درسنامه آموزشی جغرافیا (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 4: ناهمواریها و اشکال زمین
پیشتر گفتیم که یکی از عوامل ایجاد نواحی مختلف بر روی کرهٔ زمین، شکل و نوع ناهمواریها و چهره و اشکال زمین است.
فعالیت (صفحه 37 کتاب درسی)
|
|
|
|
|
|
1- نوع ناهمواری (دشت، قلّه، رشته کوه، فلات و…) را در جای خالی بنویسید.
(رشته کوه اند - آمریکای جنوبی) (تپه - استرالیا) (قله کِی - پاکستان) (دشت - ایالت آندراپرادش - هند) (فلات - شرق بیت المقدس) (جزیره ی روبن - افریقای جنوبی)
2- نمونهٔ ناهمواریهای بالا را روی یک نقشهٔ طبیعی جهان پیدا کنید و نشان دهید.
3- با توجه به معلومات قبلی خود بگویید هر یک از این ناهمواریها چگونه پدید آمدهاند.
کوهها و رشته کوهها: بر اثر حرکات ورقههای زمین یا آتشفشانها و بالا آمدن پوستهٔ زمین ایجاد میشوند که برخی به شکل قله و برخی به شکل رشته کوه هستند.
تپهها: ارتفاعاتی که بر اثر وزش باد و جابهجا شدن ایجاد میشوند.
دشتها: از آبرفت رودها ایجاد شده و به دریا یا دریاچهای دائمی ختم میشوند.
فلاتها: مکانی کوهستانی که زمینی تخت و پهن دارد و از تکاپوی آتشفشانی ساخته شده است. برخی فلاتها نیز از برخورد صفحات زمین ساخته شدهاند.
جزیرهها: از برخورد صفحات اقیانوس و خارج شدن میزان زیادی ماگما ایجاد میشوند.
همانطور که میدانید، یکی از چهار محیطی که سیارهٔ زمین را تشکیل میدهد، سنگکره (لیتوسفر) است. سنگکره بخش خارجی زمین است که حالت جامد دارد و از سنگ و خاک تشکیل شده است. این بخش شامل قارهها و کف و بستر دریاها و اقیانوسهاست. حدود 71 درصد سطح زمین را آبها فرا گرفتهاند و خشکیها فقط 29 درصد پوسته را تشکیل میدهند. همانطور که در تصاویر مشاهده میکنید، بر روی پوستهٔ زمین ناهمواریها و اشکال مختلفی ایجاد شده است که با یکدیگر تفاوت دارند و هر یک، ناحیهٔ ویژه و متمایزی را پیرامون خود ایجاد کردهاند.
به نقشهٔ ناهمواریهای جهان توجه کنید. روی نقشه فلاتها، رشته کوههای مهم و چند قله را نام ببرید و نمایش دهید.

فلاتها، کوهها، تپهها و دشتها، چهار ناهمواری اصلی و عمدهٔ سطح زمیناند:
- فلاتها، سرزمینهای مرتفع و نسبتاً همواری هستند که در کوهستانها محصور بوده و کنارههای آنها با شیب تند به نواحی پست متصل میشود. برخی فلاتها وسیع و برخی کم وسعتاند.
- کوه ناهمواری برجسته و مرتفعی است که معمولاً دامنههای تند و قله برجسته دارد. مجموعهای از کوهها که به شکل نواری در کنار هم قرار گرفتهاند، رشته کوه را به وجود میآورند؛ مانند رشته کوههای عظیم هیمالیا، آندها، راکی، آلپ، البرز و زاگرس.
- فلاتها و کوهها هر دو مرتفعاند اما کوه دارای قله است و هر چه به سمت نوک آن میرویم، باریکتر میشود اما فلات مرتفع و نسبتاً مسطح است.
- تپهها نسبت به کوهها ارتفاع کمتری دارند اما از نواحی پیرامون خود بلندترند.
میدانید که ارتفاع کوهها و تپهها و سایر عوارض سطح زمین را نسبت به سطح دریا (سطح متوسط آبهای آزاد)، محاسبه میکنند. دربارهٔ ارتفاع کوهها و تپهها و تفاوت آنها با یکدیگر اتفاق نظری وجود ندارد؛ برای مثال در برخی منابع، ارتفاع کوهها بیشتر از 600 متر (حدود 200 پا) و تپهها کمتر از 600 متر در نظر گرفته شده است. در برخی منابع دیگر، ارتفاع تپهها 200 تا 300 متر ذکر شده است.
|
|
- دشتها سرزمینهایی پست و نسبتاً هموارند که در میان کوهها یا در کنار سواحل و یا میان فلاتها و کف درهها قرار گرفتهاند. دشتها از مهمترین اشکال زمین هستند که با وسعتهای مختلف، در همهٔ قارهها وجود دارند. آنها بیش از یک سوم سطح زمین را پوشاندهاند و نواحی عمدهٔ سکونت، زندگی و فعالیت انسانها را تشکیل میدهند.
فعالیت (صفحه 40 کتاب درسی)
1- بیندیشیم: فرض کنید در سطح زمین هیچ یک از اشکال ناهمواریها مانند کوه، تپه و دره دیده نمیشد. به نظر شما، این وضعیت چه پیامدهایی برای محیط زمین و زندگی انسان داشت؟
شرایط آب و هوایی مناطق مختلف زمین مشابه شرایط امروزی نبود. تغییرات آب و هوایی (دما، بارندگی و...) که امروزه بین مناطق پست و مرتفع وجود دارد، دیده نمیشد. امکان بارش برف و باران و شکلگیری رودخانهها و یخچالها مشابه شرایط امروزی نمیشد.
چرا اشکال مختلف ناهمواری در سطح زمین پدید میآید؟
چهرهٔ زمین طی میلیونها سال از پدید آمدن آن، تغییر کرده است. همانطور که در جغرافیای پایهٔ نهم خواندهاید، بهطور کلی دو دسته از عوامل موجب پیدایش و شکلگیری ناهمواریها در سطح زمین میشوند: عوامل درونی و عوامل بیرونی.
1- عوامل درونی: در علوم پایهٔ نهم بهطور مفصل با «نظریهٔ زمین ساخت ورقهای یا صفحهای» آشنا شدید و آموختید که پوستهٔ زمین به قطعات بزرگی تقسیم شده است. این ورقهها (پوسته و گوشتهٔ فوقانی) روی بخش خمیری شکل گوشته به آرامی حرکت میکنند.
ورقهها از هم دور یا به هم نزدیک میشوند، به هم برخورد میکنند و یا در امتداد هم میلغزند. نتایج حرکت این ورقهها طی میلیونها سال، ایجاد چین خوردگیها، رشته کوهها، شکستها (گسلها) و پیدایش کوههای آتشفشانی است.
2- عوامل بیرونی: چهره ی زمین طی زمان بر اثر هوازدگی و فرسایش تغییر میکند.
- هوازدگی عبارت است از فرایندی که طی آن، سنگها خرد و متلاشی و تجزیه میشوند.
انواع هوازدگی
- هوازدگی فیزیکی: در هوازدگی فیزیکی، سنگها در نتیجهٔ اختلاف دما، گرم و سرد شدن و یا انبساط و انقباض و در هنگام روز و شب و فصل زمستان و تابستان یا یخ زدن آب در شکاف سنگها و مواردی از این قبیل، به قطعات کوچکتر خرد میشوند اما در ترکیب شیمیایی آنها تغییری بهوجود نمیآید.
- هوازدگی شیمیایی: در هوازدگی شیمیایی، ساختمان کانیها و ترکیب شیمیایی سنگها نیز تغییر میکند. اکسیژن و رطوبت از عوامل مهم هوازدگی شیمیایی هستند. برای مثال، اکسیژن هوا موجب اکسیده شدن برخی کانیها نظیر آهن میشود یا گازهایی مانند دیاکسید نیتروژن و دی اکسید گوگرد هوا میتوانند به اسید تبدیل شوند و باران اسیدی تولید کنند که موجب تغییرات شیمیایی در سنگها میشود.
- هوازدگی زیستی: فعالیتهای موجودات زنده، یعنی گیاهان و جانوران میتواند موجب تغییرات فیزیکی و شیمیایی در سنگها شود؛ برای مثال، رشد ریشهٔ درختان یا ایجاد حفرههای زیرزمینی توسط جانداران حفار، مانند موشها و موریانهها، باعث خردشدن سنگها میشود. همچنین، گیاهان در حال پوسیدگی اسیدهایی تولید میکنند که موجب تغییرات شیمیایی در سنگهای مجاورشان میشود. باکتریهای تجزیهکننده یا تنفس گیاهان نیز در سنگها تغییرات شیمیایی ایجاد میکنند. (تغییر شیمیایی)
سرعت هوازدگی در سنگها متفاوت است و به عواملی چون جنس سنگها، نوع آب و هوا و زمان بستگی دارد؛ برای مثال، سنگهای گرانیتی از سنگهای مرمرین یا کلسیتی مقاومترند و آب و هوای گرم و مرطوب سرعت و شدت هوازدگی را افزایش میدهد. هوازدگی و فرسایش هم راه با یکدیگر موجب تغییر چهرهٔ زمین میشوند.
- فرسایش عبارت است از جدا شدن ذرات سنگ و خاک از بستر خود و جابهجایی آنها توسط عوامل مختلف چون آب و باد. فرسایش شامل، سه مرحلهٔ 1- کنده شدن مواد از جای خود (حفر)، 2- انتقال و 3- رسوبگذاری یا انباشته شدن مواد در مکانهای دیگر است. چه عواملی موجب فرسایش میشوند؟
آب جاری
رودها بهطور مداوم در حال حرکت بر سطح زمیناند. آنها ذرات کوچک و بزرگ را از بستر و کنارههای خود جدا میکنند و به مکانهای دیگر انتقال میدهند. این مواد در جاهایی که سرعت رود کم میشود، روی هم انباشته میشوند.
بر اثر طغیان رودها و وقوع سیلابها نیز حجم عظیمی از رسوبات جابه جا و در زمینهای پیرامون پخش میشود.

یخچال
یخچالها تودههای بزرگ یخ هستند که بر اثر انباشته و فشرده شدن برف طی هزاران سال در نواحی قطبی یا بسیار سرد بهوجود آمدهاند و بر اثر نیروی جاذبه، به آرامی از نواحی بلند به سمت نواحی پست تر حرکت میکنند. یخچالها، در مسیر خود سنگها را از جا میکنند و با خود میبرند.

باد
باد بهویژه در بیابانها، موادی چون خاک و ماسه و شن را از زمین میکَنَد و تا مسافتهای دور میبرد. بادها ذرات ماسه را به سطوح مختلف سنگها میکوبند و آنها را میسایند.

امواج دریا
نواحی ساحلی بهطور دائم در معرض هجوم و سایش امواج دریا قرار دارند. در زمانهایی که دریا طوفانی است، گاهی صخرهها و کنارههای ساحل با سنگینی چند تن آب روبهرو میشوند. جریانهای دریایی اقیانوسها نیز رسوبات را با خود حمل و در مکانهای مختلف رسوبگذاری میکنند.

انسان
فعالیتهای انسان در بهرهبرداری از محیط طبیعی موجب تغییر پوستهٔ زمین و کندن و حمل و جابهجایی سنگها و خاکها در مکانهای مختلف میشود؛ برای مثال، حفر معدن و تونل، ایجاد جادهها، ساختن سدها و منحرف کردن مسیر رودها، شخم زدن زمین و از بین بردن پوشش گیاهی، تغییرات زیادی در پوستهٔ زمین ایجاد میکنند.

فعالیت (صفحه 43 کتاب درسی)
1- کدام یک از عوامل فرسایش (آب جاری، یخچال، باد و امواج دریا) بهصورت گستردهتر در سطح زمین فرسایش ایجاد کردهاند؟ آب جاری
2- بهنظر شما هوازدگی شیمیایی در دامنههای غربی زاگرس بیشتر رخ میدهد یا نواحی مرکزی ایران؟ چرا؟ هوازدگی شیمیایی در دامنههای غربی زاگرس بیشتر رخ میدهد؛ زیرا در این نواحی آب بیشتری نسبت به نواحی مرکزی ایران دارد چرا که ناحیه زیادی از مناطق مرکزی ایران دارای آبوهوای خشک و نیمه خشک است.
3- الف) نمونه یا عکسی از هوازدگی فیزیکی، شیمیایی یا زیستی در منطقه زندگیتان تهیه کنید و به کلاس بیاورید.
ب) در صورتی که ذوق ادبی دارید، یکی از موضوعات آب جاری، باد و موج دریا را انتخاب کنید و دربارهٔ آن مطلبی در قالب یک قطعه نثر یا نظم ادبی بنویسید. در متن خود بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به فرسایش اشاره کنید.
4- بیندیشیم: با توجه به آنچه درباره دامنههای شمالی و جنوبی البرز میدانید، فرسایش در دامنههای شمالی روبه جلگههای ساحلی بیشتر وقوع مییابد یا دامنههای جنوبی؟ چرا؟ دلیل بیاورید.
فرسایش در دامنههای شمالی رو به جلگههای ساحلی نسبت به دامنههای جنوبی بیشتر رخ میدهد؛ زیرا که در این مناطق آب فراوان یافت میشود و آب نیز باعث هوازدگی شیمیایی میشود که نتیجه آن فرسایش خاک است.
فرسایش طبیعی در کوهستان
بهطور کلی، فعالیتهای مربوط به تکتونیک ورقهای از طریق ایجاد چینخوردگیها، گسلها یا بالا آمدن مواد مذاب و شکلگیری آتشفشان، کوهها را بهوجود میآورند. سپس، هوازدگی و فرسایش به کوهها شکل میدهند.
در کوهستانها با توجه به شرایط آب و هوایی و جنس سنگها، پیوسته هوازدگی فیزیکی (مکانیکی) و شیمیایی رخ میدهد. تغییرات دمای شب و روز و یخ بستن آب در شکافها و درزها از عوامل مهم هوازدگی در کوهستانها هستند.
دو عامل مهم فرسایش در کوهستانها، آبهای جاری و یخچالها هستند.
آبهای جاری
آبهای جاری در کوهستانها به دلیل شیب زمین به سمت پایین کوه روان میشوند. آنها بر سر راه خود، سنگها را تخریب و آنها را با خود حمل میکنند.
رودها به تدریج بستر خود را پهن و عمیق میکنند.
درههای V شکل معمولاً بر اثر جریان آب رودها و فرسایش آبی، شکل میگیرند و علت اینکه آنها را با حرف V نامگذاری کردهاند این است که دامنههای تنگ و پر شیب دارند. در طی زمان، درهها بهتدریج عمیقتر و وسیعتر میشوند.

|
|
یخچال
در برخی کوهستانها برف و یخ دائمی وجود دارد. وقتی بارش برف بیش از میزان ذوب آن در سال باشد، برفهای اضافی طی سالیان دراز انباشته و متراکم میشوند و ضخامت آن ها افزایش مییابد و یخچالها را پدید میآورند. معمولاً یخچال وقتی ضخامتش به 60 تا 100 متر رسید شروع به حرکت میکند و این حرکت بسته به شرایط و دمای هوا از 1 سانتیمتر تا 8 متر در روز است.
یخچالها مانند بولدوزرهایی عظیم، سنگهایی در اندازههای مختلف را همراه خود به جلو میبرند.
به سنگها و رسوباتی که یخچالها با خود حمل می کنند، «مورِن یا یخ رُفت» میگویند.
درههای U شکل معمولاً بر اثر فرسایش یخچالی طی هزاران سال پدید آمدهاند.
فرسایش انحلالی
در برخی نواحی کوهستانیای که سنگها قابلیت حل شدن در آب را داشته باشند، مانند سنگهای آهکی یا گچی و نظایر آن، آبهای جاری با نفوذ به زیرزمین از طریق درزها و شکافها و حل کردن سنگها در خود، پدیدههای فرسایشی چون غارهای طبیعی و چشمههای آهکی پدید میآورند که در اصطلاح به آنها اَشکال «کارستی» (Karstic) گفته میشود.
بهطور کلی، «کارست» پدیدهٔ خوردگی و انحلال سنگهای آهکی است. آبهایی که با دی اکسیدکربن و هوا ترکیب میشوند، اسیدکربنیک تولید میکنند و با حل کردن آهک و گچ در خود میتوانند موجب خوردگی و انحلال سنگها شوند.
در ایران، اشکال کارستی بهویژه در کوههای زاگرس زیاد است. غارهای علی صدر همدان و کَتَله خور زنجان نمونههایی از اَشکال فرسایشی کارستی هستند.
فعالیت (صفحه 46 کتاب درسی)
1- بیندیشیم: به نظر شما بیشتر درههای ایران U شکل هستند یا V شکل؟ چرا؟
V شکل، زیرا اغلب ناهمواریهای ایران در اواخر دوران سوم زمین شناسی بهوجود آمدهاند و شکل نهایی رشته کوههایی مانند البرز در شملا و زاگرس در غرب ایران را بهوجود آورده است. این رشته کوهها و رودخانههای جاری در آن پدیدهٔ زمین شناسی جوان هستند و به علت جوان و مرتفع و پرشیب بودن این کوهستانها، رودخانهها فقط بسترشان را حفر میکنند و درههای جوان و V شکل را بهوجود آوردهاند.
2- آیا تاکنون از یک غار یا چشمهٔ آهکی دیدن کردهاید؟ آن مکان را توصیف و شرح بازدید و مشاهدهٔ خود را در کلاس بیان کنید.
غارها حفرههایی هستند که معمولاً بر اثر حل شدن سنگها با آب و ذوب شدن یخها ایجاد میشوند. برخی غارها راه روهای در هم پیچیده دارند و انحلال سنگهای آهکی مناظر زیبایی را در آنها ایجاد کرده است.
فرسایش طبیعی در بیابان
باد عامل مهم فرسایش در مناطق خشک و بیابانی است. به سبب شرایط آب و هوایی خشک، وزش بادهای شدید، وجود خاکهای نرم و فقر پوشش گیاهی فرسایش در بیابانها شدت دارد.
اشکال فرسایش در بیابانها، ناشی از دو فرایند «کاوشی» یا «تراکمی» است.
اشکال کاوشی: این نوع فرسایش بیشتر حاصل کنده شدن ذرات از یک مکان و انتقال آنها به مکانهای دیگر است.
دشت ریگی (رِگ)
وقتی در زمینهای پوشیده از ماسههای ریز، شن و سنگهای ریز و درشت، باد ماسههای ریز را با خود میبرد، در طول زمان، سنگهای درشت بر جای میمانند و سطوحی پر از قلوه سنگها بهوجود میآورند که به آن سنگ فرش بیابانی نیز میگویند.
چالههای بادی
در نواحی دارای ماسههای ریز، و بهویژه فاقد پوشش گیاهی، باد ذرات را از محل خود جابهجا میکند و به تدریج حفرهها یا چالههایی وسیع پدید میآورد. اگر در اثر برخورد با آبهای زیرزمینی، رطوبت و چسبندگی در دانهها بهوجود بیاید، فرسایش بادی کُند و سپس متوقف میشود. چالههای بادی که عمق بعضی از آنها به 40 متر نیز میرسد، در دشت لوت وجود دارد.
کَلوت (یاردانگ)
شاید تاکنون نام کلوتها را شنیده باشید. برجستهترین کلوتها در غرب بیابان لوت در منطقهٔ شهداد در استان کرمان وجود دارد و از جاذبههای طبیعی منطقه برای گردشگران داخلی و خارجی است. کلوت یا یاردانگ در رسوبات نرم بهجا مانده از دریاچههای قدیم پدید میآید. طی میلیونها سال، باد شیارهایی موازی و U شکل در این رسوبات ایجاد میکند. به تدریج بخش نرم را با خود میبرد و بخشهای سختتر باقی میمانند.
|
|
کلوتها که حاصل فرسایش بادی - آبی هستند، در مناطق خشک ایالات متحدهٔ امریکا، مصر، چین و ایران مشاهده میشوند.
گرزدیو و ستونهای سنگی
گاهی باد مواد نرمی را که در زیر یا لبهٔ تخته سنگها قرار گرفتهاند، تخریب میکند و با خود میبرد و بخشهای سخت و مقاوم را باقی میگذارد. در نتیجه، ستونهایی سنگی به شکل قارچ یا سایر اشکال بهوجود میآیند که به آنها گرز دیو، دودکش جن، (به انگلیسی هودو Hodoo ) و... میگویند.
اَشکال تراکمی: این فرسایش حاصل انباشته شدن ذرات توسط باد در یک مکان است.
تپههای ماسهای (تَلماسه)
تپههای ماسهای یا تلماسه که در انگلیسی به Dune (دون) مشهورند، بر اثر وزش باد و جابهجا شدن ماسه و شن پدید میآیند، ماسههایی که به وسیلهٔ باد در سطح زمین حرکت میکنند، اگر به موانعی مثل گیاهان و بوتههای خار یا قطعات سنگ و نظایر آن برخورد کنند و متوقف شوند یا سرعت باد در منطقه کاهش یابد، روی هم انباشته میشوند و سرانجام تلماسهها یا تپههای ماسهای را تشکیل میدهند.
تپههای ماسه ای چندین متر ارتفاع دارند و ارتفاع برخی تپههای ماسهای در لیبی تا 300 متر و در لوت ایران تا 400 متر نیز میرسد.
|
|
یکی از نکات جالب توجه دربارهٔ تلماسهها یا تپههای ماسهای، حرکت آنهاست. برخی تلماسهها میتوانند طی یک سال 10 تا 20 متر در جهت وزش باد حرکت کنند. با وزش باد، ماسههای دامنه رو به باد به طرف بالا رانده میشوند و پس از رسیدن به قله، در دامنهٔ پشتی فرود میآیند و همان جا انباشته می شوند. این فرایند موجب حرکت مداوم تلماسه میشود.

تپههای ماسهای انواع مختلف دارند، یکی از انواع مهم آنها «بَرخان» است. برخانها تپههای ماسهای هلالی شکل و منفردی هستند که دو زائده یا بازو در جهت باد دارند.
فرسایش طبیعی در سواحل
ساحل یا کرانه، منطقهٔ تماس خشکی و دریاست. بهطور کلی، سواحل را میتوان به دو نوع سواحل پست و ماسهای و سواحل صخرهای تقسیم کرد. سواحل صخرهای طی سالیان دراز ممکن است بر اثر فرسایش به سواحل پست تبدیل شوند.
|
|
مناطق ساحلی بهطور مداوم تحت تأثیر امواج دریا، جزر و مد و باد قرار میگیرند. بادهایی که بر سطح اقیانوسها و دریاها میوزند، امواج را به وجود میآورند. نیروی امواج، بهویژه زمانی که دریا توفانی باشد، زیاد است.علاوه بر امواج، انحلال سنگهای آهکی سواحل در آب دریا و نفوذ آب به شکافها و درزهای این نوع سنگها موجب فرسایش میشوند و اشکال خاصی را در سواحل پدید میآورند.
از اَشکال فرسایش کاوشی (ناشی از حفر مواد) در سواحل صخرهای دریا میتوان به ستونهای سنگی دریایی، غارها و طاقهای دریایی اشاره کرد.

|
|
|
در سواحل دریا، همچنین اشکال فرسایشی تراکمی (ناشی از رسوبگذاری مواد) پدید میآیند. آب سنگها و جزایر مرجانی، باتلاقها و زبانه یا دماغهٔ ماسهای از جملهٔ این اَشکال هستند.
فعالیت (صفحه 50 کتاب درسی)
1- روی مُدلهای صفحه 44، 46، 47 و 50 فرآیند فرسایش، نوع و چگونگی پدید آمدن اَشکال ژئومورفولوژیکی را توضیح دهید.
مدل صفحه 44- آبهای جاری: آبهای جاری سطح کوهستانها را فرسایش میدهد و روی آنها شیارهایی بوجود میآورد و بر اساس شیب و مقدار بارش بستر خود را به سمت اعماق و سطح اساس حفر میکند و ابتدا درههای V شکل بوجود میآورد و در مرحله پیری کنارههای درهها را فرسایش میدهد و درههای U شکل را بهوجود میآورد.
مدل صفحه 46- آبهای زیرزمینی: آبهای جاری و بارندگیها در کوهستانهای آهنکی نفوذ میکند و آبهای زیرزمینی را بهوجود میآورد. آبهای زیرزمینی باعث انحلال سنگهای آهکی میشود و در داخل کوهستانهای آهکی به تدریج اشکال کاردستی مانند استالاگمیت و استالاگتیت و غارها و ستونهای آهکی را بهوجود میآورد؛ و اگر سطح ایستایی آبهای زیرزمینی بالاتر از سطح زمین قرار گیرد بهصورت چشمههای آهکی ظاهر میشود.
مدل صفحه 47- باد: باد در رسوبات به جا مانده از دریاچههای قدیمی به تدریج بخش نرم رسوبات را با خود میبرد و بخشهای سختتر باقی میمانند و اشکال فرسایشی یا کلوت یا یاردانگ را در بیابان ها بهوجود میآورد.
مدل صفحه 50- امواج دریا: در سواحل مرتفع و صخرهای امواج به سواحل برخورد میکند. به دلیل فرسایش انحلالی امواج دریا و متفاوت بودن جنس و مقاومت سنگها اشکالی کاوشی، مانند ستونهای سنگی دریایی حفرهها، طاق دریایی و ... بهوجود میآیند.
2- الف) کدام یک از اشکال فرسایش بیابانی یا ساحلی را تاکنون در محل زندگی خود یا مناطق دیگر دیدهاید؟ فرسایش امواج دریا در سواحل دریای خزر و خلیج فارس
ب) اگر قرار باشد با یک گروه طبیعتگرد برنامه بازدید علمی و تحقیقی دربارهٔ اشکال فرسایشی داشته باشید، پیشنهاد شما کدام نواحی و اشکال فرسایشی است؟ چرا؟
به عنوان مثال نواحی کوهستانی، آبهای جاری، زیرا اغلب در مقایسه با سایر اشکال فرسایشی قابل دسترستر است و زیباییهای خاص خود را دارد.
مهارتهای جغرافیایی (صفحه 51 کتاب درسی)
نقشهٔ توپوگرافی
نقشهٔ توپوگرافی نقشهای است که در آن، پستیها و بلندیهای زمین و میزان ارتفاع آنها نمایش داده میشود.
به نقشهٔ زیر توجه کنید؛ در این نقشه، خطوطی را مشاهده میکنید که در کنار برخی از آنها اعدادی نوشته شده است. این خطوط، منحنی میزان هستند.
منحنی میزان خطی است که نقاطی را که ارتفاع یکسان دارند به یکدیگر وصل میکند.

به اشکال زیر توجه کنید؛ عددی که روی هر منحنی نوشته شده است، ارتفاع آن نقطه را از سطح دریا نشان میدهد.
|
|
|
|
فاصلهٔ اعداد روی منحنی میزانهای یک نقشه، نشان دهندهٔ میزان اختلاف ارتفاع یک منحنی با منحنی قبلی و بعدی است. برای مثال، در شکل بالا فاصلهٔ منحنیهای میزان یا اختلاف ارتفاع آنها 20 متر است.
با استفاده از منحنیهای میزان یک نقشه، علاوه بر برجستگیها میتوان فرورفتگی، دره، نوع و میزان شیب، پرتگاه و… را تشخیص داد.

در نقشههای توپوگرافی، در جاهایی که منحنیهای میزان از یکدیگر فاصله دارند، شیب زمین ملایم است و در جاهایی که منحنیهای میزان خیلی به هم نزدیک میشوند، شیب زمین تند است. مُماس شدن منحنیهای میزان روی نقشه، نشانهٔ پرتگاه است.
در یک نقشه توپوگرافی فاصلهای که برای نمایش اختلاف ارتفاع در نظر گرفته میشود (برای مثال 20 متر، 50 متر و ...) در تمام نقشه یکسان است.
مهارتهای جغرافیایی (صفحه 52 کتاب درسی)

به نقشه توجه کنید؛
1- تصویر چه نوع ناهمواریای را نشان میدهد؟ کوه
2- فاصلهٔ منحنیهای میزان چند متر است؟ 20 متر
3- نقطهٔ A چقدر از سطح دریا ارتفاع دارد؟ چرا؟ 120 متر چون روی منحنی میزان 120 متری قرار دارد.
4- نقطهٔ B تقریبا چقدر از سطح دریا ارتفاع دارد؟ چرا؟ حدود 130 متر، زیرا مابین منحنی 120 متری و 140 متری قرار دارد و به منحنی 140 متری نزدیک تر است.
5- نقطهٔ C چیست؟ قله
6- شیب در سمت شرق بیشتر است یا غرب؟ چرا؟ سمت شرق زیرا در سمت شرق منحنی ها به هم نزدیک تر و فشرده تر است.
رسم نیمرخ توپوگرافی
برای اینکه شکل پدیدهها و شیب آنها را تشخیص بدهیم، نیمرخ توپوگرافی را رسم میکنیم. به کمک دبیر و دقت در شکل 1، مراحل ، ترسیم نیمرخ را توضیح دهید.سپس با تمرین روی شکلهای 2 و 3، نیمرخ توپوگرافی را رسم کنید.
نیمرخ توپوگرافی برشی از پدیدههای سطح زمین است که در یک امتداد مشخص و ثابت، تصور و ترسیم میشود. با علامت زدن نقاط هم ارتفاع روی منحنی میزان و ارتفاعات موجود در نمودار، سپس وصل کردن نقاط جدید، نیمرخ پدیده مورد نظر بهدست میآید.






