خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 16: رنسانس و عصر جدید

بازدید47/2 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/22

رنسانس به معنای نوزایی و تجدید حیات است و از نظر تاریخی به دگرگونی‌های فکری و فرهنگی گفته می‌شود که به منظور احیای فرهنگ یونان و روم باستان، از ایتالیا آغاز شد و به تدریج در بخش‌های دیگر اروپا گسترش یافت (سده‌های 14-17 م). رنسانس به تغییر و تحولات اساسی در جنبه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع اروپایی در عصر جدید (1500 - 1800 م) انجامید و پایه‌های تمدن نوین مغرب زمین را بنیان نهاد. در این درس، شما زمینه‌ها و علل بروز رنسانس و تغییر و تحولات برآمده از آن را بررسی و تحلیل خواهید کرد.

ایتالیا زادگاه و پیشگام رنسانس

بحث و گفت‌وگو (صفحه 173 کتاب درسی)

 

با توجه به مطالبی که در درس 15 خواندید، دربارۀ نشانه‌ها و آثاری که دلالت بر آمادگی جوامع و حکومت‌های اروپایی برای ایجاد تغییر و تحول در اواخر قرون وسطا داشت، بحث و گفت‌وگو کنید.

در قرن 14م هنگامی که فرهنگ قرون وسطایی بر سراسر اروپا سیطره داشت، گروهی از نویسندگان و اندیشمندان که در شهرهای ثروتمند ایتالیا می‌زیستند، هدایت جریان فکری و فرهنگی را به دست گرفتند و تفکر و سبک جدیدی از زندگی را باب کردند. این تفکر و سبک جدید زندگی که اساس آن بر نوزایی و تجدید حیات فرهنگ یونان و روم باستان قرار داشت، به رنسانس معروف شد. رنسانس به تدریج در دیگر سرزمین‌های اروپایی گسترش یافت.

دولتْ شهرهای ایتالیا در قرن 14 م
دولتْ شهرهای ایتالیا در قرن 14 م

مهم‌ترین زمینه‌ها و عوامل ظهور رنسانس عبارت بودند از: 1- رشد شهرنشینی و تجارت؛ 2- گسترش روابط فرهنگی با جهان اسلام؛ 3- پیشینۀ فرهنگی و تاریخی

1- رشد شهرنشینی و تجارت

از سدهٔ 11 م به تدریج در اروپا شهرنشینی و تجارت، در پیوندی تنگاتنگ با یکدیگر، دوباره رونق گرفت. جنگ‌های صلیبی تأثیر فراوانی بر رشد شهرها و تجارت به ویژه در مناطق ساحلی اروپا گذاشت. تأثیر این جنگ‌ها بر رونق و شکوفایی شهرها در ایتالیا بیش از سایر سرزمین‌های اروپایی بود. شهرهای ایتالیایی در آن زمان، سرآمد شهرهای اروپا در تجارت، بانکداری و صنعت به شمار می‌رفتند. شهرهای بندری ونیز، جنوا، پیزا و پالرمو تجارت در دریای مدیترانه و سواحل غربی اروپا را در اختیار داشتند. فلورانس، مرکز داد و ستد کالاهای قیمتی فلزی و چرمی بود و تجارت پارچه را در بخش وسیعی از اروپا به خود اختصاص داده بود.

فلورانس ملکۀ شهرهای اروپا در عصر رنسانس
فلورانس ملکۀ شهرهای اروپا در عصر رنسانس

با گسترش شهرها و رشد تجارت، مشاغل و حرفه‌های گوناگونی شکل گرفت و گروه جدیدی از شهرنشینان ثروتمند شامل بازرگانان، بانکداران و صاحبان صنایع سر برآوردند که به آنها «بورژوا» می‌گفتند. آنان با ایجاد انجمن‌ها و شوراهای مختلف نقش مؤثری در اداره امور شهرها به عهده گرفتند. بورژواها نگرش و علایق متفاوتی با فئودال‌ها و شوالیه‌ها داشتند. آنان اهمیت و ارزش فراوانی برای علم، فرهنگ و هنر قائل بودند و در ترویج آنها می‌کوشیدند. افراد و خاندان‌های حاکم بر شهرهای ایتالیایی نیز حامی ادیبان، نقاشان، معماران و موسیقی‌دانان بودند. برای نمونه می‌توان از خاندان معروف مدیچی که بر فلورانس حکومت می‌کرد، نام برد که مشوق و حامی جدّی فرهنگ، ادب و هنر بود.

از سوی دیگر، درگیری‌های پاپ‌ها و پادشاهان در اواخر قرون وسطا، استقلال و آزادی عمل بیشتری برای دولتْ شهرهای ایتالیایی به وجود آورد. این استقلال، موقعیتی را برای متفکران و دانشمندان این شهرها ایجاد کرد که بتوانند تفکر و فرهنگ جدیدی را نشر دهند که کاملاً با اندیشه و فرهنگ حاکم بر قرون وسطا متفاوت بود.

ونیز - ایتالیا
ونیز - ایتالیا

2- گسترش روابط فرهنگی با جهان اسلام

دانشمندان اروپایی در قرون وسطا از طریق اندلس (اسپانیای مسلمان) و سیسیل با دستاوردهای فکری و فرهنگی جهان اسلام آشنا شدند. جنگ‌های صلیبی و گسترش روابط تجاری میان اروپا و شرق، باعث افزایش آشنایی و آگاهی‌های اروپاییان با ابعاد مختلف تمدن اسلامی و پیشرفت‌های علمی مسلمانان شد. به‌طور کلی آثار و نوشته‌های علمی دانشمندان و عالمان مسلمان تأثیر بسزایی بر وضعیت فکری و فرهنگی اروپا در اواخر قرون وسطا نهاد. مدارس عالی و دانشگاه‌های تازه تأسیس ایتالیایی در استفاده از آثار و نوشته‌های دانشمندان مسلمان پیشگام بودند.

برگی از کتاب قانون ابن سینا که در قرن 14 م به زبان لاتین ترجمه شده است.
برگی از کتاب قانون ابن سینا که در قرن 14 م به زبان لاتین ترجمه شده است.

فعالیت 1: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 175 کتاب درسی)

 

متن‌های زیر را بخوانید به پرسش‌های مربوط به آن پاسخ دهید.

متن 1: «اروپا از طریق جهان اسلام، موفق به احیای آثار ارسطو و سایر نویسندگان یونانی شد. ترجمهٔ آثار یونانی به زبان عربی را باید یکی از وجوه درخشان تمدن اسلامی نامید. در سدهٔ دوازدهم همین آثار از زبان عربی به لاتین ترجمه شد و در دسترس غرب قرار گرفت. آثار علمی مسلمانان در سده‌های نهم و دهم میلادی موجب شد تا جهان اسلام از دنیای غرب بسیار پیش افتد و در سده‌های دوازدهم و سیزدهم میلادی آثار علمی مسلمانان در زمینهٔ فیزیک و ریاضیات و طب از زبان عربی به لاتین ترجمه شد و در اختیار علمای غربی قرار گرفت». (فوگِل، تمدن مغرب زمین، ج 1، ص 459)
متن 2: «مدت‌ها پیش از آنکه نام ارسطو و افلاطون به گوش مسیحیان غربی برسد، مسلمانان در خاورمیانه ارزش یافته‌های علمی یونان کلاسیک را تشخیص دادند و در حفظ و گسترش آن کوشیدند. علمای اسلام عظمت فکری ارسطو را به اتباع مسیحی خود در اسپانیا منتقل کردند و به نوبهٔ خود آن را در سده‌های دوازدهم و سیزدهم به سایر مسیحیان ساکن اروپا انتقال دادند. ابن‌سینا، ایرانی مسلمان، از برجسته‌ترین نمونهٔ فیلسوفان اسلامی و از عالمان دانشمندی است که برای حفظ دانش کلاسیک، در عصری مجدّانه اهتمام کرد که مسیحیان غربی از درک و فهم آن عاجز بودند. غرب به واسطهٔ ابن سینا توانست تفکر یونانیان را در زمینه دنیای مادی و غیرمادی کشف کند و آنها را با تعلیمات علمای قرون وسطای مسیحی پیوند دهد. در سدهٔ دوازدهم، بخشی از کتاب شفا و قدری بعد هم تمام کتاب قانون در طب به زبان لاتین ترجمه شد. کتاب قانون چند صد سال در غرب مرجع و متون درسی طب بود». (آدلر، تمدن‌های عالم، ج 1، ص 235 - 237)

1- یکی از مهم‌ترین اقدامات دانشمندان دورهٔ رنسانس، احیای آثار یونان باستان به عنوان سرچشمه خرد و اندیشه بود. با توجه به متن‌های 1 و 2، توضیح دهید که اروپاییان چگونه به این هدف دست یافتند؟ 
به دنبال فتوحات چشمگیر و موفقیت‌آمیز مسلمانان در خارج از محدوده جزیرة العرب، فرهنگ اسلامی با تمدن‌های کهن در هم آمیخت و بسیاری از مواریث علمی مکتوب آنان به جامعه اسلامی منتقل شد. تکوین، احیاء و تکامل یافتن برخی علوم فراموش شده چون فلسفه و منطق یونان باستان، ادبیات کهن ایرانی و هندی، خارج نمودن متون علمی از انبارها و گنج خانه‌های نهان تمدن‌های باستانی بویژه یونانیان و ترجمه آن‌ها و انتقال به نسل‌های بعدی، خود خدمتی شایسته به مواریث آنان بود. اروپاییان با ترجمه این آثار به لاتین توانستند به احیای فرهنگ و تمدن یونان و روم باستان بپردازند.  

2- با توجه به متن دوم، تأثیر آثار و اندیشه‌های ابن سینا را در فرهنگ و تمدن غرب چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بدون شک ترجمه آثار ابن سینا در غرب تحول عظیمی را ایجاد کرد، زمانی که عقلانیت در غرب رو به افول بود و اربابان کلیسا اجازه نشر هیچ‌گونه تفکر عقلانی را به اندیشمندان نمی‌دادند و دوران سیاه قرون وسطی را رقم زده بودند، اندیشه‌های ابن سینا بود که روح تازه‌ای در تمدن غرب دمید، غربی‌ها از طریق ابن سینا با فلسفه یونان و به ویژه فلسفه ارسطو آشنا شدند و این امر باعث شد تا اندیشمندان غربی آثار ارسطو را جدی بگیرند و از جمود فکری و تصوف به دور از عقلانیتی را که اربابان کلیسا به وجود آورده بودند به سمت عقلانیت برگردند. به جرات می‌توان گفت که یکی از دلایل وقوع رنسانس در غرب آشنایی با اندیشه‌های ابن سینا بود. تاثیر ابن سینا در فرهنگ و تمدن غرب قابل ستایش و ارزشمند است. اندیشه‌های ابن سینا در حوزه‌هایی همچون الهیات و پزشکی تاثیرگذار بوده است. این تاثیر بر فیلسوفان مسیحی مانند آلبرت کبیر و توماس آکویناس نیز قابل مشاهده است. این را هم باید اضافه کنیم که ابن سینا صرفا شارح آثار ارسطو نبوده است، او در موارد بسیاری از آثارش دیدگاه‌های ارسطو را نقد می‌کند، بنابراین ابن سینا یک شخصیت مبدع و جریان‌ساز است. تقریبا می‌توان گفت که هیچ اندیشمندی پس از ابن سینا وجود ندارد که از آثار و اندیشه‌های ابن سینا تاثیر نپذیرفته است. 

3- پیشینۀ فرهنگی و تاریخی

سرزمین ایتالیا قلب امپراتوری روم باستان به شمار می‌رفت و آثار و بناهای عظیم تمدن یونانی  رومی در گوشه و کنار این سرزمین به چشم می‌خورد. وجود این آثار در پایان قرون وسطا برای بسیاری از شهرنشینان مرفه ایتالیایی، یادآور روزگار عظمت و شکوه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی گذشتهٔ آنان بود. در این دوره تعدادی از نویسندگان و اندیشمندان ظهور کردند که با اشتیاق فراوان به مطالعه و پژوهش دربارهٔ فرهنگ یونان و روم باستان پرداختند و درصدد احیای آن برآمدند.

معبد پانتئون رم - از بناهای دوران روم باستان
معبد پانتئون رم - از بناهای دوران روم باستان

دستاوردها و تحولات رنسانس و عصر جدید

رنسانس، تحولی ساده یا گونه‌ای شکوفایی معمولی نبود؛ بلکه شیوه‌ای از تفکر و فرهنگ متفاوت بود که ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی اروپاییان را به تدریج دگرگون کرد و نظام فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نوینی را پی افکند.

1- گسترش اندیشه انسان‌گرایی (اومانیسم)

یکی از وجوه مهم تفکر رنسانس که ریشه در فرهنگ یونان باستان داشت، حرمت نهادن به اعتبار و ارزش انسان و تصدیق استعداد و توانایی‌های او بود، که از آن به عنوان اومانیسم یا انسان‌گرایی تعبیر می‌شود. انسان‌گرایان یا اومانیست‌ها به تبعیت از یونانیان باستان، انسان را محور و مدار جهان می‌شمردند و اعتقاد داشتند که معیارهای اخلاقی و ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی باید بر پایهٔ خواسته‌های انسان و تمایلات دنیوی او ایجاد شود. در حالی که انسان‌گرایان، انسان را موجودی می‌شمردند که زندگی دنیوی او ارجمند و مهم است، کلیسا مروج این عقیده بود که انسان فقط برای خدمت به خداوند خلق شده است و دنیاگرایی و میل به لذت جویی، او را از رسیدن به سعادت و خوشبختی در جهان آخرت باز می‌دارد.

گرایش‌های انسان‌گرایانه، بیش از هر جای دیگر، در قلمرو ادبیات، هنر و معماری و تعلیم و تربیت انعکاس یافت و به نهضت ادبی و شکوفایی هنر و معماری در ایتالیا منجر شد.

رنسانس در عرصهٔ هنر، خصوصاً نقاشی، پیکرتراشی (مجسمه‌سازی) و معماری دگرگونی عظیمی ایجاد کرد، به گونه‌ای که آثار هنری این دوره به لحاظ موضوع و سبک با آثار هنری دورهٔ قرون وسطا به کلی متفاوت است. هنرمندان این دوره با محور قرار دادن انسان و طبیعت، آثار بی نظیری به وجود آوردند. آنان بر زیبایی و خصوصیات جسمانی انسان و خصلت‌های درونی شخصیت‌های مورد نظر خود تأکید فراوان می‌کردند.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 177 کتاب درسی)

 

به نظر شما چرا هنرمندان عصر رنسانس انسان را در کانون توجه خود قرار دادند؟
هدف آن‌ها در ابتدا مقابله با سیطره‌ی بلامنازع اندیشه‌ی سنّتی قرون وسطای اروپا و کلیسای کاتولیک و اصول الهیات و فلسفه‌ی وابسته به آن‌ها بود. هنرمندان عصر رنسانس می‌خواستند با بررسی، احیاء و مراقبت و نگهداری از هنر و فرهنگ دوره‌ی باستان، شخصیّت بشری را پرورش بدهند و احساسی لذّت‌بخش و این جهانی را برای انسان به ارمغان بیاورند. به همین منظور اومانیسم‌ها در میان بسیاری از اصول خود، این ایده را تبلیغ می‌کردند که انسان مرکز جهان خودش است و مردم باید دستاوردهای انسانی را در آموزش، هنرهای کلاسیک، ادبیات و علوم مورد استقبال قرار دهند. از مهم‌ترین ریشه‌های ظهور هنر رنسانس، تغییرات در نگرش انسان به طبیعت، یادگیری انسان و افزایش سطح سواد عمومی بود. هنر رنسانس با مفهوم جدید “اومانیسم” هدایت می‌شد. فلسفه‌‌ای که پایه و اساس بسیاری از دستاوردها (به عنوان مثال دموکراسی) یونان باستان بوده‌است. اومانیسم تعصبات مذهبی و غیرمذهبی را فرومایه می‌دانست و در عوض بیشترین اهمیت را به عزت و ارزش فرد می‌داد.

هنر رنسانس با ظهور سه هنرمند مشهور ایتالیایی یعنی لئوناردو داوینچی، رافائل و میکل آنژ به اوج پیشرفت و شکوفایی رسید. آنان در زمرهٔ بزرگ‌ترین نوابغ تاریخ هنر جهان به شمار می‌روند. داوینچی دارای هوش و نبوغ سرشاری بود. او علاوه بر آنکه در نقاشی، مجسمه‌سازی و معماری سرآمد هنرمندان به شمار می‌رفت، در علوم مختلف از قبیل ریاضی، مهندسی و زمین‌شناسی نیز سررشته داشت. مشهورترین اثر نقاشی او شام آخر و مونالیزا یا لبخند ژکوند است.

تابلوی «شام آخر» اثر داوینچی
تابلوی «شام آخر» اثر داوینچی
تابلوی «مدرسه‌ی انتن» اثر رافائل
تابلوی «مدرسه‌ی انتن» اثر رافائل

عصر نوزایی، در معماری نیز شیوهٔ نوینی به وجود آورد. معماران عصر رنسانس ساختمان‌های رم باستان را سرمشق خود قرار دادند و الگوی معماری بناهای باستانی را در ساختن کاخ‌ها، کلیساها و نمازخانه‌ها به کار بستند. کاخ‌ها و کلیساهایی که در عصر رنسانس در شهرهای مختلف ایتالیا به ویژه رم، فلورانس و ونیز ساخته شد، بیانگر اوج و شکوه معماری عصر رنسانس است.

کلیسای سَن پیترو در رم
کلیسای سَن پیترو در رم

عصر نوزایی، تأثیر ژرفی بر تعلیم و تربیت نهاد. اندیشهٔ انسان‌گرایی برای تعالی و رشد جسمی و روحی انسان اهمیت و ارزش فراوانی قائل بود و انسان‌گرایان بر اصل آموزش‌پذیری انسان و شکوفایی استعدادها و توانمندی‌های بالقوهٔ او از طریق آموزش به شدت تأکید می‌کردند. دانشمندان عصر رنسانس با مطالعه و بررسی آثار و نوشته‌های دورهٔ باستان، رساله‌های متعددی دربارهٔ تعلیم و تربیت نوشتند و نظریهٔ آموزشی جدیدی را ارائه کردند. بر اساس این نظریه، هدف آموزش و پرورش، تربیت دانشمندان برجسته نبود، بلکه می‌خواستند شهروندانی را تربیت کنند که نقش سودمندی در جامعه ایفا کنند و در حیات شهری فعال باشند.

فعالیت 2: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 179 کتاب درسی)

 

متن‌های زیر را بخوانید و با هم فکری به پرسش‌های مربوط به آنها پاسخ دهید.

متن 1: یکی از پیشگامان تعلیم و تربیت در عصر رنسانس به نام ویتورینو دافلتره می‌گفت: «همه وظیفه ندارند در فلسفه و طب و یا حقوق افضل شوند و طبیعت به همه یکسان نظر نکرده؛ اما برای همه مقدر شده تا در جامعه زندگی کنند و از فضیلت پیروی نمایند». (فوگِل، تمدن مغر بزمین، ج 1، ص 548 - 549)
متن 2: مواد و موضوع‌های درسی که در دورهٔ رنسانس به دانش‌آموزان آموزش داده می‌شد به «هنرهای ذوقی» موسوم بود که شامل تاریخ، فلسفه اخلاق، بلاغت و فصاحت، ادبیات، شعر، ریاضی، نجوم و موسیقی می‌شد. آموزش زبان یونانی و لاتین، تربیت بدنی و تعلیم دیانت مسیح هم از برنامه‌های مدارس بود. ویتورینو دربارهٔ موضوع‌های درسی گفته است :«در زمرهٔ این مطالعات، من مکان اول را به تاریخ می‌دهم، چون هم جذاب است و هم مفید؛ و این کیفیات هم مورد نظر دانشمندان است و هم خواستهٔ سیاستمداران؛ فلسفهٔ اخلاق بعد از تاریخ اهمیت دارد که در واقع، به معنای خاص، هنر ذوقی است و مقصود از آن راهنمایی انسان به سرّ آزادی است. پس تاریخ به ما مثال‌های روشن از مفاهیمی می‌دهد که فلسفه تلقین می‌کند. فلسفه می‌گوید انسان چه کار کند؛ تاریخ می‌گوید انسان در گذشته چه گفته و چه کرده و از آنها برای امروز چه عبرت‌های عملی به دست می‌آوریم». (همان، ص 548)

1- از متن اول چه برداشتی می‌توان درباره اهداف تعلیم و تربیت در عصر رنسانس کرد؟
با توجه به متن اول می‌توان برداشت کرد که پیروی از فضایل انسانی، از کسب علم و دانش در جامعه مهم‌تر است. دلیل این امر این بود که همه انسان‌ها از نظر استعداد یکسان نیستند تا بتوانند علوم مختلف را بیاموزند، ولی همه‌ی انسان‌ها در جامعه باید زندگی کنند و کسب فضایل انسانی توسط هر شخصی باعث می‌شود که جامعه سالم باقی بماند. 

2- متن دوم بیانگر چه تحولی در نظام تعلیم و تربیت عصر رنسانس نسبت به قرون وسطا است؟
در اواخر قرن 15 و آغاز قرن 16 میلادی از افکار و اندیشه‌ها و ذوق هنرمندان، آثار مهم و برجسته‌ای پدید آمد که برخلاف افکار مردم قرون وسطی سراسر نشاط انگیز و ذوق پرور بود. هنرمندان و نویسندگان این دوره از آثار دوره پیش از میلاد و افسانه‌های یونان و روم قدیم سرمشق گرفتند و آثاری از مظاهر ذوقی و فکری مردمی به وجود آوردند که دنیا را مظهر جمال و زیبایی و محل نشاط و سرور می‌دانستند و برای استفاده از لذات مادی و معنوی دنیا می‌کوشیدند. بدین جهت هنرمندان و نویسندگان دوره رنسانس نسبت به دوره‌های قرون وسطا از این حیث ممتاز بودند که روح نشاط و درخشندگی دوره قبل از مسیحیت را در بر داشتند ولی این آثار هنوز از نفوذ سبک و اسلوبی که در قرون وسطی اساس هنرهای ظریفه و نوشته‌های نویسندگان بود و با عقاید مذهبی آمیخته بودند، برکنار نماند وامتزاجی از شیوه‌ی سبک‌های دوره‌های پیش از مسیح، یعنی دوره پرستش خدایان متعدد با دوره‌ی رواج مذهب عیسی، در آثار دوره‌ی رنسانس دوباره حاصل  شد و این ویژگی‌ها از خصایص تجلیات این دوره به شمار می‌آید. علاوه بر این  در قرون وسطی شعبه‌ی اصلی و انحصاری علم، الهیات بود اما در عصر رنسانس این انحصار شکسته شد و علوم مختلف مورد توجه قرار گرفتند و هر شخصی بر اساس استعداد خود شاخه‌ای از علوم رایج را برای تحصیل و مطالعه انتخاب می‌کرد. البته در این دوره به علومی بیشتر توجه می‌شد که برای انسان سود و منفعتی مادی به همراه می‌داشت و لذا بیش از همه، علوم تجربی (طبیعی) مورد توجه قرار گرفت. 

3- درس تاریخ در برنامه تعلیم و تربیت دوره رنسانس چه جایگاه و اهمیتی داشته است؟
با توجه به متن فوق می‌توان گفت درس تاریخ در دوران رنسانس از جایگاه بالایی برخوردار شد. مورخان در این دوره همانند فیلسوفان خردگرا شدند و تاریخ نقلی جای خود را به تاریخ علمی داد. 

2- تحولات علمی

در عصر رنسانس و قرون جدید، نگرش علمی اروپاییان در نتیجهٔ آشنایی آنان با پیشرفت‌های علمی مسلمانان و اشاعه اندیشه‌های اومانیستی تغییر کرد. به تدریج، علوم طبیعی و روش‌های علمی مبتنی بر مشاهده و تجربه در کانون توجه طالبان علم و معرفت قرار گرفت و نظریات علمی جدیدی مطرح شد و اختراعات مهمی صورت گرفت.

بحث و گفت‌وگو (صفحه 179 کتاب درسی)

 

با راهنمایی دبیر دربارۀ تأثیر اندیشه انسان‌گرایی بر گرایش اروپاییان به علوم تجربی و روش‌های علمی مبتنی بر مشاهده و تجربه، گفت‌وگو کنید.

در اواسط قرن شانزدهم نیکلاس کوپرنیک در رسالهٔ گردش اجرام سماوی، نظریهٔ چرخش زمین به دور خورشید را مطرح کرد. پیش از این، بر اساس نظریهٔ زمینْ مرکزی بطلمیوس، کلیسا و دانشمندان بر این باور بودند که زمین ثابت و خورشید بر گرد آن می‌چرخد. با مطالعات برخی از دانشمندان از جمله کپلر نظریهٔ کوپرنیک اثبات شد. اختراع تلسکوپ توسط گالیله، استاد دانشگاه پیزا، فرضیه‌های کوپرنیک را بیش از پیش تأیید کرد. با گسترش روابط اروپاییان با جهان اسلام از دورهٔ جنگ‌های صلیبی به بعد، پزشکی و داروسازی در اروپا نیز دچار تحول شد. ویلیام هاروی در زمینهٔ کارکرد قلب و چگونگی گردش خون به موفقیت‌های مهمی دست یافت. در فیزیک و ریاضیات نیز پیشرفت‌هایی صورت گرفت و در قرن 17 م با وسعت بیشتری ادامه یافت. در زمینهٔ جغرافیا و نقشه‌برداری نیز اروپاییان از تجربیات مسلمانان بهره‌های فراوانی بردند و به پیشرفت‌های چشمگیری نایل آمدند.

کوپرنیک در حال رصد ستارگان
کوپرنیک در حال رصد ستارگان

اهتمام و اعتنا به روش تجربی، به تدریج سبب پیشرفت‌های جدیدی در بسیاری از علوم شد و زمینهٔ انقلاب علمی را در سدهٔ 17 م و سپس در قرن 18 م فراهم ساخت. این پیشرفت‌ها تنها مدیون اطلاعات جدید نبود، بلکه بیشتر مدیون دیدگاه‌های نوینی بود که توسط دانشمندان و فلاسفه‌ای چون دکارت (1596 - 1650) بنیانگذار سبک تحقیق در ریاضی و فرانسیس (1561 - 1621) از طرفداران روش شناخت تجربی در بیکن مطالعات علمی حاصل شد.

اختراع ماشین چاپ

اختراع دستگاه چاپ توسط یوهانس گوتنبرگ آلمانی از مهم‌ترین ابداعات فنّاوری در عصر رنسانس بود. دیری نگذشت که صنعت چاپ یکی از بزرگ‌ترین صنایع اروپا شد. تا سال 1500 م، بیش از 1000 چاپخانه در سراسر اروپا وجود داشت که تقریباً 40000 عنوان کتاب را در تیراژی حدود هشت تا 10 میلیون نسخه به چاپ رساندند. اختراع و توسعهٔ صنعت چاپ کمک فراوانی به فراگیر شدن پژوهش‌های علمی و نشر علم در اروپا کرد. علاوه بر آن، چاپ کتاب‌های غیرمذهبی از قبیل کتاب‌های فلسفی، رمان و داستان و آثاری در موضوع حقوق، تاریخ و ... تأثیر ژرفی بر وضعیت فکری و فرهنگی جوامع اروپایی گذاشت.

کارگاه چاپ اواخر قرن 15 م
کارگاه چاپ اواخر قرن 15 م

3- اکتشافات جغرافیایی و شروع استعمارگری اروپاییان

یکی از مهم‌ترین تحولات عصر رنسانس، اکتشافات جغرافیایی و کشف راه‌های دریایی جدید بود. این تحول، علاوه بر دستاوردهای علمی که در حوزه دانش دریانوردی و جغرافیا در پی داشت، موجب به هم خوردن موازنهٔ تجارت جهانی و آغاز استعمارگری اروپاییان شد.

انگیزه و عوامل اکتشافات جغرافیایی

1- سرزمین‌های شرق دور، مانند هند و چین، از گذشته‌های بسیار دور برای اروپاییان جاذبهٔ فراوانی داشت. آنان همواره در اندیشهٔ رسیدن به آن سرزمین‌ها بودند؛ اما حکومت‌های قدرتمند ایرانی و خلافت‌ها و سلسله‌های بزرگ مسلمان که از دورهٔ باستان تا قرون جدید بر فلات ایران و مناطق ساحلی شرق و جنوب دریای مدیترانه تسلط داشتند، مانع جدی برای رسیدن اروپاییان به هندوستان و چین بودند. در اواخر قرون وسطا با گسترش فعالیت‌های تجاری در اروپا، انگیزه و اشتیاق اروپاییان برای رسیدن به شرق و دسترسی به ادویه و دیگر کالاهای گران‌بهای آن دیار دو چندان شد. از این رو، اروپاییان در صدد برآمدند خطرهای زیادی را به جان بخرند و مسیرهای دیگری را برای رسیدن به سرزمین‌هایی که قرن‌ها در آرزوی دسترسی به آن بودند، کشف کنند. در این میان، پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها که از تجارت پررونق دریای مدیترانه و سرزمین‌های پیرامون آن سود زیادی نمی‌بردند، انگیزه و شوق بیشتری برای کشف راه‌ها و سرزمین‌های جدید از خود نشان دادند؛ زیرا از یک سو قادر به رقابت با دولت‌ شهرهای ایتالیایی که تجارت این منطقه را در انحصار خود داشتند، نبودند و از سوی دیگر با حکومت عثمانی که بر مناطق شمال شرق و شرق مدیترانه مسلط بود، دشمنی و ستیز داشتند.

اکتشافات جغرافیایی پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها
اکتشافات جغرافیایی پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها

2- افزایش اطلاعات جغرافیایی و توسعهٔ مهارت دریانوردی اروپاییان در دوران پس از جنگ‌های صلیبی و اواخر قرون وسطا نیز تأثیر شایانی در کشف سرزمین‌ها و راه‌های جدید داشت. اروپاییان تا نیمهٔ سدهٔ 15 م فنون نقشه‌کشی را تکامل بخشیدند و نقشه‌های نسبتاً دقیقی از دنیای شناخته شدهٔ آن روزگار طراحی و ترسیم کردند. به علاوه، اروپاییان در ساختن کشتی و بهره‌گیری از تجهیزات دریانوردی مانند قطب‌نما که چینی‌ها اختراع کرده بودند و اُسطُرلاب (وسیله‌ای که موقعیت اجرام آسمانی را معلوم می‌کرد)، به پیشرفت فوق العاده‌ای رسیدند.

نمونه‌ای از کشتی‌های اروپایی در سدة 15 و 16 م
نمونه‌ای از کشتی‌های اروپایی در سدة 15 و 16 م

پرتغالی‌ها پیشگام اکتشافات جغرافیایی

در نیمهٔ دوم سدهٔ 15 م، دریانوردان پرتغالی در سواحل غربی قارهٔ آفریقا در اقیانوس اطلس مشغول کشف سرزمین‌های جدید شدند. آنان سفر اکتشافی خود را به سمت جنوب ادامه دادند و با دور زدن دماغهٔ امیدنیک، وارد اقیانوس هند شدند و تا سواحل جنوب شرقی هندوستان پیش رفتند. دریانوردان پرتغالی با مال التجاره‌ای شامل فلفل و سنگ‌های قیمتی از این سفر دریایی موفقیت‌آمیز به سرزمین خود بازگشتند و از آن سود هنگفتی بردند. مدتی بعد دولت پرتغال ناوگان دریایی خود را به فرماندهی آلبوکرک به هند گسیل کرد و او توانست تعدادی پایگاه تجاری  نظامی در جزایر و سواحل خلیج فارس، هندوستان و چین تأسیس کند. این اقدامات به منزلهٔ نخستین گام‌های اروپاییان برای استعمار سرزمین‌های دیگر محسوب می‌شود.

نگارۀ کریستف کلمب هنگام ورود به دنیای جدید
نگارۀ کریستف کلمب هنگام ورود به دنیای جدید

به دنبال پرتغالی‌ها، اسپانیایی‌ها گام در کشف راه‌ها و سرزمین‌های جدید نهادند. کریستُف کُلمب ایتالیایی که با نظریهٔ کروی بودن زمین آشنایی داشت، پادشاه و ملکهٔ اسپانیا را تشویق کرد که از برنامهٔ سفر دریایی او برای رسیدن به هند با عبور از اقیانوس اطلس پشتیبانی کنند. سفر دریایی کُلمب که با حمایت مالی اسپانیا انجام گرفت، منجر به کشف قارهٔ آمریکا شد. پس از آن شمار زیادی از مردم اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی به انگیزهٔ کسب ثروت و دستیابی به زمین راهی آن قاره شدند. تا حدود نیمهٔ قرن 16 م، اسپانیایی‌ها با سرکوب بومیان، آمریکای مرکزی و بخش اعظم آمریکای جنوبی را تحت سلطهٔ استعماری خود درآوردند. بر اساس منشوری که پادشاه اسپانیا به کریستف کلمب و سایر کاشفان سرزمین‌های جدید داد، کاشفان ملزم بودند سهم عمده‌ای از غنایمی را که به دست می‌آوردند به خزانهٔ این پادشاه بپردازند. بدین گونه طلا و نقرهٔ غارت شدهٔ بومیان آمریکا، اسپانیا را به یکی از نیرومندترین کشور اروپایی در سده‌های 16 و 17 م تبدیل کرد.

فعالیت 3: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 183 کتاب درسی)

 

متن زیر را بخوانید و با همفکری به پرسش‌های مربوط به آن پاسخ دهید.

بارتولومه دِلاس کاساس (1474 - 1567 م) کشیش، در جوانی از فاتحان و برده‌داران اسپانیایی بود. او چندی بعد از رفتار خود پشیمان و به افشای رفتار ظالمانهٔ هموطنانش پرداخت: «مسیحیان با اسب‌ها، شمشیرها و نیزه‌ها رفتار عجیب و بی‌رحمی‌های هولناکی با مردم داشتند. پیروان مسیحیان در داخل سرزمین رخنه نمودند و از جان هیچ کودک و پیری نگذشتند؛ به زنان حامله هم رحم نکردند، گویی می‌خواستند گله‌ای بره را در آغل‌های خود قصابی کنند، هر جا سرخ پوستی می‌یافتند او را می‌دریدند». (آدلر، تمدن های عالم، ج 2، ص 394)

1- منشأ و علت این رفتارهای غیرانسانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
منشا و علت این رفتارها در طول تاریخ برتری جویی و نژادپرستی؛ ‌طمع‌ورزی و منفعت‌طلبی، کسب منافع‌ مادّی‌ و خصوصاً کشف‌ طلا، زورگویی و بی‌عدالتی است و نتیجه‌ی چنین عللی سلطه است که این امر ریشه در تاریخ این کشورها داشته و در کشتار سرخ‌پوستان و اسارت و بردگی آنان نمود ویژه یافته است. در آن‌ زمان‌، اروپا مصادف‌ با حاکمیت‌ اندیشه‌ی‌ اقتصاد سوداگری‌ یا مرکانتیلیسم (Mercantilisme) بود که‌ طلا شاخص‌ اصلی‌ ثروت‌ محسوب‌ می‌شد. اروپاییان سرخپوستان را می‌کشتند تا اموال و املاکشان را غارت و تصاحب کنند و آمریکایی‌ها آنها را کوچ می‌دانند تا در سرزمین‌هایشان راه آهن سراسری آن کشور را بنا کنند و یا بجای چراگاه‌های آنها کشتزارهایی عظیم و باغ‌هایی انبوه را برای خود بسازند. بر اساس شواهد و ادلّه کافی، این عده همواره این اعمال را نسبت به پیروان مذاهب دیگر مثل مسلمانان و یهودیان اعمال می‌نمودند و حتی نسبت به همنوعان مسیحی خود به تکفیر، شکنجه، قتل و آدم‌سوزی متوسل می‌شدند که محکمه‌های تفتیش عقاید، شاهدی بر این مدعاست.

2- آیا این رفتارها با تعالیم حضرت مسیح مطابقت داشت؟ خیر

از اواخر قرن 16 م هلندی‌ها و انگلیسی‌ها و سپس فرانسوی‌ها نیز گام به عرصهٔ رقابت‌های استعماری نهادند و مستعمره‌نشین‌های متعددی را در آسیا، آمریکای شمالی و آفریقا تأسیس کردند. سدهٔ 17 م صحنهٔ رقابت و درگیری پیاپی میان دولت‌های اروپایی برای تسلط بر مستعمرات بیشتر و کسب منافع اقتصادی بود.

آثار و پیامدهای اکتشافات جغرافیایی

کشف سرزمین‌های جدید و گسترش قلمرو اروپایی، آثار و پیامدهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای بر جا گذاشت. به دنبال دستیابی اروپاییان به سرزمین‌های جدید، جمعیت زیادی از مردم بومی مستعمرات به ویژه در قارهٔ آمریکا بر اثر سرکوب شدید و انتشار بیماری‌های مرگبار از بین رفتند. اروپاییان تمدن‌های بومی و نهادهای کهن آن قاره را نابود کردند و دین، زبان و فرهنگ خود را به جای آن نشاندند. اما در شرق، پایگاه‌‌های تجاری پرتغالی‌ها و دیگر استعمارگران تأثیر کمتری بر تمدن و ساختار سیاسی و اجتماعی آسیا گذاشت.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 183 کتاب درسی)

 

به نظر شما چرا تأثیرات فرهنگی و اجتماعی استعمار اروپایی در قارۀ آمریکا گسترده‌تر از آسیا بود؟
1- اکثر کشورهای این قاره با زور و تصرف نظامی تحت حاکمیت استعمارگران درآمدند 2- کشورهای استعمارگر توانستند دین و زبان خود را بر مردم قاره آمریکا غالب کنند 3- استعمارگران بومیان قاره‌ی آمریکا را از حقوق سیاسی و اجتماعی خود محروم کردند. 4- اسپانیا و پرتغال چون دارای رژیم‌های استبدادی بودند با ستمگری و استبداد بر مردم حکومت می‌کردند. 5- کشتار وسیع بومیان و تصرف سرزمین‌های آنان 6- از بین رفتن منبع اصلی ثروت آنها توسط استعمارگران 7- تأسیس شهرک‌های بزرگ و دائمی و انتقال سکنه‌ی خود از اروپا به این شهرها.

کشفیات جغرافیایی در حوزهٔ اقتصادی بیشترین تأثیر را بر جای گذاشت. اروپاییان در هر نقطه از دنیای جدید به دنبال طلا و نقره بودند. یکی از بومیان قارهٔ آمریکا، حرص و طمع اروپاییان را چنین توصیف کرده است :«فاتحان اسپانیایی شهوت طلا دارند و در آرزوی آن می‌میرند. جسمشان از طمع متورم شده و گرسنگی‌شان حریصانه است؛ همچون خوکِ گرسنه در پی طلا هستند». در نتیجهٔ اکتشافات جغرافیایی و دستیابی اروپاییان به منابع ثروت در سرزمین‌های جدید، حجم عظیمی از فلزات گرانب‌ها به اروپا سرازیر شد که تا آن زمان سابقه نداشت. ذخیرهٔ فلزات قیمتی موجب رونق اقتصادی و رشد تجارت شهرهای اروپایی شد. این وضع به ضرر اشراف فئودال و زمین‌دار بود و موجب شد که موقعیت اجتماعی خود را از دست بدهند. در مقابل، اعتبار و منزلت تجار و صنعت‌گران افزایش یافت.

ذخیرهٔ فراوان طلا و نقره همچنین موجب افزایش بیشتر قدرت شاهان اروپایی شد و آنان را بر اشرافیتی که تا آن زمان گردن فرازی می‌کرد، برتری بخشید. شاهان همچنین با استفاده از منابع مالی عظیمی که حاصل غارت مستعمرات بود، ارتش‌های ملی و ناوگان‌های دریایی خود را مجهز و قو یتر کردند. البته کشف سرزمین‌های جدید و گسترش قلمرو اروپاییان، باعث تشدید رقابت و درگیری سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت‌های اروپایی در سرزمین اصلی و مستعمرات شد.

تجارت بردگان آفریقایی

پرتغالی‌ها در جریان سفرهای اکتشافی خود در سواحل غربی قاره آفریقا دریافتند که با فروش برده‌های آفریقایی می‌توانند سود هنگفتی کسب کنند. با کشف قارهٔ آمریکا، خرید و فروش برده به سرعت افزایش یافت؛ زیرا اروپاییانی که مزارع وسیعی را در آن قاره تصاحب کرده بودند به نیروی کار مجانی و ارزان نیاز داشتند. به همین دلیل پرتغالی‌ها تجارت برده از آفریقا به آمریکا را در انحصار خود گرفتند. بعدها بازرگانان هلندی و انگلیسی نیز به این تجارت پرسود وارد شدند.

تابلوی کشتی حمل برده؛ بعضی از کشتی‌های حمل برده تا 800 نفر را در خود جای می‌دادند. حدود 15 تا 20 درصد این بردگان در طول سفر می‌مردند.
تابلوی کشتی حمل برده؛ بعضی از کشتی‌های حمل برده تا 800 نفر را در خود جای می‌دادند. حدود 15 تا 20 درصد این بردگان در طول سفر می‌مردند.

4- جنبش اصلاح دین و نهضت پروتستان

در فاصلهٔ قرون 14 تا 17 م سلسله حوادث و تحولاتی در قلمرو مسیحیت در اروپا رخ داد که مورخان از مجموع آنها تعبیر به اصلاح دین می‌کنند.

مارتین لوتر
مارتین لوتر

جنبش اصلاح دین با انتقاد و اعتراض به برخی از نظریات و عملکرد کلیسا شروع شد. برخی از این اعتراضات از سوی شاهان و فرمانروایان صورت می‌گرفت که کلیسا را از دخالت در امور سیاسی منع می‌کردند. انسان‌گرایان هم که شیفتهٔ مروج ادبیات و آثار کهن یونانی و لاتینی بودند، به شیوهٔ تعلیم و تربیت و محتوای آموزشی که تحت نظارت کلیسا در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، انتقاد داشتند و آنها را غیر مفید می‌شمردند. انسان‌گرایان همچنین کلیسا را به خاطر برخی ناهنجاری‌های اخلاقی کشیشان، سرزنش می‌کردند. مهم‌تر از همه، گروهی از مصلحان دینی بودند که از درون کلیسا پا به عرصهٔ اعتراض و انتقاد نهاده و آموزه های کلیسا را در بارهٔ انسان و خدا به چالش کشیدند. مهم‌ترین شخصیتی که نهضت اصلاح دین به نام او شناخته می شود، مارتین لوتر آلمانی بود که در اعتراض به مسیحیت کاتولیک، یکسره از کلیسا برید و مذهب تازه‌ای بنیاد نهاد. لوتر با اشتیاقی وصف‌ناپذیر به تحصیل در رشتهٔ الهیات روی آورده و استاد تدریس کتاب مقدس در دانشگاه ویتنبرگ شد. اولین مسئله‌ای که ذهن او را به خود مشغول کرد، ارتباط ایمان با انجام دادن کارهای نیک بود. او در مطالعات و تأملات گستردهٔ خود در باب آیین مسیح و کتاب مقدس به این نتیجه رسید که برخلاف دیدگاه غالب کلیساییان، آنچه مایهٔ رستگاری انسان می‌شود ایمان است و نه انجام دادن کارهای نیک. لوتر با ابراز این نظر در واقع به جنگ با کلیسا برخاست. وی بعداً بر پایهٔ همین نظر، مسئلهٔ آمرزش گناهان توسط کلیسا را در برابر پرداخت پول و انجام برخی خدمات نقد و نفی کرد. او خدا را پدری مهربان می‌شمرد که بی‌هیچ چشمداشتی گناهان بندگانش را می‌بخشد.

لوتر هنگام دفاع از خود در دادگاه امپراتوری مقدس روم
لوتر هنگام دفاع از خود در دادگاه امپراتوری مقدس روم

لوتر در 1517 م، فهرستی از نظریات خود را در 95 اصل تدوین کرد و بر در کلیسای ویتنبرگ (شهری در کشور کنونی آلمان) آویخت و از مردم خواست دربارهٔ آنها با هم گفت‌وگو کنند. پاپ، با تکفیر لوتر از امپراتور مقدس روم خواست تا او را سرکوب کند. اما شاهزادگان آلمانی از لوتر حمایت کردند و به پاپ و امپراتور، اعتراض (پروتست) کردند. از این روی آنان به پروتستان معروف شدند. لوتر هر چند به دنبال تأسیس آیین و کلیسای جدیدی نبود ولی تلاش‌های او به تأسیس آیین و کلیسای پروتستان انجامید. بعدها اصلاحات او در خارج از آلمان توسط کسانی چون ژان کالون در سوئیس دنبال شد.

نهضت پروتستان، وحدت کلیسای کاتولیک را از میان برد و باعث بروز سلسله جنگ‌های مذهبی میان پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها شد که بخش‌های وسیعی از اروپا را فرا گرفت. این نهضت همچنین به تقویت پادشاهان و دولت‌های ملی و رشد اندیشه ملی‌گرایی در اروپا کمک فراوانی کرد. پیامد دیگر نهضت پروتستان، تضعیف قدرت کلیسای کاتولیک و کاهش نقش آن در زندگی مردم و جوامع اروپایی بود.

کاوش خارج از کلاس (صفحه 186 کتاب درسی)

 

در مورد سایر نتایج نهضت پروتستان در اروپا، با راهنمایی دبیر، گزارشی تهیه و در کلاس ارائه کنید.

فعالیت 4: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 186 کتاب درسی)

 

در این جا بندهای 5، 21، 50، 88 از رساله‌ی 95 بندی لوتر آمده است. آن‌ها را بخوانید و به پرسش‌های زیر پاسخ دهید.

5- پاپ نه قدرت و نه اراده‌ی آن را دارد که مجازاتی را عفو کند، مگر مجازات‌هایی که خودش با صواب دید خود یا بر حسب قانون کلیسایی بر مردم تحمیل کرده است.
21- وقتی واعظان آمرزش فروش می‌گویند، آدم به دلیل آمرزش پاپی از گناهان خود آمرزیده می‌شود و روح او نجات می‌یابد، خطا می‌گویند.
50- مسیحیان بدانند آن کس که حاجتمندی را ببیند و از کنار او [بی اعتنا] بگذرد و بعداً به خاطر بخشش خود [به پاپ] پول بدهد، آمرزش پاپ را به دست نمی‌آورد، بلکه غضب خدا را به خود متوجه می‌کند.
88- چرا پاپ که از ثروتمندترین اغنیای بشر است، با پول خود تالار کلیسای سن پیتر را نمی‌سازد و چرا به پول مؤمنان فقیر چشم دوخته است؟ (فوگل، تمدن مغرب زمین، ج 2، ص 583)

1- برداشت شما از این بندها چیست؟ استدلال کنید.
 1- بخشش گناهان فقط توسط خدا صورت می‌گیرد و پاپ نمی‌تواند این کار را انجام دهد 2- فروش آمرزش گناهان توسط کلیسا خطا است 3- ثروت‌اندوزی پاپ و گرفتن پول از مردم ممنوع است.

2- آیا اقدام پاپ و کلیسای کاتولیک در جهت رسم فروش گناهان به حیثیت و آبروی کلیسا و پاپ لطمه شدیدی وارد ساخت؟ چرا؟
بله. این پدیده یک صورت استثماری و بی‌رحمانه به خود گرفت، زیرا به مرور زمان واضح و آشکار شد که پاپ با پول گناهان خریده شده مردم می‌خواست هزینۀ بنای کلیسای پترز در روم را تامین کند. مراجع مذهبی به صورتی پول جمع می‌‌کردند که هدف آن فقط در خدمت تحکیم قدرت زمینی کلیسا کاتولیک و مراجع آن بود.

پرسش‌های نمونه (صفحه 186 کتاب درسی)

 

1- به چه دلایلی ایتالیا خاستگاه نهضت رنسانس محسوب می‌شود؟
در قرن 14 م هنگامی که فرهنگ قرون وسطایی بر سراسر اروپا سیطره داشت، گروهی از نویسندگان و اندیشمندان که در شهرهای ثروتمند ایتالیا می‌زیستند، هدایت جریان فکری و فرهنگی را به دست گرفتند و تفکر و سبک جدیدی از زندگی را باب کردند. این تفکر و سبک جدید زندگی که اساس آن بر نوزایی و تجدید حیات فرهنگ یونان و روم باستان قرار داشت، به رنسانس معروف شد.

2- نقش مسلمانان را در نهضت علمی رنسانس مورد نقد و بررسی قرار دهید.
دانشمندان اروپایی در قرون وسطا از طریق اندلس (اسپانیای مسلمان) و سیسیل با دستاوردهای فکری و فرهنگی جهان اسلام آشنا شدند. جنگ‌های صلیبی و گسترش روابط تجاری میان اروپا و شرق باعث افزایش آشنایی و آگاهی‌های اروپاییان با ابعاد مختلف تمدن اسلامی و پیشرفت‌های علمی مسلمانان شد. به‌طور کلی آثار و نوشته‌های علمی دانشمندان و عالمان مسلمان تأثیر بسزایی بر وضعیت فکری و فرهنگی اروپا در اواخر قرون وسطا نهاد. مدارس عالی و دانشگاه‌های تازه تأسیس ایتالیایی در استفاده از آثار و نوشته‌های دانشمندان مسلمان پیشگام بودند. 

3- پیامدهای سیاسی اکتشافات جغرافیایی را تجزیه و تحلیل کنید؟
کشف سرزمین‌های جدید و گسترش قلمرو اروپاییان، باعث تشدید رقابت و درگیری سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت‌های اروپایی در سرزمین اصلی و مستعمرات شد. پیدایش استعمار به عنوان نتیجه سیاسی این حرکت اکتشافی در قرن‌های بعد منجر به درگیری‌های زیادی بین کشورهای استعمارگر گردید. جنگ‌های جهانی اول و دوم از پیامدهای این اکتشافات می‌باشد.

4- دلایل برپایی  نهضت پروتستان و نتایج آن را بررسی کنید.
جنبش اصلاح دینی با انتقاد و اعتراض به برخی از نظریات و عملکرد کلیسا شروع شد. برخی از این اعتراضات از سوی شاهان و فرمانروایان صورت می‌گرفت که کلیسا را از دخالت در امور سیاسی منع می‌کردند. انسان‌گرایان هم که شیفته‌ی مروج ادبیات و آثار کهن یونانی و لاتینی بودند، به شیوه‌ی تعلیم و تربیت و محتوای آموزشی که تحت نظارت کلیسا در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، انتقاد داشتند و آن‌ها را غیر مفید می‌شمردند. انسان‌گرایان همچنین کلیسا را به خاطر برخی ناهنجاری‌های اخلاقی کشیشان مورد سرزنش قرار می‌دادند. اما مهم‌تر از همه، گروهی از مصلحان دینی بودند که از درون کلیسا پا به عرصه‌ی اعتراض و انتقاد نهاده و آموزه‌های کلیسا را درباره‌ی انسان و خدا به چالش کشیدند.
نهضت پروتستان وحدت کلیسای کاتولیک را از میان برد و باعث بروز سلسله جنگ‌های مذهبی میان پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها شد که بخش‌های وسیعی از اروپا را فرا گرفت. این نهضت همچنین به تقویت پادشاهان و دولت‌های ملی و رشد اندیشه ملی‌گرایی در اروپا کمک فراوانی کرد. پیامد دیگر نهضت پروتستان، تضعیف قدرت کلیسای کاتولیک و کاهش نقش آن در زندگی مردم و جوامع اروپایی بود.
 

درس 16: رنسانس و عصر جدید