درسنامه آموزشی دین و زندگی (1) کلاس دهم عمومی کلیه رشته ها
درس 5: آیندۀ روشن
اهمیت و ضرورت بحث از معاد
قبل از اینکه به بحث درباره جهان پس از مرگ بپردازیم، بهتر است به این سؤال پاسخ دهیم که ضرورت بحث از معاد چیست؟ آیا بهتر نیست به موضوعاتی بپردازیم که برای زندگی ما مفید باشد؟ برای اثبات اهمیت و ضرورت تأمل در موضوع معاد، تنها به یک دلیل بسنده میکنیم:
دفع خطر احتمالی
نگاهی کوتاه به زندگی روزمرهی انسانها نشان میدهد که انسان در مواقعی که احتمال خطر یا خسارتی در میان باشد، سعی میکند جلوی خسارت احتمالی را بگیرد و از خطری که ممکن است پیش آید، بگریزد. در چنین شرایطی حتی اگر شخصی دیوانه یا دروغگو، که در شرایط عادی گفتهی او برای ما اعتباری ندارد، به ما خبری بدهد؛ مثلاً خبر از وجود سم در غذای ما دهد، این اعلام خطر را نادیده نمیگیریم و احتیاط میکنیم. همهی ما در اینگونه موارد از یک قانون عقلی پیروی میکنیم که میگوید: «دفع خطر احتمالی، لازم است».
حال اگر با خبری مواجه شویم که نه تنها احتمالی نیست، بلکه از قطعیترین خبرهاست، با آن چگونه برخورد میکنیم؟ آن هم خبری که دربارهی زندگی جاودانی ماست.
پیامبران عاقلترین و راستگوترین مردمان در طول تاریخ بودهاند. بهعنوان مثال پیامبر اکرم (ص) را حتی مشرکین و کافرین نیز بهعنوان فردی امین و راستگو باور داشتند. پیامبران با قاطعیت کامل از وقوع معاد خبر و نسبت به آن هشدار داده اند. همهی آنان پس از ایمان به خدا، ایمان به آخرت را مطرح کردهاند و آن را لازمهی ایمان به خدا دانستهاند. در قرآن کریم نیز بعد از یکتاپرستی، درباره هیچ موضوعی به اندازه معاد سخن گفته نشده است.
اگر به فرض در اثبات معاد، هیچ دلیلی جز همین خبر پیامبران نداشته باشیم، تکلیف ما در برابر این خبر چیست؟ ما که برای فرار از خطرهای کوچک احتمالی، سخن هر کسی را میپذیریم، چگونه میتوانیم وقتی که پای سعادت یا شقاوت ابدی ما در میان است، با بیتوجّهی از کنار این خبر بگذریم؟
قرآن کریم با تأکید فراوان اعلام میکند:
اَللّٰهُ لا اِلٰهَ اِلّا هُوَ لَیَجمَعَنَّکُم اِلیٰ یَومِ القِیامَةِ لا رَیبَ فیهِ وَ مَن اَصدَقُ مِنَ اللّٰهِ حَدیثًا سورهی نساء، آیهی 8
خداوند که هیچ خدایی جز او نیست قطعاً شما را در روز قیامت جمع میکند شکی در آن نیست و چه کسی راستگوتر از خداست؟
بنابراین، سخن گفتن از معاد، در حقیقت سخن گفتن از زندگی است، زیرا معاد بخشی قطعی از زندگی آینده ماست، زندگیای که برخلاف زندگانی دنیا که کوتاه و گذراست، جاوید و ابدی خواهد بود.
مثالی گویمت ظاهر، بیندیش
کسی را هست جامی پر عسل پیش
اگر طفلی بدو گوید بیارام
که زیر این عسل زهراست در جام
چو از طفل آن سخن دارد شنیده
بلا شک دست از آن دارد کشیده
تو را چندین پیمبر کرده آگاه
که خواهد بود کاری صعب بر راه
به گفتِ طفل جُستی راه پرهیز
به گفتِ انبیا از خواب برخیز
فعالیت کلاسی (صفحه 54 کتاب مشترک و 52 انسانی)
برخی از افرادی که پایبندی چندانی به رعایت احکام دین ندارند، می گویند: «ما به وجود این مجازاتهایی که گفته میشود در قیامت و جهنم هست، اعتقادی نداریم». شما به اینگونه افراد چه پاسخی میدهید؟ پیروی از یک قانون عقلی میگوید: «دفع خطر احتمالی لازم است». حتی اگر شخص دیوانه یا دروغگویی خبری به ما بدهد، مانند وجود سم در غذا، عقل حکم میکند که از آن غذا نخوریم. حال در مورد قیامت کسانی به ما خبر میدهند که عاقلترین و راستگوترین مردمان در طول تاریخ بودهاند و عقل حکم میکند برای جلوگیری از خسران در قیامت به گفتههای آنها عمل کنیم.
با توجه به اهمیت بحث معاد، قرآن کریم تنها به خبر دادن از آخرت قناعت نکرده، بلکه بارها با دلیل و برهان آن را ثابت کرده است. دلایل قرآن در این زمینه را میتوان به دو دستهی اصلی تقسیم کرد. دستهی اول دلایلی هستند که «امکان» معاد را ثابت میکنند و آن را امری ممکن و شدنی نشان میدهند و دسته دیگر، دلایلی هستند که «ضرورت» معاد را به اثبات میرسانند و تحقق آنرا لازم میدانند.
الف) دلایلی که بر امکان معاد دلالت دارند:
یکی از دلایلی که سبب میشود عدهای معاد را انکار کنند، این است که چنان واقعهی بزرگ و باعظمتی را با قدرت محدود خود میسنجند و هنگامیکه تحقق آنرا با قدرت بشری ناممکن میبینند، به انکار آن میپردازند. حال آنکه بعید بودن چیزی برای انسان هرگز دلیل بر غیرممکن بودن آن نیست. از اینرو، قرآن یکی از انگیزههای انکار معاد را نشناختن قدرت خدا معرفی میکند و دلایل و شواهد زیادی میآورد تا نشان دهد معاد امری ممکن و شدنی است و خداوند بر انجام آن تواناست؛ مانند:
1- آفرینش نخستینِ انسان: در برخی آیات قرآن، خداوند توجه منکران معاد را به پیدایش نخستین انسان جلب میکند و توانایی خود در آفرینش وی را تذکر می دهد. در این آیات بیان می شود که همانگونه که خداوند قادر است انسان را در آغاز خلق کند، میتواند بار دیگر نیز او را زنده کند.
«و برای ما مثلی زد، در حالیکه آفرینش نخستین خود را فراموش کرده بود، گفت: کیست که این استخوانهای پوسیده را دوباره زنده کند؟ بگو همان خدایی که آنها را برای نخستین بار آفرید و او به هر خلقتی داناست».
2- بیان نمونههایی از زنده شدن مردگان: قرآن برای اینکه قدرت خدا را به صورت محسوستری در این زمینه نشان دهد، ماجراهایی را نقل میکند که در آنها به ارادهی خداوند مردگانی زنده شدهاند. از آن جمله میتوان به ماجرای عُزَیر نبی (ع) اشاره کرد:
عُزَیر (ع) یکی از پیامبران بنیاسرائیل بود. او در سفری از کنار روستای ویرانی عبور میکرد.
استخوانهای متلاشی و پوسیدهٔ ساکنان آن روستا از لابهلای خرابهها پیدا بود. با دیدن این استخوانها این سؤال در ذهن عزیر شکل گرفت که به راستی خداوند چگونه اینها را پس از مرگ زنده میکند؟ خداوند، جان وی را در همان دم گرفت و بعد از گذشت صد سال دوباره او را زنده کرد. سپس خطاب به او گفت:
ای عزیر، چه مدت در این بیابان توقف کردهای؟
عزیر گفت: یک روز یا نصف روز.
خداوند فرمود: تو صد سال است که اینجا هستی. به الاغی که سوارش بودی و غذایی که همراه داشتی، نگاه کن و ببین چگونه الاغ پوسیده و متلاشی شده؛ اما غذایت پس از صدسال سالم مانده و فاسد نشده است و اینک ببین که خداوند چگونه اعضای پوسیده و متلاشی شده الاغ را دوباره جمعآوری و زنده میکند.
عزیر به چشم خود زنده شدن الاغ را دید و گفت: میدانم که خدا بر هر کاری توانا است.
تدبّر (صفحه 55 کتاب مشترک و 53 انسانی)
خداوند در آیات سوم و چهارم قیامت، خطاب به کسانی که به انکار معاد میپردازند، میگوید:
«نه تنها استخوانهای آنها را به حالت اول درمیآوریم، بلکه سرانگشتان آنها را نیز همانگونه که بوده، مجدداً خلق میکنیم».
به نظر شما چرا خداوند در این آیات برای اثبات قدرت الهی به خلق سرانگشتان اشاره میکند؟ به خاطر اینکه اثر انگشت هرکس منحصر به فرد است و حتی برای دو قلوهای یکسان نیز متفاوت است و این موضوع اشاره به دقت بی اندازه خداوند در خلق مجدد مخلوقات دارد.
3- اشاره به نظام مرگ و زندگی در طبیعت: در برخی آیات قرآن، زندگی بعد از مرگ بهعنوان یک جریان رایج در جهان طبیعت معرفی شده است و از کسانی که با ناباوری به معاد نگاه میکنند میخواهد تا به مطالعهی جریان همیشگیِ مرگ و زندگی در طبیعت بپردازند تا مسئلهی معاد را بهتر درک کنند. فرارسیدن بهار، رستاخیز طبیعت است که نمونه ای از رستاخیز عظیم نیز هست.
«خداست که بادها را می فرستد تا ابر را برانگیزند. سپس آن ابر را به سوی سرزمینی مرده برانیم و آن زمین مرده را بدان [وسیله] پس از مرگش زندگی بخشیدیم. زنده شدن قیامت نیز همینگونه است».

ب) دلایلی که بر ضرورت معاد دلالت دارند:
قرآن نه تنها معاد را امری ممکن میداند، بلکه وقوع آن را نیز امری ضروری و واقع نشدن آن را امری محال و ناروا معرفی میکند. دلایلی که قرآن در بحث ضرورت معاد بیان کرده است، عبارتاند از:
1- معاد لازمهی حکمت الهی: خداوند حکیم است و لازمهی حکمت خدا این است که هیچ کاری از کارهای او بیهوده و عبث نباشد. اگر خداوند تمایلات و گرایشهایی را در درون انسان قرار داده، امکانات پاسخگویی به آن تمایلات و نیازها را نیز در عالم خارج قرار داده است؛ بهطور مثال، در مقابل احساس تشنگی و گرسنگی، آب و غذا را آفریده است تا بتوانیم به وسیلهی آن تشنگی و گرسنگی خود را برطرف کنیم.
حال اگر به وجود آدمی توجه کنیم، میبینیم که خداوند انسان را بهگونهای آفریده که گرایش به بقا و جاودانگی دارد و از نابودی گریزان است و بسیاری از کارها را برای حفظ بقای خود انجام میدهد.
همچنین هر انسانی خواستار همهی کمالات و زیباییهاست و این خواستن هیچ حدی ندارد.
اما دنیا و عمر محدود انسانها پاسخگوی اینگونه خواستهها نیست؛ بنابراین باید جای دیگری باشد که انسان به خواستههایش برسد. اگر بعد از این دنیا، زندگیای نباشد، در این صورت باید گفت خداوند گرایش به زندگی جاوید را در وجود انسان قرار داده است و سپس او را در حالی که مشتاق حیات ابدی است، نابود میکند! آیا این کار با حکمت خداوند سازگار است؟!
علاوه بر این، اگر بناست با این همه استعدادها و سرمایههای مختلفی که خداوند در وجود ما قرار داده است، خاک شویم و معادی هم نباشد، این سؤال مطرح میشود که دلیل آفریدن این استعدادها و سرمایهها در درون ما چه بوده است؟ ما که از همان ابتدا خاک بودیم، پس دلیل این آمدن و رفتن چه بود؟ آیا بر این اساس آفرینش انسان و جهان، بیهدف و عبث نخواهد بود؟
اَفَحَسِبتُم اَنَّما خَلَقناکُم عَبَثًا وَ اَنَّکُم اِلَینا لا تُرجَعونَ سورهی مؤمنون، آیهی 115
2- معاد لازمهی عدل الهی: عدل یکی از صفات الهی است. خداوند عادل است و نیکوکاران را با بدکاران برابر قرار نمیدهد؛ از اینرو، خداوند وعده داده است که هرکس را به آنچه استحقاق دارد برساند و حق کسی را ضایع نکند.
اما زندگی انسان در دنیا به گونهای است که امکان تحقق این وعده را نمیدهد؛ زیرا:
الف) در این عالم همه به پاداش یا کیفر تمام اعمال خود نمیرسند. بهعنوان نمونه، چه بسیار افرادی که کارهای نیک فراوانی دارند و به جمع زیادی از انسانها خدمت کردهاند و نیز چه بسیار کسانی که در دوران عمر خود از هیچ جنایت و خیانتی فروگذار نمیکنند، اما قبل از آنکه به پاداش و یا سزای اعمال خود برسند، چشم از جهان فرو میبندند.
ب) این جهان ظرفیت جزا و پاداش کامل انسانها را ندارد. بهعنوان نمونه، چگونه میتوان پاداش بسیاری از اعمال، مانند شهادت در راه خدا را در این دنیا داد؟ و یا چگونه میتوان در این جهان کسی را که به هزاران نفر ستم روا داشته و یا صدها نفر را قتل عام کرده است، کیفر داد؟ بهعنوان مثال اعدام کسی چون صدام و حامیان وی به هیچ عنوان با جرم شهید کردن صدهاهزار انسان بیگناه، و معلول و شیمیایی کردن هزاران جانباز برابری نمیکند.
اگر جهان دیگری نباشد، که ظالم را به مجازات واقعیاش برساند و حق مظلوم را بستاند، بر نظام عادلانهی خداوند ایراد وارد میشود.
اَم نَجعَلُ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ کَالمُفسِدینَ فِی الاَرضِ اَم نَجعَلُ المُتَّقینَ کَالفُجّارِ سورهی ص، آیهی 2
آیا ما آنها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند با مفسدان در زمین یکسان قرار خواهیم داد؟ آیا متقین را مانند ناپاکان و بدکاران قرار خواهیم داد؟
تدبّر (صفحه 58 کتاب مشترک و 56 انسانی)
با اندیشه در ترجمهی آیات زیر، برخی دیگر از دلایل انکار معاد را بیان کنید.
- آنان (دوزخیان) پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند و بر گناهان بزرگ اصرار میکردند و میگفتند: «هنگامیکه ما مردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا برانگیخته خواهیم شد؟!» سورهی واقعه، آیات 47-45
1- آنان کسانی بودند که در دنیا به ناز و نعمت و عیش و نوش مشغول بودند. (خوشگذرانی)
2- آنانی که به گناهان بزرگ اصرار و لجاجت داشتند. (اصرار بر تخلف از فرامین الهی)
3- آنان که پیامبران الهی و آیات خدا را درباره قیامت مسخره میکردند. (شک در معاد برای خود و دیگران)
- وای در آن روز بر تکذیب کنندگان، همانها که روز جزا را انکار میکنند. تنها کسی آن را انکار میکند که متجاوز و گناهکار است. سورهی مطفّفین، آیات 12-10
1- آنان که همیشه جز ظالمان و بدکاران نبودند.
2- آنانی که خدا را افسانه و خیال و خرافات پنداشتند. (ستمگری و گناهکاری)
- (انسان در وجود معاد شک ندارد) بلکه [علت انکارش این است که] او می خواهد [بدون ترس از دادگاه قیامت] در تمام عمر گناه کند. سورهی قیامت، آیهی 5
آنان میخواستند در طول عمر خویش به فسق و فجور پرداخته و عذاب روحی از گناه نداشته باشند. (میل به گناه داخلی)
اندیشه و تحقیق (صفحه 60 کتاب مشترک و 58 انسانی)
1- تعدادی از کارهای نیک و تعدادی از گناهان را که در این دنیا قابل پاداش و مجازات نباشند، ذکر کنید.
کارهای نیک: ساخت مدرسه و بیمارستان - نجات انسان - کمک به ایتام و مستمندادن - شهادت در راه خدا
گناهان: فرمان و اجرای قتل و عام - سرقت از بیتالمال - خوردن مال حرام
2- اگر در بحث وجود معاد، دلیلی جز خبر پیامبران نداشتید، آیا آن را میپذیرفتید؟ به چه دلیل؟
1- پیدایش انسانهای نخستین
2- نمونههایی از زنده شدگان مردگان مانند داستان عزیر (ع)
3- نظام مرگ و زندگی در طبیعت
3- رابطه میان «آفرینش استعدادها و سرمایههای مختلف در وجود انسان» و «ضرورت وجود معاد» را توضیح دهید.
خداوند حکیم است و لازمهی حکمت خداوند این است که هیچ کاری از او بیهوده نباشد، پس وجود استعدادهای مختلف، هدف دارد. انسان به دلیلی گرایش به بقا و جاودانگی، همهی کارهای خود را بر این اساس انجام میدهد. انسان خواستار همهی کمالات و زیباییهاست. اگر معاد و جهان آخرت نباشد و قرار باشد انسان با مرگ، تبدیل به خاک شود و از بین برود، دیگر چه لزومی داشت که با این همه استعداد وارد این دنیا شود؛ انسان که از اول خاک بود. بنابراین وجود آفرینش انسان به دلیل حکمت الهی با همهی استعدادی که دارد، بیهوده نیست.
