درسنامه آموزشی اصول عقاید (1) کلاس دهم معارف
درس 6: سرای دیگر
این آفرینش پهناور و شگفت که دارای هدف و مقصدی پرحکمت است، خانهٔ ابدی و سرای جاویدان زندگی ما نیست، بلکه پلی برای عبور و رسیدن به جهانی است که دستخوش زوال نخواهد بود و همچنین بازار و مزرعهای است که انسان دانا در آن برای یک زندگی بیپایان به تجارت میپردازد و بذر نیکی میافشاند تا در آن سرا، محصولی پربرکت برداشت نماید.
اما به راستی آن سرای دیگر کجاست و چه دلیلی برای وجود آن در دست است؟!
معاد
واژۀ معاد هم اسم زمان است و هم اسم مکان و از ریشۀ «عود» به معنی «بازگشت» است و معنای آن، زمان و مکان بازگشت و رجوع است، و در اصطلاح ادیان آسمانی به مفهوم زمان و مکانی است که خداوند با ایجاد یک تغییر عظیم در هستی، مردگان را زنده میکند و دوباره حیات میبخشد و به پاداش یا کیفر اعمالشان در دنیا میرساند.
روز قیامت (برخاستن)، روز حساب، روز دین (جزا)، روز آخر، روز حسرت، روز حق، روز فصل (روز جدایی حق از باطل)، روز خروج (مردگان از قبرها)، روز جمع (اجتماع عمومی خلایق)، روز بعث (برانگیخته شدن همگان)، روز موعود، برخی از نامهای معاد یعنی آن روز بزرگ است که در قرآن کریم ذکر شده، و هر کدام بیانگر یکی از خصوصیات آن است و از اهمیت آن خبر میدهد.
دعوت به یگانهپرستی «توحید»، ایمان به رسالت پیامبران «نبوت»، و ایمان به معاد و زندگی جاویدان در جهانی به نام «آخرت»، اصول مشترک تمام ادیان الهی است و مهمترین بخش اعتقادی این ادیان را تشکیل میدهد.
در قرآن بیش از 1400 آیه دربارهٔ قیامت وجود دارد که بیانگر اهمیت این موضوع در منظر قرآن و اسلام است، چرا که یاد معاد و توجه به اینکه روزی باید در برابر دادگاه عدل الهی پاسخگوی افکار و اعمال خود باشیم، بیشترین نقش را در اصلاح رفتار و تربیت ما ایفا میکند.
اگرچه زنده شدن مجدد انسان پس از مرگ همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است، و شواهد گوناگونی از آن در دست هست؛ مانند دفن وسایل زندگی و زیورآلات به همراه مردگان، اما این موضوع همیشه با چند سؤال مهم همراه بوده است که عبارتاند از: آیا زنده شدن مردگان امکانپذیر است؟ آیا معاد لازم و ضروری است؟ کیفیت زنده شدن مردگان چگونه است؟
اینها و برخی سؤالات دیگر ذهن و فکر هر انسانی را به خود متوجه میکند، و پاسخ مناسب و محکم میطلبد.
معاد، امری ممکن
معاد امری ممکن است زیرا:
اولاً: عدم امکان هر چیز، و محال بودن هر اتفاق، مشروط است به اینکه آن موضوع از نظر عقل، ناممکن شمرده بشود و عقل نیز، تنها چیزی را غیر ممکن میشمارد که مستلزم اجتماع نقیضین شود، یعنی تحقق و انجام آن، باعث اجتماع همزمان بود و نبود باشد، مانند اینکه یک شیء در آنِ واحد، هم باشد و هم نباشد؛ اما معاد و زنده شدن مردگان و آغاز یک جهان و زندگی دیگر، هرگز چنین نیست و اجتماع هست و نیست و بود و نبود را به همراه ندارد.
ثانیاً: همانطور که آفرینش اولیه ما آدمیان و سایر موجودات، برای خداوند توانا آسان و مقدور بوده است، بازآفرینی و معاد نیز برای پروردگار قدرتمند ممکن و سهل است؛ قرآن کریم هم بارها این حقیقت را گوشزد کرده است که خدای بزرگ بر هر چیزی و کاری توانا است و از هیچ چیز ناتوان نیست؛ بنابراین خلقت دوبارهٔ جسم انسان برای او کاملاً ممکن است.
أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یَعْی بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَیٰ أَنْ یُحْیی الْمَوْتَی (سورهٔ احقاف، آیهٔ 33)
آیا کافران نمیدانند خداوندی که آسمانها و زمین را آفریده و از آفرینش آنها ناتوان نشده است، میتواند مردگان را نیز زنده کند؟
أَینَمَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ (سورهٔ بقرهٔ، آیهٔ 148)
هرجا (که) باشید، خداوند همه شما را برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد در روز رستاخیز حاضر میکند؛ زیرا او بر هر کاری تواناست.
ثالثاً: باید توجه کنیم که هرگاه اتفاقی یکبار رخ داده باشد، یقین پیدا میکنیم که حتماً ممکن بوده است، زیرا در صورت محال بودن، هرگز نمیتوانست حتی برای یکبار هم اتفاق بیافتد. در قرآن کریم به نمونههای متعددی از زنده شدن مردگان اشاره شده است. نمونههایی که نشان میدهد این امر، یعنی زنده شدن بعد از مرگ، امری ممکن است.
نمونههایی از معاد در همین دنیا:
1- زنده شدن عُزیر نبی:
براساس آیهٔ 259 سورهٔ مبارکهٔ بقره، «عُزیر» یکی از پیامبران الهی، در حالی که بر مرکب خود سوار بود از کنار یک آبادی کاملاً ویران شده که اهالی آن همه مرده بودند و اجساد آنها پراکنده بود عبور میکرد؛ دیدن جنازههای متلاشی شده در میان بناهای در هم فروریخته او را به فکر فرو برد و با خود اندیشید که خداوند چگونه این مردگان را دوباره زنده میکند؛ پس از این، وقتی برای استراحت در گوشهای توقف کرد و آب و غذای خود را در کنارش نهاد و مرکبش را به درختی بست، خدای بزرگ جان او را گرفت.
پس از گذشت یک صد سال، خداوند حکیم او را دوباره زنده کرد و از او سؤال کرد که گمان میکنی چه مدت در اینجا توقف کردهای؟ عزیر با توجه به موقعیت خورشید در آسمان، پاسخ داد که یک روز یا نصف روز در اینجا هستم. اما خداوند بزرگ به او فرمود: تو یکصد سال است که اینجا هستی؟
به خوراکیهای خود نگاه کن [که بر خلاف روال طبیعی] هیچگونه آسیبی ندیده و سالم مانده است، و همچنین به مرکبت بنگر و ببین چگونه پیکرش پوسیده و پراکنده گشته است و اینک استخوانهای او دوباره شکل میگیرد و به هم متصل میشود و سپس بر روی آنها گوشت و ماهیچه و پوست میروید [و خلقتش دوباره کامل میگردد و زنده میشود].
عزیر با دیدن آب و غذای سالم مانده در طول صد سال و کیفیت زنده شدن آن حیوان، پاسخ پرسش خود را دریافت و بر مراتب یقینش افزوده گشت و از صمیم قلب گفت: من میدانستم که خداوند بر هر چیزی توانا است.
2- زنده شدن پرندگان:
حضرت ابراهیم هنگام عبور از محلی، باقیماندهٔ جسد حیوانی مرده را در کنار برکه مشاهده نمود در حالی که قسمتی از جنازهاش درون آب بود و قسمتی در خشکی؛
بدین ترتیب هم طعمهٔ حیوانات خشکی شده بود و هم موجودات آبزی. حضرت ابراهیم که دارای ایمان قوی به قدرت الهی و قیامت بود، علاقهمند شد تا چگونگی زنده شدن مردگان را با چشم ببیند و به یقین قلبی بالاتری دست یابد؛ از اینرو خواستهٔ خود را از پروردگار توانا تقاضا کرد. خداوند نیز به او فرمان داد که چهار پرندۀ گوناگون را ذبح کند و پیکر آنها را در هم بکوبد و مخلوط نماید و سپس آن مجموعهٔ در همآمیخته را که اجزای آن دیگر قابل تشخیص نبود، به چند قسمت تقسیم نماید و هر بخش را بر سر کوهی قرار دهد؛ آنگاه خود در نقطهای به دور از آنها ایستاده و هریک از پرندگان را جداگانه صدا بزند و فراخواند؛ ابراهیم نیز طبق فرمان خداوند دانا و توانا عمل کرد و هنگامی که هرکدام از آنها را صدا زد، مشاهده کرد که به قدرت الهی اجزای هریک بهطور جداگانه از اطراف به سویی حرکت کردند و در برابر دیدگان متعجب او با هم ترکیب شدند و همان پرندگان پیشین دوباره شکل پیدا کردند و جان گرفتند؛ و بدین ترتیب چهار پرندۀ مرده که اعضا و اجزای آنها متلاشی شده بود در لحظهای به خواست و قدرت پروردگار، دوباره زنده شدند.
3- رستاخیز طبیعت:
هر ساله با فرا رسیدن فصل بهار، در برابر دیدگان شگفتزدهٔ ما آدمیان، زمینهای سرد و مرده، دوباره جان میگیرند و انواع گیاهان از دل آنها میروید و طبیعت، زندگی دوباره آغاز میکند؛ خالق بزرگ هستی با یادآوری نمودن این رویداد مکرر به ما تذکر میدهد که زنده شدن مردگان نیز همینگونه است! یعنی همانطور که با فراهم شدن هوای مناسب و رطوبت کافی و خاک سرشار از عناصر مفید، دانهها و بذرهای نهفته در زمین امکان رویش مجدد و حیات دوباره مییابند، و همۀ اینها به دست قدرت و تدبیر آن آفرینندهٔ حکیم و توانا رخ میدهد؛ با فرا رسیدن قیامت نیز پروردگار متعال شرایطی را فراهم میآورد که ذرات پراکنده و نهفتهٔ پیکر ما انسانها دوباره گرد میآیند و بازآفرینی میشوند و حیات دوباره مییابند؛ بدین ترتیب رستاخیز طبیعت، گواه روشنی است بر امکان رستاخیز آدمیان.
«او کسی است که بادها را بشارتدهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش میفرستد؛ تا ابرهای سنگین بار را (بر دوش) کشند، (سپس) ما آنها را به سوی زمینهای مرده میفرستیم، و به وسیلهٔ آنها، آب (حیات بخش) را نازل میکنیم، و با آن، از هرگونه میوهای (از خاک تیره) بیرون میآوریم، اینگونه (که زمینهای مرده را زنده کردیم) مردگان را (نیز در قیامت) زنده میکنیم، شاید متذکر شوید».
معاد، رویدادی حتمی و ضروری
بعد از آنکه دانستیم احیای مردگان امری ممکن است و به شکلهای گوناگون در همین دنیا رخ داده است، نوبت به آن میرسد که بدانیم این رویداد، حتمی است و هیچ جای تردیدی در آن نیست، زیرا دلایلی خدشهناپذیر، انجام آن را ضروری و قطعی مینماید، به گونهای که عدم تحقق آن مخالف عدل و حکمت الهی و هدفمندی جهان و انسان است.
اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ، لَیَجمَعَنَّکُم إِلَیٰ یَوْمِ الْقِیَامَهِٔ لَا رَیبَ فِیهِ، وَ مَن أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِیثًا (سورهٔ نسا، آیهٔ 87)
خداوند کسی است که هیچ معبودی جز او نیست. به یقین، در روز رستاخیز، که هیچ شکی در آن نیست، شما را گرد خواهد آورد، و راستگوتر از خدا در سخن کیست؟
در اینجا با دو دلیل از دلایل ضروری و حتمی بودن قیامت آشنا میشویم:
1- برهان عدل:
عدالت یکی از مهمترین و معروفترین صفات خداوند است. خداوند بر اساس عدل جهان را آفریده و اداره میکند.
بسیاری از اعمال صالح و همچنین جرائم را در این دنیا نمیتوان به طور کامل پاداش یا کیفر داد؛ مثلاً چگونه میتوان کسی را که ظلم بسیار کرده و افراد بیگناه فراوانی را به قتل رسانده است، در این جهان کیفر داد؟ آیا میتوان بیش از یکبار او را قصاص نمود؟ یا کسی که خدمات فراوانی به دیگران کرده و مثلاً جان افراد زیادی را از مرگ نجات داده است، چگونه میتوان در این دنیا پاداش اعمال نیک و خدمات بزرگ او را داد؟!
در صورتی که جهان دیگری با ظرفیت بالاتری از این دنیا وجود نداشته باشد تا نیکوکاران به پاداش کامل نیکیهای خود برسند و بدکاران به سزای تمام زشتیهای خود مبتلا شوند؛ اولاً، عدالت خداوند در مورد آنان به درستی اجرا و محقق نمیشود؛ ثانیاً، نیکوکار و بدکار، پس از مرگ با هم برابر میشوند، زیرا هر دو نابود شده و فرقی بین آنها باقی نمیماند و این ظلم و ستم بر بندگان نیکوکار خواهد بود؛ اما چون خداوند عادل است، قطعاً شرایطی را ایجاد میکند که همگان به پاداش یا کیفری که سزاوار آن هستند برسند و عدالت الهی کاملاً اجرا شود؛ آن شرایط همان قیامت و جهان آخرت است.
توجه به این آیات، ما را با این حقیقت بیشتر آشنا میکند:
أَفَنَجعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالمُجرِمِینَ، مَا لَکُم کَیفَ تَحکُمُونَ. (سورهٔ قلم، 35 و 36)
آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟! شما را چه شده؟ چگونه داوری می کنید؟
أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أَنْ نَجعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْیَاهُم وَمَمَاتُهُم سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ (سورهٔ جاثیه، آیهٔ 21)
آیا کسانی که مرتکب کارهای بد شدهاند، پنداشتهاند که آنان را مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند [به طوری که] زندگی آنها و مرگشان یکسان باشد؟ چه به داوری میکنند.
وَ خَلَقَ اللهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِالحَقِّ وَ لِتُجرَیٰ کُلُّ نَفسٍ بِمَا کَسَبَت وَ هُم لا یُظلَمونَ. (سوره جاثیه، آیهٔ 22)
و خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است تا هرکس در برابر اعمالی که انجام داده است جزا داده شود؛ و به آنها ستمی نخواهد شد.
تلاش (صفحه 61 کتاب درسی)
ارتباط هر یک از آیات بالا را با برهان عدالت مشخص کنید.
2- برهان حکمت:
در درس گذشته آموختیم که خداوند حکیم است و چون جهان و انسان را براساس حکمت آفریده، برای آنها هدفی مهم قرار داده و اسباب هدایت و حرکت به سوی آن اهداف را هم برایشان فراهم کرده است.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا این جهان ظرفیت لازم برای تحقق اهداف خلقت انسان را دارد یا خیر؟
شناخت عمیق از خدا، بهرهمندی از رحمت بیمنتهای الهی، تقرب به خدا و تکامل بیپایان در نتیجهٔ عبادت، مهمترین اهداف خلقت بوده و هستند؛ اما هیچیک از آنها امکان تحقق «کامل» در این جهان را ندارد، اگرچه که به طور محدود تحقق پیدا میکند. در این جهان به دلیل جهل مردم و همچنین حقگریزی عدهای از آنها، همواره در تشخیص حق و باطل، اشتباه و نزاع رخ داده و میدهد و همین خطا و دعوا، مانع تحقق اهداف خلقت است.
در صورتی که خداوند، جایگاه و شرایط اجرا و تحقق نهایی این اهداف را فراهم نکند و با ظهور کامل حق، برای همیشه نزاع حق و باطل به سود حق و حقیقت پایان ندهد؛ هدف خلقت محقق نشده و حکمت الهی بینتیجه یا ناقص میماند و این برخلاف حکمت است؛ پس قطعاً خداوند جهانی را به پا خواهد کرد که ظرفیت و شرایط لازم را برای تحقق اهداف خلقت داشته باشد.
أَفَحَسِبتُم أَنَّما خَلَقنَاکُم عَبَثا وَأَنَّکُم إِلَینا لَا تُرجَعُونَ. (سوره مومنون، آیهٔ 115)
آیا چنین پنداشته اید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و (شما) به سوی ما باز نمیگردید؟
تلاش (صفحه 62 کتاب درسی)
با کمک دبیر محترم، برهان عدل و حکمت را در چند جمله کوتاه خلاصه کنید.
منکرین معاد چه میگویند؟
بعد از آنکه با ذکر برخی از دلایل محکم، به امکان و ضروری بودن معاد پیبردیم، این سؤال برایمان پیش میآید که چرا در طول تاریخ و تاکنون عدهای از پذیرش آن سر باز زدهاند؟ بهراستی انگیزه و دلایل آنها چیست؟ در اینجا به طور مختصر با انگیزهها و شبهات منکرین معاد آشنا میشویم.
انگیزههای انکار معاد:
اقرار و اعتراف به وجود قیامت و جهان پس از مرگ، تنها یک سخن نیست، بلکه به دنبال خود مسئولیت و وظیفه به همراه میآورد و جلوی آزادی افسار گسیخته، شهوترانی و لذتجویی بیحدومرز، پایمال کردن حقوق دیگران و حکومت و سلطهٔ ناحق و ظالمانه را میگیرد و آدمی را از هرگونه زشتی و ستم باز میدارد؛ به همین جهت کسانی که جز به لذتجویی و آزادیهای حیوانی و جمع مال و ثروت نمیاندیشند و همچنین کسانی که اعتقاد به قیامت را مانع ادامهٔ قدرت و سلطهٔ خود بر مردم میبینند، برای رسیدن به خواستههای ناصحیح خود چارهای جز انکار معاد نمییابند، تا به این وسیله هم از زیر بار مسئولیت و وظیفه شانهخالی کنند و هم خود را از عذاب وجدان که در برابر ظلمها و گناهان سرزنششان میکند، نجات دهند. بنابراین، فرار از تعهد و مسئولیت و وظیفه و میل به قدرت و حکومت، انگیزههای مهم انکار معاد است.
بَل یُرِیدُ الاإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ یَسأَلُ أَیَّانَ یَومُ القِیَامَهِٔ (سورهٔ قیامت، 5 و 6)
(انسان شک در معاد ندارد) بلکه او میخواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند! (از اینرو) میپرسد: روز قیامت چه وقت خواهد بود؟
مهمترین دلایل و شبهات منکرین معاد
قرآن کریم مهمترین دلایلی که از سوی منکران معاد مطرح میشود را اینگونه بیان میکند:
1- نبود دلیل و افسانه پنداشتن معاد
گروهی از انکارکنندگان معاد میگویند ما دلیلی برای اثبات قیامت و اعتقاد به آن نداریم؛ و نمیتوانیم به چیزی که دلیلی برای آن نیست اعتقاد داشته باشیم.
این گروه دانسته و از روی عمد، یا جاهلانه، دلایل محکم و خدشهناپذیر امکان و ضرورت تحقق معاد را که بخشی از آنها را آموختیم، نادیده میگیرند و از زیر بار یک مسئولیت سرنوشت ساز شانه خالی میکنند و با این بهانه واهی خود را توجیه مینمایند.
وَ إِذَا قِیلَ إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ، وَ السَّاعَهُٔ لَا رَیبَ فِیهَا، قُلتُم مَا نَدْرِی مَا السَّاعَةُ إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ مَا نَحنُ بِمُستَیقِنِینَ (سورهٔ جاثیه، آیهٔ 32)
و هنگامی که گفته میشد: وعدهٔ خداوند حق است و در قیامت هیچ شکی نیست، شما میگفتید: ما نمیدانیم قیامت چیست؟ ما تنها گمانی در اینباره داریم و به هیچ وجه یقین نداریم!
اولین انسانی که پا بر روی زمین نهاد، پیامبری الهی بود و با فرزندان و نسل خویش از معاد سخن گفت و پس از او نیز تمام پیامبران الهی بر معاد تأکید کردند، همین امر باعث شد که اعتقاد به معاد و سخن از آن، از قدیمترین سخنان و عقاید بشر بشود.
گروهی از کسانی که به انگیزههای پیش گفته، معاد را منکر میشوند، قدیم بودن این اعتقاد و حقیقت را، دلیل بر افسانه و غیر واقعی بودن آن گرفتهاند، در حالی که افسانه چیزی است که ساخته و پرداخته ذهن بشر باشد و دلیلی از عقل و نقل معتبر آن را تأیید نکند، اما معاد همواره مورد تأیید دلایل گوناگون عقلی و حسی و نقل معتبر بوده است، و قدیمی بودن این اعتقاد هیچگاه دلیل غیر واقعی بودن آن نیست.
قَالُوا اَ إِذا مِتنَا وَ کُنَا تُرَابًا وَ عِظَامًا اَ إِنَّا لَمَبعُوثُونَ، لَقَد وُعِدنَا نَحنُ وَ آبَاؤُنَا هَٰذَا مِن قَبلُ إِن هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ (سورهٔ مومنون، آیهٔ 82 و 83)
آنها گفتند: آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهای (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! به ما و پدرانمان نیز پیش از این چنین وعدههایی داده شده بود. اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست.
برخی دیگر از منکرین معاد، به جای اینکه به دلایل حقانیت این موضوع توجه کنند، بهطور کلی پیامبران را تکذیب میکنند و آن همه نشانهها و دلایل صدق انبیای الهی را نادیده میگیرند و آنها را متهم به دیوانگی و دروغگویی مینمایند، حال آنکه شواهد صداقت و درستی سخنان و دعوت پیامبران الهی به قدری فراوان است که هیچ عاقل با انصاف و آزاداندیشی نمیتواند آن را انکار کند، اما اینان برای رهایی از بار تعهد و وظیفه، حقیقت را منکر میشوند.
وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا هَل نَدُلُّکُمْ عَلَیٰ رَجُلٍ یُنَبِّئُکُم إِذَا مُزِّقْتُم کُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّکُم لَفِی خَلقٍ جَدِیدٍ، أَفتَرَیٰ عَلَی اللَّهِ کَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ (سورهٔ سبا، آیهٔ 7 و 8)
کسانی که کفر ورزیدند، گفتند: آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر دهد که چون کاملاً متلاشی و ریزریز شدید، (بار دیگر) آفرینشی تازه خواهید یافت؟! آیا او بر خدا دروغ میبندد یا دیوانه است؟!
2- بعید دانستن و قوع قیامت
یکی از مهمترین شبهات منکرین معاد این است که میگویند: زنده شدن دوباره مردگان کاری بسیار سخت است و اصلاً مقدور و ممکن نیست که بشود اجساد کاملاً پوسیده و در خاک و طبیعت پراکنده شده را دوباره جمعآوری و بازآفرینی کرد، اینان علم و قدرت خداوند را برای این کار کافی نمیدانند؛ اما خداوند دانا و توانا به آنان اینگونه جواب میدهد که اولاً، هیچ کاری برای خدا سخت و ناممکن نیست و خدا بر هر کاری توانا است. ثانیاً، آفرینش مجدد شما، دشوارتر از آفرینش اولیهٔ شما نیست، پس همان خدایی که اولین بار و بدون سابقه شما را آفرید میتواند دوباره هم بیافریند. ثالثاً، دانش الهی نامحدود است و به تمام اجزای پراکندهٔ شما در هرجایی باشند آگاه است و به جمعآوری آنها نیز توانا است.
توجه به این آیات، به فهم نکات فوق کمک میکند:
أَنَّ اللَّهَ عَلَیٰ کُلِّ شیءٍ قَدِیرٌ (سورهٔ بقرهٔ، آیهٔ 259)
خداوند بر هر چیزی تواناست
ذَٰلِکَ حَشرٌ عَلَیْنَا یَسِیرٌ (سورهٔ ق، آیهٔ 44)
این جمعآوری خلق بر ما سهل و آسان است.
3- تغییر و نابودی شخصیت
کسانی که برای انسان حقیقتی بهجز همین جسم نمیشناسند، مرگ را موجب نابودی کامل انسان میدانند و میگویند همانطور که شخص انسان یعنی جسم او با مرگ نابود میشود، شخصیت او هم از بین میرود، زیرا آدمی همان جسم و بدن است و نه چیز دیگر؛ اینان در شناخت حقیقت انسان دچار اشتباه هستند و با بیتوجهی به دلایل عقلی و وحیانی، نمیدانند که حقیقت انسان، روح است نه جسم؛ و با مرگ تنها جسم انسان از کار میافتد، اما روح او به حیات خود ادامه میدهد و شخصیت خود را حفظ میکند و در قیامت خداوند آن جسم را باز میآفریند و روح را به آن ملحق میکند و این متلاشی شدن جسم و بازآفرینی مجدد آن هیچ تغییری در حقیقت و شخصیت آدمی ایجاد نمیکند.
پرسش (صفحه 66 کتاب درسی)
1- چرا در قرآن، بسیار از معاد یاد شده است؟
2- چرا میگوییم معاد امری ممکن است و محال نیست؟ دو دلیل ذکر کنید.
3- برهان عدالت، برای اثبات حتمی بودن قیامت را توضیح دهید.
4- برهان حکمت، برای اثبات حتمی بودن قیامت را توضیح دهید.
5- مهمترین انگیزههای انکار معاد چیست؟
6- هر یک از آیات زیر با کدام بخش درس ارتباط دارد؟ چگونه؟
ـ وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهوَنُ عَلَیهِ (سورهٔ روم، آیهٔ 27)
ـ وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَ نَسِی خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَ هِی رَمِیمٌ، قُل یُحیِیهَا الَّذِی أَنشَأَها أَوَّلَ مَرَّهٔ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ (یس، 78 و 79)
7- چرا منکرینِ معاد، مرگ را باعث نابودی شخصیت آدمی میدانند؟ شما چه پاسخی به آنها میدهید؟
هم اندیشی (صفحه 67 کتاب درسی)
1- اگر در بحث وجود معاد، دلیلی جز خبر پیامبران نداشتید، آیا آن را میپذیرفتید؟ به چه دلیل؟
پاسخ خود را با دوستانتان در میان بگذارید.
2- با توجه به آموختههای خود، پیرامون این جمله گفتوگو کنید «حقیقت انسان روح است نه جسم». دلیل خود را به صورت روشن ارائه دهید.
تحقیق (صفحه 67 کتاب درسی)
1- شما تاکنون با برخی از نامهای قیامت مانند یومالدین، یومالفصل، یوم الحساب و... آشنا شدهاید. اکنون تعداد دیگری از نامهای قیامت را از قرآن بیابید و وجه نامگذاری قیامت به آن نامها را توضیح دهید. 2- با راهنمایی دبیر محترم دو نمونهٔ دیگر از زنده شدن مردگان که در قرآن ذکر شده است را بیابید و آن را در کلاس ارائه دهید.