درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
درس 9: از ورود آریاییها تا پایان هخامنشیان
مهاجرت اقوام آریایی به فلات ایران نقطهٔ عطفی در تاریخ میهن عزیز ما به شمار میرود. این اقوام با تأسیس حکومتهای نیرومند، موجب تغییر و تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی گستردهای نه تنها در ایران، بلکه در بخش وسیعی از جهانِ آن روز شدند. شما در این درس، با استفاده از شواهد و مدارک معتبر باستان شناختی و تاریخی، مهمترین رویدادها و موقعیت سیاسی و نظامی تاریخ ایران را از تشکیل دولت ماد تا پایان حکومت هخامنشیان، بررسی و تحلیل میکنید.
اقوام آریایی از مهاجرت تا تشکیل حکومت در ایران
واژۀ «ایران» از واژۀ «آریایی» گرفته شده است و به معنای سرزمین آریاییان است. واژۀ آریایی نیز به معنای شریف و آزاده است؛ پس واژۀ ایران به معنیِ سرزمین مردمان شریف و آزاده است.
آریاییان گروهی از اقوام هند و اروپایی بودند که از زمانهای بسیار کهن و به تدریج در فلات ایران و شبه قارۀ هند مستقر شدند و خود را آریایی نامیدند. بنابراین، کاربرد واژۀ آریایی برای دیگر اقوامِ هند و اروپایی، به جز ایرانیان و هندیان درست نیست.
دربارۀ سکونتگاه اوّلیۀ اقوامِ هند و اروپایی و زمان و مسیر مهاجرت آریاییان به ایران و هند اتفاق نظر، وجود ندارد؛ عدهای از مورّخان احتمال میدهند که اقوام هند و اروپایی، نخست در علفزارهای واقع در شمال شرق فلات ایران و جنوب روسیه در حوالی دریاچۀ آرال میزیستهاند. بر اساس فرضیهای که تعداد قابل توجهی از باستانشناسان و مورّخان آن را پذیرفتهاند، اقوام آریایی در حدود 1500 ق.م. وارد فلات ایران شدند.
گروهی از آنان به سمت مرکز و غرب این فلات پیشروی کردند و در مناطق مختلف آن مستقر شدند؛ مادیها، پارسیها و پارتیها از جملۀ آنان بودند. گروه دیگری نیز از شرق فلات ایران به هند رفتند.
ماد، نخستین حکومت آریایی ایران
در درس 7 خواندید که ایرانیان از دوران باستان تا دو قرن پیش، پیشدادیان و کیانیان را به ترتیب نخستین و دومین سلسلۀ پادشاهی میدانستند که پیش از اشکانیان و ساسانیان بر ایران حکومت کرده بودند، و اطلاعی از مادیها و هخامنشیان نداشتند. تحقیقات جدید تاریخی که در دو قرن اخیر انجام گرفته، آگاهی و شناخت نسبت به تاریخ ایران در دوران باستان را متحول کرده است. بر پایۀ این تحقیقات، مادیها بنیانگذار نخستین حکومت آریایی در ایران شناخته میشوند.
تأسیس حکومت ماد
قبایل گوناگون ماد از جمله اقوام آریایی بودند که در بخش وسیعی از مناطق غربی و مرکزی ایران استقرار یافتند و در کنار بومیان ساکن این مناطق زندگی کردند. برای اوّلین بار در قرن 9 ق.م. در سالنامههای شاهان آشوری به مادیها اشاره شده است. آشور در آن زمان حکومت نسبتاً نیرومندی در شمال بین النهرین بود که برای به دست آوردن فلزات، سنگهای قیمتی و غنائم دیگر، دائماً به سرزمینهای همسایه، از جمله نواحی غربی ایران هجوم میآورد.
یورشها و غارتگریهای پیاپی آشوریان، زمینۀ اتّحاد قبایل پراکندۀ ماد را فراهم آورد. از این رو، رؤسای این قبایل، یکی از بزرگان مادی به نام دَهیوکَ که به اشتباه دیااُکو میخوانند، را به پادشاهی برگزیدند. دَهیوکَ شهر هگمتانه یا اکباتان (همدان امروزی) را بنا کرد و مرکز حکومت خود قرار داد.
ماد در اوج قدرت
حکومت ماد در زمان فرمانروایی هووَخْشْتْرَ، سومین پادشاه مادی به اوج قدرت رسید. او نخست با تشکیل سپاه منظم و کارآمدی از قبایل مختلف ماد، پارس و…، قدرت خود را بر مناطق وسیعی از ایران تثبیت کرد. هووَخْشْتْرَ سپس با حکومت بابِل، علیه آشور متحد شد و به حاکمیت آشوریان پایان داد. در پی این موفقیت نظامی، قلمرو ماد به شمال بین النهرین و بخشهای وسیعی از آسیای صغیر گسترش یافت.
سقوط حکومت ماد
آستیاگ، پسر و جانشین هووَخْشْتْرَ لیاقت و درایت پدر را نداشت و دوران طولانی سلطنت خود را صرف خوشگذرانی و گردآوری ثروت کرد. بزرگان طوایف ماد و تودهٔ مردم که از عملکرد آستیاگ ناخشنود بودند، بر ضد او با کورش هخامنشی همدست شدند. سرانجام با فتح هگمتانه به دست کورش، حکومت ماد برافتاد.
هخامنشیان؛ بزرگترین حکومت عصر باستان
سلسلهٔ هخامنشی منسوب به هخامنش، جدِّ کورش کبیر است. هخامنش رئیس قبیلهٔ پاسارگادی بود. این قبیله یکی از قبایل مهم قوم پارسی به شمار میرفت. پارسیها، همزمان با قدرت یافتن مادیها، در قسمتهای جنوبی فلات ایران یعنی سرزمین پارس (استان فارس کنونی) و نواحی مجاور آن مستقر بودند. حکومت ماد، قوم بزرگ پارس را تحت فرمان خود درآورد. در آن زمان شاخهای از خاندان هخامنشی، در فارس به مرکزیت شهر اَنشان (اَنزان)، حکومت محلی کوچکی تشکیل داده بودند.
تأسیس حکومت هخامنشی
یکی از نوادگان هخامنش، به نام کورش (کورش دوم)، که بر اَنشان حکومت میکرد، قبیلههای پارسی ناراضی از سلطهٔ مادیها را متحد کرد. کورش، سپس با جلب حمایت بزرگان مادی، آستیاگ را از میان برداشت و پادشاهی هخامنشیان را بنیان نهاد.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 83 کتاب درسی)
الف) مآخذ متنهای شمارۀ 1 و 2، جزو منابع دست اوّلِ تاریخ ایرانِ باستان است یا منابع دست دوم؟ چرا؟
دست اول- چون دقیقاً در همان زمان و به دستور خود کورش و داریوش نوشته شده است.
ب) با توجه به متنهای بالا، شجرهنامۀ کورش و داریوش هخامنشی را کامل کنید.

کورش مدتی پس از به قدرت رسیدن، به آسیای صغیر لشکرکشی کرد و حکومت لیدی و سایر دولت - شهرهای آنجا را شکست داد و شهر ثروتمند سارد، پایتخت لیدی و تمامی آسیای صغیر را به تصرف خود درآورد. در نتیجۀ این فتوحات، حکومت هخامنشیان به ثروت هنگفتی دست یافت و با دولت - شهرهای یونانی همسایه شد.
مؤسس سلسلۀ هخامنشی پس از آن، چند سالی در مناطق شرقی فلات ایران سرگرم کشورگشایی بود و مناطق وسیعی را به قلمرو خود افزود.
یکی از انسانیترین و شکوهمندترین فتوحات تاریخ جهان، فتح مسالمتآمیز بابِل توسط کورش بزرگ در سال 539 ق.م. است. در این سال، مؤسس سلسلۀ هخامنشی بدون جنگ و خونریزی وارد بابل شد. بابِل یکی از بزرگترین شهرهای آن روزگار به شمار میرفت و مردمان و اقوامی با خاستگاه اجتماعی و فرهنگی گوناگون در آنجا میزیستند. این شهر از نظر داشتنِ بناها و پرستشگاههای باشکوه، مراکز اقتصادی ثروتمند، نهادهای سیاسی و اداری متعدد و در اختیار داشتن راههای ارتباطی با سرزمینهای دور و نزدیک، اهمیت فراوان داشت و تسلط بر آن برای هر فرمانروایی بسیار مهم و مطلوب بود.
کورش فرمان داد تا ماجرای فتح صلحآمیز بابِل را بر لوحی استوانهای از گِل رُس به زبان بابلی بنویسند. این لوح که در سال 1879 م./ 1258 ش. در بابِل کشف شد، هماکنون در موزۀ بریتانیا در لندن نگهداری میشود و به «منشور کورش» معروف است.
بیانیه یا منشور کورش، نماد فرهنگ انسانی و مداراجویانۀ ایرانیان است. بسیاری از محققان، منشور کورش را نخستین منشور حقوق بشر میدانند. از این رو، متن آن به ابتکار سازمان ملل متحد به شش زبان رسمی این نهاد جهانی ترجمه شد. نسخۀ بدلی از این منشور نیز در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک به نمایش گذاشته شده است.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 84 کتاب درسی)
متنهای زیر را بخوانید و احساس و درک خود را از شخصیت و اندیشۀ آشور بانیپال و کورش بزرگ در چند سطر بنویسید.
رفتار آشوربانیپال با غارت و ویرانی همراه بوده و بسیاری از مردم ایلام را به اسارت درآورد؛ همچنین به عقاید مذهبی مردم اهمیتی نداد و به طور کلی رفتاری غیر انسانی و غیراخلاقی نشان داد. در صورتی که رفتار کورش هخامنشی بسیار انسانی و صلحجویانه همراه با احترام به عقاید مردم بود. او برخلاف آشوربانیپال کسی را به اسارت نگرفت و به علاوه بردهداری را هم برانداخت و دستور آزادی مردم را صادر کرد.
در پی تسخیر بابِل، تمامی بین النهرین و نیز سرزمینهای سوریه، فلسطین و فنیقیه (لبنان امروزی)، تحت فرمان هخامنشیان درآمد.
کورش نه به دلیل سرزمینهایی که گشود، بلکه به خاطر شخصیت انسانیاش همواره تحسین و تکریم شده است. در روزگاری که قتل و غارت و کشتار، روش معمول فرمانروایان و فاتحان بود، کورش با پرهیز از چنین رفتاری، شکل جدیدی از فرمانروایی را به جهان معرفی کرد. این رفتار مداراجویانه و انسانی کورش، الگوی مناسبی شد که پس از او، برخی از شاهان هخامنشی نیز از آن پیروی کردند.
در زمان پادشاهی کمبوجیه (پسر و جانشین کورش بزرگ) مصر به تصرف هخامنشیان درآمد. مصر، کشوری بزرگ و با تمدنی کهن و باشکوه بود. با فتح این سرزمین، قلمرو هخامنشیان به قارۀ آفریقا نیز گسترش یافت و به نهایت وسعت و عظمت خود رسید.
تثبیت شاهنشاهی هخامنشیان
پس از مرگ مشکوک کمبوجیه، داریوش یکم که از شاخۀ دیگر خاندان هخامنشی بود با همراهی تعدادی از سران خاندانهای بزرگ پارسی، گَوماتَۀ مُغ و دیگر شورشیان و مدعیان قدرت را سرکوب کرد و بر تخت شاهی نشست.
داریوش بزرگ پس از فرونشاندن شورشهای داخلی و برقراری آرامش و امنیت در سرتاسر شاهنشاهی هخامنشی، به شرق لشکرکشی کرد و قسمتهایی از غرب و شمال غرب هند را به قلمرو خود افزود. او همچنین به منظور دفع حملات قبایل صحراگرد سکایی، به مناطق دوردستی در شمال دریای سیاه و جنوب روسیۀ کنونی لشکرکشی کرد.
اهمیت و شهرت فوق العادۀ داریوش بزرگ در تاریخ ایران، اقدامات اساسی و کمنظیری بود که برای ایجاد تشکیلات نوین اداری، نظامی و اقتصادی، انجام داد. تأسیس سپاه جاویدان، احداث جادۀ شاهی و برپایی کاخها و بناهای مجلل، به ویژه در شوش و تخت جمشید، از جملۀ اقدامهای مهم این پادشاه بزرگ است. داریوش، اصول و شیوهای از کشورداری را بنیان نهاد که نه تنها در دورۀ هخامنشیان، بلکه تا قرنها بعد، همچنان پا بر جا بود و زمینۀ رونق اقتصادی و شکوفایی تمدنی ایران را فراهم آورد. در درسهای بعد مهمترین اقدامات و ابتکارات داریوش در زمینههای اداری، نظامی، عمرانی و اقتصادی، بررسی خواهد شد.
رقابت و درگیری یونان با ایران
داریوش بزرگ در اواخر پادشاهی خود با دشواریهایی در غرب قلمرو خود روبهرو شد که در نهایت به بروز جنگ با یونانیان انجامید که تا روزگار جانشینش، خشایارشا نیز ادامه یافت. دولت - شهرهای یونانی، مخصوصاً آتن، از تسلط ایران بر آسیای صغیر و سواحل شرقی دریای اژه ناخشنود بودند. از این رو، آتنیها یکی از شهرهای یونانینشین آسیای صغیر به نام میلِتوس (مَلَطیه) را تشویق به شورش علیه هخامنشیان کردند و سپس به همراه شورشیان به شهر سارد هجوم آورده، آنجا را آتش زدند. داریوش تصمیم به تنبیه آتنیها گرفت. ناوهای ایرانی نخست جزایر دریای اژه را تصرف کردند و سپس سپاه ایران وارد خاک یونان شد و در جایی به نام ماراتُن موضع گرفت. آتنیها مدتی در اظهار طاعت و یا جنگ تردید داشتند؛ بیشتر دولت - شهرهای یونانی از جمله اسپارت که سربازانش به جنگاوری و دلاوری مشهور بودند، نیز در پشتیبانی از آتن جدّی نبودند. سرانجام، سرداران آتنی تنها راه چاره را در حملۀ سریع و جنگ تن به تن دیدند. یورش یونانیان به قدری ناگهانی بود که کاری از تیراندازان پارسی بر نیامد و سپاه ایران عقب نشینی کرد. مورّخان یونان باستان و تاریخدانان جدید اروپایی، جنگ ماراتُن را با آب و تاب فراوان نقل کردهاند.
خشایارشا، پسر و جانشین داریوش، پس از فرونشاندن شورشهای مصر و بابِل، به یونان لشکر کشید و آتن را تصرف کرد، اما در نبرد دریایی در تنگۀ سالامیس توفیقی به دست نیاورد. یونانیان دربارۀ پیروزی خود در این نبرد نیز بزرگنمایی بسیار کردند و حتی ارقام باور نکردنی از تعداد ناوگان و سربازان هخامنشی ارائه نمودند.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
رقابت و تسلط بر شهرهای آسیای صغیر که بین ایران و یونان واقع شده بود و دخالت یونانیها در این نواحی که زیر نفوذ دولت هخامنشی قرار داشت، موجب شروع جنگهایی بین ایران و یونان شده بود. پس از ناکامی ایران در جنگ با یونان، شاهان هخامنشی در جنگهای داخلی بین دولت-شهرهای یونانی، سیاست حمایت از اسپارت را برگزیدند که این درگیریهای داخلی موجب ضعف کلی یونانیها شد.
اگرچه هخامنشیان از لشکرکشی به یونان، موفقیت نظامی چندانی به دست نیاوردند، اما دولت - شهرهای یونانی تا زمان تسلط مقدونیان بر آن کشور، همچنان حکومت ایران را به عنوان بزرگترین قدرت جهانی میشناختند و به آن احترام میگذاشتند. حکومت هخامنشی نیز نقش فعّالی را در روابط دولت - شهرهای یونانی، به خصوص در جریان جنگ های پلوپونزی ایفا کرد.
انحطاط و فروپاشی هخامنشیان
خاندان هخامنشی از زمان پادشاهی اردشیر دوم که از 404 تا 358 ق.م. حکومت میکرد، دچار تفرقۀ درونی شد. در ابتدای زمامداری او، برادرش کورش کوچک در آسیای صغیر سر به شورش برداشت و با سپاهی از مزدوران یونانی راهی پایتخت شد. در جنگی که میان دو برادر رخ داد کورش کوچک شکست خورد و کشته شد. اردشیر دوم به خوش گذرانی و راحتطلبی مشهور بود. در دوران فرمانروایی او مصر از سیطرۀ هخامنشیان خارج شد. اردشیر سوم، پسر و جانشین اردشیر دوم در ابتدای حکومتش کسانی از خاندان سلطنتی را که احتمال میداد ادعای شاهی کنند به قتل رساند. او پادشاهی جاهطلب و جنگجو بود و مصر را دوباره ضمیمۀ قلمرو هخامنشی کرد. اردشیر سوم در آستانۀ حملۀ اسکندر مقدونی به ایران، به دست یکی از خدمتکاران کاخ شاهی به قتل رسید.
داریوش سوم، آخرین فرمانروای هخامنشی که مدتی پس از قتل اردشیر سوم بر تخت شاهی نشست، دلیر و جوانمرد بود، اما تدبیر و درایت شاهان نخست هخامنشی را نداشت. در زمان او، اسکندر با سپاهی بسیار قوی، آموزش دیده و تشنۀ قتل و غارت به ایران تاخت.


فعّالیت 4 (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
الف- منظور نویسنده از اصطلاح اسلحۀ طلایی چیست؟
سکههای طلا که داریوش هخامنشی به عنوان یه حربۀ سیاسی در جنگهای داخلی یونان به کار برد.
ب- به نظر شما چرا با وجود حمایت حکومت هخامنشی از اسپارت در جنگهای پلوپونزی، ایرانیان نمیخواستند این جنگها غالب و مغلوبی داشته باشد؟
زیرا نمیخواستند جنگ پایان یابد، از این رو خواهان به درازا کشاندن جنگ بودند تا حریفان به طور کامل ضعیف شوند و دولت هخامنشی بتواند تسلط خود بر شهرهای یونانی نشین آسیای صغیر را حفظ کند و مانع دخالت یونانیها در آنجا شود.
اسکندر در سه نبرد (گرانیکوس، ایسوس و گوگمل) سپاه هخامنشی را شکست داد و پس از آن، شوش، یکی از پایتختهای هخامنشیان را تسخیر کرد. با وجود دلاوری و رشادت آریوبرزن، سردار شجاع ایرانی، سپاهیان مقدونی و یونانی به تخت جمشید رسیدند و مشهور است که به دستور اسکندر این شهر به آتش کشیده شد. داریوش سوم که از برابر اسکندر گریخته بود در سال 330 ق.م. نزدیک دامغان کنونی به قتل رسید.
فعّالیت 5 (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
با استفاده از جدول شاهان هخامنشی که دبیر محترم در اختیار شما قرار میدهد، نمودار خط زمان دوران هخامنشی را ترسیم نمایید.
| ردیف | نام شاه | دوران حکومت |
|---|---|---|
| 1 | کوروش بزرگ | حدود 559 تا 529 پیش از میلاد |
| 2 | کمبوجیه دوم | 530 تا 522 پیش از میلاد |
| 3 | داریوش بزرگ | 522 تا 486 پیش از میلاد |
| 4 | خشایارشا | 485 تا 465 پیش از میلاد |
| 5 | اردشیر یکم | 465 تا 424 پیش از میلاد |
| 6 | داریوش دوم | 423 تا 404 پیش از میلاد |
| 7 | اردشیر دوم | 404 تا 358 پیش از میلاد |
| 8 | اردشیر سوم | 358 تا 338 پیش از میلاد |
| 9 | داریوش سوم | 336 تا 330 پیش از میلاد |
میراث هخامنشی در یک نگاه کلّی
با مرگ داریوش سوم، سلسلهٔ هخامنشی به پایان رسید، اما میراث و یادگارهای هخامنشیان در آیین کشورداری و فنون سیاست، شیوههای عمرانی، اقتصادی و تجاری، ساخت بناهای باشکوه، ابداع هنرهای جهانی و مداراجویی فرهنگی و دینی در تاریخ ایران و جهان فراموش نشد. هخامنشیان، ایران را به نخستین حکومت بزرگ جهانی تبدیل کردند. به واسطهٔ تدبیر و سیاست شاهان هخامنشی بود که ایرانیان به تأثیرگذارترین مردم در جهان متمدن و شناخته شد. آن روزگار تبدیل شدند.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 89 کتاب درسی)
1- چه عاملی زمینهساز اتحاد قبایل پراکندۀ مادی و تأسیس حکومت مادی شد؟
حملات پی در پی آشوریها به غرب ایران و غارتگریهای آنان، زمینه اتحاد قبایل پراکندۀ ماد را فراهم کرد و آنها دهیوک را به پادشاهی برگزیدند و او هگمتانه را پایتخت خود قرار داد.
2- اهمیت فتح بابِل برای حکومت تازه تأسیس هخامنشی را شرح دهید.
بابل یکی از بزرگترین شهرهای آن روزگار به شمار میرفت و مردمان و اقوامی با خاستگاه اجتماعی و فرهنگی گوناگون در آنجا زندگی میکردند. این شهر از نظر داشتن بناها و پرستگاههای باشکوه، مراکز اقتصادی ثروتمند، نهادهای سیاسی و اداری متعدد و در اختیار داشتن راههای ارتباطی با سرزمینهای دور و نزدیک، اهمیت فراوان داشت و تسلط بر آن برای هر فرمانروایی بسیار مهم و مطلوب بود.
3- چرا مورّخان و پژوهشگران، اهمیت فوق العادهای برای نقش و عملکرد داریوش بزرگ در تاریخ ایران، قائل هستند؟
زیرا اقدامات اساسی در زمینۀ تشکیلات نوین اداری، نظامی، تأسیس نظام اجتماعی و اقتصادی کارآمد انجام داد و شیوهای از کشورداری بنیان نهاد که هم در دورۀ هخامنشیان و هم تا قرن بعد ادامه یافت. او زمینۀ رونق اقتصادی و تمدنی ایران را فراهم کرد.
4- به نظر شما، ایران در دوران حکومت هخامنشیان، به لحاظ قدرت سیاسی نظامی چه جایگاهی در جهان آن روز داشت؟
از آنجا که ایران بین اروپا و آسیا واقع شده بود، میتوانست در انتقال دستاوردهای تمدنی اقوام این مناطق تأثیر زیادی داشته باشد. همچنین بسیاری از حکومتهای محلی کوچک را در یک امپراتوری بزرگ ادغام کرد و یک امپراتوری جهانی ساخت و بسیاری از فنون سیاست و آیین کشورداری نوین را از خود بر جای گذاشت.
5- با مرور متن درس، منابع دست اوّل و دست دوم تاریخ ایران باستان را که در این درس به آنها اشاره شده است، فهرست کنید.
منابع دست اول: سالنامههای شاهان آشوری، منشور کورش، سنگ نوشته بیستون، سنگ نوشته آشوربانیپال، آرامگاه کورش، تخت جمشید، آرامگاه داریوش سوم
منابع دست دوم: تاریخ مردم ایران قبل از اسلام (دکتر عبدالحسین زرین کوب)