درسنامه آموزشی منطق کلاس دهم انسانی و معارف
درس 4: انواع و شرایط تعریف
به بیت زیر از نظامی گنجوی توجه کنید:
«چو در طاس رخشنده افتاد مور
رهاننده را چاره باید نه زور»
اگر از شما بپرسند که «طاس» چیست؟ چگونه میتوانید طاس را معرفی کنید؟
1- یک راه آن است که به کتاب لغت مراجعه کنید. به عنوان مثال در لغت نامه در ذیل واژهٔ «طاس» آمده است:
طاس: [معرّب، مأخوذ از فارسی: تاس] 1- طشت بزرگ؛ 2- نوعی کاسهٔ مسی؛ 3- پیاله، ساغر؛ 4- مکعب بازی؛ 5- بیمو؛ 6- لگن

به این نوع تعریف «تعریف لغوی» میگویند.
اگر دوست شما پس از خواندن معنای لغوی «طاس» باز هم از شما بخواهد که «طاس» را بهتر به وی معرفی کنید، چگونه میتوانید به او کمک کنید؟
2- راه دیگر این است که طاسی را پیدا کنیم و یا عکس آن را مانند تصویر زیر به وی نشان دهیم و بگوییم به این شیء طاس میگویند. به این نوع تعریف، «تعریف از طریق ذکر مصادیق» میگویند.

3- راه دیگر آن است که نخست وجه مشابهت طاس با سایر اشیا را بیان کنیم و بگوییم: «نوعی ظرف مسی قدیمی است». بدین ترتیب ذهن شنونده به سمت انواع ظروف مسی قدیمی میرود. سپس وجه تفاوت آن را بیان کنیم و بگوییم «شکل ظاهری آن بخشی از یک نیمکرهٔ کامل را تشکیل میدهد». بدین ترتیب ذهن شنونده متوجه تفاوت طاس با طشت و دیگ و کماجدان و... که همگی ظروف مسی قدیمی هستند، اما شکل ظاهری آنها متفاوت است، میشود.
همچنین میتوانیم به عنوان وجه تفاوت طاس با سایر ظروف قدیمی، موارد استفاده و کاربردهای آن را بیان کنیم و بگوییم طاس از ظروف قدیمی است که در حمامهای قدیم برای آب ریختن بر بدن استفاده میشده است. به این نوع تعریف، «تعریف مفهومی» میگویند.
حال پس از ذکر مثال فوق، به صورت دقیقتر با بعضی از انواع تعریف آشنا میشویم.
اقسام تعریف
1- تعریف لغوی
در این شیوه، معنای لغوی یک مفهوم یا مترادفهای آن و یا نحوهٔ شکلگیری لغوی آن بیان میشود. به عنوان مثال به موارد زیر توجه کنید:
- بهمن: مرکب از به (خوب و نیک) + من (نفْس و اندیشه)، به معنای اندیشهٔ نیک است؛ نام یکی از فرشتگان آسمانی در دین ایران باستان و نام ماه یازدهم از سال خورشیدی.
- فردوس: معرّب کلمهٔ فارسی پردیس، به معنای باغ، بستان، بهشت.
- ناجا: مخفف حروف نخستین کلمات عبارت «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران».
در این شیوه، از لغات و اصطلاحات مترادف و آشنا برای شنونده استفاده میشود و به آن «تعریف لفظی» نیز میگویند.
2- تعریف از طریق ذکر مصادیق
به موارد زیر توجه کنید:
- علائم راهنمایی: به تابلوهایی مانند:
و
و
که در سطح شهر برای راهنمایی خودروها نصب شدهاند، علائم راهنمایی میگویند.
- مرکبات: پرتقال، نارنگی، لیمو و... را مرکبات میگویند.
- رودخانه: ارس، کارون، دز، کرخه و... رودخانه هستند.
در تعریف از طریق ذکر مصادیق، به ذکر نمونهها یا تصاویری از مصادیق مفهوم موردنظر میپردازیم. این شیوه از تعریف در مواردی مناسب است که بتوان به نحوی مصادیق آن مفهوم را به افراد معرفی کرد.
3- تعریف مفهومی
به موارد زیر توجه کنید:
- جیوه: فلزی است که در دمای طبیعی مایع است.
- انسان: حیوانی است که دارای قدرت تعقل است.
- مثلث: شکلی است که دارای سه ضلع است.
شکلی است: مفهوم عام
دارای سه ضلع است: مفهوم خاص

در تعریف نخست، فلز بودن ویژگی مشترک جیوه با سایر عناصر مشابه آن است و وجه افتراق آن با سایر فلزات، مایع بودن در دمای طبیعی است. در تعریف دوم، حیوان بودن ویژگی مشترک انسان و سایر موجودات زندهٔ متحرک است و داشتن قدرت تعقل، وجه افتراق وی با سایر حیوانات به شمار میآید. در تعریف سوم، شکل بودن وجه اشتراک مثلث با مربع و دایر و... است و دارای سه ضلع بودن، وجه افتراق آن با سایر اشکال است.
بنابراین در این روش با دسته بندی ویژگیهای یک مفهوم به ویژگی مشترک با سایر مفاهیم مشابه (امر عام) و ویژگی خاص آن شیء (امر خاص، ویژگی منحصربه فرد)، به تعریف مفهوم میپردازیم. تعریف را با مفهوم عام آغاز میکنیم و سپس مفهوم خاصتر را بیان میکنیم.
از آنجا که در این تعریف، به تحلیل مفهوم مورد نظر میپردازیم، آن را «تعریف مفهومی» مینامند.
ترکیب انواع تعریف با یکدیگر
از آنجا که هدف از تعریف کردن، شناساندن مفاهیم و تصورهای مجهول برای شنونده است، در بیشتر موارد ارائهٔ مجموعهای از چند روش مختلف برای تعریف، به معرفی بهتر آن مفهوم کمک میکند. به مثال زیر توجه کنید:
انتشارات: جمع انتشار و نشر، سازمانی است که فرایند تولید کتاب را برعهده دارد. مانند: انتشارات سمت، انتشارات مدرسه و...
تعریف لغوی: جمع انتشار
تعریف مفهومی: سازمانی است که فرایند تولید کتاب را برعهده دارد
تعریف از طریق ذکر مصادیق: انتشارات سمت، انتشارات مدرسه و...

تمرین (صفحهٔ 33 کتاب درسی)
اقسام تعریفهای زیر را مشخص کنید:
- نبی: لفظی عربی به معنای پیامآور، از ریشهٔ «نبأ». (تعریف لغوی)
- نبی: انسانهایی همچون حضرت ابراهیم، عیسی و موسی و حضرت محمد (ص). (تعریف از طریق ذکر مصادیق)
- نبی: کسی که از عالم غیب خبر میدهد؛ معجزه ارائه میکند و انسانها را به سوی اطاعت خداوند فرا میخواند. (تعریف مفهومی)
- بیماریهای ویروسی: به بیماریهایی همچون سرماخوردگی، آنفلوآنزا، آبله مرغان و اُریون گفته میشود. (تعریف از طریق ذکر مصادیق)
- سوبسید: یارانه. (تعریف لغوی)
- مسجد: ساختمانی که مسلمانان برای دعا و عبادت و خواندن نماز به آنجا میروند. (تعریف مفهومی)
- خانه:
(تعریف از طریق ذکر مصادیق)
خفاش: پستانداری که پرواز میکند و در شب شکار میرود. (تعریف مفهومی)
انسان: حیوان ناطق. (تعریف تحلیلی مفهومی)
شرایط تعریف صحیح
تعریفهای زیر را بخوانید و بگویید آیا به خوبی مفهوم مورد نظر را معرفی میکنند.
- هوا: اسطقس شفافی است که نور را از خود عبور میدهد.
- مثلث: شکلی که دارای سه ضلع مساوی است.
- مربع: شکل محدود به چهار ضلع.
- علت: چیزی است که معلول داشته باشد و معلول چیزی است که علت داشته باشد.
تعریفهای بالا تعریفهای خوبی نیستند. هنگام تعریف یک مفهوم لازم است به نکات زیر توجه کنیم:
1- واضح بودن
در تعریف باید از واژههای آشنا برای شنونده استفاده کنیم تا واضح و قابل فهم باشد و نباید از واژههایی استفاده نماییم که درک آنها برای شنونده دشوارترند و یا وی را به اشتباه میاندازند. به عبارت دیگر باید از مفاهیم روشنتر و شناخته شدهتر استفاده کنیم. بدین جهت لازم است از الفاظ مبهم و نامأنوس و ایهام و استعاره پرهیز کنیم؛ مانند:
- قیمتی: ثمین («ثمین» نامأنوس و ناشناختهتر از «قیمتی» است).
- هلال ماه: گوشوارهٔ آسمان (از استعاره استفاده شده است).
2- جامع بودن
تعریف باید تمامی مصادیق آن مفهوم را دربر بگیرد و به اصطلاح «جامع افراد» باشد؛ به عنوان مثال:
- تعریف پرنده به «حیوانی که پرواز میکند» شامل شترمرغ نمیشود.
- تعریف فلز به «عنصری که هادی الکتریسته است و در دمای معمولی جامد است» شامل جیوه نمیشود.
3- مانع بودن
تعریف باید تنها بر مصادیق آن مفهوم صدق کند و بر مصادیق مفاهیم دیگر صدق نکند و در اصطلاح «مانع اغیار» باشد؛ به عنوان مثال:
- تعریف آیینه به «شیئی که نور را منعکس میکند»، درست نیست، زیرا این تعریف تنها بر آیینه صدق نمیکند و شامل سایر اشیای صیقلی نیز میشود.
- تعریف مستطیل به «شکلی با چهار ضلع که دو به دو موازی هستند» تنها شامل انواع مستطیل نمیشود و بر لوزی نیز صدق میکند.
گاه شرایط دوم و سوم را در کنار یکدیگر ذکر میکنند و میگویند: «تعریف باید جامع افراد و مانع اغیار باشد (جامع و مانع باشد)»؛ یعنی رابطهٔ تعریف با مصادیق آن رابطهٔ تساوی باشد (و نه سایر نسبتهای چهارگانه).
4- دوری نبودن
تعریف یک چیز با استفاده از خودش (تعریف شیء به خود) را تعریف دوری مینامند که تعریفی نادرست به شمار میآید. مانند:
- حرکت مکانی: به انتقال شیء از مکانی به مکان دیگر میگویند.
- استخدام تمام وقت: نوعی استخدام است که شخص به صورت تمام وقت در محل کار خود حضور مییابد.

در داستانی در مثنوی به سؤال و جواب دوری اشاره شده است و حکایت شخصی نقل شده است که از دیگری سؤال میکند که چه خوردهای؟ او میگوید که از آنچه در سبو (کوزه) است، خوردهام:
گفت: آخر در سبو واگو که چیست؟
گفت: آنچه خوردهام، گفت این خفی است
گفت: آنچه خوردهای آن چیست آن؟
گفت: آنچه در سبو مخفی است آن
تمرین (صفحهٔ 36 کتاب درسی)
اِشکال تعریفهای زیر را بیان کنید:
- انسان: حیوان راست قامت. مانع اغیار نیست. حیوان راست قامت شامل گوریل و... هم میشود.
- زمان: امری که با ساعت که همان ابزار اندازه گیری زمان است، سنجیده میشود. تعریف دوری است زیرا زمان را با ساعت و ساعت را با زمان (ابزار اندازه گیری زمان) تعریف کرده است.
- مثلث: شکلی با سه ضلع مساوی. جامع افراد نیست؛ زیرا شامل تمامی انواع مثلث نیست و تنها شامل مثلث متساوی الاضلاع میشود.
- پرنده: حیوانی که پرواز میکند. جامع افراد نیست؛ شامل شترمرغ نمیشود.
- خورشید: سکهٔ طلایی آسمان. واضح نیست. در تعریف از استعاره استفاده شده است.
- یَم: قَماِقم. واضح نیست. استفاده از کلمهٔ دشوارتر در تعریف (یَم و قماقم به معنی دریا هستند).
فعّالیت تکمیلی (صفحهٔ 37 کتاب درسی)
1- کلماتی که توسط فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای معادلهای کلمات خارجی وضع میشوند، چه نوع تعریفی به شمار میآیند؟ تعریف لغوی
2- تعریف لغوی این کلمات را بنویسید:
شابک: مخفف حروف اول عبارت «شمارهٔ استاندارد بین المللی کتاب».
نداجا: مخفف حروف اول عبارت «نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران».
پهپاد: مخفف «پرنده هدایت پذیر از دور»
هما: مخفف «هواپیمایی ملی جمهوری اسلامی ایران»
3- دیزی را برای افراد زیر تعریف کنید:
الف) برای کسی که آبگوشت خورده است.
نوعی آبگوشت در ظرفی مخصوص و... (در این تعریف از آبگوشت به عنوان مفهوم عام استفاده میشود و وجه تمایز دیزی ذکر میشود).
ب) برای فردی از کشوری دیگر که در زندگی خود تاکنون آبگوشت ندیده و نخورده است.
نوعی غذا شامل آب، گوشت، سیب زمینی و نخود و...
ج) از این تمرین چه نکتهای را دربارهٔ نحوهٔ تعریف کردن مفاهیم نتیجه میگیریم؟
در تعریف از مفاهیم آشنا و معلوم نزد مخاطب استفاده میکنیم و همواره از بدیهیترین یا عامترین مفاهیم اولیه آغاز نمیکنیم.
4- اقسام تعریفهای زیر را تعیین کنید:
الف) کتاب مقدس: کتابهایی همچون قرآن و انجیل. تعریف از طریق ذکر مصادیق
ب) منظور از آب و هوای معتدل، آب و هوایی شبیه آب و هوای سواحل اقیانوس آرام است. تعریف به تشبیه (تعریف از طریق ذکر مصادیق)
ج) عینک دو کانونی: عینکهایی برای دید دور و نزدیک که در کنارهم در یک لنز قرار دارند و فرد را قادر میسازند که هر دو فاصلهٔ دور و نزدیک را به وسیلهٔ یک عینک ببیند.
تعریف مفهومی (این تعریف دوری نیست، زیرا فرد عینک را میشناخته و میخواهد عینک «دو کانونی» را بشناسد).
د) مروارید: تنها جواهری که توسط حیوانات تولید میشود. صدف لایههایی را به دور شیء خارجیای که وارد آن شده است، ترشح میکند و بدین ترتیب مروارید پدید میآید. تعریف مفهومی
ه) مثلث: شکلی با خطوط بسته که مجموع زوایای داخلی آن 180 درجه است. تعریف مفهومی
5- با مراجعه به کتابهای ریاضی و آمار (1) و جامعه شناسی پایهٔ دهم نوع تعریفهای ذکر شده دربارهٔ «آمار» و «کُنش» را مشخص کنید.
هدف از طرح این سؤال درک اهمیت بحث تعریف در تمامی علوم است. همچنین نشان دادن این مطلب که در بسیاری از علوم در پی یافتن ذاتیات اشیا نیستیم و تعریف تنها برای تمایز استفاده میشود. همچنین کاربردی بودن بحث تعریف در علوم دیگر را نشان میدهد. آمار: تعریف تحلیلی (در ص 99 کتاب ریاضی و آمار (1) پایهٔ دهم آمده است: به مطالعهٔ نحوهٔ گردآوری، سازمان دهی، تحلیل و تفسیر دادهها برای استخراج اطلاعات و تصمیم گیری، آمار گفته میشود). کُنش: تعریف تحلیلی (در درس اول کتاب جامعه شناسی (1) پایهٔ دهم آمده است: به فعالیتی که انسان انجام میدهد، «کنش» میگویند. کنش آگاهانه، ارادی و هدف دار است).
6- اشکال تعریفهای زیر را مشخص کنید:
الف) عارفی را پرسیدند: جوانمردی چیست؟ گفت: ترک کام جویی. گفتند: کام جویی کدام است؟ گفت: ترک جوانمردی. تعریف دوری
ب) امتداد: بُعد مَفطور در اجسام را گویند. تعریف واضح نیست (استفاده از الفاظ دشوار در تعریف).
ج) نقاشی: تصویری کشیده شده بر پارچه با قلم مو. تعریف جامع افراد نیست و همهٔ انواع نقاشی را شامل نمیشود.
د) دقت: استعدادی نفسانی است که به وسیلهٔ آن ذهن، مطلبی را به دقت بررسی میکند. تعریف دوری
ه) ماهی: مهرهداری که دارای آبشش است. مانع نیست و دیگر آبزیان شش دار را هم شامل میشود.

