درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
بخش اول- فصل 1: اقتصاد چیست؟
چرا علم اقتصاد را میآموزیم؟
انسان۱ به عنوان جانشین خدا روی زمین اهداف، برنامهها و مأموریتهایی از جمله آبادانی زمین و رفع نیازهای خود، خانواده و دیگران را دارد. رفع این نیازها از طریق منابع و امکاناتی است که خداوند در اختیار انسان گذاشته است. در این تصویر بسیار ساده از حیات انسان با دو مفهوم یعنی «نیازهای انسان» و «منابع و امکانات» روبهرو میشویم.
دانش اقتصاد کمک میکند انسان برای رفع نیازها، از منابع و امکانات به نحو صحیح و بهینه استفاده، و بهترینها را انتخاب کند.
نیازهای انسان
نیازهای انسان محرک فعالیت و تلاش او است؛ به عبارت دیگر، انسان به دنبال احساس نیاز تصمیم میگیرد که آن نیاز را برطرف سازد و بعد از رفع نیاز، احساس رضایت میکند. نیازهای انسان مراتبی دارد. به طور طبیعی اولین مرتبه از نیازهای اولیه زندگی، مادی است؛ نیاز به غذا که با آن رفع گرسنگی کند، آب سالم که رفع تشنگی کند، سرپناهی که در آن از گزند سرما، گرما و درندگان مصون بماند و نیاز به امنیت از نیازهای اولیه انسان به شمار میرود. نیازهای انسان به نیازهای مادی محدود نمیشود بلکه نیازهای عاطفی، روحی، نیاز به علم، هنر، فرهنگ، دین و اخلاق، نیاز به ارتباط و تعامل با انسانها و… از جمله نیازهایی است که بدون رفع آنها انسان به کمال خود نخواهد رسید. انسان موجودی کمال جو است؛ به همین دلیل با برآورده شدن پارهای از نیازهایش، احساس بینیازی به او دست نمیدهد؛ بلکه نیازهای تازهای در او شکل میگیرد. اگر انسان در نیازهای مادی و حیوانی خود متوقف شود، کمال جویی به نوعی سیری ناپذیری تبدیل میشود؛ مثل انسان تشنهای که تشنگی خود را با آب دریا برطرف کند که در این صورت تشنهتر خواهد شد.
همچنین اگر انسان در رفع نیازهای طبیعی خود، مراتب نیازها را به خوبی طی نکند و در یک مرتبه متوقف بماند به خلق نیازهای کاذب برای خود اقدام میکند تا حس کمال جویی خود را سیراب کند. پیگیری نیازهای کاذب و یا زیادهروی در رفع نیازهای مادی، موجب توقف و یا انحطاط انسان میشود.
نیاز های اولیه انسان
فعالیت 1-1 (صفحه 9 کتاب درسی)
نیازهای مادی مانند مسکن، خوراک، پوشاک، امکانات رفاهی، مسکن
نیازهای غیرمادی مانند امنیت، احترام، نیازهای عاطفی، نیاز به علم، هنر، فرهنگ، دین و اخلاق
منابع و امکانات
خداوند منابع، امکانات و ثروتهای طبیعی و انسانی را به امانت در اختیار جانشین خود قرار داده است تا با رفع نیازهای خود و همنوعانش، مأموریتی را که دارد به جا آورد.
در این باره به دو نکتهٔ مهم میتوان اشاره کرد:
نکتهٔ اوّل اینکه منابع و امکانات در دسترس انسان، محدود است. زمینهای کشاورزی، ذخایر معدنی، منابع طبیعی، سرمایه و نیرویکاری که در اختیار جامعه قرار دارد -هر قدر هم که زیاد باشد- محدود است. حتی ممکن است زمینهای کشاورزی نسبتاً زیادی در اختیار جامعه باشد ولی زمینهای مرغوبی که بازدهی خوبی دارند، و یا زمینهایی که نزدیک به محلّ زندگی و تجمع انسانها قرار دارند محدود است. ذخایر معدنی با وجود فراوان بودن در کرهٔ زمین به دلیل ناشناخته بودن بسیاری از این ذخایر و نیز محدود بودن دانش فنی بشر محدود است. علاوه بر این استفاده بی رویه از منابع در قرن گذشته، محدودیتهای بیشتری را برای بشر فراهم کرده است؛ بنابراین استفاده از منابع باید با حفظ و صیانت از آنها و رعایت عدالت بین نسلی همراه باشد.

دومین نکته این است که حتی اگر مشکل «کمبود منابع» نداشتیم و داشتههای بشر نامحدود باشد، انسان در بهره برداری از این منابع، محدودیت دارد؛ به عبارت دیگر این منابع و امکانات برای انسان، هم امکان مصارف متعددی دارد و هم با روشهای مختلفی میتواند از آنها استفاده کند؛ به طور مثال زمینهای کشاورزی را هم میتوان برای تولید پوشاک به زیر کشت پنبه برد و هم برای تهیهٔ غذا در آن گندم کاشت. روشهای کشت و آبیاری هم گونه گون است. انسان به دلیل محدودیتهایش، نمیتواند همه آنچه را میخواهد هم زمان و همیشه داشته باشد؛ در نتیجه باید انتخاب کند.
این دو محدودیت وضعیتی ایجاد می کند که اقتصاددانها به آن «کمیابی» میگویند.
فعالیت 2-1 (صفحه 10 کتاب درسی)
خرید لوازم التحریر- خرید کتاب درسی و کمک درسی- تهیه ی پوشاک- تعمیر دوچرخه- خرید بلیط سینما- خرید بلیط برای دیدن یک مسابقهی ورزشی- خرید مواد خوراکی- خرید لوازم ورزشی- کمک به مستمندان- تأمین قسمتی از هزینههای کلاس فوق برنامه یا اردوی دستهجمعی- تعمیر کیف و کفش- خرید هدیه برای نزدیکان و دوستان و...
باید گفت پرداخت مبلغ ماهانه مفهوم محدودیت منابع را منتقل میکند و بهترین راه مصرف این پول، این است که از آن بتوانیم بیشترین استفاده را کنیم تا ضمن اینکه حداکثر رضایتمندی برای ما حاصل شود، از انتخاب خود احساس پشیمانی نکنیم.
مسئله اقتصادی
از مطالب گفته شده میتوان این گونه نتیجهگیری کرد:
1- نیازها و خواستههای انسان، گوناگون و نامحدود است.
2- انسان، بهره بردار و منابع و امکانات موجود محدود است. (کمیابی)
3- انسانها باید با بهترین روش، و در بهترین محل استفاده، انتخاب بهینهای را از منابع و امکانات به عمل آورند و بیشترین منافع را برای خود و جامعه تأمین کنند؛ بدین ترتیب، انسان با یکی از مهمترین مسائل زندگی و موضوع اصلی علم اقتصاد، یعنی انتخاب روبه رو میشود. دانش اقتصاد کمک میکند بهترینها را انتخاب کنیم. اینکه چه چیزی، با چه روشی، توسط چه کسی و برای چه کسی، چه زمانی، چه مکانی و به چه مقداری تولید یا مصرف شود، فهرستی از انتخابهای روزمره همه ما است که با کمک دانش اقتصاد به پاسخ آنها میاندیشیم. پرسشهایی از این قبیل را میتوان در یک پرسش اساسی خلاصه کرد:
«بهترین استفاده از منابع و امکانات کدام است؟»
به یقین، ملاک «بهترین بودن» این است که با استفاده از این منابع بتوان بیشترین میزان منافع (مانند تولید) را به دست آورد و سطح بالاتری از رفاه را برای انسان فراهم کرد.
فعالیت 3-1 (صفحه 11 کتاب درسی)
فهرستی از انتخاب های پیشِ روی خود را در عرصهٔ زندگی فردی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی تهیه، و در مورد روش انتخاب خود، گفتوگو کنید.
به عنوان مثال: انتخاب رشته در دبیرستان و دانشگاه- انتخاب محل تحصیل دانشگاه و محل زندگی- انتخاب شغل- انتخاب همسر- انتخاب نمایندهی مجلس و رییس جمهور- شورای شهر و شورای محل- انتخاب خرید از فروشگاه- انتخاب مسکن و اتومبیل و سپردهگذاری در بانک و بورس و...
معمولاً افراد با توجه به عقلانیت محدود دست به انتخاب میزنند. به عبارتی، تعدادی از فاکتورهای مهم در انتخاب را در نظر گرفته و بر اساس آن انتخاب خود را انجام میدهند که البته پس از انتخاب، دائماً مسیر را بررسی کرده که اگر انتخاب آنها غلط میباشد، به اصلاح آن دست بزنند.
مسئله انتخاب
خداوند انسانها را به گونهای آفریده است که به حکم فطرت و سرشت خود در هر انتخابی به دنبال بیشترین منافع و کمترین هزینه و ضرر هستند؛ به عبارت دیگر در هر انتخابی منافع و هزینههای آن را مورد توجه قرار میدهیم و چنانچه منافع آن از هزینهها بیشتر باشد، انتخاب میکنیم و در غیر این صورت از آن صرف نظر میکنیم. البته چه بسا ممکن است در تشخیص دقیق منافع و هزینهها اشتباه کرده، و انتخاب
روش انتخاب «نادرستی داشته باشیم، اما در مورد «روش انتخاب» (هزینه- فایده) هیچ گاه اشتباه نمیکنیم.
برخی انسانها عقلانیت محدود دارند؛ به طور مثال منافع را صرفاً در منافع مادی و حیوانی خلاصه می کنند و یا صرفاً نگاهی کوتاه مدت دارند؛ گاهی در تعیین فهرست کامل هزینهها و ضررها و میزان آنها خطا میکنند. تولید کنندهای که از کیفیت محصول خود میکاهد، فروشندهای که کم فروشی، و یا از بیاطلاعی مشتری سوء استفاده میکند، تخریب و برداشت بیرویه از جنگل و آبهای زیرزمینی، فردی که آخرت خود را خرج دنیایش میکند، و… همه برای کسب منفعت، به این انتخابها دست میزنند؛ اما منفعتی کم، موقتی و کوتاه مدت را با منافع زیاد، دائمی و بلندمدت جایگزین کردهاند؛ به عبارت دیگر «عقلانی» رفتار نکردهاند.
فعالیت 4-1 (صفحه 12 کتاب درسی)
در انتخابهای کوتاه مدتی، منفعت کم، موقتی و کوتاه مدت کسب میشود، ولی در انتخابهای بلند مدت، منافع زیاد، دائمی و بلندمدت جایگزین میگردد.
مثلاً کشوری که برای تهیهی چوب به تخریب و برداشت بیرویه از جنگلها دست میزند، شاید در کوتاه مدت سود کمی از درآمد چوب ببرد و در دراز مدت با مشکلاتی چون، فرسایش خاک، تغییر اکوسیستم، تغییر اقلیم و آبوهوای آن منطقه مواجه میشود که چندین برابر درآمد فروش چوب باید هزینه کند تا این مشکلات رفع شود.
کشورهای موفق هزینهی فرصت را به طور دقیق در نظر میگیرند و پس از برآورد سود و زیان هر فعالیت در کوتاه مدت و دراز مدت، دست به آن کار میزنند.
هزینه فرصت
قانون حیات انسانی این است که هر انتخابی مستلزم از دست دادن انتخاب یا انتخابهای دیگری است؛ به عبارت دیگر افراد و جوامع با هر انتخابی، «بده- بستان» میکنند؛ چیزی را انتخاب میکنند و چیزهایی را از دست میدهند. همیشه با انتخاب اینکه زمین، زمان، پول و سایر امکانات خود را صرف چه چیزی کنند، یک انتخاب به دست می آورند و دهها انتخاب ممکن دیگر خود را از دست میدهند.
انسانها و جوامع، همیشه بهترین و برترین گزینه خود را از نظر منافع، انتخاب میکنند و با این انتخاب، بهترین «گزینه بعدی» خود را از دست میدهند؛ به عنوان مثال، شخصی که زمین کشاورزی دارد قبل از زراعت به این میاندیشد که در زمین خود چه محصولی را بکارد. او فهرستی از محصولات را در ذهن خود دارد و با محاسبه منافع فروش آنها در پایان کار، و مشورتها و مطالعههایی که انجام میدهد، گزینههای خود را از بالا به پایین مرتب میکند. سرانجام بهترین انتخاب خود را انجام میدهد. او هر چند هنوز به زراعت اقدام نکرده و ظاهراً هزینهای نکرده است اما با انتخاب خود، یک هزینه مهم کرده، و در فهرست خود، منافع مورد انتظار از دومین انتخاب خوب خود را از دست داده است؛ به طور مثال با انتخاب کاشتن گندم، منافع کاشتن توت فرنگی را دیگر در آن سال نخواهد داشت. فراموش نکنید که او نمیتوانست همزمان هر دو را انتخاب کند و به ناچار باید از فهرست خود یکی را انتخاب میکرد. مقدار منافع از دست داده گزینه دوم، هزینه انتخاب گزینه اول (گندم) است. اقتصاددانان به این هزینه مهم «هزینه فرصت» میگویند که برخی در محاسبات هزینه- فایده لحاظ نمیکنند.
فعالیت 5-1 (صفحه 13 کتاب درسی)
شکل زیر، نشان می دهد که از زمین چه استفاده هایی می توان به عمل آورد. محل خالی را با پیشنهاد خود پر کنید. همچنین با در نظر گرفتن اولویت های شهر خود، آنها را به ترتیب شماره گذاری کنید و هزینه فرصت انتخاب خود را تعیین کنید.
محل خالی میتواند مواردی چون معدن، پارک جنگلی، اتوبان، شهربازی، نمایشگاه، کتابخانه، گورستان، بیمارستان و... باشد. انتخاب اول بستگی به نیاز منطقه هر فرد، متفاوت است. مثلاً اگر آلودگی منطقه بیشتر است، پارک جنگلی، اولویت اول است، ولی اگر بهداشت منطقه ضعیف است، بیمارستان اولویت اول میباشد. انتخاب هر یک از موارد به عنوان اولین گزینه باعث از دست رفتن مقدار منافع گزینه دوم خواهد شد.

تعریف علم اقتصاد
با توجه به آنچه گفته شد، علم اقتصاد درباره چگونگی انتخاب و تصمیمگیری انسان در زندگی اقتصادی خویش مطالعه میکند و به نوعی «علم انتخاب» است. تصمیماتی که انسان در مورد مسائل اقتصادی میگیرد، عمدتا در نیازها و خواستههای نامحدود او ریشه دارد و باید از طریق به کارگیری منابع و امکانات محدود و در دسترس، عملی شوند؛ پس میتوان علم اقتصاد را به این صورت تعریف کرد:
«علم اقتصاد علمی است که انتخابهای بشر را به صورت رابطه بین منابع و عوامل تولید کمیاب- که موارد استفاده مختلف دارند- و نیازهای مادی نامحدود او مطالعه، و با ارائه بهترین انتخابها، رفتارهای فردی و جمعی انسان را مدیریت میکند.»
این تعریف دقیقا در برگیرنده سه نکته مهم است که عبارت است از: «نامحدود بودن نیازها»، «کمیابی منابع» و «امکان مصارف متعدد منابع»؛ از این رو، میتوان گفت «هدف علم اقتصاد، راهنمایی انسان برای بهترین انتخاب و به کارگیری بهترین روش به منظور استفاده از منابع و امکانات خویش است.»
از آنجا که تغییر در اطلاعات، انگیزهها، تواناییها، توزیع برابر یا نابرابر فرصتها، انتخابها و تصمیمات دیگران و… در انتخابهای انسان تأثیر دارد، علم اقتصاد خود را به مطالعه این موارد نیز موظف میداند.
علم اقتصاد دربارهٔ چه موضوعاتی بحث میکند؟
در هر یک از علوم بشری، دانشمندان با استفاده از روشها و آزمایشهای مرتبط و مناسب دربارهٔ موضوعات و مسائل خاصی مطالعه میکنند؛ مثلاً در علم شیمی، شیمیدان ها دربارهٔ مواد مختلف و تأثیر آنها بر یکدیگر مطالعه میکنند؛ زیست شناسها در مورد وضعیت گونههای مختلف جانداران مطالعه میکنند.
دانشمندان علوم اقتصادی هم موضوعات اقتصادی مانند تولید، مصرف، توزیع، تجارت، قیمت، رشد و پیشرفت، فقر، مالیات و… را با روشهای علمی مورد مطالعه قرار میدهند. دانش اقتصاد با دقت درباره انواع منافع و هزینهها کمک میکند انسانها، سازمانها و کشورها در استفاده از منابع و امکاناتشان بهترینها را انتخاب میکنند. نتیجه این تلاش فکری، پدید آمدن «اندیشه اقتصادی» است. با گسترش و پیشرفت تمدن بشری، اندیشه اقتصادی بشر نیز تکامل بیشتری یافت «علم اقتصاد» در جایگاه یکی از مهمترین دانشهای بشری و علوم دانشگاهی قرار گرفت.
علم اقتصاد مانند هر علم دیگری دربارهٔ موضوعات معینی با روشهای خاصی بحث میکند و برای پاسخگویی به پرسشهای مشخصی طراحی شده است.
برخی از سؤالات و دغدغههایی که اقتصاددانان به آنها میپردازند، عبارت است از:
- چگونه مردم در مورد خریدن یا نخریدن یک کالا تصمیم میگیرند؟ چگونه مقدار کالایی را که باید بخرند، تعیین میکنند؟
- چگونه تولیدکنندگان دربارهٔ تولید یا میزان تولید هر کالا تصمیم میگیرند؟
- چرا قیمت بعضی کالاها افزایش مییابد امّا قیمت بعضی ثابت میماند یا حتی کاهش مییابد؟ چرا گاهی تورم افزایش بیشتری مییابد؟
- چرا بعضی مؤسسات تولیدی به سودهای سرشار دست مییابند امّا بعضی دیگر ضرر میکنند و حتی ورشکسته میشوند؟
- چرا در بعضی کشورها، تولید، زیاد و در بعضی کم است؟ چرا رشد اقتصادی بعضی کشورها با ثبات و بعضی دیگر بی ثبات است؟
- آثار و پیامدهای انتخاب نسل فعلی (در مصرف بیرویه انرژی یا تخریب محیط زیست) بر انتخابها و رفاه نسل بعدی چیست؟
- انتخابهای ملتها و کشورها بر زندگی آنها و فرزندانشان چه تأثیری داشته است؟
این پرسشها و بسیاری از پرسشهای مشابه دیگر در محدودهٔ مطالعات اقتصادی قرار میگیرد. البته همه این مسئلهها و موضوعات، ابعاد اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، روان شناختی، حقوقی و سیاسی و… هم دارد و صرفاً اقتصادی نیست. اقتصاددانان با همکاری دانشمندان رشتههای مختلف تلاش میکنند تا برای هر یک از این پرسشها، پاسخ مناسب و منطقی ارائه کنند.
فعالیت 6-1 (صفحه 16 کتاب درسی)
| الف ------ارز------- ت توزیع و واردات ب بودجه ق قیمت ع عرضه پ پس انداز د درآمد ت تقاضا ت تولید م ---مصرف----- م مالیات س سرمایهگذاری ت توسعه ب بانک |
![]() |
اهمیت علم اقتصاد
امروزه علم اقتصاد جایگاه والایی بین مجموعهٔ دانش و معارف بشری دارد. رشتهٔ اقتصاد در معتبرترین دانشگاه های جهان به عنوان یک رشتهٔ تحصیلی مهم مورد توجه است و جزء انتخابهای اول دانش آموزان نخبه و مستعد برای ورود به دانشگاه به شمار میرود؛ چرا که هم عمق علمی زیادی دارد و هم به دلیل نیاز مؤسسات دولتی و نیز شرکتها و مؤسسات خصوصی به خدمات و مطالعات اقتصاد دانان از بازار کار خوبی برخوردار است. در این دانشگاهها، رشتهٔ اقتصاد با تخصصهای گوناگون و متنوع تدریس میشود. دانشگاهها سعی میکنند با تربیت کارشناسان برجستهٔ اقتصادی، اعتبار علمی خود را در مقایسه با سایر دانشگاهها افزایش بدهند. همچنین، امروزه نشریات علمی فراوانی در رشتهٔ اقتصاد و گرایشهای مختلف آن منتشر، و مقالات علمی بسیار زیادی در این عرصه نوشته میشود؛ اینها بدین معناست که در جهان امروز اهمیت علم اقتصاد و متخصصان این رشته روزبه روز بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
اقتصاد و آموزههای اسلامی
دین اسلام به عنوان دینی کامل در پی سعادت واقعی و کامل انسانهاست و دنیا و آخرت را همراه با هم مورد توجه قرار میدهد۲؛ به عبارت دیگر با اینکه ارتقای معنوی انسان و خداگونه شدن او را مدّنظر قرار داده است و تلاش میکند انسان را از اسیر مادیات شدن و دل بستن به دنیا بر هاند، بیاعتنایی به مسائل دنیوی و اقتصادی را قبول ندارد و به دست آوردن آخرت را در گروی از دست دادن و کنار گذاشتن دنیا نمیبیند. از ویژگیهای مهم اسلام این است که عبادت را صرفاً به رابطه فرد با خدا محدود نمیکند و به همه ارتباطات و پیوندهای افراد با یکدیگر (از جمله روابط اقتصادی) هم رنگ عبادت میزند. اسلام در دسترس نبودن معاش را خطری میداند که اعتقادات انسان را تهدید میکند.۳ از نظر اسلام، تلاش برای رفع فقر و رسیدن به رفاه و توانگری مادی پسندیده است. فردی که برای ارتقای سطح زندگی خانواده یا همنوعانش میکوشد، همانند کسی که در راه خدا جهاد میکند، شایستهٔ تقدیر است4؛ بدین ترتیب از نظر اسلام، اقتصاد در زندگی فرد اهمیت ویژهای دارد؛ اما عقل انسان را به تنهایی برای موفقیت و رسیدن به هدف کافی نمیداند. دلیل فرستادن پیامبران و فلسفه ارائه دین هم همین است؛ به همین دلیل با در نظر گرفتن سعادت بشر و نیازهای واقعی آن، اهداف، برنامهها، قوانین و روشهایی را معرفی میکند تا انسانها با هزینه کمتر به پیشرفت و سعادت برسند. قرآن تأکید میکند که رفع همه مشکلات انسان (حتی مشکلات و نیازهای مادی وی) در گروی عمل به آموزههای الهی است. پیامبران الهی مبارزه با ظالمان، استثمارگران و سوء استفاده کنندگان از انسان را که در عرصه اقتصادی بیشتر مشاهده میشود در سرلوحه برنامههای خود داشتند و تلاش برای رفع محرومیتها، برخورداری از فرصتها، و حفظ کرامت انسانی را وظیفه خود میدانستند.
تمامی آنچه اسلام در قالب تأکید بر اخلاق و احکام اقتصادی ارائه کرده، چراغ راه و تکمیل کننده فرایندی است که عقلانیت اقتصادی برای رسیدن به اهداف خود بدانها نیازمند است.
علاوه بر این، یکی از علتهای توجه اسلام به اقتصاد ، اهمیت روزافزون مسائل اقتصادی در اجتماع و حیات جمعی انسانها، و تأثیر عوامل اقتصادی بر همهٔ جنبههای زندگی فرد، خانواده و جامعه اعم از اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. کشوری که وضعیت اقتصادی آن نابسامان باشد و نتواند پابهپای بقیهٔ کشورهای دنیا در مسیر پیشرفتی همه جانبه حرکت کند، بسیار آسیب پذیر، و از نظر اجتماعی و سیاسی به بحرانهای گسترده دچار میشود. چنین جامعهای نمیتواند با اتکا به فرهنگ ملی خود، مسیر آیندهٔ خویش را تعیین کند و به شدّت تحت تأثیر اقتصادهای مهاجم قرار میگیرد؛ از این رو، جامعه اسلامی برای حفظ هویت و استقلال سیاسی و فرهنگی خود، باید به رشد و پیشرفت اقتصادی به مثابه یکی از مهمترین ابزارها در این مسیر توجه کند.
چند مفهوم اولیه
1- کالا: شیئی با ارزش اقتصادی و بازاری است که برای تأمین نیاز یا خواستهای تولید میشود؛ مثلاً انسان نیاز به غذا را از طریق مصرف محصولات غذایی برطرف میکند. لوازم التحریر، لباس، دارو، اسباببازی، پارچه، انواع میوه و… همه کالا هستند؛ برای به دست آوردن این کالاها باید به تولیدکنندگان و عرضه کنندگان آنها پول بپردازیم.کالا مفهومی اقتصادی است بنابراین اشیایی که در بازار خرید و فروش نمیشود، کالا به شمار نمیرود.

2- خدمات: آنچه انسان در مقابل پول خریداری میکند و به وسیلهٔ آن نیازها یا خواستههایش را برطرف میسازد و غیرملموس و غیرفیزیکی است، خدمات نام دارد؛ برای مثال، انسان به دانستن نیاز دارد و برای رفع این نیاز باید به مؤسسات آموزشی مراجعه، و با پرداخت پول یا مالیات، آموزش مورد نیاز خود را خریداری کند. در این مثال، او کالای قابل لمسی را خریداری نکرده، امّا در برابر پولی که پرداخت کرده، ما به ازای غیرملموسی را دریافت کرده و بر دانستههای خود افزوده است. خدماتی که معلمان، پزشکان، رانندگان و مشاوران حقوقی ارائه میکنند نیز از این نوع است.

فعالیت 7-1 (صفحه 19 کتاب درسی)
مواد خوراکی و غذایی شامل خواروبار- میوه و سبزیجات- لبنیات- آب- چای و...
لوازم منزل: یخچال- تلویزیون- فرش و موکت- رادیو- بخاری- سماور- میز و صندلی- پرده- ساعت- لامپ- ظروف آشپزخانه- اجاق گاز و...
لوازم بهداشتی و دارویی شامل: صابون- مایع ظرفشویی- پودر لباسشویی- دارو- خمیردندان و مسواک و حوله
خدمات دیگر شامل: آموزش، پلیس و امنیت، مشاورهای، حقوقی، حمل و نقل، بانکی، بیمه، خدمات تعمیری، خدمات شهرداری، صداو سیما و...
3- کالاهای مصرفی و واسطهای: کالاهایی که در بازار عرضه میشود و به فروش میرسد، ممکن است توسط مصرف کنندگان نهایی خریداری شود و به مصرف برسد که به آنها «کالای مصرفی» میگوییم؛ امّا هرگاه تولیدکنندگان دیگری برای ادامهٔ فرایند تولید و تبدیل آنها به کالاهای مختلف دیگر، آنها را خریداری کنند و مورد استفاده قرار دهند، آنها را کالای واسطهای مینامیم؛ به عبارت دیگر برخی کالاها و یا خدمات، هر چند خروجی یک کارخانه یا بنگاه تولیدی است، امّا هنوز در فرایند تولید و تکمیل است و در بنگاه تولیدی دیگری به عنوان ورودی بکار برده میشود؛ برای مثال گوجه فرنگیای که خانوارها تهیه میکنند و به مصرف میرسانند، «کالای مصرفی» است، اما وقتی همان گوجهفرنگی توسط کارخانهها خریداری میشود و برای تولید کالاهای دیگر مثل رب
گوجه فرنگی به کار میرود، «کالای واسطهای» نام دارد.

فعالیت 8-1 (صفحه 20 کتاب درسی)
1) قطعات اتومبیل اعم از لاستیک و کاربراتور و گلگیر 2)شمارهگیر تلفن 3) صفحهی تلویزیون 4) سنگ آهن 5) پیچ و مهره
مواد خام و اولیهای که در جهت تولید کالاهای دیگر به کار میروند؛ مثل پنبهای که به نخ تبدیل میشود یا نخی که در تولید پارچهای که در تولید پوشاک مورد استفاده قرار میگیرد و همچنین موادی از قبیل آلومینیوم و سرب و مس و چوب که در تولید کالاهای مختلف دیگر مورد استفاده قرار میگیرد.
4- کالاهای بادوام و بیدوام: برخی کالاها، خودشان مصرف نمیشوند بلکه در طول زمان، خدمات آنها مورد مصرف قرار میگیرد؛ مثل اتومبیل و یخچال؛ به این کالاها، در اقتصاد، «کالای بادوام» گویند. این کالاها با یک بار مصرف، تمام نمیشوند. اگر کالاهای بادوام در فرایند تولید و به وسیلهٔ بنگاههای تولیدی به کار گرفته شوند، «کالای سرمایهای» نامیده میشوند.
5- کالای سرمایهای: به کالاهای بادوامی که در فرایند تولید از سوی نیروی انسانی به کار گرفته میشود، کالای سرمایهای گویند. یخچال در منزل، کالای بادوام مصرفی و یخچال در مغازه بستنی فروشی، کالای سرمایهای است. تراکتور، ماشین آلات کارخانهها و ابزار تولیدی، مثالهای دیگر کالای سرمایهای است.
6- کالای ضروری و تجملی: کالاهای تولیدی یا برای تأمین نیازهای اولیه (مانند خوراک، پوشاک و مسکن) یا برای تأمین نیازهای کم اهمیتتر آنان (مانند نورافشان5 و فرش های گران قیمت) مصرف میشود. مصرف کننده، میزان اهمیت کالا را با حساسیت خود نسبت به قیمت نشان میدهد.
اگر فردی به رغم تغییر زیاد قیمت کالا در بازار، مصرف آن را تغییر ندهد به اصطلاح اقتصادی «کالای ضروری» است (مثل نمک و دارو) و اگر فرد با کوچکترین تغییر در قیمت، مصرف کالایی را تغییر دهد، » ضروری اصطلاحاً آن کالا، «کالای لوکس و تجملی» نام دارد. با این تعریف مشاهده میشود که ضروری یا تجملی بودن کالا مفهومی اقتصادی است و از فردی به فرد دیگر ، از زمانی به زمان دیگر و از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت خواهد بود.
بازیگران و فعالان عرصهٔ اقتصاد
در عرصهٔ اقتصاد، افراد، خانوارها، سازمانها و مؤسسات، دولتها و حتی مؤسسات بینالمللی یا چند ملیتی، فعالیت میکنند. هر یک از اینها، نقش و وظیفهای دارند. افراد، خانوادهها یا شرکتها، انواع مؤسسات انتفاعی یا غیرانتفاعی، خیریهها، و… در تولید محصولات و یا مصرف آنها و مبادله با یکدیگر نقش ایفا میکنند، اینها «بازیگران خرد» اقتصاد هستند. به دولت که برای ایجاد نظم و انظباط و نظارت بر عملکرد اقتصاد یا تامین برخی نیازهای عمومی (مثل دفاع نظامی) فعالیت میکند، «بازیگر کلان» میگویند.
اگر در بررسی خود از سطح جامعه فراتر برویم و صحنه بین المللی و جهانی را در نظر بگیریم، ملاحظه می کنیم که کشورها (بازیگران کلان) با یکدیگر روابط و مبادلات مختلف تجاری و اقتصادی دارند و البته در سطح جهان نیز نهادهایی نیاز است که با کمک آنها روابط اقتصادی بین کشورها بیشتر رونق بگیرد و حقوق همهٔ طرفهای درگیر در تجارت جهانی حفظ شود. در نتیجه سازمانهای اقتصادی بین المللی و جهانی یا منطقهای هم مورد نیازند.
برای اقتصاددانان مهم است چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی، توانایی و قابلیتهای بازیگران به خوبی رشد کرده؛ تقسیم کار درست و تعامل، همکاری و هم افزایی بیشتر بین آنها شکل گرفته باشد و فعالیتهای یکدیگر را خنثی نکنند؛ بدین ترتیب مثل یک گروه موفق عمل میکنند.
پرسش (صفحه 22 کتاب درسی)
1- منظور از داشتن« قابلیت مصارف متعدد» منابع و امکانات چیست؟
منظور این است که از منابع و امکانات میتوان برای رفع نیازهای مختلف و متنوع استفاده کرد. مثلاً زمینهای کشاورزی را هم میتوان برای تولید پوشاک به زیر کشت پنبه برد و هم برای تهیهی غذا در آن گندم کاشت یا نیروی کار هم میتواند در فعالیت تولیدی شرکت کند و هم به شکل نظامی در خدمات تأمین امنیت کشور باشد.
2- چرا افراد باید در میان خواسته های خود به انتخاب دست بزنند؟
چون منابع و امکانات در دسترس بشر محدود میباشند و از طرفی نیازهای انسان نامحدود است. بنابراین، افراد به ناچار باید در میان خواستههای خود به انتخاب دست بزند و از میان نیازهای نامحدود خود، آن گروه از نیازهایی را که اولویت بیشتری دارند، انتخاب و بر طرف سازند.
3- به نظر شما با به کارگیری روش علمی، چه مسائلی را در زندگی اقتصادی جامعه می توان پیش بینی کرد؟
مسائلی مانند میزان رشد و توسعه، میزان تولید کالاها و خدمات، مقدار نیاز جامعه، رشد جمعیت، تورم، بیکاری، سطح اشتغال، سطح رفاع، میزان درآمدها و هزینهها، چگونگی توزیع درآمد و...
4- به نظر شما دولت چگونه می تواند بر فعالیت تولیدکنندگان نظارت کند؟
دولت به عنوان یک نهاد قانونی، میتواند تولیدکنندگان را به رعایت بعضی ضوابط و قوانین ملزم کند؛ (مانند رعایت کردن اصول بهداشت یا استانداردسازی تولیدات) و نیز سیاستهایی را اعمال کند که موجب رونق تولید یک کالا شود و بیکاری نیز کاهش یابد.
5- اقتصاد چیست؟ دیدگاه اسلام نسبت به اقتصاد چگونه است؟
اقتصاد، علمی است که انتخابهای بشر را به صورت رابطهی بین منابع و عوامل تولید کمیاب- که موارد استفاده مختلف دارند- و نیازهای مادی نامحدود او مطالعه و با ارائه بهترین انتخابها، رفتارهای فردی و جمعی انسان را مدیریت میکند.
در اسلام ارتقای معنوی و خداگونه شدن، اصل میباشد و تلاش میکند انسان را از اسارت مادیات و دل بستن به دنیا برهاند، ولی از طرفی، اسلام در دسترس نبودن معاش را خطر میداند که اعتقادات انسان را تهدید میکند. از نظر اسلام، تلاش برای رفع فقر و رسیدن به رفاه و توانگری مادی پسندیده است. بدین ترتیب از نظر اسلام، اقتصاد در زندگی اهمیت ویژهای دارد، اما علاوه بر عقل، وجود پیامبران و دین برای رسیدن به اقتصاد سالم و کامل، لازم میباشد.
6- بین وضعیت اقتصادی و استقلال فرهنگی سیاسی جامعه چه ارتباطی است؟
یکی از علل اهمیت روزافزون مسائل اقتصادی در جهان امروز، تأثیر عوامل اقتصادی بر همهی جنبههای زندگی ملل- اعم از اجتماعی، سیاسی و فرهنگی- است. کشوری که وضعیت اقتصادی آن نابسامان است و نتواند پابهپای بقیهی کشورهای دنیا، در مسیر پیشرفت حرکت کند، بسیار آسیبپذیر است و از نظر اجتماعی و سیاسی به بحرانهای گسترده دچار میگردد. چنین جامعهای نمیتواند با اتکا به فرهنگ ملی خود، مسیر آیندهی خویش را تعیین کند و به شدت تحت تأثیر فرهنگ مهاجم غربی و شرقی قرار میگیرد. بنابراین پیشرفت اقتصادی یک جامعه به عنوان مهمترین ابزار حفظ استقلال سیاسی و فرهنگی آن جامعه به حساب میآید.
7- زمانی داشتن تلفن همراه کالایی تجملی بود. اساسی و ضروری بودن تلفن همراه یا لوکس و تجملی بودن آن، چگونه تعیین میشود؟
اینکه یک کالا ضروری یا تجملی است از فردی به فردی و زمانی به زمان دیگر و حتی جامعهای به جامعهی دیگر متفاوت است. در گذشته که ارتباطات به شکل کنونی سریع و دقیق نشده بود، تلفن همراه یک کالای تجملی بود، ولی در حال حاضر با پیشرفت بیشتر تکنولوژی و ارتباطات، تلفن همراه یک کالای کاملاً ضروری است که نداشتن آن در زندگی اجتماعی و اقتصادی، آسیب وارد میکند.
8 - هزینهٔ فرصت بیانگر چه چیزی است؟ این اصل چگونه درتصمیم گیری درست به ما کمک می کند؟
هزینهی فرصت یا «هزینهی فرصت از دست رفته» بیانگر آن چیزی است که از آن صرف نظر کرده و به عبارتی، آن را از دست دادهایم. مثلاً اگر پولمان را (که محدود است) به خرید لباس اختصاص دادیم، از خرید کتاب و سایر ملزومات و نفعی که از آنها میتوانستیم ببریم، محروم شدهایم و یا مثلاً با انتخاب کشت گندم، منافع کاشتن توتفرنگی را دیگر در آن نخواهیم داشت. باید توجه داشت که ما نمیتوانیم همزمان هر دو انتخاب را داشته باشیم و به ناچار باید از فهرست خود یکی را انتخاب کنیم.
هزینهی فرصت به ما کمک میکند که در جهت تخصیص منابع و امکانات خود، درست تصمیمگیری کنیم و خواستههایی را انتخاب کنیم که در مقایسه با خواستههای انتخاب نشده از دست رفته، ارزش انتخاب شدن را داشته باشد.
9 - فعالان اقتصادی خرد، کلان و بین المللی را نام ببرید.
افراد، خانوادهها یا شرکتها، انواع مؤسسات انتفاعی یا غیرانتفاعی، خیریهها و ... تولید محصولات و یا مصرف آنها و مبادله با یکدیگر نقش ایفا میکنند. اینها «فعالان خرد اقتصاد» میباشند.
به دولت که برای ایجاد نظم و انضباط و نظارت بر عملکرد اقتصاد یا تأمین برخی نیازهای عمومی (مثل دفاع نظامی) فعالیت میکنند «فعال یا بازیگر کلان» میگویند.
اگر در بررسی خود از سطح جامعه فراتر برویم و صحنهی بینالمللی و جهانی را در نظر بگیریم، کشورها (بازیگران کلان) با یکدیگر روابط و مبادلات تجاری و اقتصادی دارند که در اینجا نقش «فعالان یا بازیگران بینالمللی» را دارند.
1- وقتی از انسان نام میبریم، فقط به فرد توجه نداریم؛ بلکه علاوه بر تک تک افراد، همه هویتهای جمعی هر انسان مثل خانواده، گروه، اجتماع، جامعه، ملت و امت نیز مدنظر است.
۲- ربنا اتنا فیالدنیا حسنه و فیالاخره حسنه ( قرآن کریم؛ سوره بقره، آیه 201).
۳- من لا معاش له، لا معاد له (بحارالانوار؛ جلد 96، ص 324).
۴- الکاد علی عیاله، کالمجاهد فی سبیل الله (بحارالانوار؛ جلد96، ص 324).
5- واژه مصوب فرهنگستان به جای لوستر
