درسنامه آموزشی زیست شناسی (1) کلاس دهم رشته تجربی
فصل 2- گفتار 2: جذب مواد و تنظیم فعالیت دستگاه گوارش
مواد مغذی برای رسیدن به یاختههای بدن باید از یاختههای بافت پوششی لولۀ گوارش عبور کنند و وارد محیط داخلی شوند. ورود مواد به محیط داخلی بدن، جذب نام دارد. خون، لنف و مایع بینیاختهای محیط داخلی را تشکیل میدهند. در دهان و معده، جذب اندک است و جذب اصلی در رودۀ باریک انجام میشود.
جذب مواد در رودۀ باریک
پس از گوارش در فضای رودۀ باریک، مولکولهای گوناگونی وجود دارند که باید از غشای یاختههای پوششی دیوارۀ روده بگذرند و به این یاختهها و پس از آن به محیط داخلی وارد شوند.
در دیوارۀ داخلی روده، چینهای حلقوی وجود دارند؛ روی این چینها، پرزهای فراوانی دیده میشوند. غشای یاختههای پوششی رودۀ باریک نیز در سمت فضای روده، چین خورده است. به این چینهای میکروسکوپی، ریزپرز میگویند. مجموعۀ چینها، پرزها و ریزپرزها سطح داخلی رودۀ باریک را که در تماس با کیموس است چندین برابر افزایش میدهند. در بیماری سلیاک بر اثر پروتئین گلوتن (که در گندم و جو وجود دارد) یاختههای روده تخریب میشوند و ریزپرزها و حتی پرزها از بین میروند. در نتیجه، سطح جذب مواد، کاهش شدیدی پیدا میکند و بسیاری از مواد مغذی مورد نیاز بدن جذب نمیشود.
مواد گوناگون به روشهای متفاوتی که در فصل قبل خواندید، از یاختههای پوششی هر پرز عبور میکنند و به شبکۀ مویرگی درون پرز و سپس جریان خون وارد میشوند. همانطور که در شکل 13 - الف میبینید، در هر پرز، مویرگ بستۀ لنفی نیز وجود دارد. لنف از آب و ترکیبات دیگر تشکیل شده و در رگهای لنفی جریان دارد. مولکولهای حاصل از گوارش لیپیدها به مویرگ لنفی و سپس به خون وارد میشوند (در فصل دستگاه گردش مواد در بدن، با ساختار مویرگ خونی و لنفی بیشتر آشنا میشوید). این مولکولها در کبد یا بافت چربی ذخیره میشوند. در کبد از این لیپیدها، مولکولهای لیپوپروتئین (ترکیب لیپید و پروتئین) ساخته میشود.
گروهی از لیپوپروتئینها کلسترول زیادی دارند و به آنها لیپوپروتئین کمچگال (LDL) میگویند. در گروهی دیگر، پروتئین از کلسترول بیشتر است که لیپوپروتئین پرچگال (HDL) نام دارند. زیاد بودن لیپوپروتئین پرچگال نسبت به کمچگال، احتمال رسوب کلسترول در دیوارۀ سرخرگها را کاهش میدهد. چاقی،کم تحرکی و مصرف بیش از حد کلسترول، میزان لیپوپروتئینهای کمچگال را افزایش میدهد.
فعّالیت (صفحهٔ 26 کتاب درسی)
یک برگۀ آزمایش خون را، که مواد موجود خون در آن ثبت شده است بررسی کنید. میزان طبیعی لیپوپروتئین پرچگال (HDL)، لیپو پروتئین کمچگال (LDL)، نسبت HDL / LDL و تری گلیسرید درخون چقدراست؟
کلسترول خوب خون = HDL - نسبت کلسترول به HDL بهتر است کمتر از 5 باشد.
کلسترول بد خون = LDL - به توصیه پزشکان بهتر است کمتر از 130 میلیگرم در دسیلیتر باشد.
نسبت HDL / LDL ارزش تشخیصی زیادی دارد و بهتر است این نسبت کمتر از 3 باشد در آنهایی که این نسبت بین 3 تا 6 قرار دارد جزو گروه ریسک متوسط هستند و اگر این نسبت بیشتر از 6 باشد گروه پر خطر خواهند بود. میزان تریگلیسیرید معمولاً زیر 150 تا 200 است.
دربارۀ تفاوت چربی اشباع وغیراشباع و اثر آن در تغذیه، اطلاعاتی جمع آوری، و به کلاس ارائه کنید.
چربیهای اشباع نسبت به غیراشباعها دارای دوام بیشتری هستند، این چربیها به علت پایداری ساختار مولکول، نقطه ذوب بالاتری دارند و در دستگاه گوارش دیرتر هضم میشوند، در عوض چربیهای غیر اشباع به علت ناپایداری مولکول، نقطه ذوب پایینتری دارند و زودتر گوارش مییابند. ضمناً رسوب چربیهای غیر اشباع در رگهای خونی کمتر است. چربیهای اشباع بیشتر در غذاهای جانوری و چربیهای غیراشباع بیشتر در غذاهای گیاهی و روغن های گیاهی مانند روغن زیتون دیده میشوند.
رودۀ بزرگ و دفع
ابتدای رودۀ بزرگ رودۀ کور نام دارد که به آپاندیس ختم میشود. ادامۀ رودۀ بزرگ از کولون بالارو، کولون افقی و کولون پایینرو، تشکیل شده است. رودۀ بزرگ، پرز ندارد و یاختههای پوششی مخاط آن، مادۀ مخاطی ترشح میکنند ولی آنزیم گوارشی ترشح نمیکنند. بعد از روده بزرگ، راست روده قرار دارد (شکل 14). در انتهای راستروده، بندارههای داخلی (ماهیچهٔ صاف) و خارجی (ماهیچهٔ مخطط) قرار دارند (شکل 14).
مواد جذب نشده و گوارش نیافته، یاختههای مرده و باقی ماندۀ شیرههای گوارشی، وارد رودۀ بزرگ میشوند. رودۀ بزرگ، آب و یونها را جذب میکند؛ در نتیجه، مدفوع به شکل جامد در میآید. حرکات رودۀ بزرگ، آهسته انجام میشوند. مدفوع به راست روده وارد و سرانجام دفع بهصورت ارادی انجام میشود.
گردش خون دستگاه گوارش
خونِ بخشهایی از بدن مانند خون لولۀ گوارش بهطور مستقیم به قلب برنمیگردد؛ بلکه از راه سیاهرگ باب، ابتدا به کبد و سپس از راه سیاهرگهای دیگر به قلب میرود (شکل 15). پس از خوردن غذا، میزان جریان خون دستگاه گوارش افزایش مییابد تا نیاز آن برای فعّالیت بیشتر تأمین شود و مواد مغذی جذب شده، به کبد منتقل شوند. در کبد، از مواد جذب شده، گلیکوژن و پروتئین ساخته میشود و موادی مانند آهن و برخی ویتامینها نیز در آن ذخیره میشوند.
تنظیم فرایندهای گوارشی
دستگاه گوارش یک مرحله خاموشی نسبی (فاصله بین خوردن وعدههای غذایی) و یک مرحله فعّالیت شدید (بعد از ورود غذا) دارد. این دستگاه باید به ورود غذا پاسخ مناسبی بدهد؛ یعنی شیرههای گوارشی به موقع و به اندازۀ کافی ترشح و حرکات لولۀ گوارش به موقع انجام شوند تا غذا را با شیرهها مخلوط کند و در طول لوله با سرعت مناسب حرکت دهد. فعّالیت بخشهای دیگر بدن از جمله گردش خون نیز باید با فعّالیت دستگاه گوارش هماهنگ باشد. فعّالیت دستگاه گوارش را مانند بخشهای دیگر بدن، دستگاههای عصبی و هورمونی تنظیم میکنند.
تنظیم عصبی دستگاه گوارش را بخشی از دستگاه عصبی به نام دستگاه عصبی خودمختار انجام میدهد. فعّالیت این دستگاه، ناخودآگاه است؛ مثلاً وقتی به غذا فکر میکنیم، بزاق ترشح میشود. با فعّالیت دستگاه عصبی خودمختار، پیام عصبی به غدههای بزاقی میرسد و بزاق ترشح میشود. دیدن غذا و بوی آن نیز باعث افزایش ترشح بزاق میشوند.
انجام فعّالیتهای گوارشی با فعّالیتهای بخشهای دیگر بدن نیز باید هماهنگ شود. مثلاً هنگام بلع و عبور غذا از حلق، مرکز بلع در بصلالنّخاع، فعّالیت مرکز تنفس را که در نزدیک آن قرار دارد، مهار میکند؛ در نتیجه، نای بسته و تنفس برای زمانی کوتاه، متوقف می شود.
همانطور که در ساختار لوله گوارش دیدیم، در دیوارۀ این لوله (از مری تا مخرج) شبکههای یاختههای عصبی، وجود دارند (شکل 16). این شبکهها تحرک و ترشح را در لولۀ گوارش، تنظیم میکنند. شبکههای عصبی رودهای میتوانند مستقل از دستگاه عصبی خودمختار، فعّالیت کنند. اما دستگاه عصبی خود مختار با آنها ارتباط دارد و بر عملکرد آنها تأثیر میگذارد.
در بخشهای مختلف معده و روده، یاختههایی وجود دارند که هورمون میسازند. این هورمونها به خون میریزند و همراه با دستگاه عصبی، فعّالیتهای دستگاه گوارش را تنظیم میکنند. سکرتین و گاسترین از این هورمونها هستند. سکرتین، از دوازدهه به خون ترشح میشود و با اثر بر لوزالمعده موجب میشود ترشح بیکربنات افزایش یابد. گاسترین از معده ترشح و باعث افزایش ترشح اسید معده و پپسینوژن میشود.
وزن مناسب
از دلایل چاقی در جوامع امروزی، استفاده از غذاهای پر انرژی (غذاهای پرچرب و شیرین)، عوامل روانی مانند غذا خوردن برای رهایی از تنش و شیوۀ زندگیِ کمتحرک است. البتّه چاقی در برخی از افراد به ژنها مربوط است. چاقی، سلامت فرد را به خطر میاندازد و احتمال ابتلا به بیماریهایی مانند دیابت نوع 2، انواعی از سرطان، تنگ شدن سرخرگها، سکتۀ قلبی و مغزی را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، افرادی که کمتر از نیاز غذا میخورند و در نتیجه، لاغر میشوند؛ بهعلّت کاهش دریافت مواد مغذی دچار مشکلاتی مانند کم خونی و کاهش استحکام استخوانها میشوند. تبلیغات و فشار اجتماعی در تمایل افراد به کاهش وزن بیش از حد نقش دارد.
برای تعیین وزن مناسب، از شاخص تودۀ بدنی استفاده میکنند. این شاخص از رابطۀ زیر محاسبه میشود:

شاخص تودۀ بدنی کمتر از 19، نشان دهندۀ کمبود وزن و بیشتر از 30 به معنی چاقی است. اگر این شاخص بین 19 تا 25 باشد، نشان دهندۀ وزن مناسب و بین 25 تا 30 به معنی داشتن وزن اضافه است.
تعیین وزن مناسب بر اساس شاخص تودۀ بدنی برای افراد بیشتر از بیست سال است. از آنجا که افراد کمتر از بیست سال در سن رشد قرار دارند، برای بررسی مناسب بودن وزن این افراد،شاخص تودۀ بدنی آنها را با افراد هم سن و همجنس، مقایسه میکنند. البته وزن هر فرد به تراکم استخوان، مقدار بافت ماهیچه و چربی بدن او بستگی دارد. بنابراین فقط افراد متخصص میتوانند دربارۀ مناسب بودن وزن فرد، قضاوت کنند.
فعّالیت (صفحهٔ 28 کتاب درسی)
ذخیرۀ بیش از اندازۀ چربی در کبد موجب بیماری «کبدچرب» میشود. چگونه میتوان از این بیماری پیشگیری کرد؟ در این باره اطلاعاتی جمعآوری کنید و به کلاس ارائه دهید.