خانه
گاما

درسنامه آموزشی روانشناسی کلاس یازدهم انسانی

درس 3: احساس، توجه، ادراک

بازدید135/8 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/10

فعالیت 3-1 (صفحه 68 کتاب درسی)

 

همین حالا مطالعه این صفحه را متوقف کنید! چه صداهایی از محیط پیرامون را می‌شنوید که هنگام مطالعه، به آن توجه نداشتید؟ آن صداها را بنویسید. صدای بوق چند ماشین، موتورسیکلتی در حال عبور، صدای جیک‌ جیک گنجشک‌ها و...

مقدمه

در درس اول با واژگان احساس، توجه و ادراک، به اختصار، آشنا شدید. در این درس به سه پرسش زیر پاسخ می‌دهیم:

1- محرک‌های محیط را چگونه حس می‌کنیم؟
2- دریافت‌های حسی را چگونه انتخاب می‌کنیم؟
3- دریافت‌های حسی انتخاب شده را چگونه تفسیر می‌کنیم؟

هر یک از پرسش‌های بالا، به ترتیب، به سه موضوع احساس (Sensation)، توجه (Attention) و ادراک (Perception) مربوط می‌شود.

موقعیتی را تصور کنید که هیچ چیزی را نبینید، صدایی را نشنوید، قادر به لمس چیزی نباشید، نتوانید چیزی را بچشید و یا قادر به بو کردن نباشید. آیا چنین موقعیتی قابل تحمل است؟

روان‌شناسان برای یافتن پاسخ این پرسش، دست به آزمایشی زدند. آزمایش‌های مربوط به فقدان حواس، در «شرایط محرومیت حسی» انجام می‌شود. محرومیت حسی یعنی اینکه فرد در شرایطی قرار بگیرد که هیچ یک از گیرنده‌های حسی مثل چشم، گوش و... به وسیله محرک‌های بیرونی تحریک نشود. نتایج مطالعات نشان داد که داوطلبانی که حاضر شدند آزمایش محرومیت حسی بر روی آنها انجام شود، با وجود قول دریافت پاداش، نتوانستند بیشتر از چند ساعت شرایط محرومیت حسی را تحمل کنند. محرومیت حسی به دلیل آزارنده بودن آن، نوعی شکنجه تلقی می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد که موجودات زنده، به خصوص انسان، نیاز به «احساس» دارند.

شرایط محرومیت حسی
شرایط محرومیت حسی

فعالیت 3-2 (صفحه 69 کتاب درسی)

 

سه حس از پنج حس خود را از تحریک‌های بیرونی محروم کنید (صدا، نور، بو). تا چه زمانی قادر به تحمل وضعیت ایجاد شده بودید؟ بدون این احساسات نمی‌تواتم بیش از چند دقیقه تحمل کنم.

حالات محرومیت حسی خود را از صدا، نور و بو گزارش کنید. احساس عاطفی خود را گزارش کنید.
از خبرها و اطلاعات جهان و حتی اطرافیانم اطلاعی ندارم، توانایی دیدن اطراف را ندارم. هیچ بویی را نمی‌توانم احساس کنم و در کل نمی‌توانم یک زندگی عادی داشته باشم. (محرومیت از حس‌ها، موجب اضطراب و بی‌قراری می‌شود).

آبی آسمان، شیرینی شکر، داغی آتش، خوش‌بویی گل، صدای گوش‌نواز بلبل و لطافت پنبه را با حواس خود دریافت می‌کنیم. ما از بین دریافت‌های حسی فقط برخی از آنها را انتخاب می‌کنیم.

- وقتی جسمی را انتخاب کردیم، می‌فهمیم که در کجاست، چقدر از ما دور است و چه اندازه‌ای دارد. به عبارت دیگر تحریک اندام‌های حسی موجب «احساس» محرک می‌شود. 
- محرک هر چیزی است که گیرنده‌های حسی را تحریک می‌کند.
- انتخاب محرک خاص، از بین محرک‌های بی شمار پیرامون ما «توجه» نام دارد.
- تعبیر و تفسیر کردن و معنی و مفهوم و سازمان دادن به محرک‌های توجه شده «ادراک» نام دارد. فاصله زمانی بین احساس، توجه و ادراک آن قدر سریع است که ما آن را نادیده می‌گیریم.

فعالیت 3-3 (صفحه 70 کتاب درسی)

 

محمد، حسن و جواد در حال مطالعه مطالب درسی هستند. حمید از دور با صدای بلند می‌گوید: «بچه‌ها چه کار می‌کنید؟» دو نفر سرشان را بالا آورده نگاه می‌کنند. یکی اصلاً سر خود را بالا نمی‌آورد. در این مثال صدای حمید به گوش هر سه رسید (احساس)، اما دو نفر سرشان را بالا آوردند (توجه). در بین این دو نفر که سرشان را بالا آوردند یک نفر (محمد) گفت: «چقدر داد می‌زنی!» (ادراک)

این مثال را در مورد موضوع بویایی و سوختن یک غذا یا پختن یک کیک خوشمزه به کار ببرید (اسم سه نفر که این بو را در فاصله‌ای مناسب استشمام می‌کنند، بنویسید).
من و دوستانم نازنین و سحر مشغول مطالعه‌ی درسی بودیم و از غذای روی گاز غافل شدیم. بوی سوختگی پخش شد (احساس) مریم گفت یه بویی میاد (توجه) و ناگهان سمیه فریاد زد غذا سوخت و به طرف آشپزخانه دوید. (ادراک)

از نظر تکاملی، احساسِ محرک‌های بیرونی برای بقای موجود زنده حیاتی است. اگر احساس گرما نمی‌کردیم، به دنبال خنک کردن خودمان هم نبودیم؛ بنابراین، احساس، به حیات موجودات زنده کمک می‌کند.

همچنان که محرومیت حسی آزارنده است، درگیری حواس مختلف با محرک‌های متنوع و مطلوب لذت‌بخش است.

فعالیت 3-4: بررسی و جست‌وجو (صفحه 70 کتاب درسی)

 

با کمک اینترنت، مفهوم «جبران حسی» را جست‌وجو کنید. با رعایت مطالبی که درباره روش علمی در درس اول خواندید، دریافت خود را درباره این موضوع بنویسید.
راهنمایی: از نظر پیاژه در تغییر شکل اشیا یک مورد، مورد دیگر را جبران می‌کند. برای مثال گرچه ارتفاع مایع درون ظرف «ب» کم‌تر از ارتفاع مایع داخل ظرف «الف» است اما به همان نسبت پهنای مایع درون ظرف «ب» بیش‌تر از پهنای مایع درون ظرف «الف» است، بنابراین با هم برابرند.

اگر یک موضوع را بتوان با چند حس دریافت کرد، دریافت ما قوی‌تر می‌شود؛ مثلاً اگر مطلب شنیده شده را به‌صورت ترسیمی و نوشتاری تبدیل کنیم، یادگیری آن راحت‌تر خواهد بود. زمزمه مطالب هنگام خواندن، باعث درگیر شدن گوش و چشم می‌شود. به نظر شما دریافت تک حسی کارایی بیشتری دارد یا دریافت چند حسی؟ چرا؟

فعالیت 3-5 (صفحه 71 کتاب درسی)

 

نوشته‌ای را (مانند مطالب زیر) به سه شیوه مطالعه کنید:
1- جملات را با چشم بخوانید و تعقیب کنید.
2- علاوه بر تعقیب چشمی، مطالب را به گونه‌ای بخوانید که گوشتان هم بشنود.
3- علاوه بر تعقیب چشمی و بلندخوانی، اگر یادداشت‌برداری نیز بکنید، نتایج چگونه خواهد بود؟ کدام یک از شیوه‌ها مؤثرتر است؟ چرا؟ مطالعه به شیوه سوم مؤثرتر بوده و با یادآوری بهتری همراه است. زیرا حواس بیش‌تری را به کار می‌گیرد (بینایی، شنوایی و حرکتی)

حواس مختلف

از حواس، طبقه‌بندی مختلفی وجود دارد. مهم‌ترین حواس عبارت‌اند از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه. تحریک هر یک از گیرنده‌های حسی تابع شدت محرک است؛ یعنی تحریک حواس از سوی محرک باید به میزان خاصی برسد تا آن عضو حسی تحریک شود؛ مثلا صدا باید به شدت خاصی برسد تا گوش ما آن را بشنود.

سوال (صفحه 73 کتاب درسی)

 

با توجه به دو مثال زیر بگویید چرا تحمل درد برای این افراد یکسان نیست؟ 
1- جانبازان جنگ تحمیلی، در مقایسه با افراد عادی، برای جراحی یک عضو به یک اندازه ابراز ناراحتی نمی‌کنند.
2- درد زایمان برای خانم‌ها، به مراتب قابل تحمل‌تر از درد ناشی از جراحی کلیه است. 

تحمل درد به علل بیولوژیکی و روان‌شناختی فرد بستگی دارد. قدرت جسمانی، احساسات، اضطراب، نگرش و شرایط روانی فرد در میزان تحمل درد مؤثر است.

توجه: محرک‌های محیطی را چگونه انتخاب می‌کنیم؟

محیط ما پُر از محرک‌های مختلف است. فرایند انتخاب یک یا چند محرک از بین محرک‌های حسی مختلف را توجه می‌نامند. توجه با تمرکز متفاوت است. اگر توجه مداوم و پایدار باشد در آن صورت با تمرکز مواجه هستیم. اغلب به دلیل ارتباط نزدیک میان دو مفهوم توجه و تمرکز، همه افراد قادر به تفکیک آن دو نیستند.

سوال (صفحه 73 کتاب درسی)

 

قبل از شروع کلاس، برای یادگیری بهتر، تصمیم می‌گیرید سخنان دبیر محترمتان را به دقت گوش دهید. در دقایق نخست تصمیم شما عملی می‌شود، اما بعد از چند دقیقه حواستان به موضوع‌های دیگر معطوف می‌شود. در این مثال، توجه شما دچار مشکل شده یا تمرکزتان؟ توضیح دهید. تمرکز دچار مشکل می‌شود. استمرار توجه در مدت لازم تمرکز نامیده می‌شود. با تغییر جهت یافتن توجه، «تمرکز» فرد بر روی محرک خاص کاهش خواهد یافت.

شما هم در مطالعه و یادگیری مطالب در هر دو مرحله ممکن است با مشکل مواجه شوید؛ یعنی ممکن است موضوع موردنظر انتخاب نشود و یا بعد از انتخاب، بر روی آن تمرکز نداشته باشید.

منابع توجه

منابع توجه تحت تأثیر سه عامل است. نخست حواس ما به وسیله محرک‌های بیرونی تحریک می‌شود. عامل دوم، اطلاعات موجود در حافظه است. حافظه ما یکی از منابع مهم توجه است. عامل سوم، سبک پردازش افراد و انتظارات آنها است که باعث می‌شود تا محرک‌های خاصی انتخاب شود. وقتی شما با یکی از دوستانتان قرار ملاقات دارید، هر فردی را از فاصله دور، آن دوست تلقی می‌کنید. فرض کنید یک استاد کار مکانیک، به‌صورت گذری، از یک بازارچه فروش کتاب می‌گذرد. چنین فردی در حافظه خودش، آن گونه که از ابزار و آلات مکانیکی اطلاعات دارد، از کتاب ندارد. اگر از همین فرد بپرسیم: آیا شما به هنگام طی مسیر، فلان انتشارات را دیدید؟ شاید به ما بگوید که مگر در مسیر من کتاب‌فروشی وجود داشت! چیزی که توجه مکانیک را به محرک‌هایی غیر از کتاب‌فروشی‌ها سوق داد اطلاعات موجود در حافظه وی بوده است. اگر در بین این همه کتاب‌فروشی، یک فروشگاه وسایل مکانیکی وجود می‌داشت قطعاً به آن توجه می‌کرد.

سوال (صفحه 74 کتاب درسی)

 

به نظر شما یک دندانپزشک، در گفت‌وگو با دیگران، به کدام‌یک از اعضای بدن بیشتر توجه می‌کند؟ چرا؟ یک دندانپزشک بیش‌تر به دندان‌های افراد دقت می‌کند. آن چه توجه را به محرک‌هایی مرتبط با حرفه‌ی خود سوق می‌دهد اطلاعات موجود در حافظه‌ است.

می‌توانید صاحبان مشاغل دیگری را پیدا کنید که این‌گونه هستند؟ افراد دیگری مانند پلیس راهنمایی و رانندگی و مراقب امتحان به محرک‌های مورد نظر خود توجه می‌کنند، همان‌طور که یک طراح لباس و یک متخصص پوست به ترتیب به طرز لباس پوشیدن و پوست افراد توجه می‌کنند.

آیا به همه آنچه توجه داریم آگاهی کامل داریم؟

به همۀ چیزهایی که در دامنه توجه ما قرار می‌گیرد آگاهی کامل نداریم.

- فرض کنید مشغول مطالعه عمیق متنی از کتاب حاضر هستید، در همین زمان مادر شما برای انجام کاری خواسته خود را بر زبان می‌آورد. صدای مادرتان را می‌شنوید ولی پاسخی نمی‌دهید. بعد از اتمام کار به مادرتان می‌گویید مثل اینکه مرا صدا زدید کاری داشتید؟

در این مثال می‌دانید که مادرتان شما را صدا زد، ولی نمی‌دانید دقیق چه چیزی گفته و چه خواسته‌ای دارد؟ یعنی شما به محرک صوتی آگاهی نسبی داشته و آگاهی شما کامل نیست.

- همچنین فرض کنید از کتاب فروشی محله‌تان چند جلد کتاب می‌خرید. فروشنده، کتاب‌ها را در کیسه‌ای قرار می‌دهد که نام تجاری خودکار خاصی روی آن درج شده است. روزی دیگر وقتی می‌خواهید خودکار بخرید، میان آن همه خودکار در فروشگاه، خودکاری را انتخاب می‌کنید که قبلاً با نام تجاری آن آشنا شده‌اید. روان‌شناسان به این پدیده، آماده‌سازی (Priming) می‌گویند. آماده‌سازی، زمانی اتفاق می‌افتد که شناختِ محرکِ معینی، تحت تأثیر ارائه پیشین همان محرک یا محرک شبیه آن قرار می‌گیرد. در پدیده آماده‌سازی، ارائه پیشین محرک، دریافت بعدی را آسان می‌کند. در مثال فوق نام تجاری خودکار بر روی کیسه باعث شده است تا موقع خرید، آن خودکار را انتخاب کنیم. اگر قرار است صبح روز بعد کتابی را مطالعه کنید، اگر آن کتاب را بالای سرتان بگذارید و بخوابید، به هنگام صبح بهتر فرا می‌گیرید تا اینکه بخواهید دنبال کتاب بگردید. در این مثال، علت مطالعهٔ ثمربخش این بوده که شما از شب قبل آمادهٔ مطالعه شده‌اید.

سوال (صفحه 75 کتاب درسی)

 

آیا دقت کرده‌اید که چرا در بیمارستان‌ها، فرودگاه‌ها و... قبل از اعلام خبری موسیقی یا صدایی نواخته می‌شود و سپس اصل پیام گفته می‌شود؟
به منظور جلب توجه، با این مضمون که کسانی که در آن مکان واقع هستند با دقت بیشتری به پیام توجه کنند.

فعالیت 3-6 (صفحه 75 کتاب درسی)

 

تماشاگران برای مشاهده مسابقه فوتبال به استادیوم می‌روند. دور تا دور زمین فوتبال پُر از تابلوهای تبلیغاتی است. هیچ‌یک از تماشاگران به قصد دیدن آن پیام‌های تبلیغاتی به استادیوم نمی‌آیند. ولی این تصاویر، زمینه ذهنی آنها را برای خریدهای بعدی آماده می‌کند. این مثال، نمونه‌ای از آماده‌سازی است. یک مورد مانند این مثال بیابید و به‌صورت گروهی آن را تجزیه و تحلیل کنید.
به قصد تماشای سریال مورد علاقه خود تلویزیون را نگاه می‌کنیم اما در حین پخش سریال مورد نظر ما به دفعات آگهی‌های تبلیغاتی پخش می‌شود. با این که برای دیدن تبلیغات سراغ تلویزیون نیامده‌ایم، آگهی‌های پخش شده ما را آماده خرید آن وسایل در هنگام دیدن آنها در فروشگاه‌ها می‌نماید.

چگونه می‌توانیم تمرکز ایجاد کنیم؟

خوگیری (Habituation) آفت تمرکز است. خوگیری شامل عادت کردن به محرک خاص است به نحوی که به تدریج کمتر و کمتر به آن محرک می‌پردازیم. بسیاری از دانش‌آموزان موضوع خاصی را برای مطالعه انتخاب می‌کنند، ولی بر خلاف پیشرفت‌های اولیه، در ادامه تصور می‌کنند قادر به یادگیری نیستند. یکی از دلایل آن، خوگیری است. عوامل صفحه بعد باعث ایجاد خوگیری و عدم تمرکز می‌شود:

برخی از موانع تمرکز

1- یکنواختی و ثبات نسبی

وقتی موضوع مورد توجه همیشه به‌صورت یکنواخت ارائه شود، فرد به آن موضوع عادت می‌کند؛ در نتیجه، ابعاد جدید آن را در نمی‌یابد. استفاده از رنگ‌های مختلف به هنگام مطالعه و خط کشیدن روی واژگان مهم به وسیله برخی دانش‌آموزان، روش مفیدی برای خارج شدن از یکنواختی و در نتیجه ایجاد تمرکز است.

یکنواختی در مطالعه باعث عادت کردن و خواب‌آلودگی می‌شود.
یکنواختی در مطالعه باعث عادت کردن و خواب‌آلودگی می‌شود.

فعالیت 3-7 (صفحه 76 کتاب درسی)

 

اگر بخواهید مطالب این درس را برای آزمون به دقت مطالعه کنید، کدام شیوهٔ مطالعه را انتخاب می‌کنید؟ چرا؟
- مطالعه کلّ مطالب درس در یک حالت ثابت و بدون وقفه؛
مطالعه بخشی از درس و سپس قدم زدن، استراحت و خوردن میان وعده و پس از استراحت کوتاه، ادامه مطالعه. 

روش دوم را انتخاب می‌کنم. در روش دوم دچار خوگیری (یک نواختی و ثبات نسبی) نشده و تمرکز بهتری خواهم داشت.

2- آشنایی نسبی با محرک و موضوع مورد توجه

تازگی موضوع ارائه شده، تمرکز ایجاد می‌کند. اگر محرک موردنظر به دفعات متعدد ارائه شود، خوگیری شکل می‌گیرد. برای اینکه تمرکزتان هنگام مطالعه افزایش یابد، سعی کنید موضوع مورد مطالعه را به صورت‌های مختلف و از زوایای متفاوت ببینید.

عوامل مانع تمرکز: 1- یکنواختی و ثبات نسبی 2- آشنایی نسبی با محرک

عوامل ایجاد تمرکز

1- تغییرات درونی محرک‌ها

موضوع مورد توجه اگر به لحاظ معنایی، شرایط متنوع و جذابی داشته باشد، عادت را از بین می‌برد. برخی از محرک‌ها دارای تغییرات درونی بیشتری نسبت به بقیه هستند. یک فرش دستباف زیبای ایرانی که حاوی نقوش چشم‌نواز است، در مقایسه با زیرانداز ساده، دارای تغییرات درونی بیشتری است. مطالعهٔ همین صفحه از کتاب، اگر بدون هر نوع تنوع رنگی و تنوع تصویری باشد (عناصر زیباشناختی متن) ایجاد تمرکز نمی‌کند. از این زاویه می‌توانید همه کتاب‌های درسی را با یکدیگر مقایسه و آنها را نقد کنید.

2- درگیری و انگیختگی ذهنی

سوخت‌وساز فیزیولوژیکی انسان‌های مختلف یکسان نیست؛ همین‌طور انگیختگی روان‌شناختی انسان‌ها متفاوت است. به عنوان مثال فردی با مطالعه چند صفحه کتاب ابراز خستگی می‌کند در حالی که فرد دیگر می‌گوید: «تازه راه افتاده‌ام». میزان انگیختگی ذهنی، تحت تأثیر عوامل فیزیولوژیکی و روا نشناختی است. تغذیه مناسب و تأمین نیازهای زیستی، یکی از عوامل فیزیولوژیکی ایجاد انگیختگی ذهنی است. عوامل مهم دیگر نیز (ایجاد هدف و اهمیت‌دهی به آن) در انگیختگی ذهنی مؤثر است. ایجاد هدف و اهمیت‌دهی به آن یکی از عوامل روان شناختی مؤثر در انگیختگی ذهنی است.

عوامل ایجادتمرکز: 1- تغییرات درونی محرک 2- درگیری و انگیختگی ذهنی

کارکردهای توجه

1- ردیابی درست علامت

یکی از کارکردهای توجه، ردیابی درست علامت‌های پیرامون ما است. در هر موقعیتِ توجه، دو نوع علامت وجود دارد: علامت هدف (Goal Signal) و علایم انحرافی (Distracting Signals) که باعث حواس‌پرتی می‌شوند.

منظور از علامت یا محرک هدف، علامتی است که فرد باید آن را برگزیند. منظور از محرک‌ها یا علایم انحرافی، محرک‌هایی است که همواره مانع انتخاب هدف می‌شود. فرض کنید شما در یک اتاق تاریک به صفحه‌ای نگاه می‌کنید. از شما خواسته می‌شود هر زمان نقطه نورانی کوچکی بر محل مورد نظر تابیده شد گزارش دهید. در این مثال اگر لحظه وقوع تابش آن نور را به درستی گزارش بدهید، تصمیم شما از نوعِ ردیابیِ درستِ علامتِ حاضر است که تصمیم درستی است. در همین زمان اگر تابش نور را گزارش ندهید یعنی علامت حاضر را ردیابی نکرده‌اید. این نوع تصمیم‌گیری باعث از دست دادن محرک هدف می‌شود.

در مثال فوق ممکن است نور تابانده نشود، ولی شما آن را گزارش کنید؛ در آن صورت محرکی را ردیابی کرده‌اید که غایب بوده است. این حالت را «هشدار کاذب» می‌گویند، در حالی که تصمیم درست این بود که علامت غایب ردیابی نشود. به جدول 3-2 توجه کنید:

در هر موقعیت ردیابی هر دو خطا ممکن است رخ بدهد. اینکه از دست دادن را فدای هشدار کاذب بکنیم و یا برعکس، بستگی به اهمیت تکلیف دارد. تکالیف مهمتر با هشدار کاذب همراه است.

جدول 3-2 موقعیت‌های ردیابی علامت

علامت ردیابی علامت ردیابی نشدن علامت
حاضر اصابت یا تصمیم درست از دست دادن محرک هدف
غایب هشدار کاذب ردّ درست

فعالیت 3-8 (صفحه 78 کتاب درسی)

 

هنگام عبور از خروجی‌های بازرسی فرودگاه‌ها، مأموران، همه وسایل، حتی کمربند را هم بازرسی می‌کنند. به نظر شما در این ردیابی، هشدار کاذب وجود دارد یا از دست دادن؟ در بازرسی فرودگاه‌‌ها به دنبال ردیابی علامت غایب هستیم بنابراین هشدار کاذب وجود دارد.

اگر قرار باشد دو درس با اهمیت متفاوت را مطالعه کنید در کدام درس باید پدیده هشدار کاذب باشد؟ چرا؟ مطالعه‌ی درسی که با اهمیت‌تر است باید با پدیده‌ی هشدار کاذب هم راه باشد. زیرا در این هنگام باید مراقب مواردی که توجه را کاهش می‌دهد باشیم.

2ـ گوش به زنگی:

کارکرد دوم توجه، گوش به زنگی (Vigilance) است. به توانایی فرد برای یافتن محرک هدف در یک دوره زمانی طولانی، گوش به زنگی گویند.

در یک آزمایش از آزمایش‌شوندگان خواسته شد تا به عقربه ثانیه‌شمار ساعت توجه کنند. تکلیف این بود که هر زمان عقربه ثانیه‌شمار به جای یک ثانیه، دو ثانیه پرش داشته است، گزارش کنند. نتیجه این آزمایش جالب بود.  آزمایش‌شوندگان فقط تا نیم ساعت توانستند این تکلیف ساده را انجام دهند و بعد از نیم ساعت هرچه عقربه‌های ثانیه‌شمار به جای یک ثانیه، پرش دوثانیه‌ای داشت هیچکس گزارش نمی‌کرد؛ در واقع کارکرد گوش به‌زنگی، بعد از نیم ساعت، برای این تکلیف خاص کاهش یافت. مهمترین عامل گزارش نکردن پرش دو ثانیه‌ای عقربه ثانیه‌شمار، خستگی است.

شاید به‌طور مکرر از رسانه‌های جمعی این هشدار متخصصین را شنیده باشید که: همیشه باید برای مقابله با زلزله آمادگی داشته باشید. در این مثال منتظر وقوع یک رویداد هستیم، ولی نمی‌دانیم چه زمانی به وقوع خواهد پیوست.

آیا مردم اهمیت زلزله را نمی‌دانند؟ در پاسخ باید بگوییم می‌دانند اما چون خسته می‌شوند بعد از چند روز «گوش به زنگی» آن را رها می‌کنند.

سؤال (صفحه 79 کتاب درسی)

 

1- چرا بین دو کلاس آموزشی زنگ تفریح برای دانش‌آموزان در نظر گرفته می‌شود؟
اگر دانش‌آموزان برای مدت زمان طولانی‌ای بنشینند، به اندازه‌ کافی درگیر فضای درسی نمی‌شوند و برخی نیز به طور کامل از فضا خارج می‌شوند. حرکت کردن، بهترین راه برای دادن یک وقفه و استراحت به مغز است. در این صورت هنگامی که دوباره زمان تمرکز کردن می‌رسد، کودکان، بهتر می‌توانند در بحث‌ها شرکت کنند و وظایفشان را در کلاس انجام دهند.

2- آیا دانش‌آموزان دوره‌های مختلف، به زنگ تفریح یکسانی نیاز دارند؟ چرا؟
خیر، بسته به سن و سال دانش‌آموزان میزان زنگ تفریح متغیر است چرا که دانش‌آموزان در هر برهه زمانی قدرت تفکر و تعقل و صبر و حوصله و میزان زمان یادگیری‌شان متفاوت است.

3- جست‌وجو:

کارکرد سوم توجه، جست‌وجو (Search) است. در جست‌وجو به دنبال یافتن یک محرک مکانی در زمینه یا بافت مکانی هستیم، اما نمی‌دانیم در چه مکانی از شما می‌خواهیم حرف T را در دو مربع الف و ب شکل زیر پیدا کنید. حرف T را در مربع ب زودتر از مربع الف  پیدا می‌کنید؛ چرا؟ علت آن است که تعداد عوامل انحرافی در مربع ب کمتر از مربع الف است. در مربع ج و د دایره توپُر را زودتر از حرف T و دایره توخالی پیدا می‌کنیم؛ چرا؟ چون دایره توپر کاملا مشکی بود و از این جهت منحصر به فرد بوده است. پیدا کردن محرک هدف، تابع تعداد عوامل انحرافی و ویژگی منحصر به فرد آن هدف است.

فعالیت 3-9 (صفحه 80 کتاب درسی)

 

- یافتن یک خودرو در یک پارکینگ خلوت راحت‌تر است یا شلوغ؟ در یک پارکینگ خلوت (اثر اندازه رخ داده است)
- یافتن خودرو با رنگ کمیاب چطور؟ پیدا کردن خودرو راحت‌تر است (اثر خصیصه رخ داده است)
- در این دو مثال کدام‌یک از دو عامل مؤثر (تعداد عوامل انحرافی و ویژگی منحصر به فرد آن هدف) رخ داده است؟ شما هم سعی کنید مثال‌هایی از این دست بیابید. در مورد مثال اول عامل «اثر اندازه نمایش» و در مثال دوم عامل «اثر خصیصه» رخ داده است. شما هم سعی کنید مثال هایی از این دست بیابید. مثال‌های دیگر: پیدا کردن یک گل‌ سر با رنگ خاص میان گل سرهای دیگر، رنگی کردن یک کلمه در یک متن نوشته، خطا در دیده شدن چراغ با نور بنفش جلوتر از چراغ با نور قرمز (اثر خصیصه) و پیدا کردن یک کودک در مهدکودک خلوت، دیده شدن برج میلاد از فاصله‌ی دور (اثر اندازه نمایش)

ساماندهی توجه

با توجه به مطالبی که تاکنون خوانده‌اید، رعایت نکات زیر باعث سامان‌دهی توجه شما می‌شود:

1- در توجه، هر چه آگاهی شما بیشتر باشد، نوع توجه هم ارادی‌تر خواهد بود. اگر کسی از شما بپرسد ساختمان مسکونی شما چند پله دارد، آیا به درستی می‌توانید پاسخ دهید؟ به احتمال زیاد خیر. ناتوانی شما در پاسخ به این سؤال به این علت است که اراده‌ای برای شمارش تعداد پله‌ها نداشته‌اید، در نتیجه میزان آگاهی‌تان نسبت به «پله‌ها» کامل نبوده است. 

2- برای حفظ توجه و ایجاد تمرکز، باید از انجام فعالیت در ساعات طولانی پرهیز کرد. بهتر است هر از چند گاهی بعد از مطالعه استراحت کنید. با آزمایش مربوط به ثبت عقربۀ ثانیه شمار، متوجه شدیم که هر چه مدت انجام تکلیف بیشتر می‌شود، کیفیت انجام آن کاهش می‌یابد. برآورد دقیق حداکثر مدت زمان مفید برای ایجاد توجه مستمر، به ویژگی‌های شخصی و دشواری تکلیف موردنظر بستگی دارد.

3- برای ایجاد توجه متمرکز، از حواس مختلف برای انجام دادن یک تکلیف استفاده کنید. اگر حواس مختلف، درگیر انجام دادن یک تکلیف باشد، کارایی خوبی خواهد داشت. خواندن یک مطلب علمی همراه با رؤیت تصاویر آن، نمونه‌ای برای استفاده از دو حس برای یک تکلیف است. بسیاری از دانش‌آموزان خلاف آن را انجام می‌دهند؛ مثلا هم درس می‌خوانند و هم فوتبال تماشا می‌کنند! در این صورت توجه به دو بخش تقسیم می‌شود.

4- انجام دادن چند تکلیف هم زمان، کارایی توجه را کاهش می‌دهد. البته در موارد زیر، اثر منفی انجام دادن چند تکلیف هم زمان، کاهش می‌یابد:

1- دو تکلیف به همدیگر شبیه باشند.
2- تکالیف موردنظر دشوار نباشند.
3- فرد انجام‌دهنده آن تکالیف از مهارت‌های لازم برخوردار باشد.

سوال (صفحه 81 کتاب درسی)

 

اگر تمایل داشتید هم زمان با تماشای یک برنامه مستند علمی درس خاصی را مرور کنید کدام کتاب درسی را انتخاب می‌کردید؟ چرا؟

فعالیت 3-10 (صفحه 81 کتاب درسی)

 

آیا می‌توانید حدس بزنید چرا رنگ تابلوهای «ورود ممنوع» قرمز است؟ اگر سبز می‌بود بر میزان توجه رانندگان چه تأثیری می‌داشت؟ حاصل بررسی‌تان را به دیگر دانش‌آموزان ارائه دهید.
 رنگ قرمز در مه و دود پراکنده شده و بهتر دیده می‌شود. گیرنده‌‌های رنگ قرمز در چشم به‌صورت خوشه‌ای و دسته‌‌ای در ناحیه‌ای نزدیک به مرکز چشم تمرکز یافته‌اند که از تیزترین (مرزهای کاملاً مشخص خطوط یا رنگ‌ها) تصاویر تشکیل می‌شوند.

درباره «اثر استروپ» جست‌وجو کنید. حاصل تحقیقتان را در قالب یک گزارش  به دیگر هم‌کلاسی‌ها ارائه دهید.
بر اساس «اثر استروپ» زمانی که اسم یک رنگ مانند آبی، سبز یا قرمز و با رنگ دیگری چاپ شده باشد (مثلاً کلمه «قرمز» با جوهر «آبی» رنگ چاپ شود) بیان رنگ کلمه، در مقایسه با حالتی که رنگ جوهر و کلمه یکی باشند، زمان بیشتری به خود اختصاص داده و با احتمال خطای بالاتری مواجه خواهد بود.

ادراک: محرک‌های محیطی را چگونه تفسیر کنیم؟

بعد از انتخاب دریافت‌های حسی، آنها را تفسیر می‌کنیم. ادراک، فرایندی است که از طریق آن، محرک‌های مورد توجه را بازشناسی و به آنها معنا می‌بخشیم.

همۀ آنچه را که احساس می‌کنیم، تفسیر نمی‌شوند. به عبارت دیگر بسیاری از محرک‌های حسی در همان حد تحریک گیرنده‌های حسی باقی مانده، وارد فضای ادراکی نمی‌شوند. از طرفی دیگر، گاهی چیزهایی را ادراک می‌کنیم که هیچ موقع احساس نکرده‌ایم. به شکل زیر دقت کنید. همچنان که در این دو شکل می‌بینیم، همه افراد دو مثلث مشکی و سفید را گزارش می‌دهند در حالی که چنین چیزی حس نمی‌شود.

ادراک چیزی که وجود ندارد.
ادراک چیزی که وجود ندارد.

مطالب ذکر شده نشان می‌دهد گاهی چیزی را که وجود خارجی دارد ادراک نمی‌کنیم. گاهی نیز چیزی را ادراک می‌کنیم که احساس نشده است. روان‌شناسان به ادراک پدیده‌های بدون احساس، توهم گویند.

سوال (صفحه 82 کتاب درسی)

 

به نظر شما بین خطای ادراکی و توهم چه تفاوتی وجود دارد؟
خطاهای ادراکی در همه حواس و تشخیص آدمی از اشیا و امور صورت می‌گیرند که مهمترین آنها، خطاهای بینایی و شنوایی، خطاهای زمان و مکان، خطاهای حرکتی، خطاهای تخمین زدن محاسباتی یا وصفی و عضلانی هستند.
خطای بینایی هر اندازه یک شی بزرگتر باشد، به همان اندازه انتظار داریم که سنگین‌تر باشد، اگر دو جسم از یک ماده معین ساخته شوند، اما اندازه‌های متفاوت داشته باشند، در اثر تضاد آنچه کوچک‌تر است سنگین‌تر به نظر می‌رسد.
خطای شنوایی: در تشخیص صداهای شبیه به هم دچار خطا می‌شویم مانند صدای بوق آمبولانس و آژیر پلیس و یا تشخیص صدای انواع پرندگان

مواردی همچون شکل‌های آمده بیانگر خطای ادراکی است. وجود خطاهای ادراکی نشانگر این است که آنچه را حس می‌کنیم الزاماً چیزی نیست که در ذهن خود ادراکش می‌کنیم.

به شکل‌های زیر دقت کنید. در شکل الف، با اینکه طول دو خط وسط برابر است، خط بالایی را بلندتر ادراک می‌کنیم. همین طور در شکل ب با دو خط هم اندازه مواجه هستیم. یکی از این خطوط دارای پیکان واگرا و دیگری هم‌گرا است. معمولاً آزمایش شوندگان خط واگرا را بلندتر ادراک می‌کنند. به شکل الف خطای پونزو (Ponzo Illusion) و به شکل ب خطای مولر - لایر (Muller - Lyer Illusion) گویند.

خطای ادراکی پونزو (الف) و مولر لایر (ب)
خطای ادراکی پونزو (الف) و مولر لایر (ب)

فعالیت 3-11 (صفحه 82 کتاب درسی)

 

با جست‌وجو در اینترنت شما نیز چند نمونه از خطاهای ادراکی را جمع‌آوری کرده در کلاس ارائه کنید.
خطای هاله‌ای: تحت تاثیر قرار گرفتن ادراک آدمی توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله‌‏ای می‌‏نامند؛ برای مثال، اگر شخصی خندان و دوست داشتنی باشد، ممکن است او را فردی صادق بشماریم و در مقابل فردی که چهره عبوس و ناراضی دارد را انسانی شرور و نادرست تصور کنیم. در صورتی که این تصورات درست نیست.
خطای فرافکنی: انسان تمایل دارد احساسات و ویژگی‏‌های خود را به دیگران نسبت دهد و از آنها اعتراف بگیرد که دارای آن صفات هستند. این اشتباه خطای فرافکنی نام دارد، تحقیقات علمی نشان داده که آشفتگی، لجبازی و خیره سری صفاتی هستند که اغلب انسان‌ها به ارزیابی و متهم کردن دیگران نسبت به آن‏ها تمایل داشته و از آن‌جا که این صفات کم و بیش در وجود همه انسان‌ها هستند، هیچ‌کس به ارزیابی خود در مورد این صفات تمایلی ندارد.
خطای نخستین برخورد: هنگامی ‏که انسان برای نخستین بار فردی را ملاقات می‌کند، برای پیش‌بینی رفتار خود در برخوردهای بعدی، تصویر و خاطره‌‏ای از آن فرد در ذهن خود می‌سازد که این تصورات و خاطرات به طور موثری پایدار خواهند ماند.
خطای برخورد کلیشه‌ای: فرآیند برخورد کلیشه‌ای به دسته بندی افراد بر مبنای یک و یا دوصفت، و استناد برخی ویژگی‌ها به همان افراد بر اساس آن صفات، گفته می‌‏شود. برای مثال: «وکلا صداقت ندارند» و غیره، البته هیچ یک از جملات نمی‌تواند عمومیت داشته باشد.
خطای دفاع ادراکی: گاهی انسان با محرک‌‏ها و مسائلی گیج کننده و نامانوس و به عبارتی آموخته نشده روبه‌‏رو می‌شود که از ادراک آنها امتناع می‌‏ورزد که این فرآیند «دفاع ادراکی» نامیده می‌شود؛ برای مثال، تحقیقات نشان داده انسان آگاهی‌ها و محرک‌هایی که از نظر فرهنگی غیر قابل قبول یا تهدید کننده به نظر می‌‏رسد را نادیده می‌‏گیرد، مگر اینکه بیش از حالت عادی باشد. 
خطای ادراک انتخابی: فرآیند پالایش اطلاعاتی متناسب با خواست و مطلوب آدمی را «ادراک انتخابی» می‌‏نامند. انسان از تجربه پیشین خود می‌آموزد که اطلاعات نامساعد و ناخوشایند را نادیده بگیرد؛ برای مثال، اغلب سعی می‌‏کنند که انتقادهای مستقیم و غیر مستقیم، به ویژه در مورد مسائل حرفه‌‏ای (شغل) و تخصصی را نادیده انگاشته و بیشتر به تحسین‏ ها توجه کند. 
خطای نظریه ‏های ضمنی شخصیت: نظریه‌های ضمنی شخصیت مبین ادراک فرد از شخصیت اقشار مختلف مردم است که این ادراک بر مبنای تجربیات وی از ارتباط با طبقات مختلف جامعه شکل گرفته است. بر اساس این نظریه‏‌های ضمنی، شخصیت انسان تمایل دارد بر اساس تجربیات متفاوت از ارتباط با دیگران سیستمی را ایجاد کند که توصیف کننده شخصیت افراد باشد، حال آنکه این سیستم می‌تواند در برخورد با افراد مختلف مملو از اشتباهات متفاوتی باشد؛ برای مثال، هیچ تضمینی وجود ندارد افراد باهوش خلاق‌ترین افراد باشند.

از مطالب مربوط به خطای ادراکی، نتایج مختلفی به دست می‌آید.
1- نتیجه اول: اینکه ادراک با احساس متفاوت است.
2- هر چه تعداد خطاها بیشتر باشد، به عنوان یک «خطای شناختی» وارد نظام ذهنی فرد می‌شود. در آن صورت نتایج آن وخیم‌تر از خطاهای ادراکی همچون خطای مولر - لایر است!

سؤال درس اول درباره جراحی زیبایی مکرر را به خاطر بیاورید. بسیاری از این افراد در ادراک خود از بدنشان مشکل دارند. چه بسا این قبیل افراد بسیار زیبا باشند، اما به دلیل خطای شناختی، به‌طور مکرر، جراحی مکرر می‌کنند.

دانش آموزان از درجه دشواری مطالب درسی درک متفاوتی دارند؛ برخی مطالب را سهل و برخی دیگر همان مطلب را دشوار می‌پندارند. مشکل بودن یک درس احتمالاً به دلیل روش غلط مطالعه است، نه اینکه واقعا دشوار است.

گشتالت

«گشتالت» یک واژۀ آلمانی به نام کل و هیئت است. در نزد روان شناسان گشتالتی «ادراک» اهمیت زیادی دارد. این روان‌شناسان بر این باور بودند که روش‌های جزءنگر، درک جامعی ایجاد نمی‌کند.

همچنین آنان اعتقاد داشتند «کل بیشتر از مجموع اجزا است» از نظر آنها کل، علاوه بر مجموع اجزا، شامل روابط بین اجزا هم می‌شود که از جمع اجزا به دست نمی‌آید.

سوال (صفحه 83 کتاب درسی)

 

بسیاری از افراد در فضای مجازی، خود را با عکس نیمرخشان (پروفایلشان) به دیگران معرفی می‌کنند. به نظر شما کدام شکل زیر موفق‌تر است؟ چرا؟ 
1- تصویری تمام قد و کامل از خود؛
2- تصویری از نمای بسیار نزدیک یا نیمی از صورت خود. 

تصویر تمام قد و کامل از خود می‌تواند درک جامعی را در بیننده ایجاد کند. کل بیش‌تر از مجموع اجزا است و روابط بین اجزا را هم شامل می‌شود.

برخی از اصول روان‌شناسی گشتالت

روان‌شناسان پیرو مکتب گشتالت سعی کردند با استفاده از برخی اصول ساده منظور خود را تبیین کنند که تعدادی از آن اصول توضیح داده می‌شود.

1- اصل شکل و زمینه (Figure - Ground)

منظور از این اصل این است که ادراک ما از یک شکل، تحت تأثیر زمینه‌های مختلف، تغییر می‌کند.

به شکل پایین توجه کنید. همچنان که می‌بینیم در این شکل حرف B بدون توجه به A و C عدد سیزده خوانده می‌شود. در حالی که همین عدد وقتی با حروف A و C می‌آید حرف B خوانده می‌شود. همچنین دو دایره نارنجی وسط دایره‌های مختلف، علی رغم اندازه یکسان به صورت متفاوت ادراک می‌شوند.

ادراک یک شکل، تحت تأثیر زمینه آن شکل است.
ادراک یک شکل، تحت تأثیر زمینه آن شکل است.

2- مجاورت (Proximity)

وقتی چند شیء در کنار یکدیگر باشند ما آنها را به‌صورت یک گروه ادراک می‌کنیم. همچنان که در شکل مقابل دیده می‌شود ما گرایش داریم چهار دایره میانی را به‌صورت دو زوج دایره ببینیم.

3- مشابهت (Similarity)

ما معمولاً تمایل داریم اشیا را بر اساس شباهت آنها در یک مقوله طبقه‌بندی کنیم. همچنان که در شکل زیر می‌بینیم ما در این شکل، 4 خط جداگانه ادراک نمی‌کنیم، بلکه می‌گوییم یک خط دوتایی و دو خط یکی.

4- استمرار (Continuity)

ما گرایش داریم اشکال را به‌صورت متصل و پیوسته ببینیم، نه منقطع و غیرپیوسته.

اگر به فرد بگوییم این تصویر را ادامه بده همین گونه ادامه خواهد داد.

5- تکمیل (Clouser)

ما تمایل داریم اشیای ناقص را به‌صورت کامل ببینیم. در شکل زیر ما فقط خطوط بریده بریده را احساس می‌کنیم در حالی که در ادراک آن را مثلث می‌بینیم. دانش امروزی از ادراک بسیار فراتر از آن چیزی است که روان‌شناسان گشتالت مطرح کردند. شواهد تجربی جدید نشان می‌دهد که، علاوه بر ویژگی‌های حسی، ادراک به شدت از نوع پردازش افراد اثر می‌پذیرد. مفهوم پردازش ادراکی و مفهومی درس اول را به خاطر آورید. فرض کنید یک فرد نوآموز زبان فارسی و یک فرد مسلط به زبان فارسی، متن داخل شکل زیر را می‌خوانند.

واژه «را» به وسیله فرد نوآموز دوبار خوانده می‌شود. در حالی که فرد مسلط به زبان فارسی آن را یک بار می‌خواند. فرد اول دارای پردازش ادراکی و فرد دوم دارای پردازش مفهومی است.

شما هم می‌توانید این آزمایش را روی یک بزرگسال و یک دانش آموز پایه اول یا دوم ابتدایی اجرا کنید. نتایج آن جالب توجه خواهد بود.

ادراک تحت تأثیر نوع پردازش است.
ادراک تحت تأثیر نوع پردازش است.

به واسطۀ ادراک، محرک‌های بیرونی به اطلاعات روان‌شناختی معنادار تبدیل می‌شود. ما این اطلاعات را در مخزنی به نام حافظه نگهداری می‌کنیم. در درس بعد با موضوع حافظه و مهم‌ترین علل فراموشی آشنا خواهید شد.

جمع‌بندی درس (صفحه 86 کتاب درسی)

 

با توجه به آنچه از این درس فراگرفتم می‌خواهم مشکلات مربوط به توجه را کاهش دهم.
در این راستا باید این کارها را انجام دهم:
1) تلاش می‌کنم از بین محرک‌های محیطی مختلف به آن محرکی توجه کنم که خیلی مهم و با اهمیت می‌باشد.
2) محرکی را که انتخاب کرده‌ام برای خودم پردازش کرده و معنی‌‌دار می‌سازم به نحوی که آن محرک جزو ملکه‌های ذهنی من باشد.
3) سعی می‌کنم موضوعات و محرک‌ها را از ابعاد و زوایای متفاوت ببینم و به دنبال چرایی و چگونگی موضوع باشم.
4) از انجام هم ‌زمان چند تکلیف به خصوص در تکالیف جدید و سخت پرهیز می‌کنم تا جلوی تقسیم توجه را بگیرم.
5) سعی می‌کنم که از تمام حواس خودم در یادگیری استفاده کنم. مثل حواس بینایی، شنیداری و...

واژگان اصلی

احساس، توجه، ادراک، محرومیت حسی، جبران حسی، تمرکز، تحریک حسی، فرایندهای فکری، آماده سازی، خوگیری، علامت هدف، علامت انحرافی، گوش به زنگی، جست‌وجو، خطای ادراکی، خطای شناختی گشتالت، شکل و زمینه، مجاورت، مشابهت، استمرار، تکمیل.

درس 3: احساس، توجه، ادراک