پاره‌های آوایی نا همسان در کنار یکدیگر بیشتر نشان داده شده است.

پ)

معشوقه بسامان شد، تا باد چنین بادا

کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا

ملکی که پریشان شد، از شومی شیطان شد

باز آنِ سلیمان شد، تا باد چنین بادا

یاری که دلم خَستی، در برخِ ما بستی

غمخوارۀ شد، تا باد چنین بادا

زان خشم دروغینش، زان شیوة شیرینش

عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا

عید آمد و عید آمد، یاری که رمیده آمد

عیدانه فراون شد، تا باد چنین بادا

مولوی

 شعر کاملا شاد است بهره‌گیری از دایره‌ی واژگان مثبت و مناسب مجالس بزم نظیر سامان، باز آنِ سلیمان شد...، استفاده از ضرب آهنگ تند، تصویرسازی‌های کلامی،  کاربرد مفاهیم متضاد نظیر کفرش همه ایمان شد، ملکی که پریشان شد و... در انتقال شادی ناشی از بازگشت معشوق و اوج عواطف شاعر و سعادتی که دست داده آشکارست.

ت)

دیو پیش توست پیدا، زو حذر بایدت کرد

چند نالی تو چو دیوانه ز دیو ناپدید

چون نخواهی کت ز دیگر کس جگر خسته شود

دیگران راه خیره خیره دل چرا باید خَلید

برگُزین از کارها پاکیزگی و خوی نیک

کز همه دنیا گُزینِ خلقِ دنیا این گزید

نیکخو گفته است یزدان، مر رسول خویش را

خوی نیک است ای برادر، گنج نیکی را کلید

ناصرخسرو

مضمون شعر  تعلیمی است لحن تنبیه و ارشاد دارد ضرب آهنگ شعر تقریبا متوسط است و کاملا بیانگر خوی و منش اخلاق و فکر شاعر است دراین شعر ناصرخسرو با حس دلسوزی  و شفقت به مخاطب پند می‌دهد و او را به برگزیدن خوی نیک ترغیب می‌نماید.

درس 2: سازه‌ها و عوامل تأثیر گذار شعر فارسی