درسنامه آموزشی اصول عقاید (1) کلاس دهم معارف
درس 7: آغاز راه
همهٔ ما انسانها حقیقتی به نام «مرگ» را تجربه میکنیم؛ حقیقتی که شاید چندان نمیشناسیم اما از آن هراسناکیم. در این درس میخواهیم در رابطه با این حقیقت حتمی به برخی سؤالات پاسخ دهیم:
1- مرگ چیست و در لحظهٔ مرگ دقیقاً چه رخ میدهد؟
2- چرا برخیها راحت میمیرند و برخیها بسیار سخت و دشوار؟
3- چه کسانی ما را میمیرانند؟
4- چرا برخی انسانها از مرگ در هراسند؟
آیات زیر را بخوانید و ترجمه کنید.
اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَی عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الْأُخْرَی إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی (سورهٔ زُمَر، آیهٔ 42)
قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ (سورهٔ سجده، آیهٔ 11)
حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یُفَرِّطُونَ (سورهٔ انعام، آیهٔ 61)
ماهیت مرگ
هر گاه صحبت از مرگ انسان باشد، قرآن کریم واژۀ «توفی» را به کار برده و مرگ را با آن همراه میداند. «توفی» به معنای دریافت تمام و کمال یک چیز است. در انسان نیز چون مرگ وی با دریافت کامل روح و جان انسان همراه است، از واژهٔ «توفی» استفاده میشود؛ مثلاً میگویند «فلان شخص وفات کرده است».
به این ترتیب میتوان نتیجه گرفت که مرگ انسان به معنای نابودی و فنای او نیست و با آن چیزی از حقیقت او کم یا گم نمیشود بلکه فقط روح که حقیقت او را تشکیل میدهد دریافت شده و از این دنیا به سرایی دیگر که حیات محض و جاویدان است منتقل میشود. آیهٔ شریفهٔ «کُلُّ نَفسٍ ذَائِقَةُ المَوتِ» هم به همین معنا اشاره دارد زیرا میگوید هر نفسی مرگ را میچشد؛ یعنی نفس انسانی در برههای از زندگی خود با مرگ مواجه میشود و آن را درک میکند؛ لازمهٔ مواجه شدن با چیزی و درک آن، این است که خود نفس در آن زمان نابود نشده باشد و وجود داشته باشد؛ پس مرگ باعث نابودی انسان نمیشود.

تشابه خواب و مرگ
برای آشنایی بیشتر با حقیقت پیچیدۀ مرگ میتوان به آیهٔ 42 سورهٔ زمر اشاره کرد که برای تبیین ماهیت مرگ از موضوع خواب استفاده میکند و میفرماید هنگام خواب، روح همهٔ انسانها توفی میشود، سپس روح کسانی که زمان مرگشان فرا نرسیده باشد به جسمشان بازگردانده میشود. اما روح هر کس که زمان مرگش رسیده باشد نزد خداوند نگه داشته میشود و پس از دریافت، دیگر به جسم بازگردانده نمیشود اصطلاح «قبض روح» که در تعالیم دینی وجود دارد نیز به همین معنای دریافت و عدم بازگشت روح به بدن اشاره دارد.
به این ترتیب، جدایی روح از بدن حقیقتی است که بین خواب و مرگ مشترک است. این اشتراک، منجر به وجود شباهتهای دیگری بین خواب و مرگ هم میشود که برشمردن آنها ماهیت مرگ را روشنتر میسازد:
1- در مرگ، همانند خواب، محدودیتهای زمانی و مکانی که در دنیا وجود داشته از بین میرود؛ به همین دلیل ادراک انسان در این دو حالت از زمانی که در دنیا قرار داشته است، بسیار عمیقتر و کاملتر میشود.
2- علاوهبر این، خواب و مرگ شباهت بزرگتری نیز دارند و آن اینکه آنچه در خواب یا پس از مرگ برای انسان رخ میدهد، دیگر در حیطهٔ اختیار او نیست.
چه کسی انسان را قبض روح میکند؟
در قرآن کریم در مورد اینکه چه کسی عهدهدار توفی و قبض روح انسانها در هنگام مرگ است، آیات مختلفی مشاهده میشود که بعضی از آنها توفی را به خدا نسبت داده و بعضی دیگر، آن را به ملک الموت یعنی عزرائیل یا حتی سایر فرشتگان، منسوب میکنند.
سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که بالاخره خداوند قبض روح را به عهده دارد یا ملائکه و یا ملک خاصی به نام عزرائیل؟
این پرسشی است که شخصی از امام علی بپرسید و پاسخ زیبای امام این بود که:
«کاری را که فرشتگان مأمور الهی انجام میدهند، کار خداوند است زیرا به فرمان او عمل میکنند. خداوند از میان فرشتگان، رسولان و سفیرانی را بین خود و مردم برگزیده است. برای ملک الموت، اعوان و یارانی است از فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب که عهدهدار عمل وی هستند و به جای او قبض روح میکنند. کسی که اهل طاعت باشد، به تصدی فرشتگان رحمت قبض روح میشود و آن کس که اهل گناه و عصیان است، فرشتگان نقمت او را قبض روح میکنند. عمل اینان عمل ملک الموت است و هر کاری را که انجام میدهند منتسب به اوست. بنابراین کار یاران ملک الموت کار ملک الموت است و کار ملک الموت کار خداوند است. خداوند است که جان مردم را به دست هر کس اراده فرماید قبض میکند؛ اوست که میبخشد، محروم میسازد؛ پاداش میدهد و کیفر میکند؛ به دست هر کس که خواسته باشد و در واقع کار امنا و برگزیدگان خداوند، کار خداوند است».
بر این اساس در خصوص قبض روح انسانها میتوان به این نکات اشاره کرد:
1- مسئول اصلی قبض روح انسانها فرشتهٔ جلیلالقدری به نام عزرائیل است که در آیات قرآن از او با عنوان ملک الموت یاد شده است. سایر فرشتگانی که در قرآن، قبض روح به آنها نسبت داده میشود، در واقع اعوان و یاران او هستند که از طرف او مأمور به قبض روح انسانها میشوند.
2- کار عزرائیل و سایر فرشتگان در قبض روح، همان فعل خداست. زیرا ارادهٔ خداوند متعال بر این قرار گرفته است که فعل او از طریق اسباب و علل عالم انجام شود که در اینجا، این اسباب همان فرشتگان هستند؛ چنان که خالقیت و رازقیت او نیز از طریق اسباب و وسائط عالم انجام میشود.
انواع جان دادن
عالم قبل از مرگ یعنی دنیا با عالم بعد از مرگ تفاوتهای بسیاری دارد. انتقال از این عالم به آن جهان با سرعت و در مدتی کوتاه انجام میپذیرد و محتضر در عرض یک یا چند لحظه دنیای گذران را ترک میکند و به عالم ناشناختهٔ پس از مرگ وارد میشود.
این انتقال برای بعضی بسیار راحت و آسان و برای برخی دیگر، به غایت سخت و دشوار است. با توجه به سختی و آسانی مرگ برای مؤمنان یا کافران باید گفت بر اساس آیات انسانها بسته به اعمالشان در مواجهه با مرگ حالات مختلفی دارند:
1- خوبانی که راحت جان میدهند:
حضرت علی میفرماید:
هنگام مرگِ خوبان، بشارتی به آنان داده میشود که چشمشان روشن و به مرگ علاقه پیدا کرده و راحت جان میدهند.
در بعضی از روایات، جان دادن این گروه از مؤمنان از جهت راحتی و شیرینی به بوییدن گل خوشبو تشبیه شده است.
2- خوبانی که سخت جان میدهند:
پیامبر اکرم فرمود:
مرگ و سختیهای آن سبب جبران گناهان اندکی است که مؤمنان دارند تا پس از مرگ، کیفر دیگری نداشته و پاک و پاکیزه نزد خدا روند.
3- بدکارانی که راحت جان میدهند:
امام کاظم میفرماید:
راحت مردن کافر به خاطر تسویه حسابی است که خداوند نسبت به کارهای نیک آنان انجام میدهد، چون بعضی از کافران کارهای خوبی در زندگی دنیوی خود دارند که آسان مردن پاداش آنهاست.
4- بدکارانی که به سختی جان میدهند:
این اولین عقاب الهی این افراد است.
برای بیان سختی جان دادن این گروه تعابیر بسیار عجیب و تکان دهندهای به کار رفته است؛ تعابیری که درد ناشی از جان کندن این افراد را به درد تکه تکه کردن گوشت بدن با مقراض (قیچی) یا درد نیش زدن افعیها و عقربها تشبیه کرده است.
در چنین احوالی برخی از کسانی که سکرات موت را پشت سر گذاشتهاند از خدا میخواهند که آنها را برای انجام اعمال صالحی که در دنیا ترک کرده بودند به دنیا بازگرداند که پاسخ آنها منفی است. علت این امر را میتوان در احادیثی جستجو کرد که مرگ را به بیداری از خواب تشبیه میکنند.
امام علی میفرمایند:
الناسُ نیام إذا ماتوا انتبهوا
مردم در خوابند، وقتی مردند بیدار میشوند.
در این بیداری، دیدهٔ انسان به حقایقی که پیش از این قدرت درک آنها را نداشت باز میشود. اگر زندگی دنیوی خود را در گناه و تباهی گذرانده باشد باطن آن را در قالب عذابهای سخت و شدید مشاهده میکند و چون خود را برای آن آماده نکرده است آرزو میکند که ای کاش دوباره به دنیا بازگردد تا توشهای برای آن آماده کند که او را از این عذابها برهاند. اما اگر اهل ایمان و عمل صالح بوده باشد، از قبل خود را برای این منزل جدید که در واقع زندگی اصلی و جاوید اوست آماده کرده است و لذا خود را با زیباییها و نعمتهایی مواجه میبیند که هرگز تمایل نخواهد داشت آنها را ترک کند و با کمال آرامش و آسایش و لذت در آنجا ساکن میشود.
هراس از مرگ
مرگ حقیقتی است که اکثر انسانها اعم از مؤمن و کافر از آن در هراساند. هراس گروه اول به این دلیل است که مرگ را حادثهٔ عظیمی در زندگی خود میشمارند که قرار است آنها را وارد حیاتی ابدی کند؛ سرایی که بازگشت از آن امکانپذیر نیست و با ورود به آن سرنوشت خوب یا بد انسانها رقم میخورد. این هراس، باعث اکراه از مرگ نمیشود بلکه باعث میشود تا این دسته از انجام کارهایی که سعادت اخروی انسان را به خطر میاندازد، دوری کنند. این هراس خوفی شوقانگیز است که میتواند انسان را به پرهیز از گناه و حرکت و جمعآوری توشه برای سرای ابدی وادارد و در نتیجه ترسی مطلوب و پسندیده است.
اما هراس گروه دیگر از مرگ به این دلیل است که یا درک درستی از حقیقت آن ندارند و آن را به منزلهٔ نابودی و فنای ابدی میدانند و به دلیل میل فطری انسان به جاودانگی از آن میترسند و یا گناهان بسیار آنها، موجب ترسشان از مرگ شده است؛ زیرا میدانند که مرگ آنها مساوی با ورودشان به جهنم و مواجهه با عذابهای دردناک الهی است.
ما از یکسو، مرگ را مساوی با فنای ابدی و نابودی مطلق نمیدانیم و از سوی دیگر مانند مؤمنان حقیقی و انسانهای کامل، خالی از لغزش و گناه نیستیم. از همینرو، نوعی ترس از مرگ در بسیاری از ما وجود دارد که ترس مطلوب و مثبتی نیست. راه رهایی از این هراس، خلاص شدن از گناهان گذشته با توبه و دوری از گناهان آینده از طریق مجهز شدن به سلاح تقواست. اما برای چشیدن خوفی شوقانگیز و مثبت که اولیای الهی را به تلاش روز افزون و مضاعف وا میدارد تا با توشهای هر چه کاملتر به سرای ابدی وارد شوند، باید شناختی را که از ماهیت مرگ و حیات اخروی داریم به ایمان و باوری قلبی تبدیل کنیم؛ ایمان به حقیقت مرگ و نزدیکی آن و ایمان به تأثیری که تکتک اعمال ما در سرنوشت خوب و بد ما دارد.
تعمیق یادگیری (صفحه 76 کتاب درسی)
1- هر یک از آیات ابتدای درس به چه پیامی اشاره دارند؟ چگونه؟
2- توضیح دهید چرا در فرهنگ قرآن از مرگ با عنوان «توفی» یاد میشود؟
3- قرآن کریم، مرگ را به چه چیزی تشبیه میکند؟ از این تشبیه چه نتایجی میتوان گرفت؟
4- در رابطه با قبض روح انسان به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف) آیهٔ «حتی إذا جاءَ أَحَدَکُمُ المَوتُ تَوَفَّتَهُ رُسُلُنَا وَ هُم لا یُفَرِطُونَ» به چه موضوعی در این زمینه اشاره میکند؟
ب) آیا آیهٔ فوق با آیهٔ 42 سورهٔ زمر منافات ندارد؟ چرا؟
ج) برای عبارت مقابل دلیل بیاورید «مالک حقیقی مرگ، خداست».
5- عبارت «حتی إذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون لعلی أعمل صالحا فیما ترکت» توسط چه کسانی بیان میشود؟ چرا؟
6- به نظر شما علت هراس هر یک از افراد زیر از مرگ چیست؟ این هراس، مطلوب است یا خیر؟ چرا؟
الف) فردی که در نمازش کاهل است.
ب) نویسندهٔ کتابی دربارۀ انکار خدا
ج) اولیای دین
7- صحیح و غلط را با ذکر دلیل تعیین کنید.
الف) مرگ سخت و دشوار، یکی از نشانههای شقاوت انسان است.
ب) مؤمنان حقیقی به دلیل کمی توشهٔ، خود مرگ را دوست ندارند.
8- شخصی میگوید: «یاد فراوان مرگ، سبب بیرغبتی انسان به دنیا و کم شدن فعالیتهای او میگردد در حالی که در روایات بر انجام کار و دوری از بیکاری تأکید شده است؛ پس یاد فراوان مرگ با دین سازگاری ندارد»؛ با او موافقید یا خیر؟ چرا؟
9- هر یک از موارد زیر به کدامیک از راههای رهایی از ترس از مرگ بازگشت دارند؟
الف) پرهیز از غیبت کردن
ب) توبه کردن از دروغی که به مادرم گفتهام.
ج) به تأخیر نینداختن قضای روزهای که در ماه رمضان نگرفتهام.
د) ایمان به سؤال و جواب قبر
هم اندیشی (صفحه 77 کتاب درسی)
1- در ابتدای درس براساس آیات قرآن کریم، مرگ را به خواب تشبیه کردیم و سپس براساس سخن امیرالمؤمنین آن را نوعی بیداری دانستیم. این دو موضوع چگونه با یکدیگر قابل جمع هستند؟
2- با تفکر در فرازهای فوق از دعای زیبای ابو حمزه ثمالی به سؤالات زیر پاسخ دهید:
فَمَن یَکونُ أسوأ حالا مِنَی إِن أَنَا نُقِلتُ عَلَی مِثلِ حالی إِلی قَبری، لَم أُمَهَدهُ لِرَقدَتی، وَ لَم أَفْرُشْهُ بِالعَمَلِ الصّالِح لِضَجَعَتی، و مالی لا ابکی و لا أدری إلی ما یَکونُ مصیری و آری نَفسی تُخادِعُنی و أَیَامَی تُخاتِلُنِی وَ قَد خَفَقَت عِندَ رَأْسَی أَجِنِحَهُٔ المَوتِ.
(خداوندا) چه کسی از من بدحالتر است اگر من با چنین حالی به طرف قبرم منتقل شوم؛ قبری که آن را برای خوابگاه خود آماده نکردهام و با عمل صالح در آن بستری نگستردهام. مرا چه شده است که نمیگریم در حالی که نمیدانم بازگشتم به کجاست و میبینم که نفسم در حالی که عقاب مرگ بر سرم بال و پر گشوده است، مرا فریب میدهد.
الف) براساس این عبارات، علت نگرانی امام سجاد از رسیدن مرگ چیست؟
ب) به نظر شما با توجه به معصوم بودن ائمه اطهار، علت طرح این نکات در این دعا چیست؟
تحقیق (صفحه 77 کتاب درسی)
برخی میپرسند هر روز و هر ثانیه میلیونها نفر در نقاط مختلف دنیا و در شرایط بسیار مختلف میمیرند؛ چگونه ممکن است یک فرشته بتواند در آن واحد همۀ آنها را قبض روح کند؟!