درسنامه آموزشی جامعه شناسی (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 2: فرهنگ جهانی
فرهنگهای مختلف، گسترهٔ جغرافیایی و تداوم تاریخی یکسانی ندارند. در طول زمان، در سرزمینی واحد، فرهنگهای متفاوتی، پدید میآیند و در زمان واحد در سرزمینهای متعدد، فرهنگهای گوناگونی شکل میگیرند. عمر برخی از فرهنگها کوتاه و برخی دیگر طولانی است. برخی در مناطقی محدود بهوجود میآیند و از مرزهای جغرافیایی خود عبور نمیکنند ولی برخی دیگر گسترش بسیاری دارند. نه تنها فرهنگها بلکه عناصر و اجزای فرهنگها نیز اینگونهاند؛ برخی عناصر فرهنگی، تداوم تاریخی و گسترش جغرافیایی بیشتری دارند و برخی اینگونه نیستند.
در سرزمین پهناور ایران در طول تاریخ چه فرهنگهایی شکل گرفتهاند؟ چه عناصری از این فرهنگها باقی مانده است؟
| فرهنگ نمونه | تداوم تاریخی بالا | گستره جغرافیایی وسیع |
|---|---|---|
| ژاپن | + | - |
| اینکاها | - | - |
| اسلام | + | + |
| مسیحیت | + | + |
|
|
چه فرهنگهایی جهانی میشوند؟
آموختید که فرهنگها متنوعاند و این تنوع به عقاید و ارزشهای اساسی و کلان آنها برمیگردد. یعنی روح و شالودهٔ فرهنگها متنوع است. فرهنگها از نظر گسترهٔ جغرافیایی و تداوم تاریخی نیز متنوعاند. این آموختهها، زمینهای برای پاسخگویی به پرسشهای زیر فراهم میکنند. فرهنگ جهانی چیست؟ چرا برخی از فرهنگها جهانی میشوند؟
فرهنگی که از مرزهای جغرافیایی و قومی عبور میکند و در جهان گسترش مییابد فرهنگ جهانی است.
فرهنگهایی که عقاید و ارزشهای آنها مربوط به قوم و منطقه خاصی است، از محدودهٔ قومی و منطقهای خود فراتر نمیروند و جهانی نمیشوند؛ مگر اینکه نسبت به سایر اقوام و مناطق نگاه سلطهجویانه داشته باشند.
در طول تاریخ، فرهنگهایی وجود داشتهاند که از مرزهای جغرافیایی خود عبور کرده و بهسوی جهانی شدن گام برداشتهاند. این فرهنگها دو گونهاند:
گونهٔ نخست: فرهنگی است که عقاید، ارزشها یا هنجارهای آن متعلق به قوم، منطقه یا گروه خاصی است ولی نگاهی سلطهجویانه دارد. چنین فرهنگی با عبور از مرزهای جغرافیایی خود، جهان را به دو منطقهٔ مرکزی و منطقهٔ پیرامونی تقسیم میکند. منطقهٔ مرکزی، منطقهٔ پیرامونی را به خدمت میگیرد.
فرهنگ صهیونیسم و فرهنگ سرمایهداری دو نمونه از این گونهاند.
آیا میدانید صهیونیسم چه آرمانها و ارزشهایی دارد؟ آرمانها و ارزشهای صهیونیسم، نژاد خاصی را مورد توجه قرار میدهد و با رویکرد دنیوی خود، دیگران را درخدمت به آن نژاد بهکار میگیرد.
|
|
در مورد فرهنگ سرمایهداری چه میدانید؟ سرمایهداری کانون ثروت و قدرت را مورد توجه قرار میدهد و کشورهای دیگر را در پیرامون آن به خدمت میگیرد.
فرهنگی که تسلط یک قوم، جامعه یا گروهی خاص را بر دیگران به دنبال میآورد و دیگر اقوام، جوامع و گروهها را به ضعف و ناتوانی میکشاند، فرهنگ سلطه یا استکبار است.
گونهٔ دوم: فرهنگی است که عقاید، ارزشها و هنجارهای آن در خدمت گروه و قوم خاصی نیست بلکه سعادت همهٔ انسانها را دنبال میکند و از عقاید و آرمانهای مشترک انسانی سخن میگوید.
گفتوگو کنید (صفحه 13 کتاب درسی)
فرهنگی که عقاید، ارزشها، هنجارها و رفتارهای آن مطابق نیازهای فطری باشد همان فرهنگ حق است. فارابی جامعهای را که عقاید و ارزشهای آن حق باشد اما هنجارها و رفتارهای آن موافق و همسو با حق نباشد، مدینهٔ فاسقه مینامد. دربارهٔ نمونههای تاریخی فرهنگهایی که در آنها عقاید و ارزشها با هنجارها و رفتارهایشان سازگار نیست، گفتوگو کنید.
بهطور مثال در حکومت امویان و عباسیان با این که فرهنگ و عقاید اسلامی بود ولی در عمل دنیاگرایی و قومگرایی در رفتار حاکمان و بخشهایی از جامعه پیاده میشد.
با هم تکمیل کنید (صفحه 14 کتاب درسی)
| انواع فرهنگها براساس قابلیت جهانی شدن | نمونهها | پیامد |
|---|---|---|
| دارای ارزشهای عام و جهان شمول | اسلام، تعالیم اصیل ادیان الهی | گسترش عدالت، معنویت و همبستگی در سطح جهان، توجه به سعادت همه انسانها نه یک قوم خاص |
| دارای ارزشهای قومی و قبیلهای با نگاه سلطهجویانه | صهیونیسم، فرهنگ سرمایهداری | تقسیم جهان به مرکز و پیرامون، سلطه یک قوم یا طبقه بر دیگران، استثمار و نابرابری میان ملتها |
| دارای ارزشهای قومی و قبیلهای بدون نگاه سلطهجویانه | فرهنگهای محلی و بومی (مثلاً برخی آداب عشایر و اقوام گوناگون) | محدود ماندن در یک منطقه جغرافیایی، حفظ هویت محلی و قومی، نداشتن گسترش جهانی گسترده |
فرهنگ جهانی مطلوب چه ویژگیهایی دارد؟
«هرکس، فردی را بیآنکه مرتکب قتل یا فساد در زمین شده باشد، بکشد، چنان است که گویی همهٔ انسانها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همهٔ مردم را زنده کرده است» (مائده: 32)
تار و پود عالم امکان به هم پیوسته است
عالمی را شاد کرد آن کس که یکدل شاد کرد
(صائب تبریزی)
همزبانی خویشی و پیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگرست
همدلی از همزبانی بهترست
غیرنطق و غیر ایما و سجل
صدهزاران ترجمان خیزد زدل
(مولوی)
نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
چمن زادیم و از یک شاخساریم
تمیز رنگ و بو بر ما حرام است
که ما پروردهٔ یک نوبهاریم
(اقبال لاهوری)
بهنظر شما وجه اشتراک مطالب بالا چیست؟ عقاید و ارزشهای فرهنگ جهانی باید عقاید و ارزشهای مشترک انسانی باشد که از آنها به عقاید و ارزشهای عام و جهان شمول یاد میشود. آیا میتوانید به برخی از ارزشهای عام و جهان شمول اشاره کنید؟
- تصور کنید ما انسانها برای تشخیص صحیح یا غلط بودن اندیشهها، افکار و اعمال هیچگونه میزان و معیاری نداشتیم در آن صورت، چه وضعیتی پیدا میکردیم؟ در چه صورت یک فرهنگ از چنین معیارهایی محروم میشود؟ فرهنگهایی که به حقیقتی قائل نباشند، نمیتوانند معیار و میزانی برای سنجش عقاید و ارزشهای مختلف داشته باشند و درنتیجه، نمیتوانند از حقانیت ارزشهای خود دفاع کنند.
- آدمی دربارهٔ مرگ و زندگی خود پرسشهای بنیادینی دارد که باید به آنها پاسخ داده شود. او علاوه بر نیازهای مادی و دنیوی، نیازهایی ابدی و معنوی دارد. فرهنگی که صرفاً متوجه نیازهای مادی و دنیوی انسان است و از نیازهای ابدی و معنوی او چشم پوشی میکند، بشر را به بحرانهای روحی و روانی گرفتار میسازد. فرهنگ جهانی باید از معنویت که ارزشی جهان شمول است، برخوردار باشد.
|
|
|
- در چه صورت میتوان از قطبی شدن جهان، بهرهکشی ظالمانهٔ برخی انسانها و جوامع از برخی دیگر و در نتیجه، پایمال شدن حقوق انسانها جلوگیری کرد؟ چگونه میتوان از تفرقه بین جوامع و تباه شدن منابع و امکانات بشر پیشگیری کرد؟ چاره این امر، ارزش جهان شمول عدالت است. فرهنگ جهانی باید در لایههای مختلف خود به این ارزش معتقد و پایبند باشد. «آسمانها و زمین با عدالت پابرجا میمانند.» (پیامبر اکرم)
- برخی قید و بندها مانع رسیدن انسان به کمال و حقوق انسانیاش میشوند و زمینهٔ ظلم بر او را فراهم میکنند. فرهنگ جهانی باید آزادی انسان از این قید و بندها را تأمین کند. آزادی همواره دو پرسش به همراه دارد: آزادی از چه؟ آزادی برای چه؟ زیرا آزادی همواره رهایی از یک امر برای رسیدن به امری دیگر است. به این پرسشها براساس ارزشهای جهان شمول دیگر مانند حقیقت، معنویت و عدالت پاسخ داده میشود. با پاسخی که به این دو پرسش داده میشود، معنای آزادی مشخص میگردد.
- برخی فرهنگها جبرگرا و غیرمسئولاند. آنها نقش انسانها در تعیین سرنوشتشان را انکار میکنند، قدرت مقاومت را از آدمیان میگیرند، آنها را به موجوداتی منفعل تبدیل میکنند و زمینه نفوذ سلطهگران را فراهم میآورند.
فرهنگ جهانی باید روحیه تعهد و مسئولیت را در انسانها ایجاد کند تا زمینهٔ گسترش و تحقق عقاید و ارزشهای جهان شمول را فراهم آورد.
|
|
- فرهنگ جهانی باید دارای دو سطح از عقلانیت باشد؛
1) ابتدا باید به پرسشهای بنیادین بشر دربارهٔ انسان و جهان پاسخ دهد. اگر فرهنگی نتواند به این پرسشها پاسخ دهد، توانایی دفاع از هویت خود را نخواهد داشت.
2) انسان علاوه بر پرسشهای بنیادین، در شرایط تاریخی مختلف با پرسشها و نیازهای متفاوتی مواجه میشود. فرهنگ جهانی باید توانایی پاسخ به پرسشهای ثابت بشر و پرسشهای متغیر را داشته باشد و براساس عقاید و ارزشهای بنیادین خود، به این پرسشها و نیازهای متغیر پاسخ مناسب بدهد.
|
|
|
گفتوگو کنید (صفحه 17 کتاب درسی)
پیش از این، دربارهٔ تناسب زندگی فردی با زندگی فرهنگی سخن گفتیم. اگر فرهنگ جهانی ویژگیهای جهان شمول گفته شده را داشته باشد، انسانهایی که در چنین فرهنگی پرورش مییابند چه ویژگیهایی خواهند داشت؟ چه انسانهایی و با چه ویژگیهایی میتوانند چنین فرهنگی را پدید آورند؟
اگر فرهنگ جهانی بر پایه ارزشهای جهانشمول مانند حقیقت، عدالت، معنویت، آزادی و مسئولیت شکل گرفته باشد، انسانهایی که در آن پرورش مییابند افرادی حقیقتجو، عدالتطلب، مسئولیتپذیر، آزاداندیش، معنویتمحور و برخوردار از عقلانیت خواهند بود؛ انسانهایی که به شأن و کرامت همه مردم احترام میگذارند، در برابر ظلم و بیعدالتی مقاومت میکنند و به رشد خود و دیگران اهمیت میدهند. چنین فرهنگی را نیز انسانهایی میتوانند پدید آورند که دارای ارادهای استوار، تفکر عقلانی، ایمان به ارزشهای مشترک انسانی و تعهد نسبت به سرنوشت جامعه و جهان باشند و بتوانند میان نیازهای مادی و معنوی انسان تعادل برقرار کنند.
با هم تکمیل کنید (صفحه 17 کتاب درسی)
| ویژگیهای فرهنگ مطلوب جهانی | توضیحات |
|---|---|
| معنویت | توجه به نیازهای معنوی و ابدی انسان و پرهیز از یکسویهنگری مادی |
| عدالت | جلوگیری از بهرهکشی، برقراری برابری و رعایت حقوق همه انسانها |
| حقیقتجویی | اعتقاد به وجود حقیقت و داشتن معیار برای تشخیص درست و نادرست |
| آزادی | رهایی انسان از قید و بندهای ظلمآفرین و فراهم شدن زمینه رشد و کمال |
| تعهد و مسئولیت | ایجاد روحیه مسئولیتپذیری در برابر خود، جامعه و سرنوشت بشر |
| عقلانیت | پاسخ به پرسشهای ثابت و متغیر بشر |
مفاهیم اساسی (صفحه 18 کتاب درسی)
فرهنگ جهانی، تداوم تاریخی، عناصر فرهنگی، صهیونیسم، فرهنگ سرمایهداری، حقیقت، معنویت، تعهد و مسئولیت و...
خلاصه کنید (صفحه 18 کتاب درسی)
- فرهنگی که از مرزهای جغرافیایی و قومی عبور میکند و در پهنه جهان گسترش مییابد، فرهنگ جهانی است.
- فرهنگهای مختلف، گسترهٔ جغرافیایی و تداوم تاریخی یکسانی ندارند.
- فرهنگی که عقاید و ارزشهای آن ناظر به قوم یا گروه خاصی است اما از مرزهای خود عبور کرده، نگاهی سلطه جویانه دارد.
- صهیونیسم، آرمانها و ارزشهای خود را متوجه نژاد خاصی میداند.
- سرمایهداری، کانون قدرت و ثروت را مورد توجه خود قرار میدهد.
- قائل بودن به یک حقیقت، برخوردار از ارزشهای جهان شمول و... از ویژگیهای فرهنگ مطلوب جهانی است.
آنچه از این درس آموختیم (صفحه 18 کتاب درسی)
در این درس فهمیدیم که فرهنگها از نظر تداوم تاریخی و گستره جغرافیایی یکسان نیستند و بعضی از آنها از مرزهای قومی و ملی خود عبور کرده و به «فرهنگ جهانی» تبدیل میشوند. فرهنگ جهانی، فرهنگی است که در سطح جهان گسترش مییابد؛ اما این جهانیشدن دو نوع دارد: یک نوع، فرهنگهای سلطهجو مانند صهیونیسم و سرمایهداری که ارزشهای یک قوم یا یک مرکز قدرت را بر دیگران تحمیل میکنند و جهان را به مرکز و پیرامون تقسیم کرده، دیگران را به خدمت میگیرند؛ نوع دیگر، فرهنگهایی است که بر ارزشهای عام و جهانشمول انسانی مانند حقیقت، معنویت، عدالت، آزادی، تعهد و مسئولیت استوارند و سعادت همه انسانها را میخواهند، نه فقط یک قوم یا طبقه خاص. فرهنگ جهانی مطلوب، علاوه بر این ارزشها، باید عقلانی باشد؛ یعنی هم بتواند به پرسشهای بنیادین انسان درباره انسان و جهان پاسخ درست بدهد و هم در هر دوره تاریخی، پاسخگوی مسائل و نیازهای جدید بشر باشد و در عین حال، ضمن تکیه بر اشتراکات انسانی، تفاوت فرهنگها و ملتها را نیز به رسمیت بشناسد.

