خانه
گاما

درسنامه آموزشی اصول عقاید (1) کلاس دهم معارف

درس 1: خود را بشناسیم

بازدید618
تاریخ بروزرسانی1404/08/3

اندکی در خود نگر تا کیستی

از کجایی در کجایی چیستی

امام علی می‌فرماید:

«خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده، در کجا قرار دارد و به کجا می‌رود»

اهمیت خودشناسی

توان شناخت و اندیشه برترین و بنیادی‌ترین وجه تفاوت ما با سایر موجودات در این دنیاست. ما از همان آغاز ولادت به شناخت دنیای پیرامون خود می‌پردازیم و به مرور زمان به اندیشیدن دربارۀ هر آنچه که با آن مواجه هستیم مشغول می‌شویم. اما آیا به همین میزان به شناخت حقیقت وجود خویش که بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین مخلوق در این عالم است، توجه می‌کنیم؟ شناخت خود و توانایی‌ها و ناتوانی‌های خویش قدم اصلی و اولیه برای حرکت در مسیر رشد و کمال است؛ از این‌رو، تمام متفکرین بزرگ، از هر آیین و مذهب به این موضوع توجه کرده‌اند و رشد و شکوفایی آدمی را وابسته به خودشناسی و آشنایی با حقیقت انسان دانسته‌اند؛ آیا اسلام که کامل‌ترین مکتب سعادت‌آفرین و آیین الهی برای انسان است، به این مسئله، یعنی خودشناسی توجه نموده است؟

استاد بزرگ، شهید مطهری به این سؤال این‌گونه پاسخ می‌دهد:

«اسلام، عنایت خاص دارد که انسان «خود» را بشناسد و جا و موقع خویشتن را در جهان آفرینش تشخیص دهد. این‌ همه تأکید در قرآن در مورد انسان برای این است که انسان، خویشتن را آن‌چنان که هست بشناسد... و هدف از این شناختن و درک کردن این است که خود را به مقام والایی که شایسته آن است، برساند.»

امیرالمؤمنین علی با این سخن که «أفضلُ الحِکمَهِٔ مَعرِفَهُٔ الانسانِ نَفسَهُ» ما را تشویق و ترغیب به شناسایی خود می‌کند، ایشان همچنین می‌فرماید: «مَعرِفَهُٔ النَّفْسِ أَنفَعُ المَعارِفِ»

علت آنکه آن حضرت خودشناسی را سودمندترین دانش‌ها دانسته‌اند، این است که شناخت ما از خود، ریشهٔ هدایت و تعیین‌کننده مسیر سعادت ما است زیرا از این راه است که می‌توانیم سود و زبان خود را بشناسیم و برای به‌دست آوردن منفعت خویش و پرهیز از خسران اقدام کنیم.

آثار و نتایج خودشناسی

هرگاه ما به حقیقت خود و توانمندی‌ها و شگفتی‌هایی که در وجودمان نهفته است، پی‌ببریم، آثار و نتایج بسیار مهم و درخشانی به‌دست می‌آوریم که سه مورد از آنها عبارت‌اند از:

1- شناخت بیشتر خدا: از آنجا که ما آدمیان در زمرهٔ برترین مخلوقات خداوند هستیم، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نشانهٔ او نیز می‌باشیم؛ بدین جهت هر چقدر خود را بیشتر و بهتر بشناسیم، شناخت عمیق‌تری از خدای خود به دست می‌آوریم. قرآن کریم این موضوع را این‌ چنین بیان می‌کند: 

سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّیٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (سوره فصلت، آیهٔ 53)
به زودی نشانه‌های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است.

پیامبر اکرم می‌فرماید:

أَعْرَفُکُم بِرَبِّهِ أَعْرَفُکُم بِنَفْسِهِ
آشناترین شما به پروردگارش همان آشناترین شما به (حقیقت) خود است.

چرا که شناخت انسان شناخت بزرگ‌ترین نشانهٔ خداست.

2- تکریم خویش: آدمی هرگاه از ارزش چیزی با خبر شود، دقت بیشتری در نگهداری و محافظت از آن به عمل می‌آورد و به هر میزان که ارزش آن بالاتر باشد، تلاش و توجه افزون‌تری نیز به خرج می‌دهد. بر همین اساس، هرگاه ارزش وجودی و قدر و قیمت خود در نظام آفرینش را به درستی بشناسیم، به همان میزان تلاش می‌کنیم با دوری از کارهای زشت و ناپسند، ارزش خویش را حفظ کرده و با آلوده نکردن خود به پستی‌ها خویشتن خویش را تحقیر نکنیم.

امیرالمؤمنین علی می‌فرماید:

مَنْ کَرُمَت عَلَیه نَفْسُه، لَم یُهنها بالمعصیهٔ؛
کسی که جان خود را گرامی بدارد، آن را با گناه‌خوار نمی‌کند.

بلکه برعکس، هر میزان خود را بالاتر ببینیم، برای بهتر شدن و ارتقای خود بیشتر می‌کوشیم و بر فضایل خود می‌افزاییم.

در این‌باره امام علی فرمود:

و اجعَلنا مِنَ الذین عرفوا أَنفُسَهُم، و أیقنوا بِمُستَقَرَّهِم، فکانّت أعمارُهُم فی طاعَتِکَ تَفنی
ما را از کسانی قرار ده که خود را شناختند و به قرارگاه خویش یقین یافتند و از این‌رو عمرشان در راه طاعت تو می‌گذشت.

3- شناخت صحیح اعتقادات: خودشناسی نقش ویژه‌ای در فهم عمیق اصول اعتقادات دینی دارد، به گونه‌ای که بسیاری از مباحث ایمانی، بدون تعمق در انسان و حقیقت آن فهم‌پذیر نمی‌باشد. به عنوان مثال؛ معاد که از مهم‌ترین مباحث اعتقادی اسلامی است بدون شناخت انسان ممکن نیست.

آفرینش انسان

گام نخستین برای درک حقیقت وجود خویش، آشنایی با چگونگی آفرینش انسان است. آغاز آفرینش انسان از خاک بوده است، بدین‌ترتیب که ابتدا خداوند از خاک، پیکر آدم را آفریده و پس از طی مراحل خلقت جسمانی، به او روح و جان بخشیده است، آنگاه با آفرینش همسرش «حوا» ادامهٔ خلقت نسل آدم را از راه ازدواج و تولد قرار داد؛ این حقایق را در آیات متعددی از قرآن می‌توان یافت:

او (خداوند) همان کسی است که هرچه را آفرید نیکو آفرید؛ و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، سپس نسل او را از عصاره‌ای از آب ناچیز و بی‌قدر قرار داد، سپس [اندام] او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید.

با دمیده شدن روح به جسم آدم، مرحله‌ای دیگر از آفرینش بشر آغاز گردید که موجب حیات و زندگی او شد و از سایر جانداران متمایز گشت و دارای قابلیت‌هایی شد که سزاوار سجده و تکریم فرشتگان قرار گرفت؛ قرآن این حقیقت را چنین بیان می‌کند:

إذ قالَ رَبُّکَ لِلمَلائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طین، فَإِذَا سَوَّیْتُه وَ نَفَحْتُ فِیهِ مِن روحی فقعوا له ساجدین. (سوره ص، آیهٔ 71 و 72)
آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری از گل خواهم آفرید، پس چون او را [کاملاً] درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم، سجده‌کنان برای او [به خاک] بیفتید.

سپس خداوند، چگونگی آفرینش نسل آدم را بیان می‌کند و روشن می‌سازد که پس از تکمیل مراحل خلقت جسم در رحم مادر، مرحله‌ای دیگر از آفرینش که همان دمیده شدن روح است آغاز می‌شود تا خلقت ما کامل شود. از این‌رو، خداوند خود را به‌عنوان بهترین آفریننده می‌ستاید؛ زیرا او خالق انسانی است که دارای قابلیت‌ها و توانمندی‌های بی‌نظیری است:

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِینٍ، ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ، ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ ۚ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (سوره مؤمنون، آیهٔ، 14-12)
به یقین ما انسان را از گل خالص آفریدیم، سپس او را نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم، آنگاه از آن نطفه، لختهٔ خونی آفریدیم و از آن لختهٔ خون، پاره گوشتی و از آن پاره گوشت، استخوان‌ها آفریدیم و استخوان‌ها را به گوشت پوشانیدیم؛ بار دیگر  او را آفرینشی دیگر دادیم، پس بزرگ  است خدایی که بهترین آفرینندگان است!

حقیقت انسان: روح یا جسم؟!

با دقت در آیات مربوط به آفرینش انسان دریافتیم که آدمی موجودی است مرکب از جسم و روح؛ آیا دلایلی که بتواند روح را اثبات کند، ارائه شده است؟

دلایل اثبات و اصالت روح:

1- ثبات «من»: جسم ما با گذر زمان تغییر و تحول پیدا می‌کند، از ضعف و کوچکی به توانایی و بزرگی می‌رسد و سپس دوباره به ضعف و سستی می‌گراید، و همچنین گاهی به واسطهٔ حوادث، عضوی از آن جدا شده و نابود می‌گردد، اما در تمام این مراحل یا اتفاقات، هرگز در «منِ» خود، تغییر و نقص و تحول، نمی‌بینیم و خویشتن خود را ثابت و غیرمتحول می‌یابیم و حتی به هنگام تغییر اخلاق یا اندیشه و نظر نیز می‌گوییم نظرِ «من» عوض شده یا اخلاق «من» تغییر کرده است. این ثبات «من» در بین تمام این تغییرات جسم، گواه روشنی است که حقیقت و اصل آدمی چیزی فراتر از جسم است و در حقیقت همان روح اوست که از آن به «من» یاد می‌کنیم.

2- خواب و رؤیا: حتماً تاکنون به هنگام خواب، رؤیاهای فراوانی دیده‌اید که برخی از آنها آشفته و گنگ، و بعضی از آنها هم روشن و با محتوایی قابل درک و تعبیر بوده‌اند و حتی در برخی از این رؤیاها از اتفاقاتی که در آینده رخ میدهد مطلع شده‌اید یا با کسانی که از دنیا رفته‌اند، سخن گفته‌اید و آنها دربارهٔ اموری حرف زده‌اند که مدت‌ها پس از مرگ‌شان رخ داده است.

به راستی حقیقت خواب و رؤیا چیست؟ چگونه ممکن است از حوادث آینده با خبر شد در حالی که جسم ما در رختخواب است و چشم و گوش ما چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود. چگونه ممکن است با مردگان ارتباط برقرار کرد در حالی که اگر انسان فقط همین جسم باشد و آن هم پوسیده باشد، هیچ‌گونه ارتباطی، ممکن و معقول نیست! چطور ممکن است مردگان از جریانات زمان ما و یا آینده، مطلع باشند؟

پاسخ روشن و مختصر این سؤالات این است که ما با دقت در رؤیاهایی که می‌بینیم، می‌فهمیم که ما حقیقتی غیر از این جسم هستیم و بخش مهمی از توانایی ما مرتبط با همان بُعد غیرجسمانی است که وقتی خوابیم می‌تواند با عوالم دیگر ارتباط پیدا کند و حتی به سرزمین‌های دیگر برود و از آینده نیز به شکل واضح یا تمثیلی اطلاع پیدا کند و با ارواح سایر انسان‌ها و حتی مردگان تماس پیدا کند.

تلاش (صفحهٔ 17 کتاب درسی)

 

به کمک دبیر محترم، نمونه‌ای از یک رؤیای دقیق که در قرآن بیان شده است را بیابید و بررسی کنید.

3- مسئولیت اعمال و رفتار: از نظر تمام انسان‌ها و تمام ادیان و مذاهب، هر کسی در برابر اعمال و رفتار خود مسئول است و سزاوار پاداش یا کیفر می‌باشد، حتی اگر سالیان درازی از آن گذشته و جسم او تغییرات زیاد کرده باشد؛ این نیز نشان آن است که مسئولیت رفتارهای آدمی متوجه جسم او نیست بلکه بر عهدۀ جان (روح) اوست، و همین کافی است تا روشن کند که حقیقت آدمی روح است و نه جسم!

تلاش (صفحهٔ 17 کتاب درسی)

 

با کمک دبیر محترم یک دلیل دیگر برای اثبات روح برشمرید و دربارۀ آن گفت‌وگو کنید.

رابطهٔ جسم و روح

اکنون که دانستیم در میان دو بُعد جسم و روح انسان، روح اصالت دارد، تبیین رابطهٔ آن دو روشن می‌گردد.

روح آدمی، حقیقت و اصل وجود اوست و جسم آدمی با تمام ارزش و اهمیتی که دارد نقش ابزار و واسطهٔ اجرای خواسته‌های روح را دارد و در واقع روح ما مالک جسم ماست. کافی است تا نگاهی دوباره به خود بیندازید تا ببینید که این ما هستیم که از بدن خود برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود بهره می‌بریم و آن را به خدمت می‌گیریم؛ مثلاً وقتی به دنبال نام‌آوری در عرصهٔ ورزش هستیم یا درپی کسب مقامات علمی و اجتماعی هستیم، جسم خود را به زحمت و رنج می‌اندازیم تا به خواستهٔ خود برسیم و همواره برای اهداف بزرگ خویش رنج‌های جسمانی را می‌پذیریم و یا حتی درپی: تحقق برخی مقاصد مهم حاضر می‌شویم صدمات سنگین به بدن‌مان را بپذیریم؛ این نمونه‌ها گواه آن است که در واقع جسم به منزلهٔ ابزاری برای روح ما است و اصل وجود انسان، همان روح اوست که از بدنش در راه خواسته‌های خود بهره می‌برد.

البته لازم است این ابزار بسیار مهم را سلامت و محفوظ نگه‌داریم تا بتوانیم به خواسته‌های صحیح خود، جامه عمل بپوشانیم.

تعمیق یادگیری (صفحهٔ 18 کتاب درسی)

 

1- چرا توجه به حقیقت انسان بر هر دانشی مقدم است؟

2- انسان‌ها بیشتر به بُعد جسمی خود توجه نشان می‌دهند یا بعد روحی؟ به نظر شما علت آن چیست؟ آیا این انتخاب درست است؟

3- آیهٔ زیر با کدام بخش از درس ارتباط دارد؟ چگونه؟

«أَوَلَمْ یَرَالْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَهٔ، فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ» (یس 77)
مگر آدمی ندانسته است که ما او را از نطفه‌ای آفریده‌ایم پس به ناگاه وی ستیزه‌جویی آشکار شده است.

4- آیا با انکار وجود روح می‌توان کسی را به دلیل گناه سال‌های قبل محکوم کرد؟ چرا؟

5- چگونه از شناخت خود می‌توان به شناخت خدا رسید؟

6- دلایل اثبات روح کدام است؟

7- رابطهٔ روح و جسم ما چگونه است؟

8- مشاهدهٔ رؤیا، نشانه و گواه چیست؟

هم اندیشی (صفحهٔ 19 کتاب درسی)

 

1- با کمک دبیر محترم، آیه یا روایتی دیگر که اهمیت و تقدم خودشناسی را نشان بدهد، بیابید و در مورد آن گفت‌وگو کنید.
2- خداوند در بیان مراحل خلقت انسان می‌فرماید «نَفَختُ فیه من روحی» از روح خود در او دمیدم. آیا این جمله به این معنی است که خداوند قسمتی از وجود خود را در کالبد آدمی قرار داده است؟

تحقیق کنید (صفحهٔ 19 کتاب درسی)

 

روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، تاریخ، اخلاق و سایر شاخه‌های علوم انسانی، هر یک از منظری خاص به انسان و روابط و رفتارهای او می‌پردازند. شناخت حقیقت انسان چگونه می‌تواند به این علوم کمک نماید؟

درس 1: خود را بشناسیم