خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (1) کلاس دهم معارف

درس 4: اسباب نزول

بازدید212
تاریخ بروزرسانی1404/08/1

قواعد نون ساکن

تلفظ نون ساکن و تنوین سه حالت دارد:

1- نون ساکن نزد شش حرف حلقی (ا هـ حـ خ عـ غـ)، به صورت معمولی تلفظ می‌شود که به آن اظهار می‌گویند، مانند:

  • وَ مَن اَعرَضَ عَن ذکری
  • وَ جَنّاتٍ اَلفافًا
  • اَنعَمتَ عَلَیهِم
  • وَ لِکُلِّ قَومٍ هادٍ
  • اِن هُوَ الّا ذِکرٌ لِلعالَمینَ
  • ماءً غَدَقًا
  • وَ المُنخَِنقَةُ
  • وَ اللّٰهُ عَزیزٌ حَکیمٌ

2- نون ساکن نزد دو حرف «لـ ر» به این دو حرف تبدیل می‌گردد. مانند:

  • مِن رَِبّکُم
  • وَ قُدورٍ راسِیاتٍ
  • اَشهَدُ اَن لا الٰه اِلَّا اللّٰهُ
  • شَیطانٍ رَجیمٍ
  • وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُوًا اَحَدٌ
  • عَدُوٌّ لی

3- نون ساکن نزد بیست حرف باقی‌مانده، در حرف بعد و با کشش خوانده می‌شود؛ یعنی نون، حالت تلفظ حرف بعدی را به خود می‌گیرد. به این حالت در علم تجوید «ادغام و اخفاء و قلب به میم» می‌گویند. مانند:

  • مِن قَبل
  • بَیِّناتٍ مِنَ الهُدیٰ
  • کُنتُم
  • فِئَةٌ تُقاِتلُ
  • مِن بَعدِ
  • کِتابٌ کَریمٌ

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 48 کتاب درسی)

 

1- چرا احکام تنوین نیز مانند نون ساکن است؟
2- آیات 1 تا 15 سوره حِجر را از صفحه 262 قرآن کامل با رعایت قواعدی که تاکنون آموخته‌اید به صورت شمرده و روان بخوانید.

اسباب نزول

آیا تاکنون عبارت «اسباب النزول» را شنیده‌اید؟

همه مفسران در بررسی و تفسیر برخی آیات قرآن، سبب نزول آن را نیز بیان کرده‌اند؛ برخی از دانشمندان، کتاب مستقل در این رابطه نوشته‌اند؛ و بعضی دیگر در ضمن مباحث علوم قرآنی، یک فصل را به این بحث اختصاص داده‌اند که این مسئله، نشان‌دهنده عظمت و اهمیت این بحث قرآنی است.

سبب نزول، آیه عبارت است از سؤال یا رویدادی که در زمان رسول خدا (ص) روی داده است سپس آیاتی درباره آن ماجرا یا برای پاسخ‌گویی به پرسش‌های مطرح شده، نازل شده باشد. بنابراین نزول این آیات، نشئت گرفته از رویداد یا سؤال مشخصی می‌باشد. 

به عنوان نمونه، در منابع تاریخی و تفسیری می‌خوانیم که ماجرای خاتم‌بخشی امام علی (ع) به فقیر موجب نزول آیه «ولایت» شده است:

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکَاةَ وَ هُم رَاکِعُونَ مائده، آیهٔ 55
سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند، همان‌ها که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند.

و نیز می‌خوانیم که ماجرای اطعام نیازمندان از سوی اهل بیت پیامبر، موجب نزول آیه «اطعام مسکین» شده است:

وَ یُطعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا انسان، آیهٔ 8
و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند.

از آنجا که این آیات به دنبال این وقایع و به خاطر آنها نازل شده‌اند، این رویدادها سبب نزول این آیات به شمار می‌آیند.

پرسش‌هایی نیز که از سوی مردم مطرح می‌گشت و به دنبال آن آیاتی برای پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها نازل می‌شد، سبب نزول آن آیات می‌باشند. به‌عنوان نمونه، مردم از رسول خدا سؤالاتی در خصوص «جنگ در ماه‌های حرام»، «زمان وقوع قیامت»، و ... می‌پرسیدند و آیات گوناگونی به سبب پاسخ‌گویی به این سؤالات نازل می‌گشت:

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الشَّهرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُل قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ بقرهٔ، 217
از تو درباره جنگ در ماه حرام، سؤال می‌کنند بگو: جنگ در آن، (گناهی) بزرگ است.

یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِٔ أَیَّانَ مُرسَاهَا قُل إِنَّمَا عِلمُهَا عِندَ رَبِّی ... اعراف، آیهٔ 187
درباره قیامت از تو سؤال می‌کنند، کی فرا می‌رسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است.

از توضیحاتی که گذشت چنین به دست می‌آید که همه آیات قرآن سبب نزول نداشته و سبب نزول مخصوص جایی است که سؤال یا رویدادی اتفاق افتاده باشد. اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که درست است همه آیات سبب نزول ندارند، اما همه آیات دارای «شأن نزول» می‌باشند. مراد از شأن نزول، هدف و موضوع خاصی است که موجب نزول آیات قرآن می‌باشد. مثلاً اگر آیاتی در خصوص بیان احکامی خاص نازل شده باشد، آن احکام شأن نزول آیات می‌باشند؛ به این معنا، همه آیات قرآن شأن نزول دارند، چرا که در خصوص موضوع و هدف خاصی نازل شده‌اند، اما تنها تعدادی از آیات هستند که سبب نزول دارند.

تردیدی نیست که آشنایی با اسباب نزول آیات، از دیگر علومی است که اگر یک مفسّر از آن اطلاع نداشته باشد، در تفسیر آیات قرآن به اشتباه می‌افتد. به عنوان نمونه، به معنای این آیه دقت کنید:

إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهَٔ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَن حَجَّ الْبَیتَ أَوِ اعتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا ... بقرهٔ، آیهٔ 158
کوه «صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانه‌های) خداست. بنابراین، کسانی که حج خانه خدا و یا عمره انجام می‌دهند، گناهی نیست که بر آن دو طواف کنند. (و سعیِ صفا و مروه انجام دهند).

با توجه به معنای ظاهری آیه، ممکن است به این نتیجه برسیم که سعیِ میان دو کوه صفا و مروه واجب نیست، چرا که در آیه فقط آورده است که این طواف گناه نیست و اشاره‌ای به واجب بودن آن ندارد.

در حالی که اگر به سبب نزول آیه دقت کنیم، معنای دیگری از آن برداشت می‌شود:

دو کوه صفا و مروه پیش از اسلام جایگاه دو بت جاهلیت بوده که مشرکان هنگامی که میان این دو کوه را طی می‌کردند، آن بت‌ها را مسح می‌نمودند. با ظهور اسلام و شکسته شدن بت‌ها، مسلمانان با وجود این سابقه، از سعی میان صفا و مروه خودداری می‌کردند و آن را عملی جاهلی و گناه می‌پنداشتند. این آیه، به مسلمانان می‌گوید، پندار خود را تغییر دهند و سعی میان دو کوه را گناه ندانند و با خیال آسوده این واجب الهی را انجام دهند.

بنابراین در اینجا توجه به سبب نزول آیه، ابهام معنایی آیه را برطرف می‌سازد و تفسیر صحیح و دقیقی از آن ارائه می‌نماید.

تحقیق کنید (صفحهٔ‌ 51 کتاب درسی)

 

به آیات زیر مراجعه کنید و با کمک دبیر خود و مراجعه به منابع، سبب نزول یا شأن نزول هریک از این آیات را بیابید.

- سورهٔ کهف، 84-83
- سورهٔ اسراء، 24-23
- سورهٔ حجرات، 10
- سورهٔ آل عمران، 61

درس 4: اسباب نزول