درسنامه آموزشی جامعه شناسی (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 14: انقلاب اسلامی ایران؛ نقطه عطف بیداری اسلامی
«شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همهٔ انقلابها جداست؛ هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزهٔ انقلاب و قیام. تردید نیست که این یک تحفهٔ الهی و هدیهٔ غیبی بوده که از جانب خداوند منّان بر این ملّت مظلومِ غارت زده، عنایت شده است.» (وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی)
انقلاب اسلامی ایران ویژگیهایی متمایز از دیگر جنبشهای اجتماعی داشت و با همهٔ جنبشهای اجتماعی که پیش از آن در ایران رخ داده بود یا هم عصر با آن در سایر نقاط دنیا وجود داشت، متفاوت بود. آیا ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران را میدانید؟
انقلاب مشروطه
نخستین بیدارگران اسلامی در جهان اسلام، حرکتها و جنبشهایی ایجاد کردند. جنبش عدالتخانه و جنبش تنباکو دو نمونه از این جنبشها در ایران هستند. دربارهٔ این دو جنبش چه میدانید؟ چرا جنبشهای اجتماعی نخستین بیدارگران اسلامی در ایران متوقف شد؟
نخستین بیدارگران اسلامی در ایران، جنبشهایی را برای اصلاح رفتار حاکمان و ساختار حکومت قاجار بهوجود میآوردند.
تعامل عالمان شیعی با قاجار بر اساس «مقاومت منفی» بود. در مقاومت منفی، حاکمیت پادشاه، ظالمانه و غیرمشروع دانسته میشود و همکاری سیاسی با آن، جز در حدّ واجبات نظامیه انجام نمیشود. منظور از واجبات نظامیه اموری است که برای بقای زندگی اجتماعی لازم است؛ مانند حفظ امنیت یا مقابله با دشمنان خارجی.
هنگامی که قاجار - به دلیل اثرپذیری از دولتهای استعماری - به جای مقاومت در برابر بیگانگان به قراردادهای استعماری روی آوردند، «مقاومت منفی» به سوی «فعالیت رقابتآمیز» تغییر کرد. منظور از فعالیت رقابتآمیز، ورود فعّال به عرصهٔ زندگی اجتماعی و سیاسی، نه در جهت تأیید قدرت حاکم و حمایت از آن، بلکه در رقابت با آن است.
|
|
برخورد رقابتآمیز عالمان دینی با قاجار، حرکتی اصلاحی بود. آنها برای اصلاح برخی رفتارهای پادشاهان قاجار تلاش میکردند. جنبش تنباکو نمونهای موفق از فعالیت رقابتآمیز اصلاحی است. این تجربهٔ موفق، فعالیت رقابتآمیز را از اصلاح رفتار به اصلاح ساختار تغییر داد و به «جنبش عدالتخانه» منجر شد.
جنبش عدالتخانه فقط به دنبال اصلاح کار یا رفتار خاصی از پادشاه نبود بلکه اصلاح شیوهٔ زمامداری او را هدف قرار داده بود. این جنبش - با توجه به شرایط داخلی و خارجی در پی تأسیس مجلسی بود که قوانینِ عادلانهٔ الهی را تدوین کند و شاه را ملزم سازد که در چارچوب این قوانین عمل کند. این حرکت، حاکمیت را از مدار استبداد به مدار عدالت منتقل میکرد. البته در فقه اجتماعی و سیاسی تشیع، این نوع حاکمیت نیز آرمانی نبود امّا فساد آن از استبداد کمتر بود و ظلم را کنترل میکرد. به همین دلیل، فقط در شرایطی که برقراری حاکمیت آرمانی امکان نداشت، پذیرش آن ممکن بود.
جنبش عدالتخانه از آن جهت که ساختار سیاسی جامعه را تغییر میداد، یک انقلاب اجتماعی بود. با اوجگیری این جنبش، منوّرالفکران غربزده به آن پیوستند و در جریان بستنشینی در سفارتخانهٔ انگلستان، نام مشروطه را برای آن برگزیدند. عالمان مسلمان نیز از همراهی منوّرالفکران استقبال کردند و این نام را پذیرفتند اما منظور عالمان دینی از مشروطه با منوّرالفکران تفاوت داشت. منظور عالمان مسلمان از مشروطه، مشروط کردن حاکمیت به احکام عادلانهٔ الهی بود اما منوّرالفکران مشروطه را نوعی حاکمیت سکولار مانند دولت انگلستان میدانستند.
از نظر منوّرالفکران مشروطهخواه، مجلس محلی بود که در آن، قوانین نه بر پایه احکام اسلام، بلکه براساس اراده و خواست بشر تنظیم و تدوین میشد.
در جریان انقلاب مشروطه، نزاع و رقابتی سخت بین بیدارگران اسلامی و منوّرالفکران غربگرا بهوجود آمد که پس از دو دهه کشمکش، با حضور قدرتهای استعماری و دخالت انگلستان، به نفع جریان منوّرالفکران پایان یافت. حاکمیت منوّرالفکران در ایران به استبداد استعماری رضاخان ختم شد.
مقایسه کنید (صفحهٔ 117 کتاب درسی)
با توجه به جدول زیر مقاومت منفی، فعالیت رقابتآمیز اصلاحی و انقلاب اجتماعی را با یک دیگر مقایسه کنید.
| فعالیت اجتماعی - سیاسی | ویژگی | نمونهٔ تاریخی |
|---|---|---|
| مقاومت منفی | همکاری با حاکم نامشروع در حد واجبات نظامیه | تدوین رسالههای جهادیه |
| فعالیت رقابتآمیز اصلاحی | اصلاح رفتار حاکمان یا ساختار حکومت | جنبش تنباکو |
| انقلاب اجتماعی | تغییر ساختار سیاسی | جنبش عدالتخانه، انقلاب مشروطه |
- در مقاومت منفی حاکمیت پادشاه ظالمانه و غیر مشروع دانسته میشد و همکاری سیاسی با آن در حد واجبات نظامیه بود و جنبشی در این مرحله صورت نگرفت.
- در فعالیت رقابتآمیز، افراد به دنبال اصلاح ساختار حکومت یا رفتار حاکمان هستند.
- در انقلاب اجتماعی کل ساختار حکومتی زیر سؤال رفت و معترضین خواستار تغییر شیوه ی زمام داری و یا تغییرات اساسی در ساختار سیاسی حاکم شدند.
انقلاب اسلامی
رهبران دینی بعد از شکست در مشروطه، از موضع فعالیت رقابتآمیز به موضع مقاومت منفی بازگشتند. این موضع در مرجعیت شیعه تا شروع انقلاب اسلامی ادامه یافت. انقلاب اسلامی ایران چگونه بهوجود آمد و چه تفاوتی با انقلاب مشروطه داشت؟
پس از گذشت بیش از هفتاد سال از انقلاب مشروطه و نیم قرن از حاکمیت پهلوی، انقلاب اسلامی ایران رخ داد. امام خمینی (ره) انقلاب را هنگامی آغاز کرد که شاه تحت حمایت دولتهای غربی بود و مأموریت حفظ امنیت منطقه را به عهده داشت. روشنفکران چپ نیز از صحنهٔ رقابتهای سیاسی داخلی کشور حذف شده بودند.
|
|
بخوانیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 119 کتاب درسی)
تأثیر شگفت انقلاب اسلامی ایران بر معادلات و روابط و نظامهای سیاسی و فرهنگی چنان عمیق و گسترده بود که کارشناسان آمریکایی در محرمانهترین گزارشهای خود ناچار به آن اقرار کردند. گزارش زیر که برای سران وزارتخارجه آمریکا تهیه شده از جملۀ آنهاست:
استانلی تی. اسکودرو
خیلی محرمانه
چه اشتباهی در ایران رخ داد؟در تمام مدت بعد از جنگ (جهانی دوم) و به خصوص از سال 1953 (1332 هجری شمسی) به این طرف، آمریکا با شاه ایران و رژیمش رابطهای بسیار نزدیک برقرار نمود. ما در سرنگونی نخستوزیر چپگرا و ناسیونالیست یعنی مصدق و بازگرداندن شاه از تبعید مختصرش در اروپا، نقش بسیار مؤثری را ایفا نمودیم. ما چند میلیارد دلار در زمینه پروژههای کمک دو جانبه مصرف کردیم که بسیاری از آنها به خوبی قابل درک بود و مورد تمجید قرار گرفت. براساس منافع مشترک امنیتی و نیز قدرت خرید ایران، ما به ایران کمک کردیم تا به صورت قدرت بیچون و چرا در خلیج فارس درآید. ما در آن کشور دارای هزاران مستشار و تکنیسین نظامی و غیرنظامی بودیم. از حاکمی نیرومند و مستبد حمایت میکردیم که در نتیجه بصیرت خویش به ضرورت عمران ملیّ پی برده بود و ظاهرا آن قدر شجاع بود که هدایت ایران را در مسیر اصلاحات اقتصادی و اجتماعی ملی به دست گرفت تا ایران بتواند به قرن بیستم وارد شود.
... شرح کامل وقایع و نیروهایی که منجر به سقوط دیکتاتوری شاه گردید تا مدتها موضوع بحثهای علمی خواهد بود. به هر حال، در این نوشتار امکان این کار نیست. ولی میتوان گفت که این وضع به طور مسلم نتیجه مستقیم یک انقلاب اصیل داخلی بود، نه ناآرامی و آشوب هدایت شده از خارج.
... سالها سرکوب، فساد، عدم مدیریت، چاپلوسی و تملق، وعدههای توخالی و عدم سیاست و کارایی کلی هر دو ستون رژیم را تضعیف و باعث شد که بسیاری از ایرانیها که به هرحال نسبت به حکومت خویش بدبین و بیاعتماد هستند، نسبت به موفقیتهای چشمگیر و با ارزش حکومت سلطنتی واقعیات را نادیده بگیرند. نوآوری سریع و فرصتهای آموزشی رو به رونق نیز صحنه را برای سقوط پهلوی فراهم نمود.
منبع: اسناد لانه جاسوسی آمریکا، جلد 7، صص 43 تا 47، سند شماره 12، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
نکات قابل برداشت:
1- دخالت مستقیم آمریکا در سرنگونی حکومت ملی و قانونی دکتر مصدق
2- حفظ منافع آمریکا توسط شاه در خلیج فارس
3- تمجید از شاه به خاطر اجرای طرحهای مورد قبول آمریکا
4- اصیل بودن انقلاب اسلامی و عدم وابستگی آن به هیچ کشور و سازمان خارجی
5- اقرار به فساد گسترده و ناکارآمدی رژیم پهلوی
6- فاصلۀ زیاد میان عدم مدیریت و ناکارآمدی رژیم پهلوی و اقدامات کوچک اقتصادی و اجتماعی
سؤال: پرسش و پاسخ سند مذکور را نقد و ارزیابی کنید. پرسش چیست؟ پاسخ کدام است؟
آمریکا میپرسد «چه اشتباهی در ایران رخ داد که با وجود حمایت کامل ما از شاه، رژیم پهلوی سقوط کرد؟»
هدف پرسش این است که بفهمند چرا رژیمی که کاملاً تحت حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا بود، ناگهان فرو ریخت.
پاسخ سند:
نویسندهٔ گزارش توضیح میدهد که سقوط شاه نتیجه عوامل داخلی بود:
سالها استبداد، فساد، وابستگی، سوءمدیریت، سرکوب، فاصله گرفتن از مردم، ناتوانی در اداره کشور، و بدبینی عمومی پایههای حکومت را سست کرد. بنابراین، انقلاب اسلامی نه کار بیگانگان، بلکه یک انقلاب اصیل مردمی بود که در واکنش به این مشکلات داخلی شکل گرفت.
امام خمینی (ره) بهعنوان یک مرجع دینی، مردم و عالمان را از موضعِ مقاومت منفی به فعالیت رقابتآمیز بازگرداند. این فعالیتِ رقابتآمیز، گرچه با اعتراض به کاپیتولاسیون و رفتار استعماری شاه آغاز شد، ولی در حد یک حرکت اصلاحیِ نماند و بهصورت یک حرکت انقلابی درآمد که حذف شاهنشاهی و تحقق حکومت اسلامی را دنبال میکرد.
در اندیشهٔ اجتماعی و سیاسی شیعی، حاکمیت آرمانی دینی، حاکمیت الهی است که بهوسیلهٔ پیامبر (ص) و اهلبیت (ع) تحقق پیدا میکند و در زمان غیبت امام زمان (عج) اجرای احکام الهی، وظیفهٔ کسانی است که هم به احکام و شرایط اجرای آنها آگاه و عالم باشند و هم به علم و آگاهی خود عامل باشند و به آن عمل کنند.
مشکل عدالتخانه این بود که رفتار عادلانه را به کسانی تحمیل میکرد که با معیارهای الهی به قدرت نرسیده بودند. آن ها قدرت را با شمشیر قوم و عشیره یا با حمایت دولتهای استعمارگر بهدست آورده بودند؛ عالم به عدالت نبوده و عمل به عدالت نیز به قدر کافی در شخصیت آنها نهادینه نشده بود. به همین دلیل، در شرایطی بهنظر میرسید برقراری حاکمیت آرمانی امکانپذیر نیست، مشروطه در مقایسه با نظام استبدادی ترجیح داده شد.
انقلاب اسلامی، بازگشت مردم ایران به حرکت ناتمامی بود که در مشروطه آغاز کرده بودند. این بازگشت با هزینهٔ نزدیک به صدسال تجربهٔ تاریخی انجام میشد؛ تجربهٔ رقابت با منوّرالفکران غربگرا، استبداد استعماری و روشنفکرانی که در حاشیهٔ بلوک شرق و غرب عمل میکردند.
گفتوگو کنید (صفحهٔ 120 کتاب درسی)
دربارهٔ شباهتها و تفاوتهای انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران گفتوگو کنید.
انقلاب مشروطه: بیشتر یک انقلاب اجتماعی تحت تأثیر انقلاب فرانسه بود، بیشتر مقاومت منفی را دنبال میکرد و بعد از آن اصلاحی بود. حاکمیت بیشتر در دست انگلستان بود، بین منوّرالفکران و بیدارگران نزاع بود.
انقلاب اسلامی: یک انقلاب سیاسی - اجتماعی است، حاکمیت بیشتر در دست امریکا بود، بین گروههای مختلف از جمله منوّرالفکران و بیدارگران هماهنگی بیشتر شد، رهبری مستحکمتری نسبت به مشروطه داشت و انسجام انقلاب اسلامی از انقلاب مشروطه بیشتر است.
مقایسهٔ انقلاب اسلامی و انقلابهای آزادی بخش
قرن بیستم را قرن انقلابهای آزادی بخش میدانند و انقلاب اسلامی، آخرین انقلاب قرن بیستم است. در این قرن، انقلابها و جنبشهای آزادی بخش در بسیاری از کشورهای جهان سوم در آفریقا، آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین شکل گرفتند. انقلاب اسلامی ایران با این انقلابهای آزادی بخش چه شباهتها و تفاوتهایی دارد؟
انقلاب اسلامی ایران، انقلابها و جنبشهای آزادی بخش قرن بیستم، همگی جهتگیری ضد استعماری داشتند و در جهت از بین بردن سلطهٔ سیاسی کشورهای غربی عمل میکردند.
|
|
|
اما انقلاب اسلامی ایران با انقلابهای آزادیبخش این قرن تفاوتهایی دارد:
- انقلابهای آزادی بخش اغلب در مقابل بلوک غرب شکل میگرفتند و مورد حمایت بلوک شرق بودند. ولی انقلاب اسلامی ایران به هیچ یک از دو بلوک وابستگی نداشت و از آغاز، جهتگیری ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی و ضد مارکسیستی خود را اعلان کرد.
- انقلابهای آزادی بخش، اغلب با جنبشهای چریکی گروهها و احزاب مختلف شکل میگرفتند. اما انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فراگیرِ مردمی با مرجعیت و رهبری دینی بود و همهٔ اقشار و گروههای جامعه را دربر گرفت.
- انقلابهای آزادیبخش در چارچوب نظریهها و مکاتب چپ شکل میگرفتند که برای حل بحرانهای جهان غرب بهوجود آمده بودند ولی انقلاب اسلامی ایران از آموزههای اسلامی بهره میبرد و به فلسفهها و مکاتب سیاسی غرب تعلقی نداشت.
- انقلابهای آزادی بخش در مقابله با استعمار قدیم و حذف کارگزاران مستقیم غرب موفق میشدند ولی در قطع وابستگی اقتصادی و فرهنگی توفیقی نداشتند؛ و به همین سبب، استعمار با دست کارگزاران این انقلابها، در چهرهٔ استعمار نو باز میگشت. این انقلابها نتوانستند جایگاه کشورشان را از حاشیهٔ قطبهای سیاسی و اقتصادی جهان خارج کنند اما انقلاب اسلامی ایران فقط یک انقلاب سیاسی نبود بلکه هویتی فرهنگی و تمدنی داشت. این انقلاب بیرون از قطببندی سیاسی شرق و غرب، یک قطببندی جدید فرهنگی بهوجود آورد و خود درکانون قطب فرهنگی جهان اسلام قرار گرفت.
بیندیشید (صفحه 122 کتاب درسی)
برای یک شباهت و چهار تفاوت انقلاب اسلامی ایران و انقلابهای آزادی بخش، پنج عنوان مناسب انتخاب کنید.
شباهت مشترک: مبارزه با استعمار و سلطهپذیری
انقلاب ایران: مستقل / فراگیر / پیرو مکتب دینی اسلام / هویت فرهنگی مستقل / ایجاد قطببندی جدید
انقلابهای آزادی بخش: وابسته / حزبی / پیرو مکاتب سیاسی / وابستهی اقتصادی - فرهنگی / ماندن در وضعیت پیرامونی
با هم تکمیل کنید (صفحهٔ 122 کتاب درسی)
مقایسهٔ انقلاب ایران و انقلابهای آزادی بخش
شباهتها
1) هر دو در جهت مبارزه با استعمار و نفی سلطهٔ سیاسی قدرتهای غربی شکل گرفتند.
2) هر دو در پی آزادی، استقلال و رهایی ملتها از حکومتهای وابسته و استبدادی بودند.
3) هر دو به بسیج مردم و نیروهای اجتماعی برای سرنگونی نظامهای وابسته و تحمیلگر تکیه داشتند.
تفاوتها
1) انقلاب اسلامی ایران مستقل از دو بلوک شرق و غرب و بر پایهٔ مکتب دینی اسلام بود؛ بسیاری از انقلابهای آزادیبخش بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به یکی از بلوکها و مکاتب چپ و سکولار وابسته بودند.
2) انقلاب اسلامی حرکتی فراگیر و مردمی با رهبری دینی واحد بود؛ انقلابهای آزادیبخش غالباً حزبی، چریکی و محدود به گروهها و احزاب خاص بودند.
3) انقلاب اسلامی در پی قطع وابستگی فرهنگی و اقتصادی و ایجاد قطببندی فرهنگی جدید در جهان اسلام بود؛ بسیاری از انقلابهای آزادیبخش، پس از حذف حاکمان مستعمراتی، در مدار وابستگی اقتصادی و فرهنگی باقی ماندند و کشورشان را همچنان در وضعیت پیرامونی نگه داشتند.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 123 کتاب درسی)
انقلاب اسلامی ایران، حرکت رقابتآمیز، جنبش عدالتخانه، انقلاب مشروطه، بیدارگران اسلامی، مقاومت منفی
خلاصه کنید (صفحهٔ 123 کتاب درسی)
- انقلاب اسلامی ایران، تنها یک انقلاب سیاسی نبود بلکه هویتی فرهنگی و تمدنی داشت.
- فعالیت رقابتآمیز، ابتدا به صورت اصلاح رفتار حاکمان بود ولی در جریان جنبش تنباکو به سمت اصلاح ساختار هدایت شد و در نهایت به جنبش عدالت خانه منجر شد.
- جنبش عدالت خانه یک انقلاب اجتماعی بود که منوّرالفکران غربزده نیز به آن پیوستند و نام مشروطه را برای آن برگزیدند اما منظور آنان از مشروطه، حاکمیت سکولار و منظور از تأسیس مجلس، محلی برای تدوین قوانینی منطبق بر اراده و خواست بشر بود.
- هدف جنبش عدالتخانه، اصلاح ساختاری شیوهٔ زمامداری شاه بود و در پی تأسیس مجلسی بود که قوانین عادلانهٔ الهی را تدوین کند.
- شباهت انقلاب ایران با انقلابهای دیگر در این است که همگی جهتگیری ضد استعماری داشتند و بهدنبال حذف سلطه سیاسی غرب بودند.
- در ابتدای حکومت قاجار که با قدرت شمشیر ایل خود، به پیروزی رسیده بودند، عالمان، حاکمیت آنها را ظالمانه و غیر مشروع میدانستند ولی برای حفظ امنیت کشور در حد ضرورت با آن همکاری میکردند. (مقاومت منفی).
- 70 سال پس از مشروطه امام خمینی (ره) فعالیت رقابتآمیز را با اعتراض به کاپیتولاسیون و رفتار استعماری شاه آغاز کرد ولی این حرکت اصلاح رفتار و ساختار را پشت سر گذاشت و بهصورت یک حرکت انقلابی است. هدف آن حذف شاهنشاهی و تحقّق حکومت اسلامی بود، درآمد.
آن چه از این درس آموختیم (صفحهٔ 122 کتاب درسی)
در این درس دیدیم که انقلاب اسلامی ایران ادامه و تکامل تجربههای تاریخی پیشینِ ملت ایران است؛ از مقاومت منفیِ عالمان در برابر حکومتهای ظالمان قاجار، تا فعالیت رقابتآمیز اصلاحی در جنبش تنباکو و سپس انقلاب اجتماعیِ عدالتخانه و مشروطه. تجربهٔ تلخ غلبهٔ منوّرالفکران غربگرا، استبداد استعماری پهلوی و شکست الگوهای سکولار و وابسته، ملت ایران را به این نتیجه رساند که اصلاح رفتار و حتی اصلاح ساختار، بدون حاکمیت انسانهای مؤمن، عادل و عالم به احکام الهی، کافی نیست. انقلاب اسلامی بر پایهٔ بازگشت به اسلام، مرجعیت دینی، رهبری واحد و حضور گستردهٔ مردم، نظام شاهنشاهی وابسته را کنار زد و الگویی تازه از حاکمیت دینی و مردمی ارائه کرد.
همزمان دانستیم که انقلاب اسلامی، در عین اشتراک با دیگر انقلابها در جهتگیری ضد استعماری، از نظر مبانی، اهداف و روش با بسیاری از انقلابهای آزادیبخش قرن بیستم متفاوت است. این انقلاب نه بر ایدئولوژیهای چپ و لیبرالِ غربی، بلکه بر مکتب اسلام تکیه دارد؛ نه به بلوک شرق وابسته است و نه به بلوک غرب، بلکه قطببندی جدیدی بر اساس هویت فرهنگی و دینی در جهان اسلام ایجاد کرده است. به همین دلیل، انقلاب اسلامی فقط یک جابهجایی سیاسی نبود، بلکه حرکتی فرهنگی و تمدنی است که میکوشد استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را توأمان محقق کند و الگویی متفاوت برای ادارهٔ جامعه بر پایهٔ توحید، عدالت و کرامت انسانی عرضه نماید.

