درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 6: امویان بر مسند قدرت
پس از آنکه در سال 41 ق، بر اثر دسیسه معاویه و همراهی نکردن مردم و خواص جامعه با امام حسن (ع)، صلح معاویه بر امام تحمیل شد و ایشان با شروطی آن را پذیرفت. بدین ترتیب معاویه بر مسند حکومت نشست و سلسله سلطنت اموی آغاز شد. امویان تا سال 132 ق بر سرتاسر قلمرو جهان اسلام حکومت کردند و سپس شاخهای از آنان تا چندین قرن بعد در اسپانیای اسلامی (اَندَلُس) زمام امور را در اختیار داشت. در این درس، شما تحولات مهم و ویژگیهای دوران خلافت بنی امیه و حکومت آنان بر اَندَلُس را بررسی و تجزیه و تحلیل خواهید کرد.
امویان پیش از خلافت
امویان (بنی امیه)، از خاندان قدرتمند قبیلهٔ قریش در عصر جاهلیت به شمار میرفتند. این خاندان از طریق تجارت و ادارهٔ برخی از مناصب کعبه، ثروت فراوانی اندوخته بود. پس از بعثت پیامبر، بنی امیه با سرسختی تمام، در برابر دعوت به اسلام، ایستادگی کردند و رئیس آنان، ابوسفیان، رهبری سیاسی - نظامی قریش علیه مسلمانان را به دست گرفت. خاندان بنی امیه پس از فتح مکه، مسلمان شدند.
امویان در دوران خلافت ابوبکر بن ابی قُحافه و عمر بن خطاب در فتوحات مشارکت فعال داشتند؛ از جمله دو پسر ابوسفیان به نامهای یزید و معاویه، فرماندهی بخشی از سپاه اعراب مسلمان را در جریان فتح منطقهٔ شام به عهده گرفتند و یکی پس از دیگری، از سوی عمر به حکومت این منطقهٔ مهم منصوب شدند. در دوران خلافت عثمان که خود از خاندان بنی امیه بود، نفوذ و قدرت امویان بسیار افزایش یافت و حکومت شهرهای مهم و فرماندهی سپاه در فتوحات به عهدهٔ آنان بود. پس از عثمان، بیشتر سران بنیامیه از بیعت با امام علی (ع) خودداری کردند و با آن حضرت به مخالفت پرداختند. امویان که نقش مهمی در ایجاد جنگ جمل داشتند، پس از شکست در این جنگ، به معاویه در شام پیوستند و با تمام قوا از او در جنگ صفین پشتیبانی کردند.
حکومت معاویه بر شام
معاویه در زمان عمر به حکومت شام منصوب شد و با وجود اعتراض و مخالفت برخی از مسلمانان، تا زمان خلافت علی (ع) در این مقام باقی ماند. حکومت طولانی مدت وی بر منطقهٔ شام، این منطقه را به پایگاهی مناسب و مطمئن برای قدرتطلبی و ثروتاندوزی بنیامیه تبدیل کرد. معاویه در طی این مدت با فریبکاری و تبلیغات فراوان، پشتیبانی کامل مردم شام را نسبت به خود و خاندانش جلب کرد. از این رو، شامیها در جریان شورش معاویه بر امام علی (ع) و امام حسن (ع)، از امویان طرفداری کردند.
معاویه برای رسیدن به اهداف قدرتطلبانهای که در سر داشت، خود را خونخواه عثمان، خلیفهٔ سوم، معرفی میکرد، در حالی که از کمک به عثمان در مقابل معترضان خودداری کرده بود. او، همچنین با وعدهٔ حکومت شهرها و مناطق مختلف و بذل و بخشش فراوان از بیتالمال، عدهای از سیاستمداران زیرک اما دنیاطلب مانند عَمروعاص و مُغَیرة بن شُعبه را به خدمت گرفت. با خُدعهٔ عمروعاص بود که معاویه از شکست حتمی در جنگ صفین نجات پیدا کرد.
گفتوگو و مباحثه علمی (صفحه 54 کتاب درسی)
با توجه به مطالب درس 5 و توضیحات دبیر، دربارۀ تفاوت حمایت مردم کوفه از امام علی (ع) با پشتیبانی مردم شام از معاویه گفتوگو کنید.
تأسیس خلافت امویان
پس از شهادت حضرت علی (21 رمضان سال 40 ق)، معاویه در شام خود را خلیفه خواند و از مردم آنجا بیعت گرفت. امام حسن (ع) نخست با ارسال نامههایی به معاویه، او را از طغیانگری و تلاش برای جنگ و خونریزی برحذر داشت؛ اما معاویه بدون توجه به نصایح آن حضرت، به عراق لشکرکشی کرد و امام حسن (ع) به منظور مقابله با او، همراه با سپاهی که فرماندهی آن را قیس بن سعد بن عُباده انصاری به عهده داشت از کوفه خارج شد. دسیسههای معاویه برای خریدن یا جداکردن فرماندهان و بزرگان سپاه کوفه از آن حضرت، موجب ایجاد آشفتگی در سپاه ایشان شد و حتی امام حسن (ع) مورد سوء قصد یکی از سپاهیان خود قرار گرفت.
در چنین اوضاعی که اعتماد امام نسبت به کوفیان سلب شده بود، آن حضرت به علت خیانت سردارانش و برای جلوگیری از ریختن خون مسلمانان، صلح به امام حسن (ع) تحمیل شد و ایشان با شرایطی، خلافت را به معاویه واگذار کرد.
با به خلافت رسیدن معاویه، دوران خلفای نخستین به پایان رسید و خلافت اموی آغاز شد. در دوران خلافت امویان، 13 نفر از اعضای خاندان بنی امیه از دو شاخهٔ سفیانی و مروانی یکی پس از دیگری بر مسند قدرت نشستند.

فتوحات بنیامیه
در عصر اموی، سپاهیان مسلمان، مناطق وسیعی را در شرق و غرب قلمرو خلافت گشودند. یکی از مهمترین فتوحات مسلمانان در زمان بنی امیه، فتح اسپانیا (اَندَلُس) به دست سردارانی چون طارِق بن زیاد و موسی بن نُصَیر بود. سپاهیان اسلام حتی مناطقی از جنوب فرانسه را تصرف کردند، اما سرانجام در نبردی بزرگ از مسیحیان شکست خوردند و به اسپانیا عقب نشستند.
در زمان امویان، درگیری و جنگهای زیادی میان مسلمانان و سپاه امپراتوری روم شرقی اتفاق افتاد. حتی سپاهیان مسلمان چندین بار شهر قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری روم را از زمین و دریا محاصره کردند، اما موفق به فتح آن شهر نشدند.
یکی از اقدامهای برجستهٔ امویان، توسعهٔ نیروی دریایی و گسترش فتوحات در دریا بود. معاویه این اقدام را به منظور فتح جزایر دریای مدیترانه و پایان دادن به حاکمیت مطلق رومیان بر آن دریا انجام داد.
مسلمانان از آن زمان به بعد به اهمیت ابعاد نظامی، ارتباطی و تجاری دریا و دریانوردی، توجه بیشتری نشان دادند.
فعالیت 1: بررسی نقشه تاریخی (صفحه 55 کتاب درسی)
با مقایسهٔ نقشه صفحههای 48 و 56، سرزمینها و مناطقی را که در دوران بنی امیه فتح شد، فهرست کنید. ماورالنهر، افغانستان، سیستان، شمال هند، ملیطه، قبرس، شمال آفریقا تا مراکش، اندلس و ....
سیاست و حکومت
مهمترین تحولی که با خلافت خاندان اموی پدید آمد، فاصله گرفتن حکومت از اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی مورد تأکید قرآن و پیامبر اسلام و تبدیل خلافت دینی به سلطنت بود. نشانهها و آثار این تحول به شکلهای مختلف در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دوران خلافت اموی ظاهر شد.
1- استفاده از زور برای کسب و حفظ قدرت
معاویه، نخستین خلیفهای بود که برخلاف خلفای پیش از خود، با زور و غلبهٔ نظامی، زمام امور را به دست گرفت.
در زمان امویان، اخذ بیعت با تهدید و اجبار همراه بود. بدین گونه که ابتدا بزرگان خاندان اموی و سپس فرماندهان نظامی و امیران ولایات بیعت میکردند. پس از آن، امیر و والی هر منطقه از افراد صاحب نفوذ و مردم تحت حکومت خود بیعت میگرفت و جان و مال مخالفان را تهدید میکرد. برای مثال، معاویه و حاکم منصوب او در مدینه و مکه، به اقدامهای مختلفی از قبیل تطمیع و تهدید متوسل شدند تا بزرگان این دو شهر را به بیعت با یزید وادار کنند، که به جز امام حسین (ع) و عبدالله بن زبیر، دیگران را ناگزیر به بیعت کردند.
حکومت بنی امیه همواره در برابر معترضان و مخالفان خود سیاست سرکوب و خشونت را اجرا میکرد. حتی معاویه که خود را سیاستمداری اهل مدارا و مسالمتجو نشان میداد، انتقاد و اعتراض برخی از شیعیان مانند حُجر بن عَدیّ و عَمرِ و بن حَمِق را تحمل نکرد و دستور به قتل آنان داد. بیشتر صاحبمنصبان سیاسی و نظامی حکومت اموی، به ویژه حاکمان شهرها و مناطق مختلف قلمرو خلافت، افرادی خشن و خونریز بودند. حَجّاج بن یوسف ثقفی از مشهورترین این افراد بود.
فعالیت 2: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 57 کتاب درسی)
متنهای زیر را بخوانید و بهصورت گروهی به پرسشهای مربوط به آن پاسخ مناسب دهید.
متن 1: یکی از بزرگان کوفه هنگام بیعت با معاویه گفت: «سلام بر تو ای پادشاه!» معاویه به خشم آمد و گفت: «چرا مرا امیرالمؤمنین خطاب نکردی؟» پاسخ آن شخص چنین بود: «آن در صورتی بود که ما تو را امیر کرده باشیم، ولی تو خود به این کار اقدام کردهای». (یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 144)
متن 2: معاویه در نخستین خطابهٔ خود در مدینه پس از رسیدن به خلافت، گفت: «... اما بعد، من، به خدا قسم، خلافت را به وسیلهٔ محبتی که از شما سراغ داشته باشم، یا به رضایت شما به دست نیاوردهام، بلکه با همین شمشیر با شما مبارزه کردهام ...». (احمدبن محمدبن عبدربه، الِعقدالفرید، ج 4، ص 147)
متن 3: عمَرو بن بحَر جاحظ، یکی از اندیشمندان و نویسندگان برجستهٔ قرن سوم هجری، در ارزیابی خلافت معاویه، مینویسد: «آن گاه که معاویه به ملُک [پادشاهی] نشست، بر بقیهٔ شورا و جماعت مسلمانان اعم از انصار و مهاجران غلبه کرد. [آن سال را] سال جماعت نامیدهاند، اما جماعت نبود و برعکس، سال تفرقه، زور، اجبار و غلبه بود». (رسائل جاحظ، ج 2، ص 10-11)
1- شواهد فوق چه دلالتی بر شیوهٔ تأسیس خلافت اموی دارد؟ تمامی شواهد و مدارک مأخوذ از سه متن یاد شده، آشکارا دلالت بر این امر دارد که معاویه از طریق زور و اجبار (تغلب) خلافت را به دست گرفته است.
2- نکتهٔ مشترک سه متن بالا چیست؟ نکتهی مشترک هر سه متن هم تصریح بر آن دارد که معاویه نه با اجماع و بیعت مسلمانان بلکه با استفادهی زور شمشیر و غلبهی نظامی، قدرت را به دست گرفت.
3- شواهد دیگری را در تأیید یا رد ادعای شواهد فوق ارائه دهید. 1- معاویه در شام تجربه ملوک آل غسان را نه به دیده منفی بلکه به دیده مثبت مینگریست و علاقهمند بود تا دربار خود را به همان شکل بیاراید. 2- او خود را اولین پادشاه خواند و برخی از صحابه رسول خدا (ص) نیز به عنوان طعن بر او، او را «ملک» خطاب میکردند 3- انتخاب جانشین و ولیعهد برای خود از طریق موروثی کردن خلافت.
بحث و گفتوگو (صفحه 57 کتاب درسی)
دربارهٔ ارتباط مشروعیت و مقبولیت نداشتن حکومتها با توسل آنها به زور و خشونت گفتوگو نمایید.
مشروعیت اساسییترین و قدیمیترین مسأله حاکمیتها در طول تاریخ زندگی اجتماعی بشر بوده و هست. مهمترین مسأله در حوزه بحث مشروعیت سیاسی، الهی یا مردمی بودن مشروعیت است؛ ناهمسازهای حل ناشدنی که نیروی عظیمی از افکار و اندیشهها را صرف خویش کرده است. مقبولیت باعث میشود که در بین مردم کسی بر روی حرف شما حرفی نزند از این بابت که حرفها و رفتار شما درست است و مورد قبول دیگران. اکنون باید فهمید اگر مقبولیت همراه با مشروعیت باشد هم مردم به افکار و نظرات دولتیان پایبند باشند و هم قوانینی که توسط این افراد مقبول انتخاب شده به صلاح مردم باشد و از یک قانون ثابت و سالم و درست گرفته شده باشد.
2- موروثی شدن خلافت
معاویه با تعیین ولیعهد برای خود، نخستین گام را برای موروثی کردن خلافت برداشت. برخی از خلفای اموی، همزمان برای دو پسر خود به عنوان ولیعهد بیعت میگرفتند. این اقدام موجب ایجاد دودستگی و زمینهساز اختلاف و رقابتی شد که خلافت امویان را از درون تضعیف کرد.
3- قومیتگرایی و تشدید تعصبات قبیلهای
امویان برخلاف روش اسلام که هر نوع تبعیض نژادی را ناروا میداند، به پیوندهای قبیلهای و قومی اهمیت زیادی میدادند. به همین دلیل در مرتبهٔ اول، خاندان و قبیلهٔ خود یعنی بنی امیه و قریش را بر اقوام غیرعرب برتری بخشیدند. در زمان حکومت آنان، مسلمانان غیرعرب که موالی نامیده میشدند، موقعیت اجتماعی پایینتری نسبت به اعراب مسلمان داشتند و از برخی حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محروم بودند. موالی اجازه نداشتند که منصبهای سیاسی، نظامی و قضایی، مانند حکومت شهرها و ولایات، فرماندهی سپاه و قضاوت را بر عهده گیرند.
عربگرایی امویان و تحقیر و تبعیضهایی که نسبت به مسلمانان غیرعرب، به خصوص ایرانیان روا میداشتند، یکی از عواملی بود که زمینهٔ گرایش آنان را به مخالفان خلافت بنیامیه به خصوص اهل بیت پیامبر فراهم آورد. به همین دلیل، موالی حضوری چشمگیر در قیامها و شورشهای ضداموی مانند قیام مختار، قیام زید فرزند امام سجاد (ع) و شورش عبدالرحمان بن اشعث داشتند.
فعالیت 3: جستوجوی شواهد و مدارک (صفحه 58 کتاب درسی)
با رجوع به درس 4، شواهدی ارائه کنید که دلالت بر مخالفت سنت پیامبر با قومیت گرایی دارد.
1- متن و مفاد پیماننامه عمومی مدینه 2- پیمان برادری 3- فتح مسالمتآمیز مکه 4- تقسیم عادلانه غنائم جنگی 5- رفتار و برخورد آن حضرت با بردگان سیاه پوست و افراد فقیر و بی پناه که از اصل و نسب و خانواده و خاندان متنفذ و ثروتمندی برخوردار نبودند 6- ارج و قربی که آن حضرت برای یاران غیرعرب خود از جمله سلمان فارسی قائل شد.
4- تبعیض و نابرابری اقتصادی
خلفای اموی، بیتالمال مسلمانان را همچون خزانهٔ شخصی میدانستند و در توزیع درآمدهای عمومی، بیشتر منافع شخصی، خاندانی، قبیلهای و قومی خود را در نظر داشتند. برای مثال، امویان شیوهٔ توزیع مساوی عطایا میان مسلمانان را که علی (ع) بنا نهاده بود، تغییر دادند و سهم به مراتب کمتری برای مسلمانان غیرعرب (موالی) در نظر گرفتند. همچنین در زمان برخی از خلفای اموی، برخلاف تأکید صریح اسلام، از نومسلمانان در خراسان و مناطق دیگر جزیه گرفته شد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 58 کتاب درسی)
به نظر شما گرفتن جزیه از نومسلمانان نشانۀ کدام ویژگی حکومت اموی بود؟ 1- ظلم و ستم امویان به غیرعرب 2- ترس حاکمان اموی از کاهش شدید منابع مالی امویان 3- تبعیض بین مسلمانان 4- عدم رعایت قوانین اسلامی 5- تعصب عربی و قومپرستی.
این اقدام چه آثار سیاسی و اجتماعی میتوانست داشته باشد؟
از یک سو موجب میشد که روند پذیرش اسلام از سوی نارضایتی شدید و عمیق مردم و خرابی روز افزون مملکت میشد که میتوانست روند سقوط امویان را تسریع بخشد. از سوی دیگر این امر موجب نارضایتی شدید خراجدهندگان و جزیهپردازان شد و آنها به شهرها که از کنترل کمتری برخوردار بودند، میگریختند. در نتیجه این کار موجب از بین رفتن مزارع که منبع اصلی درآمد بود، میشد و دیگر آن که نومسلمان را وادار میکرد که در نهضتهای ضد اموی شرکت جویند.
5- ترویج تفکر جبرگرایی
معاویه و برخی از طرفداران او، برای آنکه مردم حکومت امویان را بپذیرند و در برابر آن مقاومت نکنند، به ترویج تفکر جبرگرایی پرداختند. بر اساس این فکر، تمامی آنچه برای انسان و جامعه رخ میدهد، خواست و تقدیر الهی است و هیچ گریزی از آن نیست. در واقع، امویان میخواستند چنین القا کنند که فرمانروایی آنان و اقداماتی که انجام میدهند، تقدیر خداوند است و نباید در مقابل این تقدیر ایستاد.
خلیفهای متفاوت
در میان خلفای اموی، عُمَر بن عبد العزیز، هشتمین خلیفهٔ این سلسله، شیوهای متفاوت در حکومت اتخاذ کرد و تصمیم گرفت به کتاب خدا و سنت پیامبر عمل کند. از این رو، تغییرات و اصلاحاتی را انجام داد؛ از جمله دستور داد فتوحات متوقف شود و از نومسلمانان جزیه گرفته نشود. او همچنین دشنامگویی و اهانت به علی (ع) را که معاویه به اجبار رسم کرده بود، منع کرد و فدک را به اهل بیت بازگرداند. این اقدامها موجب تغییر مهم و پایداری در سیاست امویان نشد؛ چرا که دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز کوتاه بود و خلفای بعدی، سیاست او را کنار نهادند، امّا نام نیکی از او برجای گذاشت.
قیامها و جنبشهای دورۀ اموی
با وجود آنکه معاویه و جانشینانش برای تحکیم حکومت خود از امکانات و ترفندهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و تبلیغی مختلفی بهره میبردند، اما همواره با مقاومت و مخالفتهای جدی روبهرو بودند. در سرتاسر دوران خلافت بنی امیه، مناطق مختلف جهان اسلام به ویژه عراق، حجاز (مکه و مدینه) و ایران صحنهٔ مبارزه و جنبشهای اعتراضی مخالفان حکومت اموی بود. شیعیان و پیروان علی (ع) که به علویان معروف بودند، به همراه موالی، مهمترین گروه مخالفان حکومت اموی را تشکیل میدادند. بازماندگان خوارج نیز با حکومت اموی سازگاری نداشتند و مخالفت میکردند. این حرکتها اگر چه با بی رحمی و خشونت زیاد امویان سرکوب شد، اما ماهیت واقعی حکومت بنی امیه را برای بسیاری از مسلمانان آشکار کرد و زمینهساز انحطاط و ضعف حکومت آنان شد.
قیام امام حسین (ع)
به گواهی بسیاری از مورخان و محققانی که درباره تاریخ اسلام تحقیق کردهاند، نهضت عاشورا و شهادت امام حسین (ع) و یارانش در صحرای کربلا، فاجعهای بزرگ و رویدادی سرنوشتساز، نه تنها در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ بشر است. این واقعهٔ حماسی، تأثیر فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسزایی بر جوامع مسلمان، مخصوصاً شیعیان و حتی ملتهای غیرمسلمان نهاده است.
شما درباره نهضت عاشورا مطالب زیادی را در کتابهای درسی و یا سایر رسانهها خوانده و شنیدهاید. مهمترین پرسش درباره این واقعه که ذهن هر انسان را به خود مشغول میکند، این است که چرا امام حسین (ع) قیام کرد. به عبارت دیگر، فلسفهٔ قیام آن حضرت چیست؟
فعالیت 4: استنباط و تحلیل تاریخی (صفحه 60 کتاب درسی)
- مطلب زیر را بخوانید و بهصورت گروهی به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
1- از آغاز تأسیس خلافت، کسانی که به عنوان خلیفهٔ مسلمین، رهبری جامعهٔ اسلامی را برعهده میگرفتند، هم زمان، به امور حکومتی و امور دینی رسیدگی میکردند. آنان علاوه بر قدرت سیاسی، دارای مرجعیت دینی نیز بودند و به عنوان نمایندهٔ رسمی آیین اسلام در جامعه به شمار میرفتند.
2- یزید بن معاویه، خلیفهای بود که نه تنها به ظواهر اسلامی اعتنایی نداشت و آشکارا احکام دینی را زیر پا میگذاشت، بلکه نسبت به نبوّت پیامبر و حقانیّت دین اسلام خدشه وارد میکرد و آن را به برتریجویی خاندان بنی هاشم در مقابل بنی امیه نسبت میداد. این موضوع در زمان معاویه به صراحت بیان نمیشد، اما یزید میخواست انتقام شکست بنی امیه از بنی هاشم در دوران رسول خدا را از طریق بی پایه و اساس جلوه دادن صحت ادعای پیامبریِ حضرت محمد (ص) بگیرد.
3- چنین روندی میتوانست به محو کامل اسلام منجر شود. چون وقتی کسی که در جایگاه مدافع رسمی یک مکتب قرار دارد، آن را باطل میشمارد، دیگر دلیل و حجتی برای پایبندی سایر مردم به آن مکتب باقی نمیماند.
4- امام حسین (ع)، آخرین بازماندهٔ پنج تن آل عبا (اهل بیت پیامبر) بود که در میان مردم جایگاه علمی، دینی و اخلاقی بسیار برجستهای داشت. از این رو، آن حضرت بهترین فردی بود که میتوانست اعلام کند یزید از صلاحیت و مشروعیّت برای به دست گرفتن زمام امور جامعهٔ اسلامی برخوردار نیست و تصدّی او بر حکومت غاصبانه است. این عدم صلاحیت، هم جنبهٔ حکومتی و هم مشروعیّت دینی یزید را دربر میگرفت. یزید گرچه با نیرنگ و زور بر مسلمانان حاکم شده بود، اما از جنبهٔ دینی، هیچ مقبولیت، حقانیت و مشروعیتی نداشت.
5- با قیام امام حسین (ع)، مشروعیت دینی از حکومت یزید سلب شد و او چنان در موضع ذلتّ و ضعف قرار گرفت که نتوانست اهداف خود را عملی سازد. از سوی دیگر، در دراز مدت، زمینه ای فراهم شد که نو مسلمانان و جستوجو گران حقیقت با ورود به دنیای اسلامی، در جستوجوی حافظان راستین دین و مدافعان حقیقی اسلام برآیند و معارف دینی را از آنان بیاموزند.
6- بدین ترتیب، امام حسین (ع) در کوتاه مدت، با سلب مشروعیت از حکومت غاصبانهٔ بنی امیه، در یک بزنگاه بسیار مهم تاریخی، روند تضعیف و نابودی اسلام را متوقف کرد و در دراز مدت، زمینهساز حرکت اصلاحی پیشوایان دینی پس از خود در جهت احیای اسلام ناب محمّدی و نشر معارف اسلامی در جهان بشریت شد.
1- چرا گفته میشود که بقای اسلام، نتیجهٔ قیام امام حسین (ع) است؟
زیرا یزید بن معاویه، خلیفهای بود ظواهر اسلامی و احکام دینی را زیر پا میگذاشت و نسبت به نبوّت پیامبر و حقانیّت دین اسلام خدشه وارد میکرد. چنین روندی میتوانست به محو کامل اسلام منجر شود. امام حسین (ع)، بهترین فردی بود که میتوانست اعلام کند یزید از صلاحیت و مشروعیّت برای به دست گرفتن زمام امور جامعهی اسلامی برخوردار نیست و تصدّی او بر حکومت غاصبانه است. این عدم صلاحیت، هم جنبهی حکومتی و هم مشروعیّت دینی یزید را در بر میگرفت. با قیام امام حسین (ع)، مشروعیت دینی از حکومت یزید سلب شد و او چنان در موضع ذلّت و ضعف قرار گرفت که نتوانست اهداف خود را عملی سازد. امام حسین (ع) در کوتاه مدت با سلب مشروعیت از حکومت غاصبانهی بنی امیه در یک بزنگاه بسیار مهم تاریخی، روند تضعیف و نابودی اسلام را متوقف کرد.
2- چرا امام حسن و امام حسین (ع) در زمان معاویه قیام نکردند؟
از اوّلین اقدامات امام حسن (علیه السلام) بعد از به حکومت رسیدن، تهیه سپاهی برای مقابله با لشکرکشی و خطر معاویه بود، اما با توجه به شرایط و اوضاع جامعه و بررسی همه جانبه مسائل جهان اسلام و با در نظر گرفتن توان و قدرت نظامی حکومتش در مقابل معاویه و این که ادامه جنگ با این شرایط به صلاح نبود، تن به صلح دادند و از ادامه درگیری پرهیز نمودند. مفاد این صلحنامه به خوبی استفاده میشود که امام حسن (علیه السلام) هرگز در صدد تثبیت خلافت معاویه نبوده، بلکه تنها به جهت مصالح اسلام و مسلمانان و با توجه به اقتضای زمان و شرایط جامعه اسلامی تن به چنین کاری داد. تاریخ گواهی میدهد که اوّلاً: امام حسن (علیه السلام) به دلیل نداشتن یاران و فرماندهان مخلص، توان پیروزی نظامی بر معاویه و اطرافیانش را نداشتند. ثانیاً: در چنین شرایطی نتیجه نبرد و جنگ با معاویه به نفع دنیای اسلام نبود. ثالثاً: درگیری امام حسن (علیه السلام) با معاویه و کشته شدن آن حضرت به دست معاویه، شکست مرکز خلافت مسلمانان بود.
3- چرا امامان شیعه پس از امام حسین (ع) مانند ایشان علیه حکومتهای زمان خود قیام نکردند؟
1- پشتیبانی مؤثر مردم از این قیامها وجود نداشت. 2- ضرورت و نیاز مبرم جامعه اسلامی به فعالیتهای علمی و فرهنگی، تشخیص چنین ضرورت و نیاز اساسی ناشی از دو مسئله بود: الف) توسعه فتوحات از یکسو موجب افزایش سریع تعداد نومسلمانانی شده بود که کمترین آشنایی با محتوای واقعی اسلام نداشتند و از سوی دیگر زمینه آمیزش عقاید اسلامی را با سایر اندیشهها و فرهنگها از جمله افکار صوفیانه هندی و تفکرات فلسفی یونانی فراهم آورده بود. ب) بیکفایتی حکومتها در ساماندهی اوضاع فکری و فرهنگی جامعه، بلکه نقش مؤثر آنها در نابسامانیهای موجود، زمینه گسترش جعل حدیث، توسعه خرافات، اظهار نظرها و تفاسیر غلط در مباحث دینی را فراهم آورده و موجب مخدوش گردیدن چهره اصیل دین و سردرگمی مسلمانان شده بود. در چنین شرایطی ائمه تلاش برای گسترش فرهنگ ناب اسلامی را بر مبارزه مسلحانه ترجیح دادند.
کاوش خارج از کلاس (صفحه 60 کتاب درسی)
با رجوع به کتابخانهٔ مدرسه یا محلهٔ خود، یکی از کتابهای نویسندگان معاصر دربارهٔ قیام کربلا را انتخاب و معرفی کنید.
| قیام/ شورش | زمان و مکان | علت قیام / شورش | نتیجۀ قیام/ شورش |
|---|---|---|---|
| قیام کربلا | محرم 61 ق کربلا |
امام حسین(ع)که خلافت یزید را قبول نداشت و نمیخواست با او بیعت کند، از مدینه به مکه رفت و از آنجا رهسپار کوفه شد. | امام و یارانش به شهادت رسیدند و خانوادۀ آن حضرت به اسارت گرفته شدند. قیام کربلا، زمینهساز قیامهای متعدد علیه حکومت اموی شد. این قیامها گرچه در بسیاری از موارد به پیروزی نرسیدند، امّا در متوقف کردن نقشههای دراز مدت بنی امیه در محو اسلام تأثیر خود را برجای گذاشتند. |
| قیام مردم مدینه یا واقعۀ حَرّه | 63 ق مدینه |
مردم مدینه به رهبری عبدالله بن حَنظلۀ انصاری در اعتراض به اقدامات یزید و کارگزاران او قیام کردند و حاکم شهر را بیرون راندند. | سپاه اموی به فرماندهی مسلم بن عُقبه که فردی بسیار بیرحم و سفاک بود، عدۀ زیادی از مردم مدینه را بهطور فجیعی کشت و قیام را سرکوب کرد. |
| قیام توّابین | 65 ق کربلا |
توابین، گروهی از مردم کوفه بودند که از گناه یاری نکردن امام حسین(ع)در کربلا، توبه کردند و در حرکتی احساسی به قصد خونخواهی آن حضرت به رهبری سلیمان بن صُرد خزاعی با سپاه اموی جنگیدند. | بیشتر توابین در جنگی نابرابر با سپاه اموی شکست خوردند و بسیاری از آنان کشته شدند. |
| قیام مختار | 66-67 ق کوفه | مختار که عدۀ زیادی از یاران او را ایرانیان (موالی) تشکیل میدادند، به خونخواهی امام حسین (ع) قیام کرد و بسیاری از عاملان واقعۀ کربلا را مجازات کرد. | لشکریان عبدالله بن زبیر سپاه مختار را، به دلیل وجود اختلاف و دودستگی میان اعراب و ایرانیان، شکست دادند و با تصرف کوفه، مختار و بسیاری از یارانش را کشتند. |
| شورش عبدالله بن زبیر |
61-73 ق مکه |
عبدالله بن زبیر با پناه جستن به مکه از بیعت با یزید سر باز زد. او پس از مرگ یزید خود را خلیفه خواند و از مردم بیعت گرفت. | در زمان خلافت عبدالملک مروان، سپاه اموی به فرماندهی حجاج بن یوسف، به مکه حمله کرد و مسجدالحرام را که ابن زبیر در آنجا پناه گزیده بود، با منجنیق هدف قرار داد و سرانجام عبدالله بن زبیر را کشت. |
| شورش ابن اشعث | 81-82 ق سیستان تا بصره |
عبدالرحمن بن اشعث که از سوی حجاج، حاکم عراق، به فرماندهی سپاهی مأمور جنگ با خوارج و رَتبیل، پادشاه کابل، شده بود، چون نمیخواست از عراق دور شود، به همراه سپاهیانش بر حجّاج و خلیفۀ اموی شورش کرد. | حجاج موفق شد ابن اشعث را که بسیاری از موالی هم به او پیوسته بودند، شکست دهد و به قتل برساند. |
| قیام زید بن علی | 122 ق کوفه | زید فرزند امام سجاد (ع) در زمان خلافت هشام بن عبدالملک در مخالفت با ظلم و ستم و فسق و فجور امویان قیام کرد. | یوسف بن عمر، حاکم اموی عراق که از قصد زید برای قیام با خبر شده بود، مانع از پیوستن مردم کوفه به او شد و توانست زید و معدود افرادی را که با او قیام کرده بودند، شکست دهد. |
| قیام یحیی بن زید | 125 ق خراسان |
یحیی بن زید، پس از شکست و قتل پدرش در کوفه، به سوی نواحی داخلی ایران فرار کرد و در خراسان علم مخالفت با حکومت اموی برافراشت و عدۀ زیادی از مردم به دور او جمع شدند. | یحیی پس از چندین جنگ و گریز در شهرهای مختلف خراسان، سرانجام در جوزجان شکست خورد و به همراه عدهای از یارانش کشته شد. پیکر یحیی تا زمان قیام ابومسلم خراسانی بر دروازۀ جوزجان به دار آویخته شده بود. |
| قیام عبدالله بن معاویه |
127-129 ق عراق و ایران |
عبدالله بن معاویه، از نوادگان جعفربن ابی طالب، با مشاهدۀ اوضاع آشفتۀ خلافت اموی در کوفه قیام کرد. مردم کوفه در حمایت از رهبر قیام سستی کردند؛ از این رو عبدالله به ایران رفت و با کمک ایرانیان با عاملان اموی درگیر شد. | عبدالله در سال 129 ق در استخر فارس از عامل اموی شکست خورد و به هرات گریخت و در آنجا توسط عامل ابومسلم دستگیر و سرانجام در زندان ابومسلم جان داد یا کشته شد. |
| قیام عباسیان | حدود 120 تا 132 ق عراق و ایران |
آشفتگی اوضاع حکومت اموی موجب شد که عباسیان نخست فعالیتهای تبلیغی و سپس حرکت سیاسی و نظامی خود را برای کسب قدرت آغاز کنند. | ابومسلم، فرمانده سیاه جامگان، با شکست عاملان اموی در ایران و ورود به کوفه، ابوالعباس سفاح، از خاندان عباسی، را به خلافت نشاند و سپس مروان بن محمد آخرین خلیفهٔ اموی را کشت. |
استنباط و تحلیل تاریخی (صفحه 62 کتاب درسی)
مطالب جدول بالا را با دقت مطالعه کنید و بگویید:
الف) رهبری قیامهای عصر اموی را چه افراد یا چه گروهی در دست داشتند؟ چرا؟
ب) قیامهای زمان بنی امیه بیشتر کدام محدودۀ جغرافیایی از قلمرو خلافت را در برگرفته بود؟
پ) ایرانیان در قیامهای دوران خلافت امویان چه نقشی داشتند؟
امامان شیعه در دورۀ بنی امیه
با شهادت امام حسین (ع)، امامت به تنها پسر باقی ماندهٔ آن حضرت، یعنی امام سجاد (38-94 یا 95 ق) انتقال یافت. دورهٔ امامت آن حضرت یکی از سختترین دوران برای اهل بیت و شیعیان بود. چهارمین امام شیعه، ضمن زنده نگهداشتن نام امام حسین (ع)، به بیان اهداف قیام کربلا پرداخت. ایشان همچنین با جلوگیری از ورود پیروان مکتب اهل بیت به درگیریهای بیحاصل و کم فایده، بهصورت مدبّرانهای مانع نابودی شیعیان شد. عبادت فراوان و دعاها و مناجاتهای دلنشین آن حضرت و رسالهٔ حقوق ایشان مشهور است. صحیفهٔ سجادیه، کتابی شامل 54 مناجات و دعا از امام سجاد است و نزد شیعیان جایگاه مهمی دارد. ایشان همچنین نقش تعیین کنندهای در عرضهٔ تعالیم اسلامی در مدینه داشت.
پس از امام سجاد (ع)، امامان شیعه، عمده کوشش خود را بر ترویج اسلام، مبارزه با جریانهای فکری منحرف و تربیت شاگردان توانمند متمرکز کردند و منظومهای از معارف اسلامی با عنوان «مکتب اهل بیت» به وجود آوردند. از این رو، امام محمد باقر (57-114 ق) و امام جعفر صادق (83-148 ق) توانستند با بهرهگیری از شرایطی که پدید آمد، نهضت علمی وسیعی را سامان دهند. ایشان شاگردان زیادی را در معارف دینی مانند فقه، حدیث و تفسیر تربیت، و حقیقت مذهب تشیع را تبیین کردند. نهضت علمی این دو امام چنان گسترده و غنی بود که پیشوایان فکری و پیروان مذاهب غیر شیعی و حتی گاهی پیروان ادیان دیگر را نیز تحت تأثیر قرار میداد و به جلسهٔ درس آنان میکشاند.
قیام عباسیان و سقوط امویان
عباسیان یا بنیعباس، خاندانی منسوب به عباس بن عبد المطلب، عموی پیامبر هستند. با اوجگیری مخالفت و مبارزه با حکومت اموی در اوایل قرن دوم هجری، خاندان عباسی شبکهٔ منظمی از داعیان (مبلغان) را به وجود آورد که بهصورت سِرّی فعالیت میکرد. این داعیان، کانون فعالیتهای خود را مناطق دور از مرکز خلافت، به خصوص خراسان که گرفتار درگیری قبیلههای مهاجر عرب بود، قرار داده بودند. تبلیغات داعیان عباسی بسیار زیرکانه و حساب شده بود. آنان نخست، معایب حکومت بنی امیه و ظلم و ستم امویان به اهل بیت پیامبر را بیان میکردند و سپس بدون اسم بردن از فرد خاصی، مردم را به حکومت «آل محمد» فرا میخواندند. دعوت به آلِ محمد از یک سو باعث میشد که شیعیان و طرفداران اهل بیت جذب جنبش شوند و از سوی دیگر هویت رهبر واقعی جنبش شناسایی نشود و از تعقیب و مجازات در امان بماند.
پس از مرگ هشام بن عبدالملک (125 ق) و تشدید اختلاف و نزاع در خاندان بنی امیه، فعالیت شبکهٔ تبلیغاتی عباسیان به طرز چشمگیری افزایش یافت. دعوت عباسی به دنبال پیوستن ابومسلم خراسانی به جنبش و استقرار او در خراسان، وارد مرحلهٔ سرنوشتسازی شد. ابومسلم، سرانجام به فرمان رهبر جنبش عباسی، هواداران نهضت را فراخواند و سپاهی تشکیل داد. افراد این سپاه که شامل مسلمانان ایرانی و عربِ ساکن خراسان بودند، پرچمهای سیاه را که نشانِ عباسیان بود، برافراشتند و به «سیاهجامگان» مشهور شدند. ابومسلم با شکست دادن فرمانروایان اموی و فتح شهرهای مختلف خراسان و برخی نواحی دیگر، وارد کوفه شد و ابوالعباس سَفّاح، از خاندان عباسی را به خلافت نشاند (132 ق). ابومسلم سپس بقایای نیروهای طرفدار خلافت بنی امیه را در هم کوبید و مروان بن محمد، آخرین خلیفهٔ اموی، را به همراه بسیاری از اعضای خاندان او از میان برداشت.
کاوش خارج از کلاس (صفحه 63 کتاب درسی)
با استفاده از منابعی که دبیر معرفی میکند، مطالبی را در پاسخ به پرسشهای زیر، گردآوری و در کلاس ارائه نمایید: ابومسلم که بود؟ چرا و چگونه به جنبش عباسی پیوست؟ تأثیر و نقش او در موفقیت آن جنبش چه بود؟
امویان انَدَلسُ
پس از سقوط خلافت اموی، یکی از نوادگان هشام بن عبدالملک به نام عبدالرحمان بن معاویه به شمال آفریقا فرار کرد. او سرانجام موفق شد شهر قرُطبه در اَندَلس را تصرف و حکومت امویان را در آنجا پایهریزی کند (138 ق).
خاندان اموی با سرکوب شورشهای داخلی و دفع حملات مسیحیان تا سال 422 ق، بهصورت مستقل از خلافت عباسیان، بر سرزمین اَندلس حکومت کردند. پس از آن، خاندانهای مسلمان دیگری بر سر کار آمدند که اتحاد و انسجام مناسبی نداشتند. به همین دلیل اندلس از نظر قدرت سیاسی و نظامی دچار ضعف و انحطاط شد. مسیحیان از این وضعیت استفاده کردند و به تدریج به فرمانروایی مسلمانان بر آن سرزمین پایان دادند (898 ق).
میراث تمدنی مسلمانان در اَندَلُس
رفاه و رونق اقتصادی:
دوران حکومت مسلمانان در اندلس با شکوفایی اقتصادی و پیشرفتهای شگرف علمی و تمدنی همراه بود. اسپانیای مسلمان، در مجموع، سرزمین ثروتمندی بود که شهرهایی بزرگ، آباد و پرجمعیت داشت. پیرامون این شهرها را ناحیهٔ روستایی در بر میگرفت که ساکنان آن در رفاه و خوشبختی به سر میبردند و دارای مزارع سرسبز و گلههای بزرگ و کوچک دام بودند. شهرهای اندلس همچنین مراکز اقتصادی مهمی به شمار میرفتند و بازارها و کارگاههای صنعتی متعددی را در خود جای داده بودند. بازرگانی داخلی و خارجی در مسیرهای زمینی و دریایی رونق چشمگیری داشت و بازرگانان اندلسی ارتباط تجاری گستردهای را با سرزمینهای حوزهٔ دریای مدیترانه و دیگر مناطق دور و نزدیک برقرار کرده بودند.
پیشرفت علمی:
برجستهترین میراث اسلامی اندلس، در عرصهٔ علم و اندیشه تجلی یافت و مسلمانان اندلسی نقشِ مؤثر و پویایی را در پیشرفت رشتههای گوناگون علوم و معارف از قبیل تفسیر، حدیث، فقه، کلام، ادبیات، پزشکی، داروسازی، گیاهشناسی، ریاضیات، نجوم و مهمتر از همه فلسفه ایفا کردند. به جرأت میتوان گفت که بخش قابل توجهی از پیشرفتهای علمی اروپاییان در قرون بعد، نتیجهٔ آشنایی آنان با دستاوردهای علمی دانشمندان و عالمان مسلمان اندلسی بود.
شکوفایی معماری
اندلس اسلامی در عرصهٔ معماری نیز بسیار شکوفا بود. مسجد جامع قرطبه و کاخ الحَمراء غَرناطه، دو شاهکار معماری جهان اسلام به شمار میروند که سالانه میلیونها گردشگر را از اقصی نقاط جهان جلب میکنند. نمونههای شگفتانگیز دیگری نیز از معماری شکوهمند مسلمانان اندلسی بر جای مانده است.
پرسشهای نمونه (صفحه 65 کتاب درسی)
1- عملکرد معاویه نسبت به تعهداتش در صلح با امام حسن (ع) را بیان کنید.
در شروط صلحنامۀ امام حسن با معاویه آمده است که رفتار معاویه بر اساس کتاب و سنت و سلوک خلفای سَلف (پیشین) باشد؛ معاویه برای پس از خود جانشینی تعیین نکند و این امر را به شورا واگذارد؛ جان و مال و فرزندان مردم در امان بماند؛ معاویه، در نهان و آشکار به بدخواهی علی و حسن و آزردن یاران ایشان نپردازد. اما معاویه در عمل به هیچ کدام اعتنایی نکرد. مهمترین تحولی که با خلافت معاویه و امویان پدید آمد، فاصله گرفتن حکومت از اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی مورد تأکید قرآن و پیامبر اسلام و تبدیل خلافت دینی به سلطنت بود. معاویه با تعیین ولیعهد برای خود، نخستین گام را در جهت موروثی کردن خلافت برداشت. حکومت بنی امیه همواره در برابر معترضان و مخالفان خود سیاست سرکوب و خشونت را دنبال میکرد. حتی معاویه که خود را سیاستمداری اهل مدارا و مسالمتجو نشان میداد، انتقاد و اعتراض برخی از شیعیان مانند حُجربن عَدیّ و عَمِروبن حَمِق را تحمل نکرد و دستور به قتل آنان داد. وی از آنجا که کینهی شدیدی نسبت به امام علی در دل داشت، در طول دورهی حکومتش، دستور به سبّ و لعن و بیزاریجویی از آن حضرت بر منابر رسمی داد و مردم را بدین کار وادار کرد.
2- ترفندها و اقدامهای تبلیغاتی و سیاسی معاویه را برای دستیابی به قدرت و تأسیس خلافت اموی فهرست کنید.
معاویه برای رسیدن به اهداف قدرت طلبانهای که در سر داشت، خود را خونخواه عثمان، خلیفهی سوم معرفی میکرد در حالی که از کمک به عثمان در مقابل معترضان خودداری کرده بود. او، همچنین با وعدهی حکومت شهرها و مناطق مختلف و بذل و بخشش فراوان از بیتالمال، عدهای از سیاستمداران زیرک اما دنیاطلب مانند عَمروعاص و مُغَیرةبن شُعبه را به خدمت گرفت. با خُدعهی عمروعاص بود که معاویه از شکست حتمی در جنگ صفین نجات پیدا کرد.
3- زمینههای سیاسی قیامها و جنبشهای عصر اموی را با ذکر مثال شرح دهید.
امیه و قریش را بر اقوام غیرعرب برتری بخشیدند. در زمان حکومت آنان، مسلمانان غیرعرب که موالی نامیده میشدند، موقعیت اجتماعی پایینتری نسبت به اعراب مسلمان داشتند و از برخی حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود محروم بودند. موالی اجازه نداشتند که منصبهای سیاسی، نظامی و قضایی، مانند حکومت شهرها و ولایات، فرماندهی سپاه و قضاوت را بر عهده گیرند. عربگرایی امویان و تحقیر و تبعیضهایی که نسبت به مسلمانان غیرعرب، به خصوص ایرانیان روا میداشتند، یکی از عواملی بود که زمینهی گرایش آنان را به مخالفان خلافت بنیامیه به خصوص اهل بیت پیامبر فراهم آورد. به همین دلیل، موالی حضوری چشمگیر در قیامها و شورشهای ضداموی مانند قیام مختار، قیام زید فرزند امام سجاد و شورش عبدالرحمان بن اشعث داشتند.
4- دو مورد از دلایل موفقیت جنبش عباسیان را توضیح دهید.
امویان برخلاف روش اسلام که هر نوع تبعیض نژادی را ناروا میداند، به پیوندهای قبیلهای و قومی اهمیت زیادی میدادند. به همین دلیل در مرتبهی اول خاندان و قبیلهی خود یعنی بنی. تبلیغات داعیان عباسی بسیار زیرکانه و حساب شده بود. آنان نخست، معایب حکومت بنی امیه و ظلم و ستمی را که امویان نسبت به اهل بیت پیامبر مرتکب شده بودند، بیان میکردند و سپس بدون اسم بردن از فرد خاصی مردم را به حکومت آل محمد فرا میخواندند. دعوت به آلِ محمد از یک سو باعث میشد که شیعیان و طرفداران اهل بیت جذب جنبش شوند و از سوی دیگر هویت رهبر واقعی جنبش شناسایی نشود و از تعقیب و مجازات در امان بماند.
5- منابع و تحقیقاتی را که در این درس به آنها استناد شده است، استخراج و فهرست کنید.
1- کتاب سیره نبویه از ابن هشام 2- انساب الاشراف از بلاذری 3- تاریخ یعقوبی 4- الِعقدالفرید از احمدبن محمدبن عبدربه 5- رسائل جاحظ 6- الامامة و السیاسه از ابن قُتیبه.