درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 1: حکومت قاجار از آقامحمدخان تا محمدشاه
بنیاد سلسلهٔ قاجار
ایل قاجار مانند سایر ایلها و عشایر بزرگ ایران، یکی از عوامل مؤثر در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران به شمار میآید. این ایل از ترکمانان بود و در زمان مغولان به ایران کوچ کرد. به هنگام تشکیل سلسلهٔ صفوی توسّط شاه اسماعیل، ایل قاجار در شمار ایلهایی بود که به یاری او پرداخت و بعدها در جرگهٔ قزلباشها درآمد.
پس از سقوط حکومت صفوی، نادرشاه افشار میانهٔ خوبی با قاجاریان نداشت. زیرا آنان مدافع حکومت قبلی یعنی حکومت صفوی بودند. پس از مرگ نادرشاه، قاجارها، مانند دیگر ایلات کوشیدند قدرت را در ایران بهدست بگیرند. امّا رهبر قاجارها یعنی، محمدحسن خان، جان خود را بر سر دستیابی به قدرت، از دست داد، و فرزندش، آقامحمّدخان، به اسارت کریم خان زند درآمد و حکومت به خاندان زند منتقل شد.
با مرگ کریم خان زند، آقا محمّدخان از دربار او گریخت، و سرانجام با غلبه بر لطفعلی خان آخرین فرمانروای زند، حکومت را در کشور به دست گرفت.
به این ترتیب، آقا محمّدخان توانست سلسلهٔ قاجار را در ایران بنیاد نهد. وی تهران را که در آن زمان روستایی در حومهٔ ری بود به پایتختی برگزید. این سلسله از سال 1174 تا 1304 ش، یعنی قریب 130 سال، بر ایران فرمانروایی کرد.
تلاش برای اعادهٔ حاکمیت ایران بر قفقاز
قاجارها درست در زمانی به قدرت رسیدند که ایران درگیر رقابتهای دولتهای اروپایی شده بود. کاترین کبیر امپراتریس روسیه و جانشینان او میخواستند بر گرجستان که تحت حاکمیت مسیحیان بود و خاننشینهای قفقاز که تحت کنترل مسلمانان بود، استیلای کامل خود را برقرار سازند. در حالی که اینها سرزمینهایی بودند که زمانی تحت حاکمیت صفویه قرار داشت و آقا محمّدخان و قاجاریه مدّعی آن بود. وی برای اعمال حاکمیت دوباره بر ایالتهای شروان و گرجستان که در دوران زند به زیر سلطهٔ روسها رفته بودند، دست به تلاشهایی زد. یکی از موفّقیتهای وی، بازپسگیری شهر تفلیس از دست روسها، در سال 1174 ش. بود. امّا بعداً در لشکرکشی به قفقاز، توسّط عدّهای از همراهانش به قتل رسید.
هجوم سیاسی - نظامی استعمارگران اروپایی به ایران
الف) جنگهای ایران و روس: قتل آقامحمّدخان در قفقاز، موجب بروز هرجومرج در نیروی نظامی ایران شد. فتحعلیشاه برادرزادهٔ او در شرایطی به سلطنت رسید که روسیه با حملههای پیدرپی، ابتدا گرجستان و سپس ایالتهای دیگر را مورد تاخت و تاز قرار داد، و باعث بروز دورهٔ اول جنگهای ایران و روس شد.
این جنگها از سال 1182 تا 1191 ش به درازا کشید، و به بسته شدن «عهدنامهٔ گلستان» انجامید. به موجب این عهدنامه، ایران حاکمیت روسیه را بر ولایتهایی که تا آن زمان اشغال کرده بود به رسمیت شناخت. به این ترتیب ایالات داغستان و گرجستان و شهرهای باکو، دربند، شیروان، قرهباغ، شکّی، گنجه، موقان و قسمت بالای طالش، به روسیه واگذار شد. بهعلاوه، حقّ کشتیرانی در دریای خزر، از ایران سلب گردید، در برابر، روسیه نیابت سلطنت عباسمیرزا را در ایران به رسمیّت شناخت و رساندن او به سلطنت را تعهّد کرد. این بند که ظاهراً امتیازی برای ایران به حساب میآمد، در واقع به منزلهٔ نادیده گرفتن استقلال کشور و به رسمیت شناختن دخالت روسیه در امور داخلی آن بود.
هجوم سیاسی - نظامی دولتهای استعمارگر اروپایی، زمینهساز بیداری اسلامی در ایران شد. عالمان دین برای مبارزه با نفوذ بیگانگان و مخالفت با سلطهٔ استعماری از قواعد قرآنی و اسلامی مانند «قاعدهٔ نفی سبیل»، «جهاد» و «فتوا» بهره بردند. عالمانی هم چون آیتالله شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء و آیتالله سیّدمحمّد مجاهد، که مقیم عتبات عالیات بودند، و ملا احمد نراقی و برخی از علمای ایران علیه روسها فتوای جهاد دادند، و بعضی از آنها خود نیز درجبهههای جنگ شرکت کردند. این امر موجب شد که مردم ایران و حتی شهرهای نجف و کربلا، مشتاقانه در مناطق اشغالی به مقابله با روسها بپردازند و جلوی پیشروی آنان را بگیرند.
عباسمیرزا در این جنگها از خود شجاعت و کاردانی زیادی نشان داد. امّا متأسفانه، به سبب ضعف و غفلت فتحعلی شاه و دربارش و خیانت انگلستان به ایران، سرانجام این دوره از جنگها، به نفع دولت روسیه و زیان مردم ایران خاتمه یافت.
بدرفتاری روسها با ساکنان ولایتهایی که طبق معاهدهٔ گلستان به آن کشور واگذار شده بود، موجب نارضایتی این مردم شد؛ و آنان شروع به دادخواهی کردند. از سوی دیگر، معاهدهٔ گلستان در مورد تعیین خطهای مرزی بین ایران و روسیه، مبهم بود. همین مسئله نیز، موجب دستدرازی روسها به خاک ایران، از جمله اراضی اطراف ایروان و آذربایجان شد.
این عوامل سبب بروز جنگهای دوم ایران و روس، طی سالهای 1204 تا 1206 ش. شد. در ابتدا، در اثر فتوای علمایی همچون آیتالله سیّدمحمّد هاشم مجاهد، مردم مسلمان، مشتاقانه وارد جنگ با روسها شدند و عبّاس میرزا موفق شد مناطق بسیاری را از دست دشمن آزاد کند. امّا بار دیگر خیانت دولت انگلستان و بیکفایتی دربار ایران، سرنوشت جنگ را به نفع دولت روسیهٔ تزاری رقم زد. این دوره از جنگها، با بسته شدن قرارداد ننگین دیگری به نام «ترکمانچای» خاتمه یافت. مطابق این معاهده، علاوه بر سرزمینهایی که در عهدنامهٔ گلستان به روسها واگذار شده بود، ایروان، نخجوان و بخشی از دشت مغان نیز از ایران جدا شد و به روسیه تعلق گرفت؛ ایران متعهد به پرداخت پنج میلیون تومان غرامت به روسیه شد. همچنین، برقراری حق کاپیتولاسیون یا قضاوت کنسولی، بر ایران تحمیل گردید. به موجب این حق، هرگاه اتباع روسی مقیم ایران مرتکب جرمی میشدند، دادگاههای ایران حق رسیدگی نداشتند، بلکه مراجع قضایی دولت روسیه میبایست به آن جرم رسیدگی میکردند.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 22 کتاب درسی)
چرا روسها خواستار اجرای کاپیتولاسیون در ایران شدند؟
ب) ایران در دام رقابت و توسعهطلبی فرانسه و انگلستان: علاوه بر روسها که توسعهطلبی و منفعتخواهی آنان سببِ تحمیل جنگهای زیانبار بر ایران شد، دو دولت فرانسه و انگلیس نیز در جهت کسب منافع خود در ایران، با یکدیگر به رقابت پرداختند.
ناپلئون بناپارت، امپراتور فرانسه، که از حملهٔ مستقیم به انگلستان ناتوان بود، قصد داشت با تصرف مستعمرههای انگلیس، این کشور را شکست دهد. مهمترین مستعمرهٔ انگلیس، هندوستان بود؛ که دسترسی به آن، از راه ایران امکانپذیر بود. به این منظور، ناپلئون قرارداد «فینکن اشتاین)» را با ایران بست. براساس این معاهده، فرانسه متعهد شد که ایران را در جنگ با روسیه کمک کند. در مقابل، ایران برای حمله به متصرفات انگلستان در هند، با افغانها و قبایل هرات و قندهار متحد شود، و به انگلستان، اعلان جنگ دهد. همچنین، در صورتی که تصمیم ناپلئون بر لشکرکشی به هندوستان قرار گیرد، اجازهٔ عبور لشکر او از ایران، به آن کشور داده شود.
از آنجا که همهٔ استعمارگران به دنبال منافع، و نه دوستی دائمی با ایران بودند، پس از آنکه ناپلئون با تزار روس عهدنامهٔ «تیلسیت» را بست، تعهدهای خود نسبت به ایران را زیر پا گذاشت؛ و دربار ایران که از حمایت فرانسه ناامید شده بود، به انگلستان روی آورد.
انگلستان ایران را سدّ محکمی در برابر تهاجم به مستعمرههای خود در هندوستان میدانست، و علاقهمند بود که در دربار ایران نفوذ کند. دولت ایران، با امضای توافقنامهای با انگلستان درسال 1187 ش، کوشید که حمایت این کشور را جلب کند. بهموجب این توافقنامه که به عهدنامهٔ «مجمل» مشهور است، انگلستان تعهد کرد که هرگاه نیروی نظامی دولتهای اروپایی به ایران حمله کنند، نیروی نظامی در اختیار ایران قرار دهد، و یا در عوض آن، به دولت ایران کمک مالی کند.
در سال 1190 ش، پس از پیروزی روسها در مرحلهٔ اوّل جنگ، انگلستان معاهدهای با ایران منعقد کرد که به عهدنامهٔ «مفصل» معروف شد. این عهدنامه در سال 1192 ش به امضای فتحعلیشاه رسید؛ و مفاد آن به گونهای بود که استقلال ایران را بر باد میداد.
برخی از تعهدهای ایران در این عهدنامه عبارت بودند از:
1- قبول حَکَمیت نمایندهٔ انگلیس در اختلافهای مرزی خود با روسیه
2- خودداری از بستن قرارداد با روسیه یا هر دولت سومی که دشمن انگلیس باشد.
3- استخدام نکردن افسر و افراد نظامی برای آموزش سپاه ایران، از کشورهایی که با انگلستان روابط دوستانه ندارند.
در برابر، انگلیس به تعهدات مبهم و پیشامدهای احتمالی ملزم شد. برای مثال:
1- اگر دولت ثالثی به خاک ایران تعرض کند، انگلستان حتیالمقدور از کمک و مساعدت به ایران خودداری نکند.
2- انگلستان از کمک به سرکشان و شاهزادگانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری کند.
انگلستان نیز مانند فرانسه، در مقابل سازشی که با روسیه انجام داد، به تعهدات خود عمل نکرد. این کشور نه تنها روابطی دوستانه با ایران برقرار نکرد، بلکه به منظور جلب دوستی دولت استعماری روسیه، مستشاران خود را از ارتش ایران فراخواند؛ از کمک به ایران خودداری کرد و داوری سفیر خود را در پیمان صلح ایران و روسیه، به ضرر ایران، بر کشور ما تحمیل کرد. کارگزاران ایران در طول نزاع با کشورهای استعماری، بیشتر از آنکه به قدرت و بسیج مردمی تکیه کنند، به همپیمانی با کشورهای خارجی امیدوار بودند.
جنگ هرات
شهر هرات دروازهٔ هندوستان شمرده میشد، و در آن زمان جزء ایران بود. اما حکمران آنجا، کامران میرزا، با تحریک انگلیسها علیه حکومت مرکزی ایران شورش کرده بود، و حتی گاهی به مناطق دیگر ایران دستاندازی میکرد.
پس از پایان جنگهای ایران و روسیه، فتحعلی شاه برای جبران ناکامیهای خود متوجه شرق ایران و باز پسگیری هرات شد. فتحعلی شاه، ولیعهد خود، عباس میرزا، را بهسوی هرات روانه کرد. ولی او قبل از انجام مأموریت فوت کرد و فتحعلی شاه نیز پس از زمان کوتاهی درگذشت. روسها نیز ایران را در حمله به هرات تشویق میکردند زیرا از سویی با انگلستان رقابت داشتند، و به خطر افتادن مستعمرههای انگلیس در هند را به مصلحت خود میدانستند، و از سوی دیگر، مشغول شدن ایران در جنگ هرات را مایهٔ فراموشی ایالتهای از دست رفتهٔ شمالی، توسط دولت ایران میدانستند.
پس از مرگ فتحعلی شاه، محمد میرزا (فرزند عباس میرزا) به پادشاهی رسید. محمد شاه پس از سرکوب مدعیان سلطنت، صدراعظم خوشنام و شایستهٔ خود میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی را به قتل رساند. پس از آنکه کامران میرزا حاکم هرات دوباره نافرمانی کرد، محمد شاه اقدام به محاصرهٔ هرات کرد.
انگلستان به کمک عاملان خود در دربار ایران، تلاش زیادی کرد که ایران را از حمله به هرات باز دارد. محمّد شاه به تحریکها و دخالتهای آشکار «مکنیل» سفیر انگلیس، اعتراض کرد. در پی این اعتراض، مکنیل با اعلام قطع روابط ایران و انگلیس (1217 ش) از ایران خارج شد؛ و هشدار داد که در صورت خاتمه نیافتن محاصرهٔ هرات، جنگ بین انگلستان و ایران، آغاز خواهد شد.
انگلیسیها سرانجام جزیرهٔ خارک را اشغال کردند و تهدید کردند که در صورت ادامهٔ محاصرهٔ هرات، در خاک ایران پیشروی خواهند کرد. محمدشاه که توان رویارویی با انگلیسیها را در خود نمیدید و از جانب روسها هم، حمایت عملی دریافت نکرده بود. دست از محاصرهٔ هرات برداشت.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 25 کتاب درسی)
چرا انگلیسیها ایران را از محاصره و تصرّف هرات باز داشتند؟
معاهدۀ دوم ارزنةالروم
دو کشور ایران و عثمانی، از دورهٔ حکومت صفوی با یکدیگر اختلاف داشتند. دولتهای استعمارگر نیز به این اختلاف ها دامن میزدند. چون جنگ بین دو کشور مسلمان را، به نفع خویش میدانستند. در زمان قاجارها نیز، این اختلافها ادامه پیدا کرد. در دورهٔ فتحعلی شاه، عباس میرزا به خاک عثمانی لشکرکشی کرد. اما با وجود پیشروی قابل توجه، این لشکرکشی برای ایران نتیجهای بهدنبال نداشت، و دو کشور، تن به سازش دادند.
در زمان حکومت محمدشاه، اختلافهای مرزی بین ایران و عثمانی افزایش یافت، و درگیریهای پراکندهای بین دو کشور روی داد. سرانجام در شهر ارزنةالروم مذاکراتی بین نمایندگان ایران و عثمانی با حضور نمایندگان روسیه و انگلستان برای حل اختلافها انجام شد. نمایندهٔ ایران در این مذاکرهها میرزا تقیخان فراهانی امیر نظام بود که بعدها صدراعظم ناصرالدین شاه شد و به «امیرکبیر» مشهور گردید.
این مذاکرهها به عهدنامهٔ دوم ارزنةالروم انجامید. بهموجب این قرارداد، ایران از ادعاهای خود دربارهٔ بعضی مناطق، از جمله سلیمانیه، دست برداشت. در مقابل، دولت عثمانی، حاکمیت ایران بر خرمشهر و ساحل چپ اروند رود، نیز کشتیرانی در این رودخانه را، به رسمیت شناخت. علاوهبر آن، دولت عثمانی متعهّد شد که از آزار و اذیت زائران ایرانی عتبات عالیات جلوگیری کند، و تسهیلات لازم را برای بازرگانان کشور ما در آن سرزمین، فراهم آورد.
نتایج و عبرتهای دو جنگ ایران و روس را میتوان چنین برشمرد:
1- بیاعتمادی کامل به اروپاییان و اینکه آنها به هیچوجه به قول خود پایبند نیستند و فقط به منافع خود میاندیشند.
2- در مبارزه با یک قدرت خارجی نباید به قدرت دیگر اتکای جدی کرد.
3- با شکست اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران که نتیجه روحیه خودباختگی در حاکمان بود، بستر برای ورود مبلغین غربی و نفوذ فرهنگی در ایران ایجاد شد.
4- مذاکراتی که طی این دو جنگ انجام شد، برای سرگرم کردن ایرانیان و تأمین منافع دولتهای استعمارگر بود.
علمای بزرگ در سختترین شرایط اعلام بسیج عمومی کردند و این نیرو بزرگترین محرک ملی در برابر بیگانگانگان بود.
پرسشهای نمونه (صفحه 26 کتاب درسی)
1) مفاد عهدنامهٔ گلستان چه بود؟
الف) ایالات داغستان و گرجستان و شهرهای باکو، دربند، شکی، شروان، قرهباغ، گنجه، موقان و قسمت بالای طالش به روسیه واگذارشد
ب) حق کشتیرانی ایران در دریای خزر سلب شد
پ) روسیه نیابت سلطنت عباس میرزا را در ایران به رسمیت شناخت و رساندن او را به سلطنت تعهد کرد.
2) چه عواملی موجب بروز دورهٔ دوم جنگهای ایران و روسیه شد؟
الف) بد رفتاری روسها با ساکنان ولایتهایی که طبق قرارداد گلستان به آن کشور واگذارشده بود، موجب نارضایتی این مردم شد و آنان به دادخواهی پرداختند.
ب) قرارداد گلستان درمورد تعیین خط مرزی بین ایران و روسیه مبهم بود و این مساله موجب دستدرازی روسیه به خاک ایران از جمله اراضی اطراف ایران و آذربایجان شد.
3) مفاد عهدنامهٔ ترکمانچای چه بود؟
الف) علاوه برسرزمینهایی که در قرارداد گلستان به روسها واگذارشده بود، ایروان، نخجوان و بخشی از دشت مغان از ایران جدا شد
ب) ایران متعهد به پرداخت پنج میلیون تومان به روسیه شد
پ) برقراری کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی) بر ایران تحمیل شد.
4) بر اساس کاپیتولاسیون، اتباع دولت روسیه در ایران از چه حقّی برخوردار شدند؟
به موجب آن هرگاه اتباع روسی مقیم ایران مرتکب جرمی شوند دادگاههای ایران حق رسیدگی نداشته باشند بلکه مراجع قضایی دولت روسیه به آن رسیدگی کنند.
5) هر کدام از دو دولت فرانسه و ایران براساس معاهدهٔ فینکن اشتاین چه تعهّداتی داشتند؟
براساس این قرارداد فرانسه متعهد شد درجنگ با روسیه به ایران کمک کند و در مقابل آن، ایران برای حمله به متصرفات انگلستان در هند، با افغانها و قبایل هرات و قندهار متحد شود و به انگلستان اعلان جنگ دهد. در صورت تصمیم ناپلئون برای لشکرکشی به هندوستان، به لشکر او اجازه عبور از راه ایران داده شود.
6) چرا روسها ایران را به لشکرکشی به سوی هرات تشویق میکردند؟
چون از یکسو با انگلستان رقابت داشتند و به خطر افتادن مستعمرههای انگلیس را در هند به مصلحت خود میدانستند و از سوی دیگر، مشغول شدن ایران را درجنگ هرات، مایه فراموشی ایالتهای از دست رفته شمالی توسط دولت ایران میدانستند.
7) مفاد عهدنامهٔ دوم ارزنةالروم چه بود؟
به موجب این قرارداد ایران از ادعاهای خود دربارهٔ بعضی مناطق ازجمله سلیمانیه دست برداشت. درمقابل، دولت عثمانی حاکمیت ایران بر خرمشهر و ساحل چپ اروندرود و کشتیرانی دراین رودخانه را بهرسمیت شناخت. و متعهد شد از آزار و اذیت زائران ایرانی عتبات عالیات جلوگیری کند. و تسهلات لازم برای بازرگانان ایران را در آن سرزمین فراهم سازد.




