درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 11: حکومت، جامعه و اقتصاد در عصر مغول- تیموری
هجوم مغولان به ایران در ابتدای قرن هفتم هجری، آغازگر دوران جدیدی در تاریخ ایران و جهان اسلام بود و پیامدهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مهمی داشت که منجر به تغییر و تحولاتی شد. در این درس شما با بررسی شواهد و مدارک تاریخی، علل و نتایج تغییر و تحولات دوران مغول تیموری را شناسایی و تحلیل خواهید کرد.
بحث و گفتوگو (صفحه 114 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر در این باره بحث و گفتوگو کنید: چه عواملی باعث شد جامعه و فرهنگ ایرانی، دوران وحشتناک هجوم ویرانگر مغولان و تیمور را پشت سر بگذارد و خود را بازسازی کند؟
الف) اوضاع سیاسی
1- هجوم مغولان به ایران
مغولها، دستههایی از قبایل زرد پوست بودند که در پی اقدامات سیاسی، نظامی و حقوقی چنگیز (تموچین) متحد و قدرتمند شدند. شرایط نامساعد طبیعی، پاسخگوی نیازهای اقتصادی آنها نبود و در نتیجه برای تأمین معاش خود به جنگ و هجوم به سرزمینهای دیگر روی آوردند. بیشتر اقوامی که زیر فرمان چنگیز بودند، از نظر فرهنگی و تمدنی، دارای پیشینهٔ مهمی نبودند و به شهر و شهرنشینی نیز توجهی نداشتند. بنابراین، هجوم آنها به سرزمین ایران، فاقد ماهیت فکری و فرهنگی بود و نتایج زیان باری داشت.
موج اول حملهٔ مغول به ایران که با فرمان چنگیزخان انجام گرفت، شش سال طول کشید (616 - 622 ق). اختلاف سیاسی و درگیری حکومت خوارزمشاهی با خلافت عباسی، از یک سو موجب تفرقه و تضعیف قدرت جهان اسلام شد و از سوی دیگر سبب گردید که سلطان محمد خوارزمشاه از تهدیدات قدرت نوظهور مغولها غافل بماند. در چنین شرایطی بود که چنگیزخان مغول به بهانهٔ کشتار بازرگانان اعزامی خود در شهر مرزی اُترار، فرمان هجوم به ایران را صادر کرد. این هجوم با کشتار جمعیت، ویرانی شهرها، اسارت صنعتگران و هنرمندان، مهاجرت مردم، زوال اقتصاد کشاورزی و تعطیلی مراکز علمی و آموزشی در بخش وسیعی از ایران همراه بود و باعث نابسامانی اوضاع آن مناطق شد. حدود سی سال بعد، موج دیگری از حملات مغولها به فرماندهی هولاکوخان، نوهٔ چنگیزخان صورت گرفت و به تأسیس حکومت ایلخانان انجامید (654 ق).
2- ایران در عهد ایلخانان
ایلخان به معنای «خان تابع» است و حکومت ایلخانی یا ایلخانان به حکومتی گفته میشود که پس از تسلط مغولان بر ایران به دست هولاکوخان نوه چنگیزخان تشکیل شد. او در زمان فرمانروایی برادرش منگوقاآن، به منظور نظم بخشیدن به قلمرو متصرفی مغول و گسترش فتوحات در غرب آسیا، به ایران لشکرکشی کرد (650 ق). هولاکو، نخست قدرت اسماعیلیان را با گشودن قلعههای مستحکم آنان از بین برد. او سپس با تسخیر بغداد و کشتن خلیفهٔ عباسی، به حکومت خاندان بنی عباس پایان داد (656 ق). مغولان پس از فتح بغداد، به شام یورش بردند، اما در عین جالوت از سپاه حکومت مملوکان مصر شکست خوردند و از ادامهٔ پیشروی بازماندند.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 115 کتاب درسی)
یکی از نتایج مهم لشکرکشی هولاکوخان، فتح بغداد و برانداختن خلافت عباسیان بود (656 ق). به نظر شما این رویداد از نظر سیاسی و مذهبی چه آثار و پیامدهایی برای ایران داشت؟
خلیفه افزون بر موقعیت سیاسی، دارای مقام و مرتبهی مذهبی والایی در انظار پیروان مذهب تسنن بود. از سوی دیگر اگرچه سیاست و برخورد خلفای عباسی با پیروان دیگر مذاهب اسلامی از جمله شیعیان متفاوت بود (برخی از آنان با پیروان مذهب شیعه به تندی و خشونت رفتار کردند و تعداد دیگری سیاست مدارا و تحمل را در پیش گرفتند)، اما در مجموع دستگاه خلافت عباسی در دوران حاکمیت خود محدودیت و موانع مختلفی را بر سر راه فعالیت شیعیان ایجاد کرده بود و از میان برداشتن چنین ساختار سیاسی و دینیای، میتوانست زمینه و شرایط را برای رشد و گسترش سایر مذاهب اسلامی از جمله تشیع مساعدتر کند.
در سراسر دورهٔ حاکمیت ایلخانان (654 - 736 ق) وضعیت یکسان و یکنواختی وجود نداشت. دورهٔ حاکمیت آنها را میتوان به دورهٔ نامسلمانی و دورهٔ مسلمانی تقسیم کرد. در دورهٔ نامسلمانی مغول، بزرگان ایرانی برای مهار خشونت و رفتارهای خودسرانهٔ فاتحان مغول، تلاشهای بسیار کردند. دیوانسالاران، فیلسوفان، شاعران، فقیهان و در رأس آنان کسانی چون خواجه نصیرالدین توسی، شمسالدین محمد جوینی و برادرش عطاملک جوینی کوشیدند تا مغولها را با فرهنگ ایرانی و آداب کشورداری آشنا کنند و زمینهٔ مسلمان شدن این قوم غالب را فراهم آورند.
دورهٔ مسلمانی مغولها در ایران از زمان غازان شروع شد. با مسلمان شدن غازان (694 ق) و بسیاری از شاهزادگان و خوانین مغول، اسلام دین رسمی اعلام شد و در پرتو تلاشهای رشیدالدین فضل اللّه همدانی، وزیِر کاردانِ ایلخانان، اصلاحات گستردهای در عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی انجام گرفت. ایران که با سقوط خلافت عباسی و تشکیل حکومت ایلخانی، به لحاظ جغرافیایی و سیاسی، وضعیت منسجمتری یافته بود، در عهد سلطنت غازان به استقلال و اقتدار بیشتری رسید.
اُلجایتو جانشین غازان و پسرش ابوسعید نیز مسلمان بودند. مرگ ابوسعید، آخرین ایلخان مغول (736 ق)، آغازگر چهار دهه آشفتگی سیاسی و نابسامانی نسبی در اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران بود که تا زمان قدرتگیری تیمور ادامه یافت. در این دوره، علاوه بر خان زادگانی از خاندان چنگیز و سرداران مغول که بر سر کسب قدرت رقابت و درگیری داشتند، چندین حکومت محلی غیرمغولی نیز در مناطق مختلف ایران به وجود آمدند. حکومتهای شیعه مذهب سربداران و سادات مرعشی مازندران و سلسلهٔ آل مظفر از جملهٔ آنها بودند.

3- ایران در عهد تیموریان
تقریباً همزمان با زوال حکومت ایلخانان در ایران، حاکمان مغولیِ ماوراءالنهر نیز رو به ضعف نهادند و رقابت و درگیری شدیدی میان سران و فرماندهان قبایل برای کسب قدرت به وجود آمد. در این میان، تیمور گورکانی بر رقیبان خود غلبه کرد و حکومت ماوراءالنهر را به دست گرفت (771 ق). تیمور سپس در سه مرحله یورش که همچون هجوم مغولها، با کشتار فراوان همراه بود، سرتاسر ایران را تحت سیطرهٔ خود درآورد. پس از مرگ تیمور، شاهرخ، پسر و جانشین او بر سراسر ایران حکومت کرد (حک 807 - 850 ق). بعد از مرگ شاهرخ، شاهزادگان تیموری که بر مناطق مختلف حکومت میکردند، با یکدیگر به رقابت و ستیز برخاستند. در چنین اوضاع و احوالی بود که دو اتحادیهٔ قبیلهای متشکل از ترکمانان به نامهای قراقویونلو و آق قویونلو به ترتیب با پی افکندن حکومتهایی، نواحی غربی و مرکزی ایران را تصرف کردند و حکومت تیموریان به مناطق شرقی ایران محدود شد. حکومت نوادگان تیمور بر ایران، در اوایل قرن دهم هجری با به قدرت رسیدن صفویان در ایران و تسلط ازبکان بر ماوراءالنهر به پایان رسید. مدتی بعد بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، حکومتی را در هند بنیان گذاشت که به «گورکانیان هند» یا «مغولان کبیر» معروف شد.
ب) نظام اجتماعی و حقوقی
1- شهر و شهرنشینی
شهر و شهرنشینی در تمدن ایرانی، دارای پیشینهای کهن و جایگاه و اهمیت والایی بود. با هجوم مغول به ایران، زندگی شهری برای مدتی دچار وقفه و افول شد؛ زیرا، از یک طرف در جریان حملات مغولها شهرهای زیادی به ویژه شهرهای بزرگ و آباد در ماوراءالنهر و خراسان ویران شدند و عده زیادی از ساکنان آنها یا کشته شدند و یا به مناطق دیگری مهاجرت کردند. از طرف دیگر، یاسا به عنوان مجموعهٔ قوانینی که چنگیزخان تدوین کرده بود، به مغولها توصیه میکرد که از شهر و شهرنشینی دوری گزینند. مغولها حتی پس از تسخیر چین و ایران و تسلط بر شهرهای بزرگ و آباد، همچنان از شهر و شهرنشینی روی گردان بودند. از این رو، سپاهیان و دیگر اعضای قبایل بیابانگردی که در زمان هجوم مغولها و پس از آن به ایران آمدند، به اصول و قواعد زندگی یک جانشینی پایبند نبودند و شرایط را برای یک جانشینان دشوار و غیرقابل تحمل میکردند. با این حال، پس از استقرار حکومت ایلخانی و در پی تلاشهای دیوانسالاران و فرهیختگان ایرانی برای مهار رفتار غیرمدنیِ مغولها، به تدریج شهر و شهرنشینی رونق یافت. این روند، پس از مسلمان شدن مغولها و اصلاحاتی که توسط ایلخان غازان برای بازسازی ویرانیها انجام شد، سرعت بیشتری گرفت و شهرکها و شهرهای جدیدی مانند شهرک رشیدیه و رَبع (ایوان، عمارت) رشیدی، شام (شنب) غازان و شهر سلطانیه، پایتخت آخرین ایلخانان، ساخته شدند. در آن زمان، رشد نسبی تجارت و دیگر فعالیتهای اقتصادی، به احیای شهرنشینی کمک کرد.
شهر و شهرنشینی در عصر تیموریان برخلاف اوایل دورهٔ مغول، دچار رکود و زوال نشد. تیمور با وجود یورشها و کشتارهای زیادی که انجام داد، به شهرسازی علاقهمند بود. او هنرمندان و صنعتگران شهرهایی را که فتح میکرد به سمرقند، پایتخت خود میفرستاد تا در آبادانی و زیبایی آن شهر بکوشند.
فعالیت 1 (صفحه 119 کتاب درسی)
برداشت خود را از این جملهٔ معروف طنزآمیز بیان کنید: «تیمور دنیایی را ویران کرد تا شهری را آباد کند».
منظور از شهری، شهر سمرقند است که تیمور به آن علاقه فراوانی نشان میداد و این کار با هدایت سرمایههای مادی و معنوی (اعزام هنرمندان و صنعتگران) از سرتاسر مناطق مفتوحه به این شهر صورت گرفت.
جانشینان تیمور سیاست جنگ و کشورگشایی او را کنار گذاشتند و به عمران و آبادی، علم، فرهنگ و هنر علاقه و توجه زیادی نشان دادند. به همین دلیل در دوره آنان شهر و شهرسازی شکوفا شد و شهرهای هرات، شیراز، مشهد و یزد رشد و رونق چشمگیری یافتند.
2- گروههای اجتماعی
یکی از ویژگیهای اجتماعی دوران فرمانروایی مغولان و تیموریان، دگرگونی نسبی در بافت قومی و جمعیتی ایران بود. هجوم مغولان، از نظر اجتماعی و اقتصادی، پیامدهای مختلفی به دنبال داشت و موجب کاهش جمعیت، مهاجرتهای گسترده، تخریب زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی و زوال موقعیت اجتماعی ملاکین، عالمان، بازرگانان، دیوان سالاران و خاندانهای بانفوذ شد. علاوه بر آن، با هجوم مغولان، جمعیت قابل توجهی از اقوام مغول و غیرمغول به ایران وارد شدند و بافت قومی و جمعیتی جامعهٔ ایرانی را تحت تأثیر قرار دادند. قشربندی اجتماعی ایران در عصر مغول تیموری نیز مانند گذشته بود. صرف نظر از سه گونهٔ تقریباً متفاوت جامعهٔ عشیرهای، روستایی و شهری که مبتنی بر شیوه معیشت بود، جامعهٔ دورهٔ مغول - تیموری به دو دستهٔ کلی فرادست و فرودست تقسیم میشد. در ابتدای دورهٔ مغول، رؤسای قبایل و فرماندهان سپاه، گروه اشراف نظامی را تشکیل میدادند و از امتیازات و اختیارات فراوانی برخوردار بودند. اما با مسلمان شدن مغولها، به تدریج، بزرگان ایرانی شامل دیوانسالاران، عالمان، اندیشمندان و مشایخ صوفی، تحت حمایت ایلخانان، موقعیت و نفوذ اجتماعی خود را بازیافتند و تلاش کردند که زیادهخواهی و خودسری اشرافیت مغول را مهار کنند. بازرگانان و اهل صنعت، حِرَف و هنر نیز مورد احترام قرار گرفتند.
فعالیت 2: گروههای اجتماعی از منظر خواجه نصیرالدین توسی (صفحه 121 کتاب درسی)
از نظر خواجه نصیرالدین توسی، دانشمند و عالم شیعهٔ عصر مغول، اجتماعات انسانی با چهار صنف: اهل قلم، اهل شمشیر، اهل معامله و اهل مزارعه موجودیت مییابند. او هر صنف را شامل گروههای مختلف میداند (اخلاق ناصری، ص 305)
با راهنمایی دبیر، گروههای زیر را در چهار صنف مورد نظر خواجه نصیرالدین طبقهبندی کنید و در جدول بنویسید.
| اهل قلم | ارباب علوم و معارف، اطبّا و شعرا، فقها و قضات، مهندسان و منجمان. |
| اهل شمشیر | مقاتلان و مجاهدان، مطوعان و غازیان، اعوان مُلک و حارسان دولت. |
| اهل معامله | تجّار، محترفه و ارباب صناعات. |
| اهل مزارعه | اهل حرث و فلاحت، برزگران و دهقانان. |
یکی از ویژگیهای نظام اجتماعی عصر مغول تیموری، افزایش نفوذ و موقعیت زنان در عرصههای سیاسی و اقتصادی بود و خاتونها در کنار خانها، از جایگاه مهمی در میان گروههای فرادست برخوردار شدند.
3- نظام حقوقی و قضایی
بنیان قوانین جاری در ایرانِ دوران اسلامی، مبتنی بر دو سرچشمه شریعت اسلام و عُرف بود. محاکم سه گانهٔ شرع، مظالم و حِسبه بر اساس قوانین دینی و عرفی قضاوت میکردند. مغولها پیش از آنکه مسلمان شوند، بر پایهٔ مجموعهٔ قوانینی موسوم به یاسا عمل میکردند و دعاوی حقوقی آنها در دادگاهی موسوم به یرَغو و زیر نظر یرَغوچی حل و فصل میشد. پس از مسلمان شدن مغولها، یاسا و سنتهای مغولی تا حد زیادی از رونق افتاد، اما برخی از این سنن تا زمان تیموریان نیز ادامه داشت و به خصوص در امور سیاسی و لشکری به کار گرفته میشد؛ به گونهای که تیمور نیز با وجود مسلمان بودن، به نسب مغولی خود و سنتهای مغولی افتخار میکرد و خود مجموعه قوانینی موسوم به تزَوکات را به وجود آورد. با این حال، در سراسر عهد تیموریان، قوانین شرعی و عرفی مبنای زندگی اجتماعی و داوری حقوقی ایرانیان بود.
پ) وضعیت اقتصادی
1- کشاورزی و تجارت
بخش عمده اقتصاد ایران در دوران اسلامی همچون عصر باستان، بر کشاورزی و تجارت استوار بود. هجوم مغولان و سیل بیابانگردانی که در زمان این هجوم و پس از آن به سوی ایران سرازیر شدند، آسیب جدی به فعالیتهای کشاورزی و نظام آبیاری وارد آورد؛ به گونهای که از تولید محصولات زراعی و درآمدهای حاصل از کشاورزی، بسیار کاسته شد. مناطق ماوراءالنهر و خراسان که در تهاجم مغولان بیشترین خسارت را تحمل کردند، از جمله حاصلخیزترین و آبادترین مناطق ایران به شمار میرفتند. علاوه بر آن، بیگانگی مغولان با قواعد زندگیِ یک جانشینی و از جمله امور کشاورزی، نیز در بروز این وضعیت مؤثر بود.
فعالیت 3 (صفحه 122 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر و همفکری، آسیبهایی را که هجوم مغولان به بخش کشاورزی ایران وارد آورد فهرست کنید.
1- زیادهخواهی مأموران مغول و اخذ مالیاتهای بیرویه و طاقتفرسا از کشاورزان؛
2- کاهش محصولات کشاورزی به سبب کاهش جمعیت روستایی ایران در نتیجه قتل عامهای مغولان.
3- سقوط و از بین رفتن نیروهای تولید و در عوض افزایش میزان اقطاعات نظامی و نفوذ سران نظامی.
4- تبدیل شدن اراضی کشاورزی مولد به مراتع به دلیل افزایش جمعیت عشایری و کوچنشین به علت استثمار روستاییان و پیشهوران.
5- نابودی بخش بزرگی از کشاورزی و مراتع ایران و تبدیل باغها و کشتزارها به چراگاه تغذیه اسبها و احشام لشکریان مغول.
پس از آنکه مغولان جذب اسلام و فرهنگ ایرانی شدند و دیوانسالاران ایرانی نقش فعالی در اداره امور حکومت به عهده گرفتند، وضعیت کشاورزی و کشاورزان بهبود یافت. بخش عمدهای از اصلاحات غازانخان، از جمله اصلاح قوانین مالیاتی، بازسازی قناتها و شبکههای آبیاری و اصلاح نظام زمینداری، به منظور پیشرفت و رونق فعالیتهای بخش کشاورزی انجام گرفت.
برخلاف اقتصاد کشاورزی، اقتصاد شهری و تجاری در عصر مغول و تیموری وضعیت به مراتب بهتری داشت. کشورگشاییهای چنگیز و تیمور موجب شد که سرزمینهای وسیعی در قارهٔ پهناور آسیا به لحاظ سیاسی یکپارچه و متحد شوند و زمینهٔ توسعهٔ تجارت بینالمللی فراهم آید. در سراسر عهد مغول - تیموری کاروانهای تجاری در مسیرهای زمینی و دریایی در حال تردد بودند. در آن دوره، تجارت در مسیر جاده ابریشم و راههای دریایی که از بنادر و جزایر ایرانی در خلیج فارس و دریای مَکران (عمان) به هند و چین میرفت، پررونق بود. در مقایسه با مردم غیر شهری، بازاریان و صنعتگران از زندگی به مراتب بهتری برخوردار بودند.
فعالیت 4: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 122 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر متن زیر را بخوانید و به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
«و این هرمز که آن را جَرون گویند در میان دریا بندری است که در روی زمین بدََل ندارد.
تجّار اقالیم سبعه از مصر و شام و روم و آذربایجان و عراق عرب و عجم و ممالک فارس و خراسان و ماوراءالنهر و ترکستان و مملکت دشت قبچاق و نواحی قلَماق و تمام بلاد شرق و چین و ماچین و خان بالیق، روی توجه به آن بندر دارند و مردم دریابار از حدود چین و جاوه و بنگاله و سیلان و .... جزایر دیوه محل تا دیار بلیبار و حبش [حبشه] و زنگبار و بندرهای بیجانگر و گلبرگه و گجرات و کنبات (کنبایت) و سواحل بَرِّ عرب تا عدن و جدّه و ینبوع نفایس و ظرایف، که ماه و آفتاب و فیض سحاب آن را آب و تاب داده و بر روی دریا توان آورد، به آن بلده آرند و مسافران عالم از هر جا آیند و هر چه آرند در برابر هر چه خواهند، بی زیادتِ جستوجوی، در آن شهر یابند. هم نقد دهند و هم معاوضه کنند و دیوانیان از همه چیز، غیر از نقود زر و نقره، عُشر ستانند و اصحاب ادیان مختلفه بل کفار در آن شهر بسیارند و بیرون از عدل با هیچ آفریده معاملهای ندارند و به این سبب آن بلده را دارالامان گویند» (سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، جلد 3، ص 513 514)
1- متن بالا بیانگر چه اطلاعاتی درباره وضعیت تجارت خارجی ایران و شُرکای بینالمللی آن در عصر تیموری است؟
تیمور از همان آغاز فرمانروایی خود در صدد برآمد بر راههای تجاری آسیا به اروپا مسلط شود، تا از عواید سرشار آن بهرهمند گردد. توسعهی روابط تجاری با دول همجوار و یا با دول اروپائی از دیگر سیاستهای تجاری تیمور بود. در این دوره فعالیتهای بازرگانی شدید در سرتاسر ایران برقرار بود. بازرگانی و تجارت کالا از چین تا سواحل دریای مدیترانه کشیده شده بود و بازرگانان ایرانی در آن سهم مهمی داشتند و هرمز یکی از مراکز و انبارهای عالی حمل و نقل کالا به شمار میرفت. تیموریان تلاش مینمودند راههای تجاری منتهی به کشورهای همسایه در امنیت کامل باشد تا کاروانها بتوانند در سایه امنیت بین سرزمینهای مختلف رفت و آمد نمایند.
2- از متن بالا درباره شرایط بنادر و حمل و نقل دریایی ایران در دوره تیموری چه برداشتی میتوان کرد؟
بنادر و حمل و نقل دریایی ایران در این دوره رونق زیادی داشت و بازرگانان از نقاط مختلف جهان با ایران روابط تجاری و بازرگانی داشتند و بندر هرمز پیوند پر جنب و جوش برای انتقال کالاهای تجاری بین اروپا و شرق دور بود.
3- متن بالا دلالت بر آن دارد که تجار ایرانی در زمان تیموریان با چه کشور و سرزمینهایی روابط تجاری داشتهاند؟ (5 کشور یا سرزمین را نام ببرید). مصر، شام، روم، آذربایجان، عراق، چین، حبشه و هندوستان.
2- پول و مالیات
حکومتهایی که قبل از مغول بر ایران حکومت داشتند، شیوههای مالیاتی را که ترکیبی از سنتهای ایرانی - اسلامی بود، پذیرفتند. اما در اوایل دوران مغولها، به دلایل مختلفی همچون گرایش اشرافیت نظامی مغول به بینظمی و زیادهطلبی، بیتوجهی حاکمان مغولی به قوانین اسلامی و بیگانگی آنان با سنتهای ایرانی، نظام مالیاتی به هم ریخت و انواع و اقسام مالیاتها که شمار آنها به دهها مورد میرسد، رواج یافت. پس از مسلمان شدن مغولها، هرچند که نظام مالیاتی تا حدودی اصلاح شد اما بخشی از بی نظمیها همچنان ادامه یافت. پس از آن، بار دیگر اخذ خراج از کشاورزان مورد توجه بیشتری قرار گرفت و سه گونهٔ مالیات کشاورزی، مالیات بازرگانی و مالیات دامی تا پایان عهد تیموریان تداوم یافت.
پرسشهای نمونه (صفحه 124 کتاب درسی)
1- موج اول حملۀ مغول به ایران چه پیامدهایی داشت؟
این هجوم با کشتار جمعیت، ویرانی شهرها، اسارت صنعتگران و هنرمندان، مهاجرت مردم، زوال اقتصاد کشاورزی و تعطیلی مراکز علمی و آموزشی در بخش وسیعی از ایران همراه بود و باعث نابسامانی اوضاع آن مناطق شد.
2- مهمترین رسالتی که دیوانسالاران و عالمان ایرانی در دورۀ نامسلمانی مغولها به عهده گرفتند چه بود؟ توضیح دهید.
در دوره نامسلمانی مغول، بزرگان ایرانی برای مهار خشونت و رفتارهای خودسرانهی فاتحان مغول، تلاشهای بسیاری کردند. دیوانسالاران، فلاسفه، شعرا، فقها و در رأس آنان کسانی چون خواجه نصیرالدین توسی، شمس الدین محمد جوینی و برادرش عطاملک جوینی کوشیدند تا مغولها را با فرهنگ ایرانی و آداب کشورداری آشنا کنند و زمینهی مسلمان شدن این قوم غالب را فراهم آورند.
3- فراز و فرود شهر و شهرنشینی را در دورۀ ایلخانان بررسی و تحلیل کنید.
با هجوم مغول به ایران، زندگی شهری برای مدتی دچار وقفه و افول شد. زیرا، از یک طرف در جریان حملات مغولها شهرهای زیادی به ویژه شهرهای بزرگ و آباد در ماوراءالنهر و خراسان ویران شدند و عده زیادی از ساکنان آنها یا کشته شدند و یا به مناطق دیگری مهاجرت کردند. از طرف دیگر، یاسا به عنوان مجموعهی قوانینی که چنگیزخان تدوین کرده بود به مغولها توصیه میکرد که از شهر و شهرنشینی دوری گزینند. مغولها حتی پس از تسخیر چین و ایران و تسلط بر شهرهای بزرگ و آباد، همچنان نسبت به شهر و شهرنشینی ذهنیتی منفی داشتند. از این رو، سپاهیان و دیگر اعضای قبایل بیابانگردی که در زمان هجوم مغول و پس از آن به ایران آمدند، به اصول و قواعد زندگی یکجانشینی پایبند نبودند و شرایط را برای یکجانشینان دشوار و غیرقابل تحمل میکردند. با این حال، پس از استقرار حکومت ایلخانی و در پی تلاشهای دیوانسالاران و فرهیختگان ایرانی برای مهار رفتار غیرمدنی مغولها، به تدریج شهر و شهرنشینی رونق یافت. این روند، پس از مسلمان شدن مغولها و اصلاحاتی که توسط ایلخان غازان برای بازسازی ویرانیها انجام شد، سرعت بیشتری گرفت و شهرکها و شهرهای جدیدی مانند شهرک رشیدیه و رَبع (ایوان، عمارت) رشیدی، شام(شنب) غازان و شهر سلطانیه، پایتخت آخرین ایلخانان ساخته شدند.
4- گروهبندی اجتماعی ایران در عصر ایلخانی چه وضعیتی داشت؟
قشربندی اجتماعی ایران در عصر مغول مانند گذشته بود. صرفنظر از سه گونهی تقریباً متفاوت جامعهی عشیرهای، روستایی و شهری که مبتنی بر شیوه معیشت بود، جامعهی دورهی مغول به دو دستهی کلی فرادست و فرودست تقسیم میشد. در ابتدای دوره مغول، رؤسای قبایل و فرماندهان سپاه، گروه اشرافیت نظامی را تشکیل میدادند و از امتیازات و اختیارات فراوانی برخوردار بودند. اما با مسلمان شدن مغولها، به تدریج بزرگان ایرانی شامل دیوانسالاران، عالمان، اندیشمندان و مشایخ صوفی تحت حمایت ایلخانان، موقعیت و نفوذ اجتماعی خود را بازیافتند و تلاش کردند که زیادهخواهی و خودسری اشرافیت مغول را مهار کنند. بازرگانان و اهل صنعت، حِرَف و هنر نیز مورد احترام قرار گرفتند.
5- وضعیت تجارت ایران در عصر ایلخانان و عوامل مؤثر بر آن را شرح دهید.
اقتصاد شهری و تجاری در عصر مغول وضعیت به مراتب بهتری داشت. کشورگشاییهای چنگیز موجب شد که سرزمینهای وسیعی در قارهی پهناور آسیا به لحاظ سیاسی یکپارچه و متحد شوند و زمینه توسعهی تجارت بینالمللی فراهم آید. در سراسر عهد مغول کاروانهای تجاری در مسیرهای زمینی و دریایی در حال تردد بودند. در آن دوره تجارت در مسیر جاده ابریشم و راههای دریایی که از بنادر و جزایر ایرانی در خلیج فارس و دریای مَکران (عمان) به هند و چین میرفت پررونق بود.