درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (2) کلاس یازدهم معارف
درس 7: ترجمه قرآن
صحت، فصاحت و تجوید حروف زاء، سین، شین و صاد
زاء: معمولاً درست خوانده میشود. نباید نوک زبانی شبیه ذال تلفظ شود. مانند:
إِذَا زلْزِلَتِ الْأَرضُ زِلْزَالَهَا ، وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
همچنین نباید با فشار و دمش زاء به سین مایل شود، به ویژه زاء مشدد، مانند:
وَالزَّیتونِ ، یا أَیُّهَا المُزَّمِّلُ ، سَنَدعُ الزَّبانِیَةَ
سین: معمولاً درست خوانده میشود. نباید درشت و مایل به صاد تلفظ شود. مانند:
المُستَقِیمَ ، سُبحانَ ، السَّلامُ
همچنین نباید نوک زبانی شبیه ثاء تلفظ شود، مانند: رَسولُ ، بِسمِ ، نَستَعینُ
شین: معمولاً درست خوانده میشود. نباید با جلو آوردن زبان، شین به سین مایل شود، مانند: الشَّیطانِ ، شَانِئَکَ ، شَرِّ ، شَریکَ
برای متمایز شدن شین از ژِ، باید مقداری با وسط زبان دمیده شود، مانند: أَشهَدُ ، نَشرَح ، قُرَیشِ ، الشِّتَاءِ
در اصطلاح تجوید، به دمش شین با وسط زبان، تَفَشَی میگویند.
صاد: معمولاً با سین اشتباه میشود و برای تلفظ صحیح آن باید درشت و پر و با تکیه بر گلو تلفظ گردد مانند: الصَّلاة ، الصِّراطَ ، الصَّمَدُ ، صَلِّ
از نظر فصاحت و تجوید، باید از تلفظ صاد سوتی، فوتی، نوکزبانی و سایر تلفظهای نامناسب پرهیز شود و صاد فقط با تکیه بر گلو، درشت تلفظ گردد، مانند:
وَالعَصرِ ، وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ، وَ تَواصَوا بِالصَّبِرِ
نکته: در سورهٔ مبارکه بقره، آیه 245. روی صاد در کلمه «یَبصُطُ» یک سین کوچک نوشته شده که به جای صاد خوانده میشود.
در سورهٔ مبارکه اعراف، آیه 69، نیز روی صاد در کلمه «بَصطَةً» یک سین کوچک نوشته شده که به جای صاد خوانده میشود.
تمرین: آیات درس و اذکار نماز را با رعایت فصاحت و تجوید حروف بخوانید.

ترجمه قرآن
در سال گذشته دانستیم که توجه به قرآن و انس با آن دو مرحله اساسی دارد:
قرائت مستمر آیات و تدبر در معانی آنها.
قرائت مستمر آیات، موجب انس با الفاظ قرآن شده و تدبر در معانی آنها سبب بهرهمندی از هدایت قرآن میشود.
اولین گام برای تدبر، فهم معنای ظاهری آیات قرآن است که لازمه آن، آشنایی با زبان عربی است.
به نظر شما برای اینکه معانی آیات در دسترس همگان ـ حتی کسانی که با زبان عربی آشنایی ندارند ـ قرار گیرد، چه تدبیری باید اندیشید؟
هنگامی که با متنی از یک زبان خارجی روبهرو هستیم، طبیعی است که برای آگاهی از محتوای آن یا باید بر آن زبان مسلط باشیم و یا باید به ترجمهای مراجعه کنیم که دیگران از آن استفاده کردهاند.
«ترجمه» یعنی انتقال معنا از یک زبان (زبان مبدأ) به زبان دیگر (زبان مقصد) به گونهای که مخاطب، همان پیام و اثری را دریافت کند که در زبان مبدأ وجود دارد.
ترجمه، دروازه ورود علوم گوناگون از یک کشور با یک زبان به دیگر کشورها است. امروزه کتابهای گوناگون علمی و فرهنگی بهوسیله ترجمه در میان دانشمندان تبادل میشود و آشنا نبودن با زبان محدودیتی برای انتقال دانش به شمار نمیآید.
در این میان برخی کتابها به دلیل اهمیت و مخاطبان فراوان آن، به زبانهای گوناگون ترجمه میشوند تا افراد بیشتری از کشورهای مختلف امکان استفاده از محتوای آن کتابها را داشته باشند. نمونه معروف این کتابها، کتب مقدس و آسمانی بهویژه قرآن کریم است.
از آنجا که بیش از یک میلیارد مسلمان در کشورها با زبانهای مختلف زندگی میکنند، قرآن به زبانهای گوناگون ترجمه شده است تا برای همه آنان، زمینه استفاده و بهرهمندی از هدایت قرآن فراهم شود.
به دلیل اهمیت این موضوع، از دیرباز پرسشی در مقابل دانشمندان مسلمان مطرح بوده است:
آیا ترجمه قرآن، تمام معانی و پیامهای آیات را به خوبی به مخاطب منتقل میکند؟
برای ارائه پاسخی صحیح و منطقی به این سؤال، ابتدا باید چالشهایی که ممکن است در مقابل ترجمه قرآن وجود داشته باشد را فهرست کنیم:
1- قرآن معجزه است و الفاظ کوتاه آن، معانی عمیق و فراوانی را در خود جای داده است؛ بنابراین ترجمه و یافتن معادلی برای آنها، ممکن نیست.
2- الفاظ عربی قرآن، جذبههای روحی و نظم آهنگی دارد که در روح و روان قاری نفوذ کرده و او را با خود همراه میکند؛ در حالی که ترجمه، چنین تأثیری بر خواننده ندارد.
3- این امکان هست که مترجم فهم نادرستی از آیات قرآن داشته باشد و در نتیجه خوانندگان را در دریافت معانی آیات قرآن به اشتباه بیندازد.
در مقابل این چالشها، دانشمندان مسلمان همواره ترجمه قرآن را یک ضرورت تبلیغی میشمردند؛ چرا که بدون آن امکان آشنایی بسیاری از مسلمانان غیر عرب زبان با دستورهای سعادت بخش قرآن فراهم نمیشد.
این دانشمندان، چالشهای مطرح شده را وارد نمیدانستند و معتقد بودند که:
1- ترجمه با وجود محدودیتهایی که دارد، تنها به اندازه امکان و توان خود، معنا را به مخاطب منتقل میکند و به هیچ عنوان ادعا نمیکند تمام معنای الفاظ قرآن را منتقل کرده است.
2- ترجمه در واقع تفسیر مختصری از قرآن برای غیر عرب زبانان است که به اندازه توان مترجم به مخاطب منتقل میشود. در تفسیر نیز احتمال برداشت اشتباه از آیات قرآن هست، بر این اساس آیا باید تفسیر را به طور کلی تعطیل کرد؟!
3- هیچ یک از احکام و ویژگیهای قرآن، برای ترجمه آن نیست؛ بنابراین ترجمه قرآن ما را از متن اصلی آن بینیاز نمیکند و باید همواره در کنار متن اصلی قرار گیرد تا خواننده از متن عربی آیات نیز بهرهمند شود.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 100 کتاب درسی)
با توجه به این نکات، پاسخ شما در مقابل چالشهایی که در پیش گذشت، چیست؟
انواع ترجمه قرآن
هر یک از مترجمان قرآن، روش خاصی را در ترجمه انتخاب کردهاند. این روشها عموماً به سه دسته تقسیم میشوند که هر یک نوع خاصی از ترجمه قرآن را به وجود آورده است:
1- ترجمه تحت اللفظی (کلمه به کلمه)
مترجم در این نوع ترجمه، به جای هر کلمه از زبان مبدأ، کلمهای از زبان مقصد را جایگزین میکند. این شکل از ترجمه بسیار دشوار است؛ زیرا یافتن کلمات معادل با همان ویژگیها، در زبان مقصد مشکل است. این ترجمه به دلیل پایبندی به الفاظ قرآن، موجب آشنایی مخاطب با معانی الفاظ قرآن شده و آموزش معنای کلمات قرآن از این طریق به راحتی امکانپذیر میشود.
از نمونههای این ترجمه میتوان به ترجمه آقای محمد کاظم معزی اشاره کرد. به این نمونه از ترجمه ایشان دقت کنید.
خداوند درباره والدین سفارش میکند:
وَ اخفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَةِ وَ قُل رَبِّ ارحَمهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا (اسراء، آیهٔ 24)
و فروخوابان برای آنان بال فروتنی را از مِهر و بگو پروردگارا رحم کن بر آنان چنانکه مرا پرورش دادند در کودکی
2- ترجمه روان
مترجم در این روش سعی میکند معنای هر جمله را از قالب آن در زبان مبدأ به قالب دیگری در زبان مقصد بریزد تا مقصود به خوبی بیان شود؛ بر این اساس، وی ممکن است به تقدیم و تأخیر در عبارات یا کم و زیاد کردن برخی کلمات دست بزند تا مفهوم جمله روشنتر شود. اینگونه ترجمه را ترجمه معنوی نیز میگویند؛ زیرا در آن بیشتر سعی بر انتقال کامل مفاهیم است، نه تطابق لفظی. ترجمه آیت الله مکارم شیرازی از این نوع ترجمه به شمار میرود به این نمونه توجه کنید؛ خداوند درباره میزان اتفاق به پیامبر میفرماید:
وَ لَا تَجعَل یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَ لَا تَبسُطهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا (اسراء، آیهٔ 24)
هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد (نیز) دست خود را مگشای، تا مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرومانی.
در این روش، کلماتی که به ترجمه اضافه میشود، معمولاً در پرانتز قرار میگیرند تا مشخص شود از سوی مترجم اضافه شده است.
3- ترجمه تفسیری
مترجم در این نوع از ترجمه، مانند یک مفسر عمل میکند و توضیح و تبیین جملات آیه و تفسیر مختصری از آن را نیز در کنار ترجمه به آن میافزاید. بنابراین معمولاً حجم این نوع ترجمه از ترجمه روان بسیار بیشتر است.
ترجمه سید علی نقی فیضالاسلام در این نوع از ترجمه قرار میگیرد. به این ترجمه دقت کنید:
إِنَّ المُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخوَانَ الشَّیَاطِینِ وَ کَانَ الشَّیطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا (اسراء، آیهٔ 27)
محققاً اسرافکنندگان برادران (پیروان) اهریمنان هستند و (چنانکه) شیطان و اهریمن بسیار ناسپاس گزارنده (نعمتهای) پروردگارش بود (عقل و خرد و حیات و زندگانی خود را در معصیت و نافرمانی به کار برد، همچنین اسرافکنندگان نیز ناسپاس گزارندگان نعمتهای پروردگارشان هستند.)
همانگونه که میبینید، هر چند در اینجا نیز عبارات اضافه شده از سوی مترجم در پرانتز قرار گرفته، اما ترجمه ایشان رنگ و بویی از تقسیر به خود گرفته است.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 102 کتاب درسی)
اگر در یک آیه استعاره یا مجاز به کار رفته باشد، کدامیک از انواع ترجمه و برای فهم معنای آیه مناسب است؟ کدام مناسب نیست؟ چرا؟
شرایط مترجم قرآن
مترجم برای ارائه ترجمهای صحیح و دقیق از قرآن باید دارای توانایی و شرایطی باشد که در ادامه به آنها اشاره میشود:
1- تسلط بر زبان عربی و دستور زبان آن: مترجم با تسلط بر زبان عربی، واژگان و چگونگی اشتقاق آنها و نیز جایگاه قرار گرفتن آنها را در جمله بررسی میکند تا مفهوم عبارات را به خوبی دریابد. او همچنین با تسلط بر آرایههای ادبی و بلاغی، استعارهها، مجازها و کنایههای موجود در عبارات را کشف میکند.
2- تسلط بر زبان مقصد و دستور زبان آن: مترجم پس از کشف معنا در زبان مبدأ، بهترین معادل برای واژگان و عبارات را در زبان مقصد مییابد و ساختار دستوری جملات را از زبان مبداً به زبان مقصد به صورت روان و قابل فهم مخاطب منتقل میکند.
3- دارا بودن بینش تفسیری: چنانکه پیش از این دانستیم، فهم دقیق زبان قرآن، توانمندیها و ابزارهای ویژهای میطلبد و تنها با تسلط بر زبان عربی به دست نمیآید؛ این ابزارها در علم تفسیر معرفی شده است؛ از این رو یک مترجم پیش از اینکه مترجم باشد، باید دارای بینش تفسیری باشد و شرایط مورد نیاز برای تفسیر قرآن را در خود به وجود بیاورد. البته در ترجمه، همانگونه که در نمونهها دیدید، هر عبارتی که برای فهم دقیقتر آیه و به منظور تفسیر آن اضافه میشود باید در پرانتز قرار گیرد تا از عبارات آیه جدا شود.
فعالیت کلاسی (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
با توجه به آنچه در سال گذشته خواندیم شرایط مورد نیاز برای تفسیر قرآن چیست؟
حال به نظر شما تفسیر قرآن سختتر است یا ترجمه آن؟ چرا؟
اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
1- قرآن به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است؟
2- سه نوع ترجمه تحت اللفظی، روان و تفسیری را درباره این عبارت قرآنی با یکدیگر مقایسه کنید:
وَ اعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُوا (آل عمران، آیهٔ 103)
غیر از انواع سهگانه ترجمه، که در درس معرفی شد، آیا انواع دیگری نیز میشناسید؟ آنها را به همراه نمونهای از هر یک در کلاس معرفی کنید.