درسنامه آموزشی روانشناسی کلاس یازدهم انسانی
درس 7: انگیزه و نگرش
انگیزه و نگرش
مینا دانش آموز پایۀ یازدهم است. او میخواهد در امتحانات نهایی از دانش آموزان ممتاز منطقۀ خود باشد، به همین دلیل تمام وقت و توان خود را بسیج کرده تا به این هدف برسد. برخلاف او هانیه دوست همکلاسیاش، علاقهای به درس و مدرسه ندارد و تکالیف مدرسه را به اجبار انجام میدهد.

به نظر شما چرا بعضی افراد دوست دارند برای کم کردن مشکلات دیگران به آنها کمک کنند و بعضی دیگر تنها به رفاه و آسایش خود فکر میکنند؟ چرا بعضی شاداب و پرانرژیاند و برخی بیحوصله و بیانرژی؟ علت این همه تفاوت در رفتار چیست؟
همه پرسشهای فوق در پاسخ به «چرایی» رفتار مطرح میشود. جستوجوی علت رفتار، در واقع، به معنای توجه به عوامل انگیزشی آن رفتار است. انسان و حیوان، در پاسخ به نیازهای زیستی، عوامل انگیزشی مشترکی دارند، اما انسان، برخلاف حیوان، تابع عامل توانمندتری است که «نگرش» نام دارد.
حسین در هفته گذشته با والدینش مشورت میکرد تا وقت آزادش را با کارکردن در مغازه آهنگری عمویش بگذراند. پدر حسین گفت: «شما هیچ نیاز مالی نداری. بهتر است همه اوقات خودت را به مطالعه بپردازی» حسین در پاسخ میگوید: «من میخواهم روی پای خودم بایستم. پول حاصل از زحمات خودم به من عزت نفس میدهد».
آیا پاسخ حسین به نیازهای زیستی وی مربوط است؟
آیا حیوانات هم این گونه پاسخ میدهند؟
در بررسی چرایی رفتار گاه به عواملی توجه میشود که فراتر از نیازهای زیستی و مادی انسان است. به مجموعه عوامل فرازیستی که باعث به حرکت در آوردن رفتار و شناخت ما میشود، نگرش (Attitude) میگویند.
تشنگی و نیاز به سیراب شدن است که ما را همواره به سوی آب میکشد و در ما حرکت و جنبش ایجاد میکند.
حیوان و انسان، هر دو، تشنه میشوند. هر دو به سمت آب میروند و میخواهند عطش خود را برطرف کنند. آیا بین برطرف کردن نیاز آدمی به آب با حیوان تفاوتی وجود دارد؟ تفاوت در چیست؟
اگر این انسان یک مادر باشد و در بیابان مقدار کمی آب همراه داشته باشد چه چیزی موجب میشود تا خود از نوشیدن آب سرباز زده و کودکش را سیراب کند؟ مگر مادر تشنه نیست و نیاز به آب ندارد؟ این از خود گذشتگی انسانها در شرایط سخت، بیانگر چه تفاوت مهمی میان انسان و حیوان است؟

با توجه به نکات مطرح شده به این سؤالات پاسخ دهید.
- رفتاری که از انسان و حیوان در چنین شرایطی سر میزند چیست؟
- انسان و حیوان از رسیدن به آب چه هدفی را دنبال میکنند؟
- چه چیزی موجب حرکت انسان و حیوان به سمت آب میشود؟
- چرا مادر تشنه، کودک را در نوشیدن آب بر خود مقدم میدارد؟
تفاوت انسان و حیوان به عنوان دو موجود زنده، این است که انسان فقط، صرفاً مانند حیوان، بر اساس غریزه و خواسته قدم بر نمیدارد، بلکه در کنار خواستهها آنچه که رفتار او را کنترل میکند، نگرش است؛ یعنی باوجود تشنگی نمینوشد و یا در صورت احتیاج شدید به پول و غذا، دیگری را بر خود مقدم میشمارد و این را فضیلت به حساب میآورد. چه بسا فردی با وجود خستگی زیاد و نیاز شدید به خواب، با بررسی موقعیت و جایگاهی که دارد، خواب خود را به صورت ارادی به تأخیر میاندازد و حضورش در آن موقعیت را (مثلاً در مهمانی، عزا، عروسی دوستان و ...) ترجیح میدهد؛ زیرا خواب یک نیاز فردی است، ولی احترام به جمع یک خواسته اجتماعی است و فرد براساس اراده خود، به احترام دیگران، خواسته جمعی را به خواسته فردی ترجیح میدهد.
عوامل شکل دهنده به رفتار انسان، علاوه بر عوامل انگیزشی (زیستی)، تابع عوامل مختلف نگرش افراد هم است. عوامل شکلدهنده نگرش، متنوع است و تحت تأثیر نظام شناختی فرد، باورها و ارزشهای او قرار دارد. ما در این فصل به برخی از مهمترین عوامل ایجاد نگرش اشاره میکنیم.
انگیزه (Motivation)
- عاملی که ما را بر میانگیزد، به حرکت وا میدارد و به سوی رفتار معین سوق میدهد را انگیزه گویند.
- انگیزه چیزی است که ما را به حرکت در میآورد و مسیری که باید طی کنیم را معین میکند. انگیزهها میتوانند، از نظر جهت و شدت، در افراد متفاوت باشند.
به مثال زیر توجه کنید:
ماشین برای حرکت به موتور و نیروی محرکه نیاز دارد. انسان نیز برای حرکت و انجام یک رفتار به موتور حرکتی نیاز دارد. موتور حرکتی انسان انگیزه است. انگیزه سبب میشود که فرد کاری را انجام دهد و رفتاری را از خود نمایان سازد. این انگیزهها هم درونی است و هم توسط عوامل بیرونی برای انسان ایجاد میشود.
سوال (صفحه 162 کتاب درسی)
اگر خودت حق انتخاب داشته باشی، دوست داری جای کدام یک از ماشینها باشی؟ چرا؟ جای ماشینی که در سمت چپ تصویر در پایین قرار دارد. زیرا از نظر فنی و ظاهری نسبت به ماشینهای دیگر کاملتر است.
این تصاویر چه ارتباطی با موضوع انگیزه دارد؟ انگیزه گردش و جابهجایی در ما ایجاد میکند.

انگیزههای بیرونی - انگیزههای درونی
با انگیزههای بیرونی (Extrinsic motivation) چه چیزی را به دست میآوریم و با انگیزههای درونی (Intrinsic motivation) چه چیزی را؟ کدام یک مهمتر است؟ چرا؟
در انگیزه بیرونی، عامل خارجی فرد را به انجام دادن کاری خاص بر میانگیزد.
در انگیزه درونی، فرد کار یا فعالیت را به خاطر خود آن چیز انجام میدهد، زیرا به آن کار علاقه دارد، برایش جالب است و با نیاز های فطری او مطابقت دارد. به عبارت دیگر، منبع انگیزش بیرونی در پاداش و لذتِ خارج از فرد قرار دارد؛ در حالی که در انگیزش درونی، منبع لذت در خود تکلیف است.
علاقهمندی یک فوتبالیست ماهر به بازی خوب، تحت تأثیر وعده و وعیدهای باشگاه برای دریافت پاداش و دستمزد بیشتر است. این، نمونهای از انگیزه بیرونی است؛ در حالی که گروهی نوجوان در حیاط خانه با یکدیگر فوتبال بازی میکنند و با وجود گرسنگی زیاد، حاضر به ترک بازی نیستند و کسی هم برای بازی به آنها پاداشی نمیدهد، در این فعالیت، منبع انگیزشی در خود فعالیت است.

سوال (صفحه 163 کتاب درسی)
به نظر شما ماندگاری رفتارهای کدام یک از دو بازیکن بیشتر است؟ گروه نوجوان به علت داشتن انگیزهی درونی و لذتبردن از بازی، رفتارها و فعالیتهای بیشتری از خود نشان میدهد.
فعالیت 7- 1 (صفحه 163 کتاب درسی)
کدام یک از موارد زیر انگیزه بیرونی است و کدام یک درونی؟ هر یک از افراد با تلاش خود چه چیز یا چیزهایی به دست میآورند؟
| نمونهها | انگیزه بیرونی یا درونی | چیزی که به دست میآورند |
|---|---|---|
| علی اتاقش را تمیز میکند تا والدینش او را به سینما ببرند. | بیرونی | لذت سینما رفتن |
| زینب، که دانشجوی معماری است، برای ساخت یک ماکت ساختمان به قدری از خود علاقه نشان میدهد که گذر زمان را احساس نمیکند و اغلب تا ساعت 3 نیمه شب، بیدار میماند. | درونی | لذت ساخت ماکت |
| سوسن، برای پاسخ به سؤال معلم که به خوبی پاسخ داده نمره 20 دریافت میکند. | بیرونی | لذت بردن از نمرهی برتر |
| زهرا به موضوعات ادبی علاقهمند شده و علاوه بر کتاب درسی، بیشتر اوقات خود را صرف خواندن کتابهای شعر و ادبیات میکند. | درونی | لذت بردن از ادبیات |
| ناصر تکالیفش را به موقع انجام میدهد تا اجازه داشته باشد در بازی فوتبال شرکت کند. | بیرونی | لذت بردن از فوتبال |
| حسین عاشق کوهنوردی است و با وجود خستگی، سرما، گرما یا خطرات احتمالی، دست از حرکت بر نمیدارد تا به قلّه برسد. | درونی | لذت کوه نوردی |
| مینا برای اینکه مادر لپتاپی برایش بخرد به شدت درس میخواند تا با معدل خوبی سال تحصیلی را به اتمام برساند. | بیرونی | لذت داشتن لبتاپ |
دوست دارید جای کدام یک از افراد باشید؟ چرا؟ افرادی که انگیزههای درونی دارند. مانند زینب، زهرا و حسین؛ زیرا انگیزههای پایدارتری هستند و قدرت اراده و خودباوری فرد را افزایش میدهند.
فعالیت 7-2 (صفحه 164 کتاب درسی)
در جدول زیر تفاوتها و ویژگیهای انگیزههای درونی و بیرونی را نام ببرید و با یکدیگر مقایسه کنید.
| انگیزههای بیرونی | انگیزههای درونی |
|---|---|
| عامل آن بیرونی است. | عامل آن درونی است. |
نگرش
چرا یکی حاضر است در گرمای طاقتفرسای تابستان، با وجود تشنگی فراوان، روزه بگیرد، ولی دیگری توجه به خواستههای جسمانی را ترجیح دهد؟ انگیزه افراد از این اعمال (خوردن یا نخوردن)، چیست؟
بزرگسالان بر خلاف کودکان و حیوانات، علت رفتار خود را فراتر از نیازهای زیستی میدانند؛ به عبارت دیگر، وقتی از آنها میپرسیم چرا دیگری را بر خود مقدم میدارید، پاسخی که به این قبیل «چرا»ها میدهند، به عواملی همچون گرسنگی و تشنگی ارتباط ندارد. به این گونه عوامل ایجادکننده رفتار، «نگرش» میگویند.
نگرشها در شکلدهی به رفتار انسان، به دو صورت مثبت و منفی عمل میکنند. مهمترین عوامل نگرشی (مثبت و منفی) عبارتاند از: باورها و نظام ارزشی فرد، اراده، هدفمندی (انتخاب هدف)، ناهماهنگی شناختی، ادراک کنترل و ادراک کارایی (احساس کارایی)، اسناد و درماندگی آموخته شده.
1- باورها و نظام ارزشی فرد (Beliefs and Value)
اعتقاد قوی به چیزی که شناخت داریم، نظام باورهای ما را شکل میدهد. اگر این اعتقاد را داشته باشیم که برای موفق شدن، تلاش و سختکوشی شرط ضروری است، در واقع باور داریم که با پشتکار موفقیت حاصل میشود.
در دنیای فعلی برای اینکه «هر ملتی بمانند، باید بدانند» در این مثال این باور وجود دارد که شرط سرافرازی یک ملت دانایی است. بنابراین، باور عبارت است از :«اعتقاد راسخ و واقعی به بودن یا نبودن چیزی یا انجام پذیربودن یا انجام ناپذیر بودن کاری».
نظام باورهای هر فرد و جامعه، موتور محرکه قوی جهت دستیابی به هدفهای فردی و جمعی است. نظام باورهای همه افراد به وسیله ارکانی همچون خانواده، مدرسه، اجتماع و در نهایت به وسیله خود فرد ساخته میشود.
به این دو مورد توجه کنید:
1- شاید داستان فالکونها را شنیده باشید. فالکونها گروهی بودند که برای اولین بار به قطب جنوب رفتهاند وقتی به قطب جنوب رسیدند بعد از مدت کوتاهی همه مواد غذایی و امکانات لازم را از دست داده بودند. حتی غذای کافی برای زنده ماندن نداشتند. اما چیزی که آنها را زنده نگه داشت این باور بود که بالاخره نجات مییابند. فالکونها علی رغم همه مشکلات در دمای منفی 25 درجه سانتیگراد به مدت 13 روز زنده ماندند تا اینکه بالاخره نجات پیدا کردند.
2- شما دانشآموزان اخبار جنگ تحمیلی را از رسانههای مختلف شنیدهاید. در این جنگ همۀ قدرتهای بزرگ دنیا از دشمن حمایت کردند. علیرغم تنگناهای اقتصادی که انقلاب با آن درگیر بود این باور که، ما بر حقیم و پیروزیم مدافعان کشور را توانمند ساخته، تا اینکه بالاخره پیروز شدند.
در مثالهای فوق به اثر نیروبخشی باورهای مثبت و سازنده اشاره شد. اگر باورهای غلط شکل بگیرد حتی اگر توانایی انجام کاری را داشته باشیم باز نمیتوانیم با موفقیت آن کار را انجام دهیم. عوامل فردی همچون احساس ناتوانی، ناامیدی، بیارزشی و عوامل بیرونی همچون تحقیر دیگران، عدم حمایت اجتماعی و ... باعث شکلگیری باورهای غلط میشود.
فعالیت 7-3 (صفحه 166 کتاب درسی)
به جمله «شهر ما خانه ماست» توجه کرده و به سؤالات پاسخ دهید.
- آیا شما به این جمله باور دارید؟ بله
- پیامد این باور شما چه چیزی خواهد بود؟ ایجاد نگرش نسبت به شهر و بروز رفتارهای مرتبط با آن
- این باور چه تغییری در رفتار شما ایجاد میکند؟ حفظ نظافت شهر، زیباسازی چهرهی شهر، تفکیک زباله، مراقبت از امنیت شهر و رعایت مقررات حاکم بر آن
در خصوص رفتار شهروندی به چند نمونه از این باورها اشاره کنید. مانند: ارائه بلیت یا کارت نشان دهندۀ شخصیت خوب شماست. شهر خوب یافتنی نیست، ساختنی است. - احترام به قانون احترام به خود است - محیط زیست امانت فرزندانمان است و...
2- اراده (Will)
نیک وی آچیچ: لحظهای چشمانتان را ببندید و فکر کنید دست ندارید. نمیتوانید چیزی را با انگشتانتان لمس کنید یا با دوستانتان دست دوستی بدهید و یا مادرتان را در آغوش بگیرید. حال تصور کنید پا ندارید. نمیتوانید راه بروید، با دوستانتان پیادهروی کنید، دوچرخه سواری کنید یا پا به پای دوستان بدوید. فقط کافی است یک لحظه فکر کنید که نه دست دارید و نه پا! حتی فکر کردن به این موضوع هم تن آدم را به لرزه میاندازد. دست و پا نداشتن، زندگی را بسیار دشوار میکند، اما شرایط بدتری هم هست.

نیک وی آچیچ بدون دست و پا به دنیا آمد و در زندگی محدودیتهای زیادی داشته است، اما توانست با این محدودیتها کنار بیاید و حتی از بسیاری افراد سالم نیز موفقتر باشد.
نیک در سال 1982 در استرالیا به دنیا آمد. کسی حتی نمیتوانست تصور کند که این کودک معلول، روزی به یکی از موفقترین افراد جهان تبدیل شود و بتواند به جایی برسد که به افراد سالم درس امید و روش زندگی بیاموزد. در 8 سالگی دچار افسردگی شد و تصمیم به خودکشی گرفت، ولی به دلیل علاقه به پدر و مادرش از این کار منصرف شد. او با تلاش بسیار زیاد و به کمک مادرش یاد گرفت با دو انگشتی که در انتهای اندامی شبیه پا که در سمت چپ پایین تنهاش بود، بنویسد. همچنین کارهای روزانه دیگری مانند نوشیدن آب با لیوان، ماشین نویسی و پرتاب توپ بیس بال را آموخت.
در 17 سالگی مؤسسه «زندگی بدون دست و پا» را به منظور امید دادن به افراد افسرده و ناتوان تأسیس کرد. در 21 سالگی از دانشگاه با دو مدرک لیسانس در رشتههای حسابداری و برنامهریزی مالی، فارغالتحصیل شد.
او با ادامه فعالیتهای خود، در نهایت، تبدیل به شخصی شد که سخنرانیهایش برای میلیونها شنونده در سراسر جهان، امید به زندگی و انگیزه به ارمغان میآورد. وی سخنران انگیزشی موفق و تأثیرگذاری است و مدیر سازمان غیرانتفاعی «زندگی بدون مرز» است و در شنا، موجسواری و بازی گلف مهارت دارد. او هم اکنون حدود چهل سال دارد و دارای یک فرزند سالم و با نشاط است.

سوال (صفحه 167 کتاب درسی)
1- هدف چنین فردی از این فعالیتها چیست؟ داشتن زندگی طبیعی مانند سایر افراد
2- چه عاملی او را به حرکت واداشته است؟ نگرش و باورهای او به زندگی
3- آیا او به دنبال رفع نیازهایی همچون خوردن و آشامیدن بوده است یا فراتر از آن؟ فراتر
4- با توجه به نمونه مطرح شده بگویید این فرد چگونه توانسته با مشکلات و ناملایمات زندگی کنار بیاید؟ با تلاش، مقاومت و تقویت باورهای خود و تمرینات زیاد توانسته است با مشکلات جسمی خود کنار بیاید.
5- شما به این فرد، از نظر قدرت اراده، بین 1 تا 10 چه نمرهای میدهید؟ چرا؟ نمره 10، زیرا کسی که به ظاهر ناتوان واقعی است، توانسته به توانمندی دیگران نیز کمک کند و آنها را با توانمندیهای پنهانشان آشنا سازد.
فعالیت 7-4 (صفحه 168 کتاب درسی)
رزمندگان اسلام در 8 سال دفاع مقدس برای غلبه بر قدرت دشمنان، با وجود نبود امکانات مادی، با بهرهگیری از اراده فولادین توانستند شجاعتهای بسیاری از خود نشان دهند. با جستوجو در فضای مجازی یک یا چند نمونه از این موارد را بیابید و مطالب مناسبی درباره آن بنویسید (افرادی همچون شهیدان، آبشناسان، همت، باکری، صیاد شیرازی، نامجو و…)
پاسخ پیشنهادی:
به گزارش خبرنگار گروه "رسانههای دیگر" خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که عراق اکثر شهرهای ایران را موشک باران میکرد، این فرمانده شجاع ایرانی نامهای به صدام نوشت: «اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب میداند و نظریهپرداز جنگی است، پس به راحتی میتواند در دشت عباس با من و دوستان جنگآورم ملاقات کند و با هر شیوهای که میپسندد، بجنگد؛ نه این که با بمب افکنهای اهدایی شوروی محلههای مسکونی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»
در جواب این نامه، صدام ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژهاش به دشت عباس فرستاد تا عبدالحمید به فرمانده نامدار ایرانی نحوه انجام یک جنگ تخصصی را نشان بدهد. این فرمانده ایرانی سالها قبل در اسکاتلند، عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوه نوردی ارتشهای منتخب جهان، دیده و شکست داده بود. آن جا گروه او اول و عراقیها هفتم شده بودند. حالا در میدان جنگ حقیقی، حسن دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانی، لشکرش را شکست داد و خودش را هم اسیر کرد.
مردم دشت عباس به او لقب «شیر صحرا» داده بودند. این لقب برای او چنان با مسما بود که رادیوهای دشمن هم با این لقب از او نام میبردند. فرمانده رشید لشکر 26 نوهد (نیروی ویژه هوابرد) تیمسار سرلشگر شهید حسن آبشناسان (1315ـ 1364)؛ او که نامش لرزه بر پشت دشمن میانداخت و جسارتش شهره خاص و عام بود. فرمانده شهیدی که با وجود خلق حماسههای بسیار، آن چنان که شایسته اوست به نسل امروز معرفی نشده است. در توصیف شخصیت او سطور زیادی نوشته شده است. گفتهاند وی توانایی خیره کنندهای در فنون نظامی و شگردهای رزمی داشت. مردی با مؤلفههای مثال زدنی و برخاسته از ژرفای زندگی اجتماعی مردم ستم کشیده همین دیار. فرمانده نظامی که دانش و توان انسانیاش رشکبرانگیز بود. کسی که شخص «صدام حسین» برای سرش جایزه تعیین کرده بود و عراقیها هراس داشتند به دشت عباس بیایند؛ جایی که آبشناسان و گروه کماندوهای او آن جا بودند. حسن آبشناسان، فرمانده نیروهای مخصوص ارتش (کلاه سبزها) اوایل جنگ، با یک گروه 8 نفره چریک کاری کرد که در رادیو عراق اعلام شد یک لشکر از نیروهای ایرانی در دشت عباس مستقرند.
3- هدفمندی (انتخاب هدف)
هدف، هر چیزی است که انسان سعی دارد به آن برسد و فکر میکند برای او مؤثر و مفید است. وقتی فردی سعی میکند یک میلیون تومان به دست بیاورد، نمره عالی بگیرد، از دانشگاه فارغالتحصیل شود، به قله کوهی برسد، باورهای خود را محکم و استوار کند، روزانه یک ساعت ورزش کند، یا در یک مسابقه پیروز شود، در واقع به رفتاری دست زده است که هدف دارد و هدفش متمرکز بر آینده است و با تلاش و کوشش میخواهد آن را به دست بیاورد و بخشی از نیازهای خود مانند پول، مدرک یا سلامتی را به دست بیاورد.

سوال (صفحه 168 کتاب درسی)
1- برادرم به فوتبال علاقمند است و میخواهد در این زمینه پیشرفت کند. من چگونه میتوانم او را راهنمایی کنم تا تجارب موفقی داشته باشد و در صورت شکست در یک مرحله، دست از تلاش برندارد و به کوشش ادامه دهد؟
با تبیین هدف و عوامل مؤثر برای رسیدن به هدف، او را آماده کنم؛ سپس با ارائه تجربیات افراد موفق در این مسیر و بررسی شکستهای آنها برادرم را راهنمایی کنم و با ایجاد توانمندی، انسجام ارزشها و رفتار را در او به وجود آورم.
2- من میخواهم در تحصیل، انتخاب رشته و شغل آینده، انتخابهای درستی داشته باشم در هر مورد باید چه نکاتی را رعایت کنم؟
توجه به علایق و توانمندیها، مشاوره درست، شناخت شرایط واقعی موجود، مطابقت فعالیتها با اهداف تعیین شده.
انتخاب هدف، علاوه بر ایجاد توانمندی، باعث انسجام در رفتار میشود. هدف معین، فرد را از بیراهه رفتن و اتلاف منابع انرژی خود مصون میدارد.
حرکت در مسیر دستیابی به هدف، نوعی موفقیت تلقی میشود؛ در نتیجه، فرد تحت تأثیر موانع زودگذر و عواملی همچون خستگی قرار نمیگیرد. انتخاب هدف، امید به موفقیت را به همراه میآورد.
فعالیت 7-5 (صفحه 169 کتاب درسی)
هواپیمایی که از مبدأ به مقصد در حال پرواز است، با توجه به رادار، مستقیم به سمت هدف موردنظر پرواز میکند. وجود هدف مشخص، خلبان را از هر گونه انحراف باز میدارد. شما هم نمونهای از تجربیات شخصی خود را که به شدت تحت تأثیر انتخاب هدف شما بوده و شما را از هرگونه انحرافی به دور داشته است، نام ببرید. پاسخ پیشنهادی: استفاده از GPS برای پیدا کردن راههای مناسب برای رسیدن به آدرس مورد نظر
4- ناهماهنگی شناختی (Cognitive Dissonance)
یکی دیگر از عوامل بروز رفتار در افراد این است که رفتار و باورمان هماهنگ نباشد و فرد دچار ناهماهنگی ذهنی شود که به آن «ناهماهنگی شناختی» میگویند.
وقتی شخص دارای دو شناخت هم زمان و در تضاد باشد، میگویند او دارای ناهماهنگی شناختی است.
اگر فردی بداند که سیگار کشیدن سبب ایجاد سرطان ریه میشود (شناخت و باور) و باز هم به کشیدن سیگار ادامه دهد (رفتار)، باور او با رفتارش ناهماهنگ است. برای رفع حالت ناهماهنگی، که ناراحتکننده هم هست، فرد میتواند این ارتباط را نپذیرد و بگوید سیگار با سرطان ریه ارتباطی ندارد. این استدلال، عقلانی نیست، اما امکان ادامه سیگار کشیدن او را فراهم میکند و فرد احساس آرامش فکری میکند.
مثال دیگر: شخصی میگوید: «من حافظۀ خوبی دارم» و در جمله بعدی میگوید: «من نام معلم پایه اول ابتداییام را فراموش کردهام». این برای خود فرد و برای ما عجیب است که اگر حافظهاش قوی است پس چرا نام معلمش را فراموش کرده، و اگر حافظهاش خوب نیست، چرا خود را در حافظه توانمند میداند.
در اینجا فرد، برای اینکه دچار ناهماهنگی شناختی نشود، به رفتارها و توجیهاتی روی میآورد تا بین رفتار و شناخت هماهنگی حاصل شود؛ زیرا ناهماهنگی، ناخوشایند و تنشزاست. ممکن است بگوید به یاد آوردن نام معلم، آن هم معلم اول ابتدایی، چندان اهمیت ندارد (بی اهمیت جلوه دادن به خاطر آوریِ نام معلم اول ابتدایی) و یا بگوید از من کلمات انگلیسی یا تاریخ و نام دانشمندان را بپرسید تا همه را پاسخ بگویم (تأیید اینکه حافظهام خوب است). و یا ممکن است نگرش خود را تغییر داده بگوید: گویا، سنّم کمی بالا رفته و حافظهام مانند قبل قوی نیست. در تمامی این پاسخها فرد تلاش میکند تا ناهماهنگی فکری خود را حل کرده، در خود احساس آرامش کند.
سوال (صفحه 170 کتاب درسی)
یک مورد از ناهماهنگی شناختی خود را بگویید؛ برای حل آن چه کردهاید؟ (مثلاً «من عمویم را خیلی دوست دارم ولی به دیدارش نمیروم» یا «دوست دارم آتشنشان شوم، ولی در مأموریتهای سخت و خطرناک شرکت نمیکنم»). پاسخ پیشنهادی: من ورزش را دوست دارم، ولی حوصلهی ورزش کردن ندارم. برای حل آن تلاش کردم ضعف خود دربارهی این ناهماهنگی را برطرف کنم.
هنگام بروز ناهماهنگی، فرد میتواند دو کار انجام دهد: 1- رفتار خود را تغییر دهد؛ 2- نگرش خود را تغییر دهد، تا این دو با هم هماهنگ شوند.
شناختِ ما همچون نظام قاعدهمندی است که بین عناصر آن پیوندهای بسیاری برقرار است و این پیوندها تمایل زیادی به هماهنگ بودن دارند.
ارزیابی یک فرد از سیگار یا مواد اعتیادآور، به مقدار زیاد، تحت تأثیر ارزشیابیهای او از نگرشش به مواد اعتیادآور قرار دارد. به شکل زیر و عناصری که در اطراف آن نوشته شده توجه کنید.

یک عنصر مثبت، مثلاً کاهش ناراحتی و درمان بیماری، میتواند بهصورت مثبت به سیگار یا مواد اعتیادآور پیوند یابد و این معنا را بدهد که مواد اعتیادآور، درمان کننده است.

بررسی عوامل دیگر و قاعدهمند بودن نظام شناختی، بیانگر این موضوع است که هر چه موارد مثبت پیرامون یک موضوع بیشتر باشد، گرایش فرد به استفاده از آن بیشتر میشود و هر چه عوامل منفی در اطراف آن موضوع بیشتر باشد، مانع استفاده از مواد اعتیادآور میشود. یعنی یک عنصر هر چه نیرومندتر و هر اندازه ارزیابی مثبت یا منفی آن قویتر باشد، تأثیر قویتری بر نگرش شخص خواهد داشت و رفتار او را شکل خواهد داد.
فعالیت 7-6 (صفحه 171 کتاب درسی)
موضوع «هماهنگی میان عناصر شناخت» را در مورد یک فرد چاق در نظر بگیرید و موارد مثبت و منفی آن را نام برده، توضیح دهید چه چیزی موجب چاقی میشود؟
چه چیزی باعث میشود فرد، با وجود میل باطنی به غذا و داشتن امکانات، از خوردن اضافی خودداری کند؟
عناصر مثبت: فرد چاق قدرتمند به نظر میرسد. چاقی باعث پرشدن صورت و زیباتر شدن فرد میگردد.
عناصر منفی: چاقی خطر ابتلا به سرطان را افزایش میدهد. چاقی مانع تحرک و شادابی روانی انسان است.
سوال (صفحه 171 کتاب درسی)
هر گاه فرد مجبور شود، بین دو انتخاب مطلوب، یکی را برگزیند، دچار ناهماهنگی بعد از تصمیم می شود؛ چرا؟ مثلاً بین انتخاب دو مدرسه یا دو دانشگاه خوب باید یکی را انتخاب کند. زیرا انتخاب بین دو مطلوب، یعنی حذف یک مطلوب که این امر موجب میشود نوعی فشار روحی و روانی به دلیل از دست دادن یک مطلوب به شخص وارد شود.
چرا افراد بعد از انتخاب مدرسه یا دانشگاه مورد نظر، در مورد آنکه انتخاب کرده مزایا، و در مورد آنکه رد کرده است معایب را میشمارد؟ زیرا با انتخاب خود، رفتاری انجام داده است که دیگر نمیتواند آن را تغییر دهد، بنابراین باید نگرش خود را به ویژگیهای انتخابش مثبت کند و به هماهنگی و آرامش برسد.
با عبارات زیر موافقید یا مخالف؟ چرا؟
- رأیدهندگان به کسی رأی میدهند که نگرش او در مورد مسائل مختلف به نگرش آنها نزدیک باشد.
- مردم کالایی را بیشتر تأیید میکنند که برای آن پول بیشتری داده باشند.
- مردم نگرشهایی را حفظ میکنند که با نیاز های آنان جور در میآید.
- برای تغییر نگرشها باید کارکردی را که نگرشها در خدمت آن هستند شناخت و آن را تغییر داد.
5- ادراک کنترل و ادراک کارایی
یک جراح چه زمانی دست به عمل جراحی میزند؟
1- زمانی که انتظار داشته باشد که کارایی لازم را دارد و میتواند از پسِ عملِ جراحی بر بیاید؛ یعنی دانش و مهارت لازم در انجام دادن آن کار را در خود بیابد (ادراک کارایی | Efficacy Perception).
2- پس از پایان عمل، نتایج خوبی برای بیمار و جراح داشته باشد؛ یعنی حال بیمار بهبود یابد و برای جراح منافع روانی و مادی خوبی به بار آورد.

ما همواره دوست داریم همه چیز مطابق نظر ما و تحت اختیار ما باشد و با انجام دادن رفتارهای گوناگون سعی میکنیم محیط را در کنترل خود بگیریم (ادراک کنترل | Control Perception) و پیامدهای ناگوار را از خود دور کنیم (یعنی از هر چه که سختی و درد دارد دوری میکنیم).
ادراک کنترل و کارایی باید سازنده باشد؛ یعنی با شواهد محیطی هماهنگی لازم را داشته باشد، زیرا در صورت ناهماهنگی، نوعی ادراک کنترل و کارایی کاذب ایجاد میشود که مانع بروز رفتار است.
فردی را تصور کنید که هنگام کار با یک ابزار فلزی، تراشهای از آن وارد انگشتش میشود و درد و سوزش شدیدی در او ایجاد میکند. برای خارج کردن تراشه، از مادرش کمک میخواهد. مادر با یک سوزن بهداشتی سعی میکند تراشه را بیرون بیاورد. ناگهان از درد فریاد میکشد، سوزن را از دست مادر گرفته، خود سعی میکند تراشه را خارج کند، اما این بار باوجود سوزش شدید و ایجاد جراحت بیشتر، صدای آه و نالهاش بلند نمیشود.
چرا در حالتی که خود میکوشد تراشه را خارج کند و با وجود درد احساس رضایت میکند؟
سوال (صفحه 173 کتاب درسی)
والیبال حمید خوب نیست. دوستش از او دعوت کرد که در مسابقهٔ والیبال محلی در تیم آنها بازی کند. حمید بهانه میآورد و عذرخواهی میکند. با توجه به ادراک کنترل و ادراک کارایی، به این سؤالات پاسخ دهید:
1- چرا حمید نخواست در مسابقه شرکت کند؟ برای آن که ناتوانیهایش آشکار نشود. (ادراک کنترل)
2- چه رفتارهایی از حمید سر زد؟ خود را از بازی دور کرد و دعوت دوستش را نپذیرفت. (کارایی کاذب)
3- انگیزه او از انجام دادن این رفتار چه بود؟ دور بودن از شرایطی که احساس کارایی او را به مخاطره بیندازد و حفظ احساس کارایی خود.
4- این انگیزه، درونی بود یا بیرونی؟ درونی
5- نگرش او چه تأثیری در پذیرفتن این درخواست یا رد آن دارد؟ نگرش او در مورد بازی والیبال باعث شکل گرفتن رفتارهای او به صورت سازنده شد.

6- اِسناد (Attribution)
موفقیت یا شکستهای خود را به چه چیزی نسبت میدهید؟
اگر در یک مسابقه برنده شوید، علت موفقیت خود را در چه چیزی میدانید؟
اگر در امتحان زبان شکست بخورید، فکر میکنید علت چیست؟
اغلب افراد علل شکست خود در امتحان را نمیدانند و آن را به علل دیگر نسبت میدهند و میگویند:
- من آدم بد شانسی هستم.
- امتحان سختی بود.
- این معلم با من دشمنی دارد. او به من نمره بد داد.
ولی وقتی در امتحانی موفق میشوند میگویند:
- این ثمره کار و تلاش خودم بود.
- من استعدادم در این موضوع بسیار بالاست.
- اگر من اراده کنم، به راحتی نمره قبولی را به دست میآورم «این منم» که 19 یا 20 گرفتهام.
یعنی در شکست، دیگران را مقصر میدانند و در موفقیت، خود را عامل پیروزی میدانند.

فعالیت 7-7 (صفحه 175 کتاب درسی)
به پاسخهای این دو گروه دقت کنید. تفاوت این دو دسته پاسخ در چه چیزهایی است؟
با توجه به انگیزههای بیرونی و درونی و نیز ادراک کنترل و ادراک کارایی، جدول زیر را کامل کنید.
| گروه اول که عامل شکست را خود نمیدانند | گروه دوم که خود را عامل پیروزی میدانند |
|---|---|
| انگیزههای بیرونی اسنادهای بیرونی عدم ادراک کنترل کارایی کاذب |
انگیزههای درونی اسنادهای درونی دارای ادراک کنترل دارای ادراک کارایی |
نکته اول
وقتی یادگیرندگان، شکست را به چیزی نسبت میدهند که نمیتوانند آن را کنترل کنند، (مانند توانایی پایین و دشواری تکلیف)، انگیزه بسیار کمی برای جبران آن خواهند داشت.
برای کمک به این افراد باید گفت، برای پیروزی در تکالیف و امتحانات، باید آنها را به چیزهایی نسبت دهند که در اختیار خودشان است نه به چیزهایی که از دایره اختیار آنها بیرون است. شکست و اشتباه خود را به ناتوانی و دشواری تکلیف نسبت ندهیم بلکه بگوییم: چون من تلاش نکردم، موفق نشدم؛ چون من برنامهریزی نکردم، موفق نشدم. برنامهریزی و تلاش از عوامل تحت کنترل ما هستند و به راحتی میتوانند شکستهای ما را در ورزش، درس و شغل جبران کرده و ما را به توفیق برسانند.
نکته دوم
کسانی که شکست را به عوامل پایدار، مانند استعداد و دشواری تکلیف، نسبت میدهند. استعداد، توانایی و تکلیف از عواملی نیست که در اختیار فرد باشد. فرد هرگز نمیتواند استعداد را افزایش داده یا تکلیف را آسان نماید. این موضوع مانند این است که شخصی با خودرویی با توان موتور متوسط بخواهد مسافت 1000 کیلومتری را در 4 ساعت طی کند. روشن است از عهده چنین کاری بر نمیآید؛ زیرا این خودرو توان و امکان لازم برای طی چنین مسافتی را ندارد و اگر فرد در چنین مسابقهای شکست بخورد و شکست را به قابلیت نداشتن خودروی خود نسبت دهد، روشن است که دچار یأس و دلسردی برای شرکت در مسابقات بعدی شود.
یعنی برای موفقیت در هر کاری فرد باید به عواملی توجه کند که:
1- در کنترل خودش باشد؛
2- به عوامل ناپایدار مربوط کند تا بتواند تغییری در آن ایجاد کند یعنی بتواند با تلاش، موانع رسیدن به هدف را برطرف کند؛
3- پیروزی یا شکست را به عوامل درونی مانند تلاش نسبت دهد، نه به عوامل بیرونی مانند دشواری تکلیف.
عوامل مؤثر بر رشد و پیشرفت هر کشوری علاوه بر شناسایی موانع بیرونی تابع روشهای درست اسِناددهی همچون روشهای تحت کنترل میباشد نظیر کار بیشتر، افزایش بهرهوری، نظم و انضباط، پشتکار، قدرت، اراده و... .

سوال (صفحه 176 کتاب درسی)
به نظر شما با توجه به بحث اِسنادها بعد از شناسایی موانع بیرونی رشد کشور، چه عواملی تعیین کنندهاند؟ به بعضی از آنها اشاره کنید (مانند فشار کشورهای استکباری، محدودیت درونی در رشد اعتلای کشور و...)
درماندگی آموختهشده (Iearned Helplessness)
بسیاری از ناتوانیهای ما به دلیل یادگیری است نه اینکه واقعاً نمیتوانیم؛ یعنی باور میکنیم که ناتوانیم و کنترلی بر محیط خود نداریم و برای تغییر دادن شرایط نمیتوانیم کاری انجام دهیم؛ در نتیجه، انگیزه عمل در ما به وجود نمیآید و تلاشی نمیکنیم.
فعالیت 7-8 (صفحه 176 کتاب درسی)
در شرایط زیر چه میکنید؟ پاسخ بستگی به نظر شخصی فرد، درماندگی آموخته شده شدت و ضعف و به سن و تجربهی شخص دارد.
اگر بدانید:
- در انتخاب نماینده کلاس، چه رأی بدهید و چه ندهید، شخص خاصی انتخاب خواهد شد. رأی میدهم تا مشارکت داشته باشم.
- درس بخوانید یا نخوانید، معلم به شما نمره قبولی نخواهد داد. درس میخوانم تا در ترمهای بعدی قادر به نمره آوردن از آن درس باشم یا بتوانم پس از اعلام نتیجه، دادخواهی کنم.
- داد بزنید یا سکوت کنید، کسی به کمک شما نخواهد آمد. داد میزنم تا آن چه حق است بیان کرده باشم و هرگز امید خود را از دست ندهم.
- برای دوستان پول خرج کنید یا نکنید، کسی شما را به حساب نخواهد آورد و با شما دوست نخواهد شد. سعی میکنم راههای دوستیابی را پیدا کنم و با بهرهگیری از این مهارتها به تدریج دوستانم را افزایش دهم.
- دارو بخورید یا نخورید، سر درد شما خوب نخواهد شد. به پزشک مراجعه میکنم تا روش بهبود آن را دریابم.
- خودرو خراب شده در راه را، چه دستکاری کنید یا نکنید، روشن نخواهد شد. اگر خودم موفق به روشن کردن آن نشوم از امداد خودرو کمک میگیرم.
- در اتاقی نشستهاید و هر 30 ثانیه یک بار، زنگ گوش خراش و آزاردهندهای به صدا در میآید. بار اول دکمهای را فشار میدهید تا صدای زنگ قطع شود، بار دوم و سوم و دفعات بعد هر چه دکمه را فشار میدهید، صدای زنگ قطع نمیشود. (یعنی چه دکمه را فشار بدهید یا ندهید، صدای زنگ قطع نخواهد شد) در چنین شرایطی آیا از شما رفتاری سر خواهد زد؟ چرا؟ از دیگران کمک میگیرم و در نهایت اتاق را ترک میکنم. چون صدای زنگ آزارم میدهد.
وقتی افراد به تکلیفی مشغول میشوند یا کاری انجام میدهند انتظار دارند نتایج خوبی از رفتار و کارهایشان به دست آورند: پولی دریافت کنند، نمره خوبی بگیرند، مشکلی از آنان برطرف شود و ...؛ یعنی بین کار خود و نتایج آن رابطهای متقابل برقرار میکنند. زمانی که بین آن فعالیت و نتایج به دست آمده رابطهای نمیبینند، دچار «درماندگی آموخته شده» میشوند؛ یعنی یاد گرفتهاند که ناتوان هستند و حالتی که در آن پیامدها و نتایج کار هیچ ربطی با تلاش و کار فرد ندارد. این عدم رابطه را در جدول زیر مشاهده میکنید.
| کار یا تلاش | نتیجه |
|---|---|
| فشار دادن دکمه خوردن دارو دستکاری خودرو خواندن درس |
قطع نشدن صدا و ادامه یافتن صدای گوش خراش بهبود نیافتن سردرد روشن نشدن آن نگرفتن نمره خوب |
اگر بین کار خود و پیامدهای آن رابطهای نبینیم، دست از کار میکشیم؛ یعنی یاد میگیریم که نتایج به دست آمده ارتباطی با کار ما ندارند و مستقل از عمل ما هستند. در این حالت به «درماندگی آموخته شده» میرسیم.

این حالت در حیوانات هم پیش میآید. به نمونههای زیر توجه کنید:

داستان فیلهای باغ وحش، که به راحتی رام صاحب خود هستند، همین گونه است. فیلها را در کودکی با طناب یا زنجیر محکمی به یک پایه یا ستون، محکم، میبندند. فیل نمیتواند طناب یا زنجیر را پاره بکند تا جایی که در مییابد تلاشش بیهوده است و هر کاری بکند خلاصی نخواهد داشت؛ به همین دلیل رام میشود و میآموزد که آرام باشد و دست از تلاش بردارد و هر موقع طناب به گردنش باشد فرمانبر و مطیع صاحب خود میشود؛ حتی اگر این طناب در دست یک کودک باشد.
فیل توانایی پارهکردن طناب را دارد، اما پذیرفته که ناتوان است.
این مسئله در مورد انسان از این هم بدتر است. آدمیان، با وجود توانایی، میآموزند که ناتوان هستند و تلاش آنها موقعیت را به هیچ وجه به نفع آنها تغییر نخواهد داد. اگر فرد به این باور برسد که هیچ کاری از دستش بر نمیآید تا موقعیت ناگوارش را تغییر دهد، حالت او را درماندگی آموخته شده مینامند.
وضعیت «درماندگی آموخته شده» را میتوان این گونه توصیف کرد: شخص واقعاً ممکن است در موقعیت ناراحتکننده قرار داشته و تلاش او نتوانسته موقعیتش را تغییر دهد. در نتیجه از تلاش بازمانده و به این باور رسیده است که هیچ کاری از من ساخته نیست.
در این شرایط، فرد اطمینان به خود را از دست میدهد، به ناتوانی خود اذعان میکند و توان حرکت و خلاقیت از او سلب شده به موجودی بیتحرک و خنثی تبدیل میشود؛ یعنی احساس میکند کنترل اوضاع از دستش خارج شده است.
درماندگی آموخته شده مربوط به افرادی است که کوشش را با پیشرفت مرتبط نمیدانند. آنها فکر میکنند هر کاری انجام دهند به موفقیت نمیرسند. یعنی پیامدهای رفتار را مستقل از خود رفتار میدانند؛ در نتیجه، این اعتقاد در فرد ایجاد میشود که رویدادها در کنترل او نیستند.
سوال (صفحه 180کتاب درسی)
1- شما در چه مواردی احساس درماندگی آموخته شده را تجربه کردهاید؟ (پاسخ پیشنهادی) در کاهش وزنم.
- تحصیلی
- ورزشی
- اقتصادی
2- از خود چه واکنشهایی نشان دادید؟
با خشم به پزشکم گفتم چاقی من علت ژنتیک دارد و درمانپذیر نیست.
3- برای اینکه این درماندگی را کنار بگذارید و اوضاع را کنترل کنید، چه کردید؟
از پزشک تغذیه و مربی ورزش دیگری استفاده کردم و تلاش کردم با تغییر برنامهی غذایی و تمرینات ورزشی مؤثرتر وزن خود را کاهش دهم.
فعالیت در منزل (صفحه 180 کتاب درسی)
در جدول زیر، به 16 مورد اشاره شده است. شما هم میتوانید با پاسخ دادن به آنها میزان انگیزه خود را تعیین کنید. برای هر مورد از یک (اصلاً این طور نیستم) تا پنج (کاملاً همین طور هستم) نمره بدهید.
| ردیف | موارد |
|---|---|
| 1 | من سلسله مراتب انگیزهها در زندگی را میدانم و مهمترین آنها برای خودم را میشناسم. |
| 2 | من دارای انگیزه درونی هستم. |
| 3 | من انتظارات و معیارهای بالایی برای موفقیت دارم. |
| 4 | زندگی من پر از لحظات هیجان انگیز است. |
| 5 | افرادی را میشناسم که انگیزه مرا در زندگی زیاد کردهاند. نوع اقدام آنان در این مورد را هم میدانم. |
| 6 | من زمینههایی که نیاز به فعالیت دارند را میشناسم. |
| 7 | من کمالطلب هستم، نه اجرا کننده بی اختیار دستورالعملها. |
| 8 | من، یادگیری و موفقیت را به خاطر خود آنها دوست دارم، نه اینکه بخواهم از این راه نقصها و شکستهای خودم را پنهان نگه دارم. |
| 9 | کارایی من، در مجموع، خوب است. |
| 10 | من به توانا بودن خودم در کلاس اعتماد دارم و آن را به خوبی به کار میگیرم. |
| 11 | به طور منظم هدفهایی را برای خودم در نظر میگیرم؛ برای رسیدن به آنها تلاش میکنم و گام به گام پیش میروم. |
| 12 | دارای هدفهای اختصاصیِ در دسترس و تلاش برانگیز هستم. |
| 13 | از وقت خودم به خوبی استفاده میکنم و مطابق برنامه هفتگی عمل مینمایم. |
| 14 | از اشتباهات خودم چیزهایی یاد میگیرم تا بتوانم به موفقیتهای آینده برسم. |
| 15 | نمیگذارم نگرانیها و مسائل عاطفی دیگر بر من غلبه کنند و انگیزهام را از بین ببرند. |
| 16 | با روابط خوبی که با دوستان و همکاران دارم از آنان برای حفظ انگیزهام کمک میگیرم. |
نمرهدهی: به نمرهها نگاه کنید. اگر به هر مورد 4 یا 5 دادهاید، میتوانید از انگیزه خود در کارها بهره بگیرید و مدل مثبت و خوبی برای دوستان و هم کلاسیهای خود باشید. در مواردی هم که نمره 3 یا پایینتر از آن آوردهاید، بیشتر فکر کنید و ببینید چگونه میتوانید آنها را هم بهبود ببخشید.
جمعبندی درس (صفحه 184 کتاب درسی)
با بررسی پیشرفت تحصیلی خودتان در یکی از دروس مورد نظر:
جایگاه انگیزه در دستیابی به اهداف آن درس را توضیح دهید.
درس اقتصاد: همانطور که یک ماشین به حرکت به یک موتور و نیروی محرکه نیاز دارد انسان هم برای دستیابی به اهداف و به ویژه اهداف درسی نیاز به انگیزه دارد. تا زمانی که فرد چرایی درس اقتصاد را نفهمد نمیتواند با انگیزه برای دستیابی به اهداف تلاش کند.
مثالی (مانند نیک وی آچیچ) را در زمینه ورزشی، اخلاقی، شغلی و ... پیدا کرده و علل موفقیت آن فرد را با توجه به مطالب این درس مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و چکیده آن را با تصویر آن شخص، در کلاس ارائه دهید.
تریسی: با توجه به نگرش منفی برایان تریسی به کار دولتی و درآمد کم، او تصمیم گرفت که به سراغ شغلهای آزاد رفته و کارآفرینی بکند، چون انگیزهی این فرد نسبت به کارآفرینی و شغل آزاد و پول بیشتر بار مالیات کم مثبت بوده پس توانست در کارش موفق شود و مؤسسه در کاریابی زیادی تأسیس کند و درماندگی آموخته شده را کنار بگذارد.
واژگان اصلی
نگرش، انگیزش، انگیزههای بیرونی، انگیزههای درونی، باورها و نظام ارزشی فرد، اراده، ادراک کنترل و کارایی (احساس کارایی)، اِسناد، ناهماهنگی شناختی، درماندگی آموخته شده.
